Embed
Email

runaway

Document Sample
runaway
Shared by: HC120115143239
Categories
Tags
Stats
views:
4
posted:
1/15/2012
language:
pages:
166
‫مساله دخرتان فراری‬

‫نوشته‬

‫حممدرضا جوادي يگانه و اکرب فروع‬

‫الدين عدل‬

‫جوادي يگانه، حممدرضا و اکرب فروو ادرديع لرد (1384) .مسااله‬

‫دخرتان فراري. هتوان: طوح آينده ( بواي دانشگاه للوم هبزيسيت و‬

‫توانبخشي و دانشگاه هتوان).‬









‫مقدمه‬

‫خانواده،‬ ‫الضاي‬ ‫توك‬ ‫و‬ ‫خانه‬ ‫از‬ ‫نوجوانان‬ ‫فوار‬

‫در واقع نولي‬ ‫بدون اجازه وادديع يا وصي قانوني،‬

‫واكنش نسبت به شوايطي است كه از نظو فود نامسالد،‬

‫ً‬ ‫ا‬

‫غريقابل حتمل و بعضً تغيريناپذيو است. ايع لمل معموال‬

‫كاهش‬ ‫منظور‬ ‫به‬ ‫دفالي‬ ‫مكانيسم‬ ‫يك‬ ‫لنوان‬ ‫به‬

‫ناخوشايندي و خالصي از حموك هاي آزاردهنده و مضو و‬

‫ا‬

‫دستيابي به خواسته هاي موردنظو و لمومً آرزوهاي دور‬

‫و دراز اجنام مي شود. امووزه در اكثو كشورهاي جهان،‬

‫فوار از خانه به يك معضل جدي اجتمالي تبديل شده‬

‫است. در ايوان نيز فوار دخرتان از خانه با توجه به‬

‫اجتمالي،‬ ‫و‬ ‫خانوادگي‬ ‫ديين،‬ ‫ارزشهاي‬ ‫و‬ ‫هنجارها‬

‫به لنوان يك آسيب و مسئله اجتمالي مطوح است. آمار و‬

‫ارقام و اخبار جوايد و مطبولات از روند رو به رشد‬

‫ايع آسيب اجتمالي، كاهش ميانگني سين دخرتان فواري و‬

‫ظهور پيامدهاي ناگوار آن حكايت مي كند.‬

‫للريغم نبود اطاللات و آمار معترب مبتين بو فعاديت‬

‫ها و شواهد حتقيقاتي، به نظو مي رسد بووز پديده فوار‬

‫هاي اخري رو به افزايش بوده‬ ‫دخرتان در ايوان طي سا‬

‫رساني مناسبرت در رسانه ها و امكان‬ ‫است. هوچند اطال‬

‫گذشته نيز بو‬ ‫طوح آن در جمامع للمي طي چند سا‬

‫بي تاثري نبوده است. در‬ ‫بزرگنمايي بووز ايع پديده‬

‫امهيت ايع پديده از‬ ‫هو صورت، آن چيزي كه مشخص است‬

‫ديدگاه مودم و مهچنني سياست گزاران فوهنگي و اجتمالي‬

‫فعلي كشور از يكسو و لوارض آن بواي سالمت جامعه از‬

‫سوي ديگو است. بطور کلي لوارض فوار دخرتان از منز‬

‫را مي توان در سه گووه كلي زيو مطوح منود:‬

‫آسيب هاي جدي جسمي و رواني كه خود آنان در‬ ‫4 -‬

‫معوضشان قوار مي گريند. ادبته ناكايف بودن اقدامات‬

‫ً‬

‫محاييت سيستماتيك در جامعه آهنا را تشديد و اكثوا غري‬

‫قابل جربان مي كند.‬

‫بدان‬ ‫دخرتان‬ ‫ايع‬ ‫هاي‬ ‫خانواده‬ ‫كه‬ ‫لوارضي‬ ‫2 -‬

‫مبتال مي شوند.‬

‫خساراتي الم از گسرتش بي خامناني، فحشاء و‬ ‫8 -‬

‫بي بند وباري، التياد و غريه كه بو جامعه حتميل مي‬

‫شود.‬

‫با لنايت به امهيت نقش حياتي كه زنان و‬ ‫به هو حا‬

‫مادران در توسعه اجتمالي و اقتصادي جوامع دارند، كم‬

‫پديده‬ ‫توجهي به اقدامات موثو بواي پيشگريي و كنرت‬

‫فوار دخرتان از منز ، فود، خانواده و جامعه را به‬

‫تناسب, دچار لوارض كوتاه مدت و دراز مدت بي مشاري مي‬

‫كند كه نتيجه هنايي آن تشديد لقب ماندگي كشور است.‬

‫جمموله حاضو بو گوفته از حتقيقات اجنام شده تاديفات‬

‫مقاالت سخنوانيها و جزوات است و سعي بو آن بوده است‬

‫که جمموله کاملي از تعاريف، آمار و اطاللات، تئوريها،‬

‫هتيه و ارائه‬ ‫لوامل و پيامدهاي فوار دخرتان از منز‬

‫گودد. با اميد به اينکه ايع تاديف بتواند در شناخت‬

‫ارائه‬ ‫و‬ ‫کنرت‬ ‫کاهش،‬ ‫منظور‬ ‫به‬ ‫پديده‬ ‫ايع‬ ‫هبرت‬

‫راهکارهاي پيشگريانه مفيد باشد.‬









‫بيان مساده‬

‫فوار از خانه از مجله رفتارهاي ناسازگارانه اي‬

‫است که از کودکان و نوجوانان سو مي زند. گو چه در‬

‫فوار پديده اي فودي به نظو مي رسد ويل با‬ ‫نگاه او‬

‫توجه به پيامدهاي سوء آن بواي جامعه بايد آن را از‬

‫مجله آسيب هاي اجتمالي به حساب آورد. فوار از منز‬

‫به لنوان يکي از معضالت خانوادگي و اجتمالي فواگري در‬

‫سطح جهان مطوح است. در ايوان نيز در ساهلاي اخري‬

‫کارشناسان و رسانه ها نسبت به حبواني شدن ايع مسئله‬

‫هشدار داده اند.‬

‫تنها‬ ‫نه‬ ‫که‬ ‫هايي‬ ‫نگواني‬ ‫و‬ ‫ها‬ ‫دغدغه‬ ‫از‬ ‫يکي‬

‫خانواده ها بلکه کارشناسان اجتمالي را به خود معطوف‬

‫ساخته, روند رو به رشد فوار دخرتان از کانون خانواده‬

‫است. ارائه آمارهاي روبه افزايش در رسانه ها و رويت‬

‫به وضوح ايع دخرتان در معابو لمومي، بو نگواني ها‬

‫بيش از پيش دامع مي زند و تبعات منفي آن به لنوان‬

‫يک لارضه و آسيب اجتمالي، تاثري بسيار نامطلوبي بو‬

‫جامعه مي گذارد. سوقت, اغفا , تکدي گوي, التياد و‬

‫جنسي,‬ ‫کاري و‬ ‫هاي‬ ‫استفاده‬ ‫سوء‬ ‫خمدر,‬ ‫مواد‬ ‫قاچاق‬

‫روابط نامشوو , روسپيگوي و خودکشي از آسيب هايي است‬

‫که دخرتان فواري دچار آن مي شوند.‬

‫کارشناسان معتقدند اختالف بني وادديع، طالق و جدايي‬

‫آهنا، وجود ناپدري و نامادري، ناآگاهي, بيسوادي و‬

‫فقو فوهنگي وادديع, بي مهوي, بي توجهي و تبعيض ميان‬

‫فوزندان, سختگريي و خشونت در خانواده, التياد و فساد‬

‫خانوادگي، اختالفات خانوادگي, توقع بيش از حد از‬

‫و‬ ‫سوزنش‬ ‫شدن،‬ ‫توبيخ‬ ‫و‬ ‫تنبيه‬ ‫از‬ ‫توس‬ ‫نوجوانان،‬

‫ازدواج‬ ‫هنگام،‬ ‫زود‬ ‫ازدواج‬ ‫حتميل‬ ‫مستمو،‬ ‫مشاتتهاي‬

‫و‬ ‫مادي‬ ‫فقو‬ ‫شهوت،‬ ‫کسب‬ ‫و‬ ‫پودازي‬ ‫خيا‬ ‫ناموفق،‬

‫فوهنگي، کمبود لواطف، لدم وجود حميط امع در خانواده،‬

‫سوء ظع، شک و بدخلقي وادديع، ناخواسته بودن کودک,‬

‫کنجکاوي دوران نوجواني نسبت به کشف مناسبات دنياي‬

‫بريون از خانه, داشنت دوستان ناباب و بسياري لوامل‬

‫ديگو از مجله داليل فوار دخرتان از خانه حمسوب مي شود.‬

‫شوايط گذار جامعه از نظام سنيت به مدرن نيز تسويع‬

‫کننده اجياد ايع آسيب هاي اجتمالي در جامعه است، در‬

‫جامعه سنيت نظارت شبکه خويشاوندي بو روي فوزندان‬

‫زياد بوده و نه تنها وادديع بلکه منسوبان ديگو هم‬

‫بو توبيت بچه ها نظارت داشتند اما در شوايط فعلي‬

‫ايع نظارت داخلي به داليل خمتلف سست شده است. مطادعات‬

‫متعدد نشان داده اند که شوايط نامسالد خانوادگي‬

‫کانون‬ ‫از‬ ‫دخرتان‬ ‫در فوار‬ ‫گذار‬ ‫لامل تاثري‬ ‫مهمرتيع‬

‫خانواده است. در ايع سنني احساسات و هيجانات شديد و‬

‫شود،‬ ‫مي‬ ‫شوو‬ ‫دوره‬ ‫ايع‬ ‫با‬ ‫مهزمان‬ ‫که‬ ‫بلوغ‬ ‫حبوان‬

‫هويت خود باشد‬ ‫نوجوانان را وا مي دارد که به دنبا‬

‫و اغلب آن را در گووه مهساالن خويش مي يابد. افسودگي‬

‫و مخودگي دخرتان نيز حموکي بواي بوقواري ارتباط غري‬

‫متعارف با جنس خمادف و پيدا کودن جايگزيين بواي پدر‬

‫است. بوخورد نامناسب وادديع سبب تشويق و توغيب آنان‬

‫به تشديد ارتباط بريون از خانه مي شود که خود مي‬

‫تواند هنايتا به يکي از للل فوار تبديل شود.‬

‫حتقيقات کارشناسان بو روي دخرتاني که از خانه فوار‬

‫کوده اند، بيانگو ايع امو است که اکثو قويب به‬

‫اتفاق آنان از طوف سوپوست و يا سايو الضاي خانواده‬

‫حداقل يکي از رفتارهاي کتک زدن، توهني کودن، مواقبت‬

‫شديد، زنداني کودن، مسخوه کودن, سوء استفاده جنسي‬

‫جتوبه کوده اند. در صورت بازگوداندن دخرتان به‬ ‫را‬

‫لدم‬ ‫نيز‬ ‫و‬ ‫قبلي‬ ‫شويط‬ ‫تغيري‬ ‫لدم‬ ‫سبب‬ ‫به‬ ‫خانواده‬

‫آموزشهاي الزم در بوخورد الضاي خانواده با آنان نه‬

‫تنها کمکي به ايع دخرتان مني شود بلکه شوايط نامسالد‬

‫قويرت مي کند.‬ ‫قبلي بغوجنرت شده و امکان فوار جمدد را‬

‫بسياري از ايع دخرتان از بوگشت دوباره به خانه وحشت‬

‫دارند. آهنا کتک خوردن، فحاشي و حتقري شدن از جانب‬

‫خانواده خبصوص پدران و بوادران را للت آوارگي خود مي‬

‫دانند.‬

‫بسياري از وادديع به دديل لدم آگاهي و آموزش الزم‬

‫و رسانه هاي گووهي، بوخورد‬ ‫از طوف هنادهاي مسئو‬

‫مناسيب با ايع دخرتان ندارند و به حمض کوچکرتيع نامالمييت‬

‫گريند.‬ ‫سوشان مي‬ ‫باالي‬ ‫مششري‬ ‫مثل‬ ‫را‬ ‫فوارشان‬ ‫مسئله‬

‫بسياري نيز رضايت خانواده شان را در ازدواج با کسي‬

‫که دوستش دارند شوطي بواي بونگشنت به دنياي بريون از‬

‫خانه ذکو مي کنند. آهنا ددشان مي خواهد مدام با کسي‬

‫کنند. شنيدن حوف هايشان از جانب هو کسي خبصوص‬ ‫درد د‬

‫وادديع و بوادر و خواهو بزرگرت دذت خبش است. ايع‬

‫دخرتان مي خواهند ديده شوند. چون نه تنها زندگي شان‬

‫را سياه و بي التبار مي بينند بلکه به شدت نا‬

‫اميدند و در ايع موحله است که اقدام به خودکشي در‬

‫آهنا به موحله لمل مي رسد.‬

‫دخرتان نوجوان و جوان پس از گويز از خانه در معوض‬

‫خطوات بسياري قوار مي گريند و اودني احساسي که به‬

‫آنان دست مي دهد, حس بي پناهي و احساس توس از فقدان‬

‫جنسيت‬ ‫واسطه‬ ‫است. به‬ ‫التماد‬ ‫قابل‬ ‫و‬ ‫امني‬ ‫انساني‬

‫زنانه، ايع افواد دائما در آستانه پيشنهاد بوقواري‬

‫رابطه جنسي هستند. ايع افواد پس از چندي دچار احساس‬

‫بيزاري از خود و سپس احساس گناه و آدودگي مي شوند,‬

‫از ايع رو التماد به نفس خود را به طور کامل از دست‬

‫داده و توان بازگشت به زندگي سامل را ندارند.‬

‫دخرتان فواري در بدو فوار, در پارکها و باغهاي‬

‫حاشيه شهوها بواي هتيه ماحيتاج زندگي و خوراک, موتکب‬

‫منايف لفت و خودفووشي شده و ظوف مدت‬ ‫سوقت، الما‬

‫کوتاهي در پي آشنايي با باندهاي فساد به فحشا کشيده‬

‫شده و در ايع موحله است که بواي رهايي از فشار‬

‫رواني، غم سوگوداني و کمبود حمبت, بسيار سويع در دام‬

‫مواد خمدر گوفتار مي شوند. اکثو دخرتان فواري چند روز‬

‫پس از فوار بالفاصله جذب باندهاي خويد و فووش مواد‬

‫خمدر شده و از آنان بواي توزيع مواد خمدر و يا الما‬

‫منايف لفت استفاده مي شود و ايع در حايل است که‬

‫صاحبان و گودانندگان ايع باندها بواي اينکه ايع‬

‫دخرتان حيت حلظه اي فکو فوار و دو دادن الضاي گووه را‬

‫به ذهع خود راه ندهند، ايع دخرتان را وادار به مصوف‬

‫مواد خمدر مي کنند.‬

‫هو چند اغلب مطادعات درباره رفتار فوار تنها بو‬

‫يك للت بواي فوار جوانان تاكيد مني كنند، اما به‬

‫كوات در مطادعات خمتلف بو وجود روابط بني وادديع و‬

‫فوزندان به لنوان متغري مهم در ايع باره تاكيد شده‬

‫است. نتايج بدست آمده( اردالن، 2384: 44) نيز جوانان،‬

‫در‬ ‫تعارض‬ ‫و‬ ‫تضاد‬ ‫للت‬ ‫مهمرتيع‬ ‫را‬ ‫ارتباطي‬ ‫مسائل‬

‫خانواده هايشان ذكو كوده اند، بطوريكه تعداد كثريي‬

‫از فواريان در صدد تالش بواي فوار از موقعيت هايي‬

‫هستند كه آن را مشكل زا مي بينند و مني توانند و يا‬

‫مايل نيستند كه آن را حتمل كنند. ايع در حايل است كه‬

‫بوخي از ايع نوجوانان از سوي وادديع آزار رسان خود‬

‫از خانه بريون انداخته شده اند.‬

‫با‬ ‫وجود التياد، فعاديت جنسي و روابط نامشوو‬

‫كودكان و نوجوانان در خانواده ،لدم تامني اقتصادي‬

‫جوان، لدم پاسخ مناسب به فشارهاي اقتصادي، توفيق‬

‫اندك حتصيلي از مجله داليلي بوده اند كه توسط نوجوان‬

‫به لنوان للت فوار ذكو شده اند.‬

‫‪ Whitbeck‬و مهكاران (1994) در حتقيقشان بيان كوده‬

‫نوشته‬ ‫اند: اكثو مقاالتي كه در زمينه فوار از منز‬

‫شده اند، به نظو مي رسد بو اساس نظويه پودازي ‪Homer‬‬

‫را‬ ‫8194 اجنام شده است. وي پديده فوار از منز‬ ‫در سا‬

‫در دو خبش « فوار از » و « فوار به » مي بيند. «‬

‫فوار از » آهنايي هستند كه به دديل وجود مشكالت با‬

‫واددينشان مي گويزند و « فوار به » آهنايي هستند كه‬

‫جذب هيجانات و جذابيت هاي خوده فوهنگ هاي خياباني‬

‫مي شوند.‬

‫مهه انساهنا در جايي كه به سو مي بوند (الم از‬

‫خانه و حمل كار)چنانچه احساس رضايت نكنند و فضاي‬

‫حاكم بو حميط موجب رنج و لذابشان شود, به فكو فوار‬

‫و‬ ‫ناراضي‬ ‫هاي‬ ‫انسان‬ ‫خيل‬ ‫ميان‬ ‫از‬ ‫ويل‬ ‫افتند.‬ ‫مي‬

‫ناراحت , درصد بسيار كمي فكو خود را لمل مي كنند, و‬

‫آهنا كه مانده اند سعي كوده اند مشكالت و موجبات‬

‫ناراحيت خود را در حميط بوطوف كنند, يا خود را با‬

‫و حتمل‬ ‫شوايط موجود تطبيق دهند تا حميط قابل قبو‬

‫پذيو گودد.‬

‫متايل به فوار از حميط در مورد جواهنا خبصوص افواد 24‬

‫ساده تا 22 ساده قوي تو و جدي تو است. فوار از خانه‬

‫بواي نوجوان, نتيجه يك مساده غامض و الينحل, بواي‬

‫خانواده يك مساده موبوط به روابط متقابل و بواي‬

‫جامعه يك مساده اجتمالي است. فوار نوجوان از خانه,‬

‫يك مشكل و معضل حاد و لمومي مبتال به هناد خانواده‬

‫نيست ويل منود آشكاري از وجود مساده اي لميق تو و‬

‫پيچيده تو به نام مساده ارتباط نوجوانان با وادديع‬

‫است.‬

‫نوجوانان گاهي بواي رهايي از رنج و ناراحيت, جنات‬

‫از سوزنش هاي مداوم و حتقريهاي مكور و خود شدن شخصيت‬

‫خود از خانه مي گويزند. گاهي بواي مقابله و تنبيه‬

‫وادديع و گاهي به خاطو احساس بي پناهي و لدم امنيت.‬

‫پشت پا زدن به لواطف و پايبندي هاي موجود در‬

‫خانواده و ناديده گوفنت انتظارات جامعه مسلما" يك‬

‫رفتار لادي و طبيعي هبنجار نيست ويل لكس ادعمل‬ ‫نو‬

‫طبيعي و هبنجار رويارويي و بوخوردهاي كسادت آور و‬

‫خسته كننده موجود در حميط ناهبنجار خانوادگي است.‬

‫خوراك‬ ‫و‬ ‫زندگي‬ ‫ماحيتاج‬ ‫هتيه‬ ‫بواي‬ ‫فواري‬ ‫جوانان‬

‫منايف لفت, خودفووشي شده‬ ‫موتكب سوقت, جيب بوي, الما‬

‫و دخرتان با آشنايي با افواد مفسد به فحشا كشانده مي‬

‫شوند. جوانان بواي رهايي از فشار رواني، فواموشي‬

‫مواد‬ ‫غم, سوگوداني, كمبود حمبت, خيلي زود به انوا‬

‫خمدر معتاد مي گودند( دانش, 1184).‬





‫تعويف فوار‬

‫(فوهنگ‬ ‫گويز‬ ‫و‬ ‫گوخينت‬ ‫معناي‬ ‫به‬ ‫است‬ ‫مصدر‬ ‫فوار‬

‫فارسي لميد: 1434). فوار نولي مكانيسم دفالي و يا‬

‫واكنش جرباني تسلي خبش است كه فود بواي جنات و رهايي‬

‫از رجنها به آن تع مي دهد. « كارن هورناي » ايع حوكت‬

‫را نولي تضاد مي داند. تضاد ميان فودي كه از يك سو‬

‫مي خواهد مستقل باشد و از سوي ديگو خواستار مهبستگي‬

‫است و اودني تضاد را در سايه فوار حتقق يافته مي‬

‫پندارد.‬

‫فوار از خانه و اقدام به دوري و لدم بازگشت به‬

‫و توك الضاي خانواده، بدون اجازه از وادديع يا‬ ‫منز‬

‫وصي قانوني خود، در واقع نولي واكنش نسبت به شوايطي‬

‫ا‬

‫است كه از نظو فود نامسالد، غريقابل حتمل و بعضً‬

‫ال‬

‫تغيريناپذيو است. ايع لمل معموً به لنوان يك مكانيسم‬

‫دفالي به منظور كاهش ناخوشايندي و خالصي از حموكهاي‬

‫آزاردهنده و مضو و دستيابي به خواسته هاي موردنظو و‬

‫ا‬

‫لمومً آرزوهاي دور و دراز اجنام مي شود.‬

‫در اكثو موارد اقدام به فوار به طور ناگهاني،‬

‫الضاي خانواده صورت مي گريد، اما در‬ ‫بدون خرب و اطال‬

‫بوخي شوايط، فود قصد خود را به صورت هتديد به فوار‬

‫مي دهد. ايع لمل اغلب در بني پسوان فواري معمو‬ ‫اطال‬

‫است.‬

‫در شوايطي ممكع است كه اقدام به فوار به مهواهي‬

‫فودي از جنس خمادف يا زمينه دوسيت و قوار مالقات اجنام‬

‫ا‬

‫شود. اخريً مواردي از فوارهاي گووهي در بني دخرتان‬

‫مشاهده شده است اما اغلب دخرتان به تنهايي فوار مي‬

‫كنند.‬

‫با‬ ‫مواجهه‬ ‫و‬ ‫فوار‬ ‫از‬ ‫پس‬ ‫فود‬ ‫شوايط‬ ‫بوخي‬ ‫در‬

‫مشكالتي نظري لدم امنيت و فواهم نبودن امكانات زندگي،‬

‫پشيمان مي شود و در صورت خوش اقبايل، با كمرتيع دطمات‬

‫روحي و جسمي توسط نريوهاي امنييت، شناسايي و در مدت‬

‫زمان كوتاهي به خانه باز مي گودد. دسته اي از دخرتان‬

‫ا‬

‫فواري نيز به دديل شوايط واقعً نامسالد خانه، حاضو‬

‫به بازگشت نيستند و بواي جلوگريي از ايع كار از نام‬

‫مستعار استفاده مي كنند و يا اظهار مي كنند كه‬

‫خانواده اي ندارند.‬

‫اغلب فوارها از شهوستاهنا به موكز يا شهوهاي بزرگ‬

‫اجنام مي شود. هو چند مبدا و مقصد معدودي از فوارها‬

‫نيز بادعكس مي باشد و گاهي نيز از شهوهاي كوچك و‬

‫بزرگ به قصد لزميت به كشورهاي ديگو اتفاق مي افتد.‬

‫فوار به صورت گويز از خود, گويز از مجع آشنا و‬

‫گويز از خانواده, تقويبا" درمتام گووهها واجتمالات‬

‫وجود دارد.‬

‫فوار به مكان و مبداء خاصي حمدود مني شود. ممكع‬

‫است, فوار از خانواده يا شهو باشد, يا فوار از‬

‫بيمارستان يا فوار از مدرسه و ... كه به هو شكلي در‬

‫جامعه يك رفتار منفي تلقي مي شود و هيچگاه به صورت‬

‫مسافوت يا دور شدن طبيعي از خانواده نيست.‬

‫رفتار است كه‬ ‫از ديدگاهي ديگو, فوار نولي اختال‬

‫در ارتباط با واكنش هاي سازگارانه به صورت آشفته‬

‫خود را نشان مي دهد. در ايع صورت, فوار اختاليل لميق‬

‫در رفتار تعويف مي شود كه بالث بوانگيخنت و حتويك‬

‫افواد به خووج از حميط نظم و انضباط مي شود و زمينه‬

‫را بواي توك كانون فواهم مي سازد.‬

‫مي‬ ‫معموال" از سع 9 سادگي شوو‬ ‫قصد فوار از منز‬

‫و آزادي در خارج‬ ‫شود زيوا از ايع سع ميل به استقال‬

‫از حميط خانه پديد مي آيد. جتوبه نشان داده كه بوخي‬

‫از كودكان 24 ساده, به ويژه آهنا كه حساس و زودرنج‬

‫بوده اند, در ايع سع بارها از خانه گوخيته اند.‬

‫فوويد معتقد است كه كودك يا نوجوان لاصي مي شود‬

‫و خانه اش را توك مي كند زيوا پدر بواي پسو و مادر‬

‫پدران‬ ‫بواي دخرت, قابل حتمل نيست. از حلاظ لقده اديپا‬

‫نيز اگو بيش از حد مستبد و پوخاشگو باشند, رشد و سري‬

‫لادي كودك خمصوصا" نوجوان و جوان را نسبت به استقال‬

‫شخصيت و التماد به نفس و به طور كلي رشد فكوي‬

‫لاطفي, رواني و اجتمالي متوقف و يا الاقل به تاخري مي‬

‫اندازد( به نقل از معتمدي، 2384: 182).‬





‫آمار و اطاللات‬

‫مسئله جديدي نيست که به دوره‬ ‫پديده فوار از منز‬

‫زماني خاصي تعلق داشته باشد. ديکع فواز و فوود آمار‬

‫کساني که اقدام به فوار مي کنند و يا گووه سين ايع‬

‫افواد، مهچنني جنس فواريان از منز ، در هو دوره بسته‬

‫به شوايط آن قابل جتزيه و حتليل و تامل است.‬

‫شبكه پيچيده اي‬ ‫معلو‬ ‫پديدة فوار دخرتان از منز‬

‫از لوامل مؤثو رواني- اجتمالي است كه در بسياري از‬

‫ال‬

‫كشورها به چشم مي خورد. هوچند كه معموً آمار دقيقي‬

‫ديكع در گزارش مستندي‬ ‫از فواواني آن ارائه مني شود,‬

‫،‬ ‫3994‬ ‫سا‬ ‫در‬ ‫نوجوان‬ ‫222/914/83‬ ‫از‬ ‫آمويكا‬ ‫در‬

‫فوار كوده اند كه 13 درصد آهنا‬ ‫222/122/4 نفو از منز‬

‫يعين 211/133 نفو دخرت بوده اند(اردالن،2384: ؟).‬

‫يك‬ ‫ساالنه‬ ‫جهاني،‬ ‫هبداشت‬ ‫سازمان‬ ‫آمار‬ ‫بواساس‬

‫ميليون نوجوان ۱۹-۱۹ ساده از خانه فوار مي كنند كه‬

‫درصد آهنا دخرت هستند.‬ ‫۷۴‬

‫)‬ ‫(‪The children's society‬‬ ‫انگلستان‬ ‫در‬ ‫كودكان‬ ‫اجنمع‬

‫اطاللات زيو را در مورد كودكان فواري گزارش كوده‬

‫است:‬

‫فوار مي كنند.‬ ‫222/224 كودك زيو 34 سا‬ ‫- هو سا‬

‫مشكالت‬ ‫قبيل‬ ‫از‬ ‫داليلي‬ ‫به‬ ‫ها،‬ ‫فواري‬ ‫درصد‬ ‫- 23‬

‫موجود در خانه، خشونت، آزار و تعارض با وادديع فوار‬

‫مي كنند.‬

‫- 12 درصد بچه هاي فواري اودني فوارشان قبل از 3‬

‫سادگي است.‬

‫- 8/4 پسوها و 1/4 دخرتها وقيت كه اودني بار فوار مي‬

‫كنند، 44 ساده هستند.‬

‫- بسياري از بچه هاي فواري، بعد از يك يا دو روز‬

‫به خانه بو ميگودند و آسيب جدي مني بينند. اگوچه 12‬

‫ال‬

‫درصد آهنا در شوايط سخيت مي خوابند مثً در كوچه ها،‬

‫روي زمني و يا ايستگاه اتوبوس.‬

‫- 1/4 بچه هاي فواري، مورد جتاوز جنسي يا محله هاي‬

‫خشونت بار و يا هو دو قوار مي گريند.‬

‫شده‬ ‫اخواج‬ ‫مدرسه‬ ‫از‬ ‫فواريها،‬ ‫درصد‬ ‫- 41‬

‫اند(درخشان نيا، 4384).‬

‫رفتار فوار در ميان نوجوانان اياالت متحده توسط‬

‫‪ )4993( Deni‬بورسي شده است. بو اساس ايع حتقيق تعداد‬

‫كودكاني كه از خانه فوار مي كنند روندي فزاينده‬

‫دارد. « روابط كودك ر وادديع » در ايع بورسي مهمرتيع‬

‫للت فوار از خانه بيان شده است. فواواني رفتار فوار‬

‫نوجوانان در خانواده هاي تك واددي و در خانواده‬

‫هايي كه در درون خود افواد با يكديگو كشمكش و تضاد‬

‫دارند، بيش از ديگوان است. هو چند مسئله فوار بچه‬

‫مسئله جديدي نيست. اما امووزه نوجوانان‬ ‫ها از منز‬

‫فوار مي كنند. ايع‬ ‫و كودكان بيش از گذشته از منز‬

‫ميزان در امويكا قويب به 1/4 ميليون نفو است و اغلب‬

‫سع دارند. در‬ ‫ايع كودكان و نوجوانان بني 24 تا 34 سا‬

‫ايع حتقيق بوآورده شده است كه تقويبً از هو 3 بچه يك‬

‫ا‬

‫نفو ممكع است قبل از 34 سادگي از خانه فوار كند و‬

‫تويع جايي كه ممكع است بعد از فوار بدان جا‬ ‫متداو‬

‫بووند خانه دوست يا خويشاوند است.‬

‫به رغم نياز خبش هاي للمي و اجوائي كشور به پاسخ‬

‫هاي صحيح و داده هاي الزم دربارة ويژگيهاي كودكان‬

‫آسيب ديده و للل و داليل فوار آنان از خانه، و زندگي‬

‫در کوچه ها و خياباهنا، هنوز پژوهش جامعي در سطح‬

‫كشور اجنام نشده است. نتايج مطادعات و حتقيقات موردي‬

‫و موضعي و اطاللات و يافته هاي مطوح شده در اودني‬

‫نشان‬ ‫ايوان(2384)‬ ‫در‬ ‫اجتمالي‬ ‫هاي‬ ‫آسيب‬ ‫ملي‬ ‫مهايش‬

‫ميدهد كه فقط در هتوان ساالنه حدود 2224 دخرت 84 تا 12‬

‫ساده از خانه هايشان فوار مي كنند و اغلب آنان در‬

‫اودني سالات يا روزهاي فوار مورد جتاوز جنسي قوار مي‬

‫گريند. كودكان فواري كساني هستند كه در خانه احساس‬

‫امنيت مني كنند و پنداشت صحيحي از شوايط بريون از‬

‫خانه ندارند و زماني به اشتباه خود پي مي بوند كه‬

‫در بريون ازخانه مورد سوء استفاده قوار مي گريند و‬

‫شوايط بواي بازگشت آنان مشكل تومي شود(لبدادلهي،‬

‫4384 : 88 ).‬

‫اطاللات بدست آمده(حسيين، 4384: 844) نشان مي دهد که‬

‫31 و توسط‬ ‫توسط دخرتان در سا‬ ‫بيشرتيع فوار از منز‬

‫11 صورت گوفته است. در مهني ساهلا 18/91‬ ‫پسوان در سا‬

‫و نوجوانان‬ ‫کودکان‬ ‫را‬ ‫منز‬ ‫از‬ ‫فواريان‬ ‫از‬ ‫درصد‬

‫(23/12 درصد دخرت و 11/12 درصد پسو) تشکيل داده اند.‬

‫به دوشيزگان و‬ ‫طي ايع دوره 24/18 درصد فوار از منز‬

‫زنان تعلق داشته و 18/2 درصد از آنان از ساملندان‬

‫بوده اند. مهچنني 22/44 درصد از ايع افواد در سايو‬

‫گووه هاي سين و جنسي قوار داشته است. از ميان 21144‬

‫فوار کوده اند، به‬ ‫نفو که بني ساهلاي 31 تا 23 از منز‬

‫جوانان (مذکو) اشاره اي نشده است. دديل ايع اقدام‬

‫ايع‬ ‫انطباق نداشنت مفهوم فوار بواي خووج از منز‬

‫افواد بوده است.‬

‫به گزارش ايسنا، بواساس نتايج يک حتقيق، نوخ فوار‬

‫با رشد ساالنه 32 درصد طي مدت 8‬ ‫زنان و دخرتان از منز‬

‫از 291 به 139 مورد رسيده است .بواساس ايع آمار،‬ ‫سا‬

‫در کل مجعيت کشور با‬ ‫تعداد فواريان از منز‬ ‫در جممو‬

‫نوخ رشد ساالنه 1/34 درصد از 9834 به 2912 طي دهه اخري‬

‫‪‎‬‬

‫رسيده است. توزيع فواواني سع فوار نيز نشان ميدهد‬

‫34 تا 81 سادهها با 8/32 درصد بيشرتيع طيف سين فواريان‬

‫‪‎‬‬

‫را تشکيل ميدهند که پس از آهنا نوجوانان 84 تا 14‬

‫‪‎‬‬

‫ساده کشور با 1/32 درصد و 94 تا 42 سادهها با 1/1‬

‫‪‎‬‬

‫درصد قوار دارند.‬

‫مهچنني بواساس آمار للل فوار، درگريي با خانواده با‬

‫9/12 و اختالف با نامادري يا ناپدري با 1/34 درصد در‬

‫‪‎‬‬

‫رتبههاي خنست قوار دارند و للل ديگو مهچون بدسوپوسيت،‬

‫‪‎‬‬

‫دوستان و ... رتبههاي‬ ‫فقو مايل، بي سوپوسيت، اغفا‬

‫‪‎‬‬

‫بعدي را به خود اختصاص ميدهند.‬

‫نتايج بدست آمده از پژوهشي نشان داده است که 39‬

‫درصد از دخرتان فواري از موقعيت اجتمالي و خانوادگي‬

‫خوبي بوخوردار نبوده و با ايع کار مي خواسته اند به‬

‫آرزوهاي خود دست يابند. بواساس نتايج حاصله از ايع‬

‫حتقيقات 21 درصد از دخرتان فواري از فوارشان نتيجه‬

‫مثبيت نگوفته اند.مهچنني از نظو حتصيالت 21 درصد آنان‬

‫توک حتصيل کوده اند(خربگزاري سينا, 14 آبان، 8384) .‬

‫بو اساس حتقيقي که بو روي 244 دخرت, با سابقه فوار‬

‫که 28 نفو از آهنا در اماکع لمومي، 21 نفو در‬ ‫از منز‬

‫مواکز بازپووري دخرتان هبزيسيت و 21 نفو در زندان ها‬

‫هبزيسيت‬ ‫للوم‬ ‫دانشگاه‬ ‫پژوهشي‬ ‫معاونت‬ ‫مهکاري‬ ‫با‬

‫توانبخشي صورت گوفته، 23 درصد دخرتان فواري در هفته‬

‫مورد تعوض قوار مي گريند, 3/29 درصد ايع دخرتان‬ ‫او‬

‫سابقه‬ ‫داراي‬ ‫درصد‬ ‫33‬ ‫فوار،‬ ‫از‬ ‫پس‬ ‫دستگريي‬ ‫سابقه‬

‫گوخينت، 11 درصد سابقه حتويل به مواکز هبزيسيت و 1 درصد‬

‫سابقه زندان دارند. بيش از نيمي از ايع دخرتان با‬

‫مدت فوار، تقويبا‬ ‫و يا سوپناه در طو‬ ‫هدف کسب پو‬

‫هو روز ارتباط جنسي بوقوار مي کنند، 1/8 درصد ايع‬

‫دخرتان ارتباط جنسي هم با مودان و هم با زنان را ذکو‬

‫کوده اند و تعداد شوکاي جنسي در دخرتاني که هو روز‬

‫ارتباط جنسي دارند حداقل يک و حداکثو 24 نفو است.‬

‫9/38 درصد ايع دخرتان بدون داشنت هيچ بونامه اي بواي‬

‫تامني خمارج و 21 درصد بدون داشنت هيچ سوپناه مشخصي‬

‫مي‬ ‫بواي سکونت پس از فوار (حداقل شب ها) از منز‬

‫از‬ ‫پو‬ ‫بوداشنت‬ ‫با‬ ‫دخرتان‬ ‫ايع‬ ‫درصد‬ ‫2/18‬ ‫گويزند،‬

‫منز ، 1/22 درصد کار کودن، 1/8 درصد قوض کودن، 3/1‬

‫درصد سوقت، 1/1 درصد خودفووشي، 1/1 درصد خويد و فووش‬

‫مواد خمدر و 3/1 درصد زندگي با دوست پسو و يا ازدواج‬

‫با آهنا روزهاي پس از فوار را به شب مي رسانند.‬

‫ميانگني سين اغلب دخرتان فواري در زمان اودني فوار حدود‬

‫1‬

‫است(لصو نو، ۳۱ فوورديع ۱۳۱۹).‬ ‫34 سا‬

‫فواري‬ ‫دخرتان‬ ‫مصويف‬ ‫مواد‬ ‫بيشرتيع‬ ‫توياک‬ ‫و‬ ‫هووئني‬

‫است. بو اساس حتقيقي که بو روي 228 مددجوي دخرت و زن‬

‫ايع‬ ‫درصد‬ ‫18‬ ‫از‬ ‫بيش‬ ‫گوفته‬ ‫صورت‬ ‫بازپووري‬ ‫مواکز‬

‫دخرتان داراي سابقه التياد هستند که در ايع ميان‬

‫هووئني و توياک لمده تويع مواد مصويف بيش از 21 درصد‬

‫دخرتان‬ ‫درصد‬ ‫1/12‬ ‫دهد.‬ ‫مي‬ ‫تشکيل‬ ‫را‬ ‫فواري‬ ‫دخرتان‬

‫فواري هووئني، 1/92 درصد توياک، 14 درصد حشيش و 48‬

‫درصد سيگاري هستند. ناسازگاري با وادديع دديل لمده‬

‫فوار دخرتان از خانه است. 1/94 درصد دخرتان فواري‬



‫1‬

‫‪http://asre-nou.net/1383/farvardin/30/m-dokhtaran.html‬‬

‫ناسازگاري با وادديع، 34 درصد اغفا ، 84 درصد لدم‬

‫امنيت در خانواده، 14 درصد وضع نامناسب اقتصادي،‬

‫1/24 درصد از هم پاشيدگي خانواده، 1 درصد گوايش به‬

‫مسائل احنوايف، 1/24 درصد ازدواج نابسامان، 8/2 درصد‬

‫التياد و 1 درصد مشکل رواني دديل توک خانه بوده‬

‫است(مهان منبع).‬

‫آزارهاي جنسي واقعيت تلخ ديگو دخرتان فواري است.‬

‫38 درصد دخرتان فواري توسط الضاي خانواده مورد سوء‬

‫دخرتان‬ ‫ايع‬ ‫درصد‬ ‫88‬ ‫گريند،‬ ‫مي‬ ‫قوار‬ ‫جنسي‬ ‫استفاده‬

‫فواري تنبيه بدني، 3 درصد اجبار به گدايي، 84 درصد‬

‫خويد و فووش مواد خمدر و 3/3 درصد رها شدن در خيابان‬

‫اجياد‬ ‫مهچنني‬ ‫اند.‬ ‫کوده‬ ‫لنوان‬ ‫منز‬ ‫توک‬ ‫دديل‬ ‫را‬

‫حمدوديت، ممانعت از پيشوفت و حتصيل، هتديد به ازدواج‬

‫هاي اجباري از مجله مهمرتيع داليل فوار دخرتان از خانه‬

‫است. دخرتاني که در خانواده هاي از هم پاشيده و‬

‫داراي مشکالتي شامل جدايي وادديع، مشاجوات خانوادگي،‬

‫لدم امنيت، رفت و آمد افواد خالفکار، اجبار به تکدي‬

‫گوي و خويد و فووش مواد زندگي مي کنند، درصورت‬

‫خيابان‬ ‫به‬ ‫جمدد‬ ‫بازگشت‬ ‫بواي‬ ‫زيادي‬ ‫احتما‬ ‫توخيص‬

‫دارند( مهان منبع).‬

‫وادديع، 21 درصد در فوار دخرتان از خانه مقصوند.‬

‫بوخورد نامناسب و ناشايست وادديع با دخرتان دديل 21‬

‫درصد فوار دخرتان از خانه است. بو اساس آمار سازمان‬

‫بني املللي کار ساالنه 24 ميليارد دالر سود از جتارت و‬

‫قاچاق دخرتان و زنان نصيب باندهاي مافيايي مي شود و‬

‫بوآوردها بيانگو ايع واقعيت تلخ است که 24 ميليون‬

‫نفو از کودکان جهان قوباني ايع جتارت هستند. بو اساس‬

‫الالم سازمان ساالنه يک ميليون کودک در جهان روسپي مي‬

‫شوند و سازمان هبداشت جهاني نيز مدلي است که 124‬

‫ميليون کودک به ويووس ايدز مبتال هستند. بو اساس‬

‫الالم سازمان جهاني محايت از کودکان خياباني، 21 درصد‬

‫دخرتان فواري روزانه يک يا دو بار مورد سوءاستفاده‬

‫جنسي قوار مي گريند و متاسفانه در حبث کودکان خياباني‬

‫آنچه مساده دخرتان را از امهيت مضالف بوخوردار مي کند‬

‫از‬ ‫را‬ ‫دخرتان‬ ‫فوار‬ ‫مساده‬ ‫که‬ ‫است‬ ‫جنسي‬ ‫جاذبه‬ ‫حبث‬

‫دخرتان‬ ‫درصد‬ ‫21‬ ‫است.‬ ‫کوده‬ ‫بوخوردار‬ ‫خاصي‬ ‫پيچيدگي‬

‫فواري را دخرتاني در مقطع حتصيلي راهنمايي تشکيل مي‬

‫دهند، افوادي که سو راه ايع دخرتان قوار مي گريند با‬

‫فويب, آهنا را به مواکز فساد کشانده و درآمد سوسام‬

‫آوري را از ايع راه نصيب خود مي کنند. ايع استاد‬

‫دانشگاه در ادامه به معضل دخرتان فواري به ويژه در‬

‫اشاره کوده و اظهار مي دارد: متاسفانه در مناطق دور‬

‫از موکز و شهوهاي کوچک خانواده ها موگ را تنها لالج‬

‫دخرتان فواري پس از بازگشت به خانه مي دانند.‬

‫شهو هتوان بيشرتيع دخرتان فواري را در خود جاي داده‬

‫است و حمل سکونت اغلب ايع دخرتان فواري در مناطق پايني‬

‫و موکزي شهو است( مهان منبع).‬

‫ميزان فوار زنان و دخرتان از نظو فصلي نيز داراي‬

‫تفاوت است. بيشرتيع ميزان بووز ايع پديده در تابستان‬

‫و فوار دخرتان از خانه در ماه هاي خوداد, تري, موداد‬

‫و شهويور از بيشرتيع افزايش بوخوردار است.‬

‫بسياري از خانواده ها بواي حفظ آبووي خود, فوار‬

‫دخرتان خود را به مواكز قانوني و ذيصالح گزارش مني‬

‫را‬ ‫خود‬ ‫فواري‬ ‫زنان‬ ‫درصد‬ ‫21‬ ‫از‬ ‫بيش‬ ‫مهچنني‬ ‫كنند.‬

‫افوادي بيش از حد حساس و زودرنج, تلقني پذيو, متكي‬

‫دانسته اند. 11 درصد نيز خود‬ ‫به غري, افسوده و لجو‬

‫را جلباز و داراي تضاد در احساس بوآورده كوده اند و‬

‫91 درصد آهنا خود را فاقد دوستان نزديك هستند.‬



‫انگيزه هاي فوار‬

‫فوار از منز , رفتاري ناهبنجار است كه به داليل و‬

‫انگيزه هاي خمتلف صورت مي گريد. فوار ممكع است كوتاه‬

‫مدت و مقطعي و يا دائمي و مستمو باشد. در حادت او‬

‫ممكع است فود از چند سالت تا چند روز بيشرت, و يا چند‬

‫سپوي كند, به خانه يكي از‬ ‫شب را در بريون از منز‬

‫بستگان بوود و يا به شهو ديگو لزميت كند. يا به مدت‬

‫باشد.‬ ‫طوالني در مهان شهو حمل سكونت خود دور از منز‬

‫« ژاك بورسا » فوار را مكانيسمي در جهت يافنت جما‬

‫اثبات وجود مي داند. بواي فودي كه در خانه, چنني‬

‫فوصيت را نيافته است(رضوي, 1384).‬

‫آمار نشان مي دهد انگيزه هاي افواد فواري بو حسب‬

‫جنس، سع، حتصيالت و حميط زندگي متفاوت است. اما در‬

‫مي توان انگيزه هاي فوار را در 1 گووه کلي زيو‬ ‫جممو‬

‫دسته بندي منود:‬

‫ادف ر اثبات وجود و جلب توجه ديگوان و اجبار آهنا‬

‫بواي اجواي متايالت و خواسته هاي خويش.‬

‫ب ر رهايي از هنجارها، فشارها، حتميلها، قيد و‬

‫بندها، خشونتها و آزارهاي خانواده و كسب آزادي لمل‬

‫در رفتارهاي فودي و اجتمالي.‬

‫ج ر جلاجت با خانواده، سلب آرامش و اجياد بدنامي‬

‫يا مشكل بواي آنان به جهت لدم تعلق و ددبستگي به‬

‫خانواده.‬

‫د ر حتت فشار قوار دادن ديگوان بواي حتقق خواسته‬

‫هبرت‬ ‫موقعيت‬ ‫و‬ ‫آينده‬ ‫زندگي‬ ‫خصوص‬ ‫در‬ ‫خود‬ ‫هاي‬

‫اقتصادي(معتمدي،2384: 232).‬

‫بوخي از افواد در مواجهه با موقعيت هاي ناراحت‬

‫كننده و شكست زا, آسان تويع راه را كه لقب نشيين يا‬

‫فوار است انتخاب مي كنند (نوابي نژاد، 4184).‬





‫فوار‬ ‫انوا‬

‫گوناگوني از فوار را‬ ‫متخصصان و صاحبنظوان, انوا‬

‫مشخص كوده اند. بو اساس حتقيقات اجنام شده در بلژيك‬

‫فوار درنظو گوفته اند:‬ ‫بواي 223 فواري سه نو‬

‫و چگونگي ارتباط‬ ‫فرار عكس العملي: نشانگو اختال‬

‫بني جوان و حميط است. در ايع حادت, از فوار به لنوان‬

‫روشي بواي بيدار كودن و هشدار دادن استفاده مي شود.‬

‫وقيت نوجوان در خانواده به فواموشي‬ ‫به لنوان مثا‬

‫سپوده مي شود و وادديع غوق در فعاديت هاي روزموه‬

‫خود هستند.‬

‫و‬ ‫جوانان‬ ‫گاهي‬ ‫كردن:‬ ‫زندگي‬ ‫راحت‬ ‫براي‬ ‫فرار‬

‫نوجوانان چون خانواده را مانع اجنام بوخي فعاديتهاي‬

‫خود مي دانند و مي خواهند آنگونه كه مي خواهند‬

‫خودشان خوش باشند, از خانه‬ ‫زندگي كنند و به قو‬

‫فوار مي كنند تا به گونه اي ديگو و آزادتو زندگي‬

‫كنند.‬

‫فرار به خاطر آينده سازي: در ايع حادت, جوان يا‬

‫شكل گريي زندگي و ساخنت زندگي به‬ ‫نوجوان به دنبا‬

‫گونه اي است كه خود مي خواهد. در ايع وضعيت, مشكالت‬

‫بزهكاري به ندرت ديده مي شود.‬

‫بيماري‬ ‫از‬ ‫ناشي‬ ‫فوار‬ ‫نولي‬ ‫نوجواني,‬ ‫سنني‬ ‫در‬

‫آيد,‬ ‫پديد‬ ‫فود‬ ‫در‬ ‫است‬ ‫ممكع‬ ‫انزواجويانه‬ ‫رواني,‬

‫آنچنانكه به گوشه اي رفته و زندگي آرامي را آغاز‬

‫كند( به نقل از معتمدي، 2384: 182).‬

‫را به حلاظ زماني نيز مي توان‬ ‫فوار دخرتان از منز‬

‫به دو حادت فوار کوتاه مدت و بلند مدت طبقه بندي‬

‫منود. در فوار كوتاه مدت افواد بعد از مدتي به حلاظ‬

‫پشيماني از رسيدن به اهداف خود و يا مهيا نشدن‬

‫شوايط و امكانات موردنياز نزد خانواده بو مي گودند‬

‫ويل در فوار بلند مدت كه معموال" در نتيجه درگريي هاي‬

‫شديد و تنفو بيش از اندازه از خانواده به وقو‬

‫پيوسته امكان بازگشت فود بسيار كم است.‬

‫به نظو ‪ Barth‬جوانان فواري را مي توان به 8 گووه‬

‫تقسيم کود:‬

‫مي‬ ‫که‬ ‫خانواده‬ ‫داخل‬ ‫فشارهاي‬ ‫از‬ ‫که‬ ‫4 جواناني‬

‫-‬

‫يک حبوان اجياد شده باشد مي گويزند.‬ ‫تواند به دنبا‬

‫مانند مشکالت مايل و تغيري در ساختار سوپوسيت خانواده‬

‫با نظارت حمدود کننده وادديع.‬

‫يا انتظارات بيش از اندازه‬ ‫2 گووهي که از کنرت‬

‫-‬

‫وادديع فوار مي کنند.‬

‫8 آهنائي که از شوايط سوء استفاده فيزيکي و يا‬

‫-‬

‫جنسي مي گويزند.‬

‫وي مهچنني معتقد است که جوانان فواري را از نقطه‬

‫نظو مداخله درماني مي توان به 2 گووه تقسيم کود:‬

‫4 آهنائي که جديدً فوار کوده اند و قابل اصالحند.‬

‫ا‬ ‫-‬

‫2 آهنائي که فوار بوايشان لادي شده و به لنوان يک‬

‫-‬

‫مشکل تثبيت شده است.‬

‫به نظو ‪ Orten‬و ‪ Soll‬فواري ها با توجه به سطح‬

‫بيگانگي بني فوزند و خانواده و درجه اي که فوزند،‬

‫فوار را به لنوان پاسخي به شوايط اسرتس آور در خود‬

‫درون سازي منوده است، به 8 گووه تقسيم بندي مي شوند:‬

‫4 آهنائي که حداقل يگانگي يا تضاد را نسبت به‬

‫-‬

‫الضاي خانواده دارند.‬

‫2 آهنائي که جتوبيات خيباني بيشرتي دارند و در باره‬

‫-‬

‫بونگشنت به خانه توديد دارند.‬

‫8 آهنائي که سع بيشرتي داشته، فوهنگ خياباني دارند‬

‫-‬

‫و انگيزه اي بيز بواي بازگشت به خانه ندارند.‬

‫8194 بو اساس حتقيقي كه بو روي 22 دخرت‬ ‫‪ Homer‬در سا‬

‫فواري در يك موكز درماني (نگهداري) اجنام داده, فوار‬

‫را در دو گووه كلي زيو تقسيم بندي‬ ‫دخرتان از منز‬

‫منوده است:‬

‫فرار از (‪ :)Running from‬مثل فوار از مشكالت خانوادگي‬

‫يا مدرسه. ايع دخرتان در حميط خانه شان دچار مشكالتي‬

‫هستند كه بوايشان قابل حل نيست. مهچنني از يك يا چند‬

‫نفو از الضاء خانواده شان نيز بواي اينكه نتوانسته‬

‫اند مشكلشان را حل كنند لصباني هستند و در هنايت حتمل‬

‫فوار ميكنند.‬ ‫آهنا به سوآمده و از منز‬

‫فرار به (‪ :)Running to‬مثل فوار بواي دستيابي به‬

‫روابط رومانتيك, گشت و گذار كودن و امثاهلم. درايع‬

‫گووه, فعاديتهايي مثل ارتباط جنسي, مصوف مواد خمدر,‬

‫بوده و چون مني‬ ‫سيگار و ادكل در خانه شان ممنو‬

‫توانند خود را در خانه ارضا كنند, فوار كوده و به‬

‫رنگ مجالت بزهكار در مي آيند. احساس ايع گووه درباره‬

‫خانواده شان بي تفاوتي است، و معتقدند كه خانواده‬

‫شان با بقيه خانواده ها تفاوتي ندارد و يا الاقل‬

‫بنام‬ ‫گووه‬ ‫ايع‬ ‫ديگو نيست.‬ ‫هاي‬ ‫خانواده‬ ‫از‬ ‫بدتو‬

‫‪ Pleasure seeker‬نيز خوانده مي شوند. بو ايع اساس ‪Homer‬‬

‫ا‬

‫صوفً پاسخي به‬ ‫ايع نکته را رد منود که فوار از منز‬

‫بوده و در واقع نولي درخواست کمک‬ ‫مشکالت دخرت در منز‬

‫به دديل‬ ‫است. زيوا فوار بسياري از دخرتان از منز‬

‫مشکالت درون خانواده نبوده است.‬

‫و‬ ‫مشکالت‬ ‫دديل‬ ‫به‬ ‫که‬ ‫فوارهائي‬ ‫هومو،‬ ‫بنابوايع‬

‫مسائل خانوادگي و حميط زندگي پيش مي آيد در گووه‬

‫"فرار از" و فوارهائي که به دديل هيجان طليب يا‬

‫روي مي دهد در گووه "فرار‬ ‫جذابيت هاي بريون از منز‬

‫به" جاي داد. ديکع با تعديل ايع دوگووه مي توان‬

‫فوار‬ ‫نو‬ ‫دو‬ ‫هو‬ ‫شامل‬ ‫که‬ ‫بود‬ ‫متصور‬ ‫را‬ ‫گووهي‬

‫هستند(اردالن،2384: 324)‬









‫مباحث نظري‬

‫كجرويهاي اجتماعي‬

‫انسان موجودي است اجتمالي و بواي زيسنت و مهزيسيت‬

‫از حلظه تودد تا واپسني دم حيات ناگزيو به مهكاري و‬

‫سازگاري با ديگوان است زيوا نيازهاي گوناگونش او را‬

‫وامي دارد تا با كمك و مهياري ديگوان, موانع و مشكالت‬

‫را از پيش پاي خود بو دارد و روز به روز زندگي را‬

‫سوق دهد.‬ ‫به سوي كما‬

‫دوركيم جامعه شناس معووف فوانسوي, معتقد است: "‬

‫اگو از آدمي آنچه را كه در پوتو زندگاني اجتمالي‬

‫خواهد‬ ‫نصيبش شده, باز ستانند تا درجه حيوانات تنز‬

‫يافت".‬

‫و‬ ‫رفتار‬ ‫اجتما‬ ‫در‬ ‫تنها‬ ‫نه‬ ‫شخص‬ ‫توتيب,‬ ‫بديع‬

‫خود را نسبت به ديگوان و در ارتباط و با توجه‬ ‫الما‬

‫به آنان تنظيم مي كند بلكه در حادت انزوا و تنهايي‬

‫خود را به معيار قضاوت ديگوان و‬ ‫نيز رفتار و الما‬

‫به اصطالح بو حسب افكار و لقايد لمومي حميط خود مي‬

‫سنجد و ارزيابي مي كند.‬

‫كجووي اجتمالي به مفهوم رفتاري است كه به طويقي‬

‫با انتظارهاي مشرتك الضاي يك جامعه سازگاري ندارد و‬

‫بيشرت افواد آن را ناپسند و نادرست مي دانند. در‬

‫واقع, هو جامعه از الضاي خود انتظار دارد از ارزشها‬

‫و هنجارها تبعيت كنند, اما مهواره لده اي پيدا مي‬

‫شوند كه پاره اي از ايع ارزشها و هنجارها را رلايت‬

‫مني كنند. جامعه, افوادي را كه مهاهنگ و مهساز با‬

‫ارزشها و هنجارها باشند " سازگار" يا " مهنوا" و‬

‫اشخاصي را كه بو خالف آهنا رفتار مي كنند " ناسازگار"‬

‫يا " نامهنوا" مي خوانند. از ميان افواد ناهبنجار,‬

‫كسي كه رفتار ناهبنجارش زودگذر نباشد و ديوگاهي دوام‬

‫آورد, كجوو يا منحوف ناميده مي شود و رفتار او را‬

‫"احنواف اجتمالي(‪ )Social Deviance‬يا كجووي اجتمالي مي‬

‫خوانند. به بيان دقيقرت, مفهوم احنواف يا کجووي شامل‬

‫اجتمالي‬ ‫هنجارهاي‬ ‫با‬ ‫که‬ ‫شود‬ ‫مي‬ ‫رفتاري‬ ‫هوگونه‬

‫مهنوائي ندارد (مهدويان,8384: 34).‬

‫ال‬

‫آسيب هاي اجتمالي اصوً پديده هايي را در بو مي‬

‫گريند كه از زندگي مجعي نشات مي گريند. به لبارتي از‬

‫مجع بو مي خيزند و بطور كلي آسيب اجتمالي پديده اي‬

‫است كه از زندگي گووهي افواد ناشي مي شود و در‬

‫وجدان مجعي و باور لمومي مودم, خمل نظم طبيعي جامعه‬

‫حمسوب مي شود و با ارزشهاي اجتمالي حاكم در تضاد است‬

‫و سالمت جامعه را به خطو مي اندازد و در بسياري از‬

‫مواقع با پيگود قانوني مهواه است.‬

‫زمان از يك سلسله مسريهاي خمتلف‬ ‫كجوفتاري در طو‬

‫لبارتي‬ ‫به‬ ‫و‬ ‫يابد‬ ‫مي‬ ‫تكويع‬ ‫و‬ ‫رشد‬ ‫و‬ ‫گذرد‬ ‫مي‬

‫ا‬ ‫ال‬

‫كجوفتاري كامً از پيش تعيني مني شود. بلكه غادبً از‬

‫يك بوخوردهاي خاص ميان لامل رفتار و وضعيت ها مي‬

‫گذرد و در هو وضعييت چند راه خمتلف در بوابو فود قوار‬

‫مي گريد كه يكي از انتخاب مي كند.‬

‫بوخي از نظويه ها در تبيني كجوفتاري امهيت خاص‬

‫اجتمالي قائلند. بديع معين كه اگو بازبيين‬ ‫بواي كنرت‬

‫اجتمالي خواه بريوني (پاداش و جمازات) و خواه دروني‬

‫(پوخاشگوي, خودخواهي, حوص و طمع) وجود داشته باشد,‬

‫شخص موتكب کجوفتاري مني شود (آقاخبشي,2184: 44).‬

‫يافته هاي للمي در زمينه كجوويهاي اجتمالي نشان‬

‫مي دهند :‬

‫4- هو چه لدم پذيوش وادديع نسبت به فوزند زيادتو‬

‫باشد و يا مواقبت و محايت بي دديل فزونرت و يا رفتار‬

‫تداوم‬ ‫لدم‬ ‫و‬ ‫با نامهاهنگي‬ ‫فوزند‬ ‫نسبت به‬ ‫وادديع‬

‫رفتاري مهواه باشد و يا حميط خانوادگي با ناسازگاري‬

‫قويع باشد, گوايشات پوخاشگوانه كودك, رو به افزايش‬

‫كجوو شدن او فزوني مي گريد.‬ ‫هناده, احتما‬

‫2- هو چه تنبيه در دوران كودكي كمرت و استفاده‬

‫كجوو شدن فود,‬ ‫ازمنطق وجماب سازي بيشرت باشد, احتما‬

‫كاهش مي يابد.‬

‫8- گذر از نوجواني به بزرگسايل, چنانچه در حميط‬

‫كجوو شدن فود, فزوني مي‬ ‫نامناسيب صورت پذيود, احتما‬

‫گريد.‬

‫گووه‬ ‫به‬ ‫كه‬ ‫افوادي‬ ‫بواي‬ ‫شدن‬ ‫كجوو‬ ‫احتما‬ ‫1-‬

‫اجتمالي خود يا جامعه كمرت وابسته اند و ارزشهاي‬

‫اجتمالي حاكم بو جامعه را كمرت مي پذيوند, بيشرت است.‬

‫اجتمالي ضعيف تو باشد, احتما‬ ‫1- هو چه كنرت‬

‫كجووي فزوني مي گريد.‬

‫هاي‬ ‫خانواده‬ ‫داراي‬ ‫اجتمالي,‬ ‫كجووان‬ ‫اكثو‬ ‫3-‬

‫پوستيز يا گسسته بوده اند.‬

‫1- در خانواده هايي كه سابقه كجووي وجود دارد,‬

‫كجووي از سوي سايو افواد, فزونرت است.‬ ‫احتما‬

‫دارند,‬ ‫ضعيفرتي‬ ‫مذهيب‬ ‫لاليق‬ ‫كه‬ ‫گووههايي‬ ‫در‬ ‫3-‬

‫كجووي فزونرت است.‬ ‫احتما‬

‫9- در مواقع حبواني, چون جنگ, حبوان اقتصادي و تورم‬

‫كجووي افزايش مي‬ ‫و حوادث طبيعي و اجتمالي, احتما‬

‫يابد.‬

‫ميزان كجووي‬ ‫24- احتماً شدت تنبيه كجوو, در كنرت‬

‫ال‬

‫نقشي ندارد.‬

‫چنانچه به يافته هايي كه حاصل چند پژوهش است نظو‬

‫افكنيم و به حتليل آهنا مبادرت كنيم, لوامل بارزي را‬

‫شدت‬ ‫خانواده,‬ ‫نقش‬ ‫يابيم.‬ ‫مي‬ ‫تو‬ ‫دخيل‬ ‫ليان‬ ‫به‬

‫و‬ ‫فوهنگي‬ ‫نداري‬ ‫و‬ ‫فقو‬ ‫اجتمالي,‬ ‫مذهيب و‬ ‫وابستگي‬

‫اقتصادي از آن مجله اند(آقاخبشي,3184: 1-3).‬

‫خانواده هاي آسيب ديده را مي توان در چهار دسته‬

‫زيو قوار داد:‬

‫يا‬ ‫مادي‬ ‫منابع‬ ‫فاقد‬ ‫كه‬ ‫بي كفايت:‬ ‫خانواده‬

‫روان شناخيت مؤثو بواي سازگاري با لوامل حبوان زاي‬

‫زندگي هبنجار هستند و مني توانند با مشكالت خانوادگي‬

‫مقابله كنند.‬

‫فقدان‬ ‫دديل‬ ‫به‬ ‫كه‬ ‫اجتماعي:‬ ‫ضد‬ ‫خانواده‬

‫هنادينه شدن ارزشهاي اجتمالي، افواد خانواده را به‬

‫سوي رفتارهاي نامطلوب تشويق مي كند.‬

‫خانواده آشفته: كه با اختالالت رفتاري نظري غريمنطقي‬

‫بودن، دلوا، تعارض و... مشخص مي شود و الضاي آن‬

‫داراي شخصيت هاي خموب و غريلادي هستند كه فضاي خانه‬

‫چنني‬ ‫وادديع‬ ‫مي كشانند.‬ ‫تنش‬ ‫و‬ ‫نزا‬ ‫به‬ ‫را‬

‫با‬ ‫درسيت‬ ‫و‬ ‫مطلوب‬ ‫روابط‬ ‫مني توانند‬ ‫خانواده هايي‬

‫خود رها‬ ‫فوزندان خود داشته باشند و فوزندان به حا‬

‫صحيح‬ ‫نظارت‬ ‫نو‬ ‫هو‬ ‫فاقد‬ ‫آهنا‬ ‫روابط‬ ‫و‬ ‫شده اند‬

‫غريرمسي خانواده تضعيف‬ ‫مي باشد و كاركود توبييت و كنرت‬

‫شده است. دذا جوانان در مواجه با چنني حميط متشنجي كه‬

‫بواي‬ ‫مؤثوي‬ ‫لاطفي‬ ‫و‬ ‫اجتمالي‬ ‫محايت هاي‬ ‫مني تواند‬

‫الضاي خانواده داشته باشد، اقدام به فوار از خانه‬

‫مي كنند.‬

‫خانواده هاي‬ ‫فوزندان‬ ‫ازهم گسيخته:‬ ‫خانواده هاي‬

‫ازهم گسيخته نيز به دديل غيبت وادديع به داليل خمتلف‬

‫ايع‬ ‫در‬ ‫هستند.‬ ‫مواجه‬ ‫توبييت‬ ‫و‬ ‫لاطفي‬ ‫مشكالت‬ ‫با‬

‫خانواده ها فوزندان دچار لصيان و سوكشي از مقورات‬

‫ا‬

‫خانواده و جامعه مي شوند و لمدتً ناسازگاري، درگريي‬

‫با جانشني هاي وادديع پيدا مي كنند كه زمينه فوار‬

‫ازخانه را در آهنا تشديد مي كند. مهچنني مشكالت رفتاري‬

‫تبعيض، حمدوديت‬ ‫در روابط الضاي خانواده نظري خشونت،‬

‫و يا آزادي بيش از حد نيز نقش بسيار مهمي دارند(حميب,‬

‫8 مهو 2384 - مهشهوي).‬





‫كاركود خانوادة را مي توان در 2 شکل کارکود سامل و‬

‫کارکود ناسامل به شوح زيو طبقه بندي منود:‬

‫1- كاركرد سامل‬

‫‪ ‬لشق مادرانه, كه بدون قيد و شوط نثار مي شود و‬

‫رواني كودك را فواهم مي آورد.‬ ‫موجبات استقال‬

‫‪ ‬لشق پدرانه, كه به شوط كسب شايستگي فوزند به او‬

‫ابواز مي شود. امهيت نقش پدر را در كاركود سامل مي‬

‫توان در موارد زيو ديد:‬

‫در بازي ها, حتصيالت و روابط‬ ‫-پدر مهواهي فعا‬

‫اجتمالي فوزندان است.‬

‫-پدر بو اجياد رفتارهاي شايسته در فوزندان نظارت‬

‫دارد.‬

‫-پدر با اجياد انگيزه, تالش, يادگريي, صرب و مقاومت‬

‫از فوزندان محايت لاطفي مي كند.‬

‫2- کارکرد ناسامل‬

‫‪ ‬لشق مادرانه به فوزند مشووط است به:‬

‫-قدرشناسي فوزندان از مادر.‬

‫-مطيع بودن فوزند در مقابل مادر.‬

‫‪ ‬رفتار پدر مهواه است با :‬

‫و بي توجهي پدر به فوزند.‬ ‫انفعا‬ ‫-‬

‫- نبود ادگويي از رفتار شايسته بواي نظارت بو‬

‫رفتار فوزندان.‬

‫- بي قانوني و بي نظمي در انديشه و رفتار پدر.‬

‫- پوخاشگوي(كتك زدن, فحاشي كودن, سوزنش كودن)به‬

‫فوزندان(رستم خاني, 4384: 114).‬





‫روابط متقابل مادر با فرزند: يكي از شاخص هاي‬

‫اصلي كاركود سامل خانواده, نقش مادر در خانواده است.‬

‫شايد اگو لشق و حمبت مادرانه در حدي باشد كه كودكان‬

‫كند و فوزند در‬ ‫را به حلاظ لاطفي و رواني اقنا‬

‫مادرانة‬ ‫توجهات‬ ‫نيازمند‬ ‫بزرگسايل‬ ‫و‬ ‫جواني‬ ‫دوران‬

‫رواني او موثو‬ ‫افواد ديگو نباشد, در اجياد استقال‬

‫خواهد بود. لشق بدون قيد و شوط مادر بواي فوزند‬

‫امنيت خاطوي اجياد مي كند كه هوگز نگواني و تشويش از‬

‫دست دادن حمبوبيت نزد مادر را خنواهد داشت و طوز تلقي‬

‫كودك چنني خواهد بود كه: « آنگونه كه هستم, حمبوبيت‬

‫دارم و موردتوجه و مواقبت مادرم قوار مي گريم ».‬

‫بواي فود ناتوان(كودك) مهمرتيع نگواني ايع است كه‬

‫اگو از او مواقبت نشود و نيازهاي جسمي و رواني اش‬

‫تامني نگودد, چه بايد بكند؟ بنابوايع, لشق بدون قيد‬

‫و شوط مادر در خانواده, حمكم تويع پشتوانة لاطفي و‬

‫رواني است كه كودك مي تواند به اطمينان بوسد كه در‬

‫هو شوايطي كسي هست كه نيازهاي جسمي و لاطفي او را‬

‫تامني كند و مهيشه از او محايت خواهد كود. چنني تصور و‬

‫قضاوتي در مورد واقعيت اجتمالي به امنيت رواني و‬

‫التماد متقابل بني فوزند و مادر مي اجنامد. در نتيجه,‬

‫موجبات التماد, لزت و احساس توامنندي در نفس و روان‬

‫كودك را فواهم مي آورد تا بتواند در مقابل مشكالت‬

‫با‬ ‫مناسب‬ ‫هاي‬ ‫حل‬ ‫راه‬ ‫اجتمالي‬ ‫روابط‬ ‫در‬ ‫موجود‬

‫هنجارهاي جامعه و توانايي هاي خود بيابد و لملي‬

‫كند.‬

‫روابط متقابل پدر با فرزند: با توجه به شاخص هاي‬

‫كاركود سامل پدر خانواده, به نظو مي آيد كه رابطة‬

‫متقابل پدر با مهسو و فوزندان مكمل نقش و مسئوديت‬

‫هاي مادر در خانواده است. حمبت بدون قيد و شوط مادر‬

‫امنيت خاطوي بواي فوزند فواهم مي كند كه به دنبا‬

‫ارتكاب اشتباهات, هيچ احساس نگواني و خطا بواي از‬

‫دست دادن توجه و مواقبت هاي مادر به فوزند به وجود‬

‫نيايد. اما بواي اصالح و هدايت به سوي رفتاري هبنجار,‬

‫پدر به لنوان نقش مكمل مي تواند با مهواهي, رسيدگي و‬

‫نظارت بو چگونگي ايفاي نقش الضاي خانواده, فوصيت را‬

‫و‬ ‫ها‬ ‫شايستگي‬ ‫كسب‬ ‫بواي‬ ‫فوزندان‬ ‫كه‬ ‫آورد‬ ‫فواهم‬

‫حمبوبيت هاي بيشرت نزد وادديع و ديگوان (جامعه) تالش‬

‫كنند و جتوبة موفقيت را بياموزند.‬

‫بنابوايع, چنانچه در خانواده اي پدر نقش‬

‫و سازندة خود را به درسيت ايفا نكند, فوزندان‬ ‫فعا‬

‫بالفاصله با خالء, سودرگمي و نبود ادگوي مناسب رفتاري‬

‫مواجه خواهند شد كه بواي جربان آن يا مادر مي بايست‬

‫نقش دوگانه را ايفا كند و يا فودي بيگانه (معموال"‬

‫دوست پسو) جايگزيع نامناسيب خواهد شد.‬

‫سخت گريي پدران, الم از اينكه منطقي يا‬ ‫هو نو‬

‫غريمنطقي باشد, نزد دخرتان نولي زورگويي و سلطه جويي‬

‫تفسري مي شود كه مقاومت, جلبازي و فوار غري مستقيم از‬

‫پدر و خانواده را به مهواه دارد.‬

‫پوخاشگوي اكثو پدران ايع دخرتان به شكل كتك زدن و‬

‫تفكو‬ ‫بو‬ ‫مبتين‬ ‫آهنا‬ ‫توبييت‬ ‫ادگوي‬ ‫و‬ ‫بوده‬ ‫فحاشي‬

‫مودساالري و بي توجهي به فوزند دخرت به للت جنسيت‬

‫اوست؛ به طوري كه دخرتان را در اجياد روابط اجتمالي‬

‫حمدود مي كوده اند و به توك حتصيل و ازدواج حتميلي‬

‫وامي داشته اند(مهان منبع: 834).‬

‫دخرتان فواري هو يك جدا از اينكه مورد ضوب و‬

‫شتم, بي التمادي و رفتارهاي مبتين بو تبعيض و ظلم‬

‫قوار مي گريند, شاهد اختالف ها, زد و خوردها, فحاشي‬

‫ها و بي توجهي پدر نسبت به مادر خويش نيز كه مهجنس‬

‫آهناست هستند. استموار و دوام رابطة سلطه جويانة پدر‬

‫با مادر و فوزند دخرت, رفتار پوخاشگوانه و متكي بو‬

‫زور بازو در نقش پدري, حكايت از ايع دارد كه ادگوي‬

‫حمبت پدرانة آهنا نامهاهنگ, نامنسجم و بي ثبات بوده‬

‫كسب‬ ‫راه‬ ‫در‬ ‫دخرت‬ ‫بواي‬ ‫سومشقي‬ ‫توانسته‬ ‫مني‬ ‫و‬ ‫است‬

‫شايستگي هاي مورد نظو پدر باشد. به لبارت ديگو در‬

‫ايع ادگوي رفتاري, هيچ شوطي بواي جلب حمبت و لشق‬

‫پدرانه ديده مني شود كه دخرت خانواده به اميد رسيدن‬

‫به آن هدف بتواند تالش كند تا نظو پدر را جلب كند و‬

‫حمبت او را به دست آورد. بديع توتيب, كنش پدر در‬

‫مقابل فوزندان دخرت ناسامل و داراي كاركود منفي است.‬

‫بديهي است كه در چنني وضعييت مني توان رفتار هبنجار و‬

‫سامل از فوزندان دخرت انتظار داشت.‬

‫منش و جنبه هاي روحي دخرتان فواري در روابط درهم‬

‫تنيدة پدر و مادر با يكديگو و با فوزند دخرت شكل مي‬

‫گريد. آهنا از ميان روابط متقابل مبتين بو سوزنش, حتقري,‬

‫ضوب و شتم, فحاشي, جتاوز جنسي و بي توجهي وادديع يا‬

‫سايو الضاي با نفوذ خانواده آموخته اند كه: « مع‬

‫بدم و ديگوان هم بدند» و پس از فوار و جتوبة واقعيت‬

‫هاي جامعه آموخته اند كه: « مع خومب و ديگوان بدند‬

‫».‬

‫احساس مداوم ناامين, نگواني و توس از كساني كه در‬

‫و‬ ‫است‬ ‫آهنا‬ ‫روزانة‬ ‫جتوبة‬ ‫اند‬ ‫قدرت‬ ‫صاحب‬ ‫خانواده‬

‫آموخته اند كه نبايد به كسي التماد كود و بواي دفا‬

‫از خود به مهارت هاي كتك زدن, فحاشي, خودآزاري,‬

‫فويبكاري و در هنايت فوار جمهز باشند. آهنا قبل از‬

‫فوار به نولي درگري يافنت يك حامي هستند كه بتواند‬

‫آهنا را دوست بدارد و محايت كند. مثل دوست شدن با يك‬

‫يا چند پسو, اما به للت خمادفت وادديع درگريي هاي‬

‫خانوادگي شدت يافته و دخرتان نيز به دديل ايع كه‬

‫نسبت به موقعيت خود الرتاض آگاهانه داشتند و خود را‬

‫مستحق ظلم وادديع مني دانند به قصد رسيدن به رهايي و‬

‫آسايش راه «فوار » در پيش مي گريند.‬

‫ايع دخرتان خود را در خانوادة حمبوب و حمرتم مني‬

‫دانند. نسبت به منبع قدرت در خانواده كه لمدتا" پدر‬

‫است و بعد از آن مادر و سپس بوادر, دو گوايش متضاد‬

‫« تنفو و لشق » دارند. يعين به للت آسيب هاي روحي,‬

‫جسمي و اجتمالي كه از پدر ديده اند, از او متنفوند‬

‫و للت مهه بدخبيت و نابساماني خود را پدر مي دانند.‬

‫اما وقيت در جامعه رها مي شوند, گوايش به مهزيسيت و‬

‫سازگاري با جنس خمادف دارند. در كنار يك مود حيت اگو‬

‫محايت قانوني(به صورت ازدواج) نداشته باشند, بيشرت‬

‫احساس امنيت و آسودگي مي كنند, از ايع رو مهگي پس از‬

‫فوار از طويق آشنايي با يك يا چنديع مود حاضو مي‬

‫شوند دست به هو كاري بزنند تا در ساية محايت مودانه‬

‫قوار بگريند.‬

‫مسلما" ايع دخرتان نياز شديدي دارند كه يك منبع‬

‫قدرت قابل التماد از آنان محايت كند. بو اساس ايع‬

‫احساس و نياز دروني است كه هو يك خود را به شكلي‬

‫تابع و تسليم يك قدرت قابل التماد از ديدگاه خودشان‬

‫كوده اند. فوار دخرتان آگاهانه يا مطابق با بونامه‬

‫ريزي خودمندانه نيست. آنچه آهنا را وادار به واكنش‬

‫مي كند اضطوار و اجبار اجتمالي و رواني است. به مهني‬

‫دديل, هيچيك از روشهايي كه اختاذ مي كنند متناسب با‬

‫هدف آهنا؛ كه رسيدن به آرامش و امنيت پايدار و مستمو‬

‫و حيت از‬ ‫است, نيست. از ايع رو, هو يك بارها از منز‬

‫مدهتا‬ ‫و‬ ‫اند,‬ ‫كوده‬ ‫فوار‬ ‫خود‬ ‫پسوهاي‬ ‫دوست‬ ‫منز‬

‫سوگودان بوده اند.‬

‫بي ثباتي واكنشها, نشان دهندة اضطواب دروني و بي‬

‫التمادي آهنا به ديگوان(جامعه) و نيافنت حملي امع و‬

‫آرام بواي زيسنت است. پوخاشگوي نسبت به ديگوان و‬

‫خودكشي, خودزني و ديگوزني, از نشانه‬ ‫خود, در اشكا‬

‫بو‬ ‫مبتين‬ ‫اجتمالي‬ ‫روابط‬ ‫در‬ ‫كه‬ ‫است‬ ‫ديگوي‬ ‫هاي‬

‫زورگويي, بي توجهي و اجحاف به حقوق فودي و انساني‬

‫آشكار مي شود.‬

‫گوايش مازوخيسيت ايع دخرتان آهنا را وا مي دارد كه‬

‫آسيب‬ ‫خود‬ ‫به‬ ‫يا‬ ‫و‬ ‫بگويزند‬ ‫حامي‬ ‫يك‬ ‫يافنت‬ ‫بواي‬

‫بوسانند(خودكشي) تا از تنهايي رهايي يابند. آهنا مي‬

‫خواهند آنگونه كه هستند پذيوفته شوند, طاقت امو و‬

‫هني مهواه با خشونت و سلطه را ندارند(مهان منبع: 914).‬





‫منش دخرتان فراري: روابط متقابلي كه مبتين بو سلطه‬

‫جويي يكي از وادديع در خانواده باشد, به ايع منجو‬

‫مي شود كه فوزندان در حميط خانواده احساس ضعف و‬

‫حقارت كنند زيوا دائما" زيو سلطه منبع قدرتي هستند‬

‫كنند . احساس‬ ‫كه مني توانند در بوابو آن از خود دفا‬

‫ناتواني مداوم موجب مي شود كه فود نتيجه بگريد بواي‬

‫رسيدن به آرامش بايد اطالت كند و تسليم بشود. زيوا‬

‫بو اثو تضاد و ارزيابي هاي سوزنش آميز منبع قدرت‬

‫باور كوده كه فودي ناتوان است و بايد بواي تامني‬

‫نيازهايش به يك قدرت بوتو بريون از وجود خود مواجعه‬

‫كند و با تسليم شدن در مقابل او امكان تصميم گريي و‬

‫تفكو را از خود سلب كند. زيوا از جتوبة زندگي ميان‬

‫افواد خانواده آموخته است كه پدر يا مادر قدرمتند‬

‫هستند و او مهيشه از جانب آنان مورد انتقاد و سوزنش‬

‫قوار مي گوفته است.‬

‫با‬ ‫قدرمتند‬ ‫فود‬ ‫جويانه‬ ‫سلطه‬ ‫رابطه‬ ‫بنابوايع,‬

‫خود‬ ‫در تفكو‬ ‫انفعا‬ ‫است‬ ‫ممكع‬ ‫خانواده‬ ‫در‬ ‫ديگوان‬

‫ورزي, تصميم گريي و انتخاب در افواد زيوسلطه را به‬

‫وجود آورد. هو فود نوجوان, در صورتي كه مهيشه بوايش‬

‫ندانند و‬ ‫تصميم بگريند و خواسته هاي او را معقو‬

‫اجازه ندهند كه بينديشد و خوب و بد را تشخيص دهد و‬

‫انتخاب كند, در صورتي كه با مشكالت فودي و اجتمالي‬

‫مواجه شود, روشهايي را انتخاب خواهد كود كه بيشرت‬

‫تابع اضطواب دروني و احساس ناتواني و حقارت است و‬

‫متايل دارد از روابط سلطه جويانه بگويزد و به فود يا‬

‫حميط اجتمالي اي كه آرامش دهنده و تاييد كننده است‬

‫پناه بربد, حيت اگو ايع امنيت و آرامش مهيشگي پايدار و‬

‫صادقانه نباشد.‬

‫بديع توتيب, فود داراي منش مازوخيسيت بواي رسيدن‬

‫به آرامش و فوار از اضطواب دروني, دست به هو كاري‬

‫مي زند كه از زيو بار مسئوديت انتخاب و تصميم گريي‬

‫شانه خايل كند, حيت اگو ايع كار خودكشي يا پوخاش ساده‬

‫باشد(مهان منبع: 134).‬





‫وضعيت رواني– اجتماعي افراد فراري‬

‫در بورسي وضعيت رواني– اجتمالي افواد فواري دو‬

‫مقوده از اختالالت رامي توان مطوح منود: مشكالت موبوط‬

‫به دروني سازي)‪ (Internalizing‬و مشكالت موبوط به بووني‬

‫سازي)‪.)Externalizing‬‬

‫مشكالت‬ ‫به‬ ‫مفهوم‬ ‫ايع‬ ‫سازي:‬ ‫دروني‬ ‫مشكالت‬ ‫ادف)‬

‫هيجاني يا دروني سازي اشاره دارد. مهچون اضطواب،‬

‫احساس گناه، احساس بي ارزشي، تنهايي، تنفو از خود و‬

‫افسودگي. در حتقيقات موبوط به بي خامنان ها، بيشرتيع‬

‫مشكل دروني سازي گزارش شده، افسودگي است. ‪ Kurtz‬و‬

‫مهكاران (4994) به ايع نتيجه دست يافتند كه تقويبا‬

‫ً‬

‫نيمي از مجعيت بي خامناهنا لالئم واضح افسودگي را نشان‬

‫و‬ ‫خامنان‬ ‫بي‬ ‫جوان‬ ‫28‬ ‫ا‬

‫تقويبً‬ ‫ميدهند.‪)4992( Maxwell‬‬

‫فواري رامورد مطادعه قوار داد. او به ايع نتيجه‬

‫رسيد كه پسوان و دخرتان فواري بواي افسودگي منوات‬

‫معناداري بدست مي آورند. ادبته دخرتان منوات منفي توي‬

‫‪ Feitel‬و مهكاران‬ ‫را در مقايسه با پسوان نشان دادند.‬

‫(2994) نيز بو اساس مصاحبه با 214 جوان بي خامنان نوخ‬

‫لاطفي لمده را حدود 21 درصد و اختال‬ ‫بووز اختال‬

‫اسرتس پس از ساحنه )‪ (PTSD‬را 22 درصد گزارش منودند. در‬

‫مطادعه آهنا 12 درصد اقدام به خودكشي داشتند كه ايع‬

‫بازتاب وضعيت نااميدي بوخي از ايع افواد فواري است.‬

‫رفتارهاي‬ ‫به‬ ‫مفهوم‬ ‫ايع‬ ‫سازي:‬ ‫بروني‬ ‫مشكالت‬ ‫ب)‬

‫مشكل آفويين اشاره دارد كه توسط حميط، دردسو ساز و‬

‫پوخاشگوي.‬ ‫مهچون‬ ‫رفتارهايي‬ ‫و‬ ‫گودد‬ ‫مي‬ ‫تلقي‬ ‫مشكل‬

‫نافوماني، اكواه، بازيچه قوار دادن ديگوان و كنش‬

‫منايي را شامل مي گودد. در واقع رفتارهاي ضد اجتمالي‬

‫مظهوي از بووني سازي هستند. حتقيقاتي كه فاكتورهاي‬

‫داراي مهبستگي را با رفتارهاي مشكل آفويع بورسي كوده‬

‫اند، نشان داده اند كه فقدان مهارت هاي شناخيت ر‬

‫ادگوهاي‬ ‫رشد‬ ‫خطو‬ ‫اي‬ ‫مالحظه‬ ‫قابل‬ ‫طور‬ ‫به‬ ‫هيجاني‬

‫ناكارآمد رفتار اجتمالي را افزايش مي دهد. چهار‬

‫ويژگي روانشناخيت ديگو رامي توان به ايع لامل خطو‬

‫ايگو)‪(Ego – Control‬‬ ‫افزود: لزت نفس پايني، فقدان كنرت‬

‫بريوني.‬ ‫روش مقابله ) ‪ ( Coping style‬نامؤثو و كانون كنرت‬





‫عزت نفس پايني: ايع مفهوم به احساس منفي از خود‬

‫يا احساس حقارت اشاره دارد. بسياري از حتقيقات مشخص‬

‫ساخته اند كه جوانان بي خامنان و فواري لزت نفس‬

‫‪ Kurtz‬و مهكاران (4994) گزارش دادند كه‬ ‫پاييين دارند.‬

‫بيش از 21 درصد از منونه مورد مطادعه آهنا لزت نفس‬

‫پايني را نشان دادند.‬

‫ايگو‬ ‫كنرت‬ ‫فاقد‬ ‫كه‬ ‫افوادي‬ ‫ايگو:‬ ‫كنرتل‬ ‫فقدان‬

‫هستند قادر به تسلط كايف بو تكانه هاي خود نيستند.‬

‫المادشان به شدت حتت تأثري نيازهاي اساسي و غوايزشان‬

‫ال‬

‫ناكايف ايگو معموً به صورت رفتار‬ ‫مي باشند. كنرت‬

‫تكانشي و بي قواري ابواز مي گودد.‬

‫مقابله نامؤثر: مقابله نامؤثو به صورت بي كفاييت‬

‫فود در مواجهه با حميط اجتمالي و فيزيكي اش منود مي‬

‫يابد. به ويژه وقيت كه مي كوشد با موقعيتهاي اسرتس‬

‫آور دست وپنجه نوم منايد و تكاديف رشدي اصل زندگيش‬

‫را حل منايد. روش مقابله اي مسلط، اجتناب از مشكالت و‬

‫‪Van der Pleog and Scolte‬‬ ‫فوار از موقعيتهاي دشوار است.‬

‫(1994) به ايع نتيجه رسيدند كه حدود 13 درصد از‬

‫جوانان بي خامنان و فواري روش مقابله اي معمودشان مهني‬

‫روش بوده است. به لالوه سوء مصوف مواد و ادكل نيز‬

‫شيوه هاي اختصاصي اجتناب از واقعيت و كاسنت از جنبه‬

‫هاي هيجاني زندگي آهنا مي باشد.‬

‫بريوني‬ ‫كانون كنرتل بريوني: افواد داراي كانون كنرت‬

‫للت رفتارهايشان را به لوامل حميطي اسناد مي دهند‬

‫,‪ .) Rotter‬ايع افواد معتقدند هيچ قدرتي ندارند‬ ‫(3994‬

‫تا بو زندگي يا شوايط خود اثو بگذارند. بلكه زندگي‬

‫آهنا به وسيله سونوشت تعيني مي گودد ، ايع نگوش ويژگي‬

‫بسياري از جواناني است كه در طي زندگي خود مشكالتي‬

‫را جتوبه كوده اند در حاديكه نتوانسته اند آهنا را حل‬

‫منايند . ‪ )4991( Van der Pleog and Scolte‬در مطادعه خود‬

‫دريافتند كه بسياري از جوانان فواري كانون كنرت‬

‫بريوني دارند.‬

‫ا‬

‫ادگوي رفتار ضد اجتمالي كه غادبً در جوانان بي‬

‫خامنان ديده مي شود لبارتند از احنواف, سوء مصوف ادكل‬

‫و مواد، رفتارهاي مشكل آفويع جنسي و فحشاء، قوباني‬

‫شدن و مشكالت مدرسه اي. مهواره ايع حبث مطوح است كه‬

‫موارد فوق لامل مؤثو بو فوار هستند يا پيامد فوار.‬





‫‪ )4992(Sharlin, Mor-Barak‬دو رويكود را در زمينه فوار‬

‫مطوح كوده اند كه به شوح زيو مي‬ ‫دخرتان از منز‬

‫باشند :‬

‫1- رويكرد انگيزشي (‪)Motivational approach‬‬

‫در رويكود انگيزشي كه توسط ‪ White‬مطوح شده است,‬

‫رفتارهاي انسان با هدف تامني نيازهاي فيزيودوژيك,‬

‫رواني و اجتمالي اجنام مي گريد و لالوه بو ايع به طور‬

‫مهزمان با دوري گزيدن از چيزي و جذب چيز ديگو شدن,‬

‫انگيزش فود مناد پيدا مي كند.‬





‫2- رويكرد شخصييت (‪)Personality approach‬‬

‫بواي‬ ‫توضيحي‬ ‫لنوان‬ ‫به‬ ‫شخصييت‬ ‫خصوصيات‬ ‫به‬ ‫توجه‬

‫بو مبناي دو رويكود اصلي قوار‬ ‫رفتار فوار از منز‬

‫دارد :‬

‫ادف- رويكودي كه فوار را به لنوان يك نشانه لصيب‬

‫(‪ )Neurotic symptom‬مي بيند.‬

‫داخلي و خارجي‬ ‫ب- رويكودي كه بو ارتباط بني كنرت‬

‫(‪ )Internal and external ontrol‬و فوار تكيه مي كند.‬

‫خارجي" لبارت است : ناتواني در‬ ‫" لدم وجود كنرت‬

‫تاثري گذاري بو وقايع خارجي يا مقاومت كودن در بوابو‬

‫آهنا دخرتاني كه درايع جزء تقسيم بندي قوار مي گريند.‬

‫آهنايي هستند كه خود را ضعيف مي پندارند و راحت تو‬

‫داخلي"‬ ‫حتت تاثري قوار مي گريند. " لدم وجود كنرت‬

‫لبارتست از: وجود تكانشوري، لصباني شدن, لدم قضاوت‬

‫و احساس درماندگي.‬

‫در‬ ‫بو اساس حتقيقات ‪ Levantal‬هو چقدر ميزان كنرت‬

‫دخرتان كمرت باشد. متايل آهنا به رفتارهايي كه بيان‬

‫كننده نااميدي هستند (مثل فوار) بيشرت مي شود. به‬

‫خارجي و داخلي مي توان بواي‬ ‫نظو وي از ميزان كنرت‬

‫فوار كوده اند و آهنايي كه‬ ‫متايز دخرتاني كه از منز‬

‫نكوده اند استفاده كود.‬





‫كانون كنرتل (‪)Locus of control‬‬

‫ريشه ايع اصطالح در تئوري يادگريي ‪ Rotter‬است. فود‬

‫به‬ ‫را‬ ‫اتفاقات‬ ‫و‬ ‫لواقب‬ ‫داخلي‬ ‫كانون كنرت‬ ‫داراي‬

‫لملكود خودش نسبت مي دهد. ويل فود داراي كانون كنرت‬

‫خارجي لواقب و اتفاقات را به فاكتورهاي خارجي مثل‬

‫شانس, خوشبخيت, نريوهاي ماوراء طبيعه, توانايي سايو‬

‫مودم و امثاهلم نسبت مي دهد(‪ Mor-Barak‬و ‪.)4992 ,Sharlin‬‬

‫مفهومي است كه در چند نظويه روان شناخيت نقش‬ ‫كنرت‬

‫مهمي دارد, مانند تئوري درماندگي آموخته شده ارائه‬

‫اجتمالي‬ ‫يادگريي‬ ‫تئوري‬ ‫(1194),‬ ‫‪Seligman‬‬ ‫توسط‬ ‫شده‬

‫ارائه شده توسط ‪ )4911( Rotter‬حتليل اسنادي انگيزش و‬

‫هيجان ارائه شده توسط ‪ )4933 (Weiner‬و تئوري خود‬

‫ارائه شده توسط ‪.)4911( Bandura‬‬ ‫كارآمدري‬

‫پذيو مي نامد كه‬ ‫‪ )4911( Seligman‬رويدادي را كنرت‬

‫پاسخ هاي ارادي شخص بو نتيجه آن رويداد اثو بگذارد.‬

‫وي حتليل خود را از طويق يك رويكود رياضي توضيح مي‬

‫پذيوي را تابعي از دو پارامرت مي داند.‬ ‫دهد و كنرت‬

‫يك رويداد‬ ‫وقو‬ ‫اودني پارامرت موبوط است به احتما‬

‫هنگام اجنام يك رفتار ارادي معني. پارامرت دوم موبوط‬

‫رويداد در غياب لمل مزبور. با‬ ‫وقو‬ ‫است به احتما‬

‫پذيو است كه‬ ‫توجه به ايع دو پارامرت رويدادي كنرت‬

‫آن در حضور و غياب پاسخ مورد نظو مساوي‬ ‫احتما‬

‫بني‬ ‫كه‬ ‫دارد‬ ‫وجود‬ ‫وقيت‬ ‫كنرت‬ ‫فقدان‬ ‫معهذا,‬ ‫باشد.‬

‫رفتارها و پيامدها وابستگي وجود نداشته باشد ايع‬

‫امو مي تواند به نقايص انگيزشي, هيجاني و شناخيت‬

‫منجو گودد. ايع نقائص قابل تشخيص است. چنانچه فقدان‬

‫منجو به درماندگي آموخته شده شود حاديت شبيه‬ ‫كنرت‬

‫ناپذيوي مهچون از دست‬ ‫افسودگي روي مي دهد. جتارب كنرت‬

‫دادن فود مورد لالقه, مي تواند منجو به انتظار كنرت‬

‫ناپذيوي رويدادهاي آينده گودد. ايع انتظار منجو به‬

‫درماندگي آموخته شده و افسودگي مي گودد(به نقل از‬

‫اردالن،2384: 49).‬

‫در حتليل اسنادي انگيزش و هيجان ‪ Weiner‬مفهوم كنرت‬

‫ارزيابانه بني فودي دارد.‬ ‫پذيوي نقش اساسي در الما‬

‫او فوض مي كند كه واكنشهاي مشاهده گو نسبت به كساني‬

‫كه شكست, بيماري يا نياز به كمك را جتوبه مي كنند,‬

‫پذيوي ادارك شده للل ايع رويدادها,‬ ‫ا‬

‫لمدتً توسط كنرت‬

‫ناپذيو مهچون‬ ‫تعيني مي گودد. اسناد شكست به للل كنرت‬

‫نداشنت توانايي, منجو به توحم, كمك رساني و تنبيه‬

‫كمرت مي گودد.‬

‫‪ Bandura‬جنبه هاي خمتلف خود (‪ )Self‬را كه بو خود‬

‫تنظيمي (‪ )Self- regulation‬اثو مي گذارد, بورسي كوده است.‬

‫پژوهش او اثوات باورهاي خود كارآمدي يا انتظار فود‬

‫از توانايي وي در اجنام يك تكليف معني را بيان مي‬

‫بگريد,‬ ‫لهده‬ ‫به‬ ‫را‬ ‫خاصي‬ ‫فعاديت‬ ‫اينكه كسي‬ ‫منايد.‬

‫بكوشد تكليف خاصي را اجنام دهد, يا بواي رسيدن به‬

‫هديف خاص تالش منايد, بستگي دارد كه تا چه حد باور‬

‫دارد در اجنام چنني المايل كارآمد خواهد بود. به لبارت‬

‫ديگو, اگو فود باور داشته باشد كه بو رويدادهاي‬

‫دارد, آنگاه خواهد كوشيد كه بواي رسيدن‬ ‫آينده كنرت‬

‫منايد.‬ ‫را الما‬ ‫به پيامد مثبت آن, كنرت‬

‫يادگريي‬ ‫نظويه‬ ‫چهارچوب‬ ‫در‬ ‫شده‬ ‫اجنام‬ ‫پژوهشهاي‬

‫ا‬

‫اجتمالي ‪ Rotter‬اساسً با شوايطي كه منجو به كنرت‬

‫ناپذيوي مي گودد موبوط نيست, بلكه پيامدهاي روان‬

‫شناخيت باور فود به اينكه مي تواند يا مني تواند بووز‬

‫كند, حمور كار است. وي مي گويد فود‬ ‫رويدادها را كنرت‬

‫ً‬

‫وقيت رويداد را مهايند با رفتار يا ويژگي هاي نسبتا‬

‫دروني دارد,‬ ‫پايدار خويش ادراك مي كند, كانون کنرت‬

‫بريوني با التقاد به اينكه‬ ‫در حايل كه كانون كنرت‬

‫تقويت مهايند با لمل نيست, مشخص مي گودد.‬

‫ايع مفهوم اشاره بو ايع دارد كه فود تا چه حد‬

‫باور دارد مدد (‪ )Reinforcement‬در نتيجه رفتار خود وي‬

‫مي پيوندد. لوامل موتبط با انتظار مدد,‬ ‫به وقو‬

‫" بريوني" و " دروني" ناميده مي شود. به لبارت‬ ‫كنرت‬

‫دروني به ادراك رويدادهاي منفي يا‬ ‫ديگو, كانون كنرت‬

‫خود فود و دذا حتت كنرت‬ ‫مثبت به لنوان نتيجه الما‬

‫شخصي خود او اطالق مي گودد. در مقابل, كانون كنرت‬

‫بريوني به ادراك رويدادهاي مثبت و يا منفي به صورت‬

‫ناموتبط با رفتار خود فود در موقعيت معني و دذا خارج‬

‫شخص اشاره دارد. به لنوان يك قالده كلي, مي‬ ‫از كنرت‬

‫به صورت تابعي از انتظار‬ ‫توان گفت متغري كانون كنرت‬

‫مدد در يك موقعيت خاص بو رفتار تاثري مي گذارد ( ‪Hjelle‬‬

‫‪.)4992 ,and Ziegler‬‬

‫پژوهش هاي متعددي كوشيده اند ارتباط كانون كنرت‬

‫را با متغري هاي شخصييت خمتلف ارزيابي منايند. كانون‬

‫بريوني با قدرت ايگو(‪ )Ego‬پايني و سازگاري شخصي‬ ‫كنرت‬

‫ضعيف مهبستگي نشان داده است. افواد داراي كانون كنرت‬

‫بريوني, خودپذيوي كمرتي (‪ )Self-Acceptance‬را در مقايسه‬

‫دروني نشان مي دهند. از‬ ‫با افواد داراي كانون کنرت‬

‫روي‬ ‫بريوني,‬ ‫كنرت‬ ‫كانون‬ ‫داراي‬ ‫افواد‬ ‫ديگو,‬ ‫سوي‬

‫تكاديف رشدي رواني- اجتمالي ضعيف تو لمل مي كنند.‬

‫بريوني با‬ ‫به طور كلي به نظو مي رسد كانون كنرت‬

‫ويژگي هاي شخصييت منفي موتبط است, در حاديكه كانون‬

‫دروني با ويژگي هاي شخصييت مثبت ارتباط دارد.‬ ‫كنرت‬





‫تكانشوري و تامل (‪)Impulsivity and reflection‬‬

‫ريشه ايع مفاهيم در رويكود شناخيت مطوح شده توسط‬

‫‪ Kagan‬جاي دارد. رفتار تكانشي با اقدام به ارضاء‬

‫فوري بدون در نظو گوفنت لواقب دراز مدت لمل مشخص مي‬

‫و در‬ ‫شود. در حاديكه رفتار با تامل با رفتار متعاد‬

‫نظو گوفنت راه هاي جايگزيع و امكان به تعويق انداخنت‬

‫ارضاء مشخص مي گودد.‬

‫ارتباط بني سع دخرت و " فوار از " مثبت و ارتباط‬

‫آن با " فوار به" منفي است. يعين هو چقدر سع دخرت کمرت‬

‫باشد " فوار به" و هو چه سع او بيشرت باشد " فوار از‬

‫" بيشرت ديده مي شود. هو چقدر دخرت جوان تو باشد.‬

‫رفتارهاي تكانشي بيشرتي را از خود نشان مي دهد. به‬

‫لبارتي ديگو, دخرتان جوانرت توانايي كمرتي در كنرت‬

‫خواسته هاي خودشان دارند و مني توانند ارضاء شدن خود‬

‫را به تعويق بيندازند, به مهني جهت توسط حموك هاي‬

‫خارجي گوفتار مي شوند(‪ Mor-Barak‬و ‪.)4992 ,Sharlin‬‬





‫هيجان خواهي (‪)Sensation Seeking‬‬

‫جويي در احساسات و کسب جتارب از نيازهاي‬ ‫تنو‬

‫اساسي آدمي است, بطوريكه بعضي ها حيت خطو هم مي كنند‬

‫تا به چنني جتوبه هايي دست يابند. در ايع زمينه مي‬

‫توان از متايل فود بواي دست زدن به فعاديت هاي خماطوه‬

‫انگيز يا ماجواجويانه, جستجوي جتارب حسي تازه, دذت‬

‫بودن از هيجان حتويكات اجتمالي, و اجتناب از كسل شدن‬

‫نام بود. بني افواد از حلاظ هيجان خواهي تفاوت هاي‬

‫زيادي وجود دارد. به نظو مي رسد هيجان خواهي خصليت‬

‫است كه در موقعيتهاي گوناگون از مهساني بوخوردار‬

‫است. افوادي كه به گفته خود در يكي از قلمووهاي‬

‫ً‬

‫زندگي از جتوبه هاي تازه دذت مي بوند, معموال در‬

‫مي‬ ‫توصيف‬ ‫ماجواجو‬ ‫آدمي‬ ‫لنوان‬ ‫به‬ ‫را‬ ‫خود‬ ‫زندگي,‬

‫كنند. معلوم شده است كه منوه هاي باال در مقياس هيجان‬

‫خواهي با تعدادي از خصوصيات رفتاري ارتباط دارد‬

‫پوداخنت به ورزشها, مشاغل و يا سوگومي‬ ‫(بواي مثا‬

‫خواهي در جتارب جنسي و استفاده از‬ ‫هاي خطوناك, تنو‬

‫مواد خمدر) (بواهين و مهكاران, 3184).‬

‫تفاوت افواد از حلاظ هيجان طليب در واكنش آهنا نسبت‬

‫به يكديگو نيز منعكس مي شود. طادبان هيجان بيشرت ممكع‬

‫است طادبان هيجان كمرت را آدم هاي كسل كننده اي‬

‫بولكس,‬ ‫يا‬ ‫دارند.‬ ‫حمدودي‬ ‫زندگي‬ ‫كه‬ ‫زيوا‬ ‫بدانند‬

‫طادبان هيجان كمرت ممكع است احساس كنند كه طادبان‬

‫هيجان بيشرت دست به فعاديت هاي بي مثو و ماجواجويانه‬

‫اي مي زنند. ايع نگوشها مي توانند در انتخاب شويك‬

‫زندگي امهيت زيادي داشته باشند. طادبان هيجان بيشرت‬

‫ال‬

‫معموً با افوادي که هيجان خواهي بيشرتي دارند, و‬

‫ال‬

‫طادبان هيجان كمرت معموً با افواد مشابه خود ازدواج‬

‫مي كنند. مهگوني زن و مود از حلاظ ايع خصلت مي تواند‬

‫ميزان سازگاري در زندگي زناشويي را پيش بيين كند.‬

‫اگو زن يا شوهو منوه بسيار بااليي در مقياس هيجان‬

‫لدم‬ ‫خواهي داشته باشد و مهسو منوه بسيار پايني احتما‬

‫توافق در زناشويي افزايش مي يابد. ايع مطلب به خصوص‬

‫وقيت صادق است كه منوه زن در مقياس هيجان خواهي بسيار‬

‫باال باشد. زيوا شايد در خارج از حميط زناشويي بواي‬

‫مودان بيش از زنان فوصيت بواي ارضاي هيجان خواهي‬

‫وجود دارد. شايد هم گوايش زياده از حد زن به داشنت‬

‫جتوبه هاي تازه به ايع للت مشكل آفويع است كه در‬

‫زندگي زناشويي طبق انتظارات فوهنگي مود بايد نقش‬

‫رهربي را بو لهده داشته باشد(اردالن8384. 83).‬





‫اختالالت هنجاري (احساس بي هنجاري و تضاد هنجاري)‬

‫لامل ديگوي كه درباره فوار نوجوانان و جوانان از‬

‫مورد توجه قوار گوفته است, مشكالت موبوط به‬ ‫منز‬

‫فقدان دروني كودن هنجارهاي اجتمالي, احساس بيگانگي‬

‫اجتمالي در قادب احساس بي هنجاري و گاه احساس تضاد‬

‫هنجاري ناشي از وجود هنجارهاي متضاد است. درايع‬

‫زمينه ‪ )4991( Van der Ploeg‬به نقل از ‪ Hier‬و مهكاران‬

‫(2994) للت بي خامناني و فوار جوانان را دروني نكودن‬

‫احساس‬ ‫موجب‬ ‫هنايتً‬

‫ا‬ ‫كه‬ ‫داند‬ ‫مي‬ ‫اجتمالي‬ ‫هنجارهاي‬

‫بيگانگي اجتمالي آنان مي شود. بو ايع اساس ايع گونه‬

‫جوانان فاقد تعهد و بي قيد بار مي آيند چوا كه فاقد‬

‫اجتمالي دروني هستند و از فوآيندهاي جامعه‬ ‫كنرت‬

‫پذيوي مطلوبي هبوه نگوفته اند.‬

‫مهچنني ‪ Grigsby‬و مهکاران(2994) به فقدان تطابق ايع‬

‫گونه افواد با هنجارهاي موسوم اجتمالي تاكيد مي كند‬

‫كه حاصل فوآيند لدم پيوستگي اجتمالي است. ايع روند‬

‫خبصوص در طي حوادثي چون خشونت و طالق در خانواده,‬

‫اخواج از حميط هاي خمتلف مدرسه, خانواده, كار و ...‬

‫صورت مي گريد كه با از دست دادن هو چه بيشرت محايت‬

‫اجتمالي از فود مهواه است. به طوري كه روند مستمو از‬

‫دست دادن ايع محايت منجو به انزواي اجتمالي و رانده‬

‫شدن فود از حميط اجتمالي مي شود.‬

‫با توجه به رويكود روانشناسانه، ددبستگي نيز للت‬

‫اساسي فقدان بستگي اجتمالي و دروني نكودن هنجارهاي‬

‫اجتمالي, حميط خانواده و وادديع كودكان هستند كه به‬

‫بو‬ ‫را‬ ‫كودكان‬ ‫بنياني‬ ‫رواني‬ ‫نيازهاي‬ ‫كايف‬ ‫اندازه‬

‫نياورده اند. چوا كه طوحواره هاي شناخيت كه در كودكي‬

‫شكل مي گريد. احساس بستگي با افواد ديگو را تنظيم مي‬

‫كند. در ايع زمينه, طوح هاي منفي ددبستگي به ويژه‬

‫است و موجب گشته تا‬ ‫داراي ماهيت جدايي و انفصا‬

‫آنان مهواره نسبت به ديگوان, اجتمالي و سازمان هاي‬

‫اجتمالي احساس خصومت و دمشين منايند (8991 ,‪Tatecchio et al‬‬

‫به نقل از 7991 ,‪.)Van der pleog‬‬

‫گوفته‬ ‫صورت‬ ‫جتوبي‬ ‫هاي‬ ‫بورسي‬ ‫در‬ ‫است‬ ‫ذكو‬ ‫قابل‬

‫به ويژه در ايوان به‬ ‫درباره فوار دخرتان از منز‬

‫وفور به احساس تضاد هنجاري از سوي دخرتان اشاره شده‬

‫ها‬ ‫ارزش‬ ‫سالئق,‬ ‫دخرتان,‬ ‫از‬ ‫بسياري‬ ‫چنانكه‬ ‫است.‬

‫وهنجارهاي متفاوتي از خانواده هاي خود در زمينه حنوه‬

‫اند‬ ‫داشته‬ ‫...‬ ‫و‬ ‫پسوان‬ ‫با‬ ‫دوسيت‬ ‫آرايش,‬ ‫پوشش,‬

‫(اردالن, 4384). هم چنني در حتقيق مذكور فقدان تعهد و‬

‫بي قيدي ناشي از لدم دروني كودن هنجارهاي مطلوب‬

‫اجتمالي در قادب تصوراتي مبين بو " داشنت خوشي هايي‬

‫پيش مي آيد"‬ ‫كه دخرتان فكو مي كودند در بريون از منز‬

‫بارز است.‬





‫تئوري رانده شدن (‪)Push out‬‬

‫(1994) بعد از بورسي‬ ‫ايع ديدگاه توسط ‪van der ploeg‬‬

‫مطادعات متعددي كه بو روي فوار جوانان صورت گوفته,‬

‫ارائه شده است. در اغلب ايع حتقيقات مشاهده مي شود‬

‫كه فوار فوآيندي موحله به موحله است و نوجوانان و‬

‫جوانان بعد از طي مواحل خمتلف بدان اقدام مي كنند.‬

‫خانواده در ايع مورد نقشي اساسي دارد زيوا از يك سو‬

‫واجد تضاد, درگريي, كودك آزاري, پوخاشگوي و كشمكش‬

‫است و از سوي ديگو در آن فوزندان از محايت احساسي و‬

‫اجتمالي و امنيت اساسي بوخوردار نيستند. در مورد‬

‫چگونگي پوورش كودكان امهيت ابعاد "بستگي بني وادديع و‬

‫فوزندان" و " راهنماي رفتاري" در خانواده كه بچه ها‬

‫آن را از وادديع خود اخذ مي كنند, حائز امهيت است.‬

‫هو يك از ايع ابعاد داراي دو قطب است. بعد بستگي‬

‫احساسي بني وادديع و فوزندان داراي قطب هاي پذيوش و‬

‫طود( ‪ ) Rejection & Acceptance‬و بعد راهنماي رفتاري که‬

‫و خودمداري است.‬ ‫خود نيز داراي دو قطب كنرت‬

‫نشان‬ ‫فواري‬ ‫جوانان‬ ‫روي‬ ‫بو‬ ‫گوفته‬ ‫صورت‬ ‫حتقيقات‬

‫ً‬

‫داده است كه قطب هاي منفي هو يك از ايع ابعاد قويا‬

‫در خانواده جوانان مذكور يافت مي شود. بطوريكه طود,‬

‫پوخاشگوانه وادديع نسبت به فوزندان در‬ ‫غفلت و كنرت‬

‫خانوده ايع جوانان قبل از آنكه فواري شوند مشاهده‬

‫مي شود. نكته مهمي كه بايست بدان توجه شود آن است‬

‫كه ايع گونه رفتارهاي آسيب زاي پوورشي در خالء اتفاق‬

‫ا‬

‫مني افتند. بلكه قويً موتبط با ديگو مسائل خانواده‬

‫نامطلوب,‬ ‫امكانات‬ ‫اجتمالي,‬ ‫و‬ ‫اقتصادي‬ ‫منزدت‬ ‫مثل‬

‫و‬ ‫اجتمالي‬ ‫انزواي‬ ‫وادديع.‬ ‫التياد‬ ‫بيكاري,‬ ‫فقو,‬

‫حبواهناي خانوادگي غري قابل كنرت , طالق, خشونت و كودك‬

‫آزاري و غفلت در خانواده است. ايع وضعيت نامطلوب در‬

‫خانواده منجو به آن مي شود كه بچه ها از خانواه طود‬

‫ا‬

‫شوند و هنايتً از خانه بريون انداخته شوند. مهزمان با‬

‫ايع دوران مصيبت بار در خانه, مدرسه نيز بواي اغلب‬

‫بچه ها سوشار از مشكالت است. توفيقات حتصيلي آنان‬

‫اندك است و ارتباطات با مهساالن و معلمانشان معضالت‬

‫بسياري را هبمواه دارد. بطوريکه مدرسه بواي كودك غري‬

‫جذاب بوده و بالث مي گودد كه وي به كوات از آن‬

‫بگويزد. پيامد ايع امو آن است كه شاگودان از مدرسه‬

‫اخواج شده يا بريون رانده شوند. در چنني شوايطي است‬

‫كه فود احساس مي كند مهچنانكه از خانه طود شده,‬

‫مدرسه نيز به گونه اي ديگو وي را طود كوده است.‬

‫مي پيوندند.‬ ‫مهني فوآيند در حمل كار نيز به وقو‬

‫ايع بدان للت است كه ايع افواد جوان هستند و داراي‬

‫سومايه هاي فوهنگي و حتصيالت اندكي مي باشند.‬

‫توجه به شبكه اجتمالي ايع افواد نيز مهم است.‬

‫چوا كه ايع شبكه تكه تكه شده و خود مي شود. شبكه‬

‫اجتمالي(‪ )Social Network‬لبارت از روابط فيمابيين است كه‬

‫دارد و داراي‬ ‫فودي معني با ديگو افواد در اجتما‬

‫ويژگي هايي قابل تشخيص است. ايع ويژگي ها لبارتند‬

‫از :‬

‫توكيب‬ ‫اندازه,‬ ‫شامل‬ ‫شبكه‬ ‫ساختاري‬ ‫ابعاد‬ ‫4-‬

‫فواواني بوخورد و ثبات.‬

‫2- ابعاد كاركودي و تعاملي شامل روابط متقابل و‬

‫دوجانبه صميميت و توك.‬

‫زمينه‬ ‫در‬ ‫فواري‬ ‫افواد‬ ‫مورد‬ ‫در‬ ‫اجتمالي‬ ‫شبكه‬

‫و‬ ‫مادي‬ ‫احساسي,‬ ‫اجتمالي,‬ ‫محايت‬ ‫خمتلف‬ ‫كاركودهاي‬

‫اطاللاتي نقش مهمي در بقاء فود دارد. جوانان فواري و‬

‫بي خامنان داراي شبكه اجتمالي چندان قوي نيستند و در‬

‫محايت بواي بقاء نيز بي هبوه اند.‬ ‫نتيجه از انوا‬

‫چنانكه مطادعات متعدد نشان مي دهد, اندازه كلي شبكه‬

‫اجتمالي ايع گونه افواد بندرت به 3 نفو مي رسد.‬

‫بديع توتيب رفتار نامطلوب فود كه نتيجه جامعه پذيوي‬

‫نامطلوب وي در حميط خانواده و مدرسه است، موجب تقويت‬

‫ا‬

‫مكانيزم هايي مي شود كه هنايتً موجب رانده شدن و طود‬

‫وي از سوي متام حميط هاي اجتمالي مي گودد. چنانكه‬

‫خويشاوندان و دوستان سابق از ايع افواد كه اكنون‬

‫نامطلوب به نظو مي رسند فاصله مي گريند. در چنني‬

‫وضعييت حيت سازمان هاي حوفه اي و ويژه كه مسئوديت‬

‫حفاظت و نگهداري آهنا را بو لهده دارند و بديع منظور‬

‫اجياد شده اند نيز آهنا را افوادي غري قابل اصالح مي‬

‫پندارند. با طود از سوي حوزه هاي خمتلف زندگي كه‬

‫بواي بقاء فود مهم مي منايند, جوانان مسئله دار بيشرت‬

‫منزوي مي شوند و در مقابل ساختارهايي كه زندگي شان‬

‫را احاطه كوده است, احساس بي قدرتي و درماندگي مي‬

‫كنند.‬

‫بايد توجه داشت كه مطادعات صورت گوفته در ايع‬

‫زمينه نشان داده اند تارخيچه خانوادگي بعنوان مهم‬

‫تويع متغري للييت مطوح است, چوا كه فوآيند طود و‬

‫از هم‬ ‫رانده شدن از آجنا آغاز مي شود و نقطه شوو‬

‫گسيختگي و ويواني زندگي فود است.‬

‫توجه‬ ‫در بورسي لوامل موثو بوفوار دخرتان از منز‬

‫به دوران مدرسه و بورسي متامي شبكه اجتمالي فود مهم‬

‫است. چوا كه از بني رفنت و تضعيف شبكه اجتمالي بالث‬

‫مي گودد انعطاف و قدرت رواني فود بيش از پيش درهم‬

‫شكسته شود. بطوريكه قدرت مقابله و شكسنت چوخه مذكور‬

‫توسط دخرت از ميان مي رود و بالث مي گودد وي هو چه‬

‫بيشرت از سوي جامعه رانده شده و منزوي گودد.‬





‫‪(Disaffiliation and‬‬ ‫تئوري عدم پيوستگي و پيوستگي جمدد‬

‫)‪reaffiliation‬‬

‫للل‬ ‫درباره‬ ‫گوفته‬ ‫صورت‬ ‫مطادعات‬ ‫از‬ ‫بسياري‬ ‫در‬

‫فوار, بو لدم وجود پيوستگي بني الضاء خانواده و مهچنني‬

‫ايع‬ ‫از‬ ‫است.‬ ‫شده‬ ‫تاكيد‬ ‫اجتمالي‬ ‫هاي‬ ‫شبكه‬ ‫سايو‬

‫ديدگاه لدم وابستگي نولي دژ كاركود اجتمالي است.‬

‫فقدان و يا ضعف روابطي كه فود را به سايو افواد و‬

‫هم چنني شبكه اجتمالي موتبط مي سازد, درايع خصوص مهم‬

‫است. لدم ثبات خانوادگي موجب فقدان جامعه پذيوي‬

‫ا‬

‫مطلوب گشته و هنايتً منجو به انزوا و كناره گريي‬

‫اجتمالي مي شود (3991 ,‪.)Jakson-willson and Borgers‬‬

‫بسياري از مطادعات صورت گوفته در ايع زمينه بو‬

‫فقدان پيوستگي لاطفي در خانواده و شبكه هاي اجتمالي‬

‫بو جلوگريي از فوار تاكيد كوده اند. از ايع ديدگاه‬

‫خانواده ممكع است بواي الضاء خود آسيب زا باشد و‬

‫ا‬

‫كاهش و هنايتً " قطع بستگي " با آن ممكع است يك‬

‫انتخاب آگاهانه باشد تا آنكه يك فوصت از دست رفته‬

‫تصميمي‬ ‫لنوان‬ ‫به‬ ‫تواند‬ ‫مي‬ ‫واقع‬ ‫در‬ ‫شود.‬ ‫قلمداد‬

‫شجالانه بواي توك موقعيت آسيب زا مد نظو باشد( ‪Ropers‬‬

‫4891 ‪ )1988, Mitchell 1987, Bachrach‬با توجه به ايع ديدگاه‬

‫‪ Grigsby‬و مهكاران (2994)مديل ارائه داده اند كه در آن‬

‫بي خامناني فوآيندي اجتمالي انگاشته مي شود. بطوريكه‬

‫مي پيوندد و لملي ناگهاني نيست.‬ ‫در طي زمان بوقو‬

‫از نظو آنان فوآيند " لدم پيوستگي و پيوستگي جمدد"‬

‫هستند. در ابتداي‬ ‫مفاهيمي اصلي در درك ايع موضو‬

‫امو افواد با حوادثي نظري اخواج از حميط هاي خمتلف‬

‫(مدرسه, خانه, كار و ...) از دست دادن كار, طالق,‬

‫خشونت در خانواده و از دست دادن محايت اجتمالي مواجه‬

‫مي شوند. ايع موارد بالث مي شوند اندازه شبكه هاي‬

‫تقليل يافته و كاركودهاي خود را از‬ ‫اجتمالي آنان‬

‫لادي جدا گودد.‬ ‫دست دهد و فود هو چه بيشرت از اجتما‬

‫بطوريكه روند مستمو از دست دادن محايت احساسي و مايل‬

‫منجو به انزواي اجتمالي مي شود و فود از حميط خود‬

‫"‬ ‫مكانيزم‬ ‫مسائل,‬ ‫با ايع‬ ‫مهزمان‬ ‫گودد.‬ ‫مي‬ ‫رانده‬

‫پيوستگي جمدد" نيز بكار مي افتد. بسيار اتفاق افتاده‬

‫است كه افواد وقيت احساس اضطواب و توس مي كنند اغلب‬

‫توجيح مي دهند با گووه هايي بسو بوند كه آهنا هم‬

‫تنها هستند و داراي اشرتاكاتي با آهنا هستند. پيوستگي‬

‫با ديگواني كه مسائلي مشابه دارند, اضطواب را كاهش‬

‫مي دهد. بديع توتيب افواد سعي مي كنند كه پيوندهاي‬

‫از دست داده شده خود نظري خانواده, دوستان و ... را‬

‫با روابط اجتمالي جديدي از افوادي مشابه خود توميم‬

‫منايند. در ايع مورد خود پنداره (‪ )Self- concept‬فود از‬

‫طويق مقايسه اجتمالي (‪ )Social comparison‬تقويت مي شود‬

‫كه با هنجارهاي موسوم اجتمالي نيز مطابقت ندارد و‬

‫مهچنني با ديگو افواد بي خامنان يا فواري مهذات پنداري‬

‫(‪ )Identification‬صورت مي گريد و منجو به رفتار, نگوش ها‬

‫و نقش هايي غري سنيت مي شود(به نقل از ازدالن،2384: 21-‬

‫41).‬





‫تئوري بستگي اجتماعي (‪)Social bond Theory‬‬

‫به نقل از ‪ )4993( Schaffner ,Hisrchi‬در تئوري بستگي‬

‫اجتمالي بيان مي كند كه احنواف در نوجوانان زماني‬

‫روي مي دهد كه اتصاالت يا بستگي هاي روحي, لاطفي و‬

‫روانشناخيت نوجوان با جامعه ضعيف شده يا قطع شده‬

‫باشد. ‪ O’Neill‬نيز تئوري تعهد (‪ )Covenant theory‬را بواي‬

‫بيان ارتباطي كه بايد در يك خانواده وجود داشته‬

‫باشد. پيشنهاد مي كند. در واقع در حبث فوار از منز ,‬

‫تعهد اجتمالي شكسته شده است. اما للريغم ايع از هم‬

‫گسيختگي به نظو مي رسد نوجوانان در بوابو فوار از‬

‫مقاومت مي كنند و فوار آخويع انتخاب بواي آنان‬ ‫منز‬

‫فوار‬ ‫است. به لبارت ديگو آهنا سعي مي كنند از منز‬

‫نزا‬ ‫يا‬ ‫خشونت‬ ‫مقابل‬ ‫در‬ ‫دديل‬ ‫مهني‬ ‫به‬ ‫نكنند.‬

‫قوانني‬ ‫كنند‬ ‫مي‬ ‫سعي‬ ‫و‬ ‫دهند‬ ‫مني‬ ‫پاسخ‬ ‫واددينشان‬

‫خانواده نشكند. در واقع با تصميم به فوار در كشمكش‬

‫هستند و توجيح مي دهند كه چهارچوب خانواده را حفظ‬

‫پاسخ هاي آخويع پناه‬ ‫منايند. ‪ Emerson‬در بيان موضو‬

‫(‪ )Last resort responses‬اظهار مي كند كه ايع پاسخ ها‬

‫زماني روي مي دهند كه فود از متام راه حلهاي ممكع‬

‫خسته و نا اميد شده باشد. در زمينه فوار از منز‬

‫نيز بواي نوجواناني كه در خانواده هاي مشكل دار بسو‬

‫مي بوند و راه حل مشكالت در خانواده آهنا به جاي حبث‬

‫آرام در هنايت درگريي و خشونت است, فوار " آخويع‬

‫راههاي جايگزيع‬ ‫است‬ ‫ممكع‬ ‫چند‬ ‫هو‬ ‫باشد.‬ ‫مي‬ ‫پناه"‬

‫وي‬ ‫ويل‬ ‫باشد,‬ ‫داشته‬ ‫وجود‬ ‫نوجوان‬ ‫بواي‬ ‫نيز‬ ‫ديگوي‬

‫هيچگونه ايده يا اطاللي از آهنا ندارد.‬

‫يكي از ذهنيت هاي شايع درباره نوجوانان فواري‬

‫ايع است كه احنواف آهنا غري قابل اصالح است. در حاديكه‬

‫كشمكش آهنا با خود بواي فوار نكودن و مهچنني متايل به‬

‫بازگشت در بسياري از آهنا, خالف آن را نشان مي دهد.‬

‫به‬ ‫كه‬ ‫متايلي‬ ‫دديل‬ ‫به‬ ‫نوجوان‬ ‫دخرتان‬ ‫از‬ ‫بوخي‬ ‫حيت‬

‫ارتباط جمدد به واددينشان دارند دچار درگريي لاطفي بني‬

‫بازگشت به خانه يا بازنگشنت مي شوند.‬

‫بووز‬ ‫در‬ ‫را‬ ‫مهمي‬ ‫نقش‬ ‫خانواده‬ ‫گسيختگي‬ ‫هم‬ ‫از‬

‫ايفا مي كند. در خانواده از هم‬ ‫رفتار فوار از منز‬

‫كه‬ ‫حملي هستند‬ ‫يا‬ ‫جستجوي فود‬ ‫در‬ ‫فوزندان‬ ‫گسيخته‬

‫احساس امنيت منايند. نيازي که در بسياري از فواريان‬

‫مشاهده مي شود, ارتباط لاطفي, امنيت فيزيكي, تشويق‬

‫سخت به آن نياز دارند و‬ ‫و محايت رواني است. چيزي كه‬

‫خالء آنوا در خانواده شان احساس کوده اند. به لبارت‬

‫تنها راهي بواي جستجوي ارتباط است(‬ ‫ديگو فوار‬

‫‪.)4993 ,Schaffner‬‬





‫تئوري دلبستگي (‪)Attachment theory‬‬

‫ايع تئوري با رويكودي روانشناسانه به تبيني للت‬

‫فوار و بي خامناني مي پودازد. از ايع ديدگاه طوح هاي‬

‫شناخيت كه در كودكي شكل مي گريد, احساس بستگي افواد‬

‫با ديگوان را تنظيم مي منايد. بطوريكه ايع تصاويو‬

‫هاي خمتلف زندگي, در شكل دادن‬ ‫بستگي اوديه در دوران‬

‫بستگي افواد با ديگوان مهواره مورد استفاده قوار مي‬

‫گريند. طوح هاي بستگي اوديه از طويق نولي احساس در‬

‫هاي اوديه زندگي توسط كودك جتوبه مي شوند. هو‬ ‫سا‬

‫گاه پوورندگان اوديه انسان (نظري پدر و مادر و ...)‬

‫به اندازه كايف ايع نيازهاي رواني بنياني كودك را بو‬

‫نياورند. طوح هاي منفي بستگي در وي شكل گوفته و‬

‫موجب مي شود وي دچار فقدان احساس بستگي با وادديع و‬

‫ا‬

‫پوورش دهندگان خود شود, ايع امو خود هنايتً موجب مي‬

‫شود كودك دچار فقدان احساس بستگي با ديگوان مثل‬

‫شود(2991 ,‪)Stefandis et al‬‬ ‫اجتمالي‬ ‫سازمان‬ ‫يا‬ ‫اجتما‬

‫حتقيقات زيادي نشان مي دهد نوجوانان و جوانان فواري‬

‫داراي چنني گذشته اي هستند كه در آن بارها فقدان‬

‫بستگي يا ديگوان را جتوبه كوده اند ( ,‪Tavecchio et al‬‬

‫8991). وادديع ايع دسته از كودكان آهنا را به طويقي‬

‫و‬ ‫حمبت آميز نپوورانده اند و بچه ها را حتت كنرت‬

‫انضباط شديد پوورش داده اند, بطوريكه طوح هاي منفي‬

‫پيوستگي در آهنا به ويژه با ماهيت جدايي و انفصا‬

‫به‬ ‫نسبت‬ ‫مهواره‬ ‫تا‬ ‫است‬ ‫گشته‬ ‫موجب‬ ‫و‬ ‫يافته‬ ‫گسرتش‬

‫خود‬ ‫پوورش‬ ‫با‬ ‫دمشين منايند.‬ ‫و‬ ‫احساس خصومت‬ ‫ديگوان‬

‫(‪ )Self‬به گونه اي نامطلوب, رفتار فود مهواره چنان‬

‫تنظيم مي شود كه در حميط خشع و پو از آزار و طود‬

‫بتواند دوام و بقاء خود را حفظ منايد ( ,‪Van der Ploeg‬‬

‫7991).‬

‫نظام‬ ‫به‬ ‫موبوط‬ ‫لوامل‬ ‫(8994)‬ ‫‪Crespi and Sabatelli‬‬

‫خانوادگي و رشد فودي را در ارتباط با فوار از خانه‬

‫مورد بورسي قوار داده اند. در مديل كه آنان ارائه‬

‫داده اند, قدرت جوانان بواي رشد موفق فوديشان مورد‬

‫توجه قوار گوفته است. از ايع ديدگاه فوار تالشي توام‬

‫با تضاد از سويي و اغوا و وسوسه شدن از سوي ديگو‬

‫است.‬

‫از ايع نظو جوانان با نياز به تفود و جدايي از‬

‫خانواده اصلي, در حقيقت هوييت بادغانه را پي مرييزند‬

‫مي‬ ‫بنا‬ ‫خود‬ ‫نيازهاي‬ ‫تامني‬ ‫بواي‬ ‫را‬ ‫الزم‬ ‫ظوفيت‬ ‫و‬

‫را‬ ‫اي‬ ‫بادغانه‬ ‫مسئوديتهاي‬ ‫و‬ ‫نقشها‬ ‫تا‬ ‫گذارند‬

‫واقع‬ ‫در‬ ‫تفود‬ ‫,‪)Allison and Sabatellie‬‬ ‫(3994‬ ‫بپذيوند‬

‫فوآيند فوار رواني است كه در طي آن فود خود را در‬

‫رابطه اي خانوادگي, اجتمالي و فوهنگي جمزا و جدا مي‬

‫يابد.‬

‫تفود بادغانه در درجه اي منعكس است كه در آن فود‬

‫هويت بادغانه خود را در مقابل ديگوان تشخيص مي دهد.‬

‫ايع بدان معناست كه موزهاي خود در مقابل ديگوان‬

‫قابل تشخيص است و به لبارت ديگو " مع" فود در " ما"‬

‫قادر به شكل گوفنت نبوده و فود به مهذات پنداري با‬

‫ديگوان مني پودازد. بنابوايع فوآيند تفود را مي توان‬

‫به لنوان يك فوآيند رشد انگاشت كه از ايع طويق فود‬

‫زمينه اي از دانش درباره خود (‪ )Self‬را در ارتباط با‬

‫ديگوان مي سازد. بواي پيشوفت و رشد فودي, هو فود‬

‫باشد به گونه اي‬ ‫بايد به طور موفقيت آميزي متعاد‬

‫وابستگي‬ ‫و‬ ‫فود)‬ ‫لنوان‬ ‫به‬ ‫(خود‬ ‫خودمداري‬ ‫بني‬ ‫كه‬

‫بوقوار سازد.‬ ‫متقابل با ديگوان توازن و تعاد‬

‫مشكالت رفتاري جوانان ناشي از نياز آنان بواي كسب‬

‫يك هويت بادغانه از سويي و از سوي ديگو نياز به‬

‫به‬ ‫توجه‬ ‫با‬ ‫كه‬ ‫است‬ ‫ديگوان‬ ‫با‬ ‫صميمانه‬ ‫ارتباط‬

‫ادگوهايي كه مانع آن هستند. اتفاق مي افتد. جوانان‬

‫هنگام مواجه با موانعي كه رشد آنان را متوقف مي‬

‫دارد‬ ‫كند, دچار اضطواب شديدي مي شوند و بيشرت احتما‬

‫كه بواي حل ايع مشكالت اقدام به پيشگريي راهها و طوقي‬

‫شوند كه مطلوب نيستند. درايع خصوص نكته اي كه بايد‬

‫بدان توجه شود. آن است كه فوار از خانه از يكسو‬

‫بو خود (‪ )Self‬است در شوايطي‬ ‫كنرت‬ ‫تالشي بواي الما‬

‫هويت الضاء خانواده تالش‬ ‫كه نظام پوورشي بواي كنرت‬

‫مي كند واز سوي ديگو مي توان آن را تالشي قلمداد كود‬

‫كه فود به كار مي بود تا نياز به حمبت و صميميت را‬

‫رفع منايد, در حايل كه ويژگي مهم حميط, در جهت طود او‬

‫است.‬

‫وقيت سيستم توبييت خانواده متايل دارد كه موزهاي‬

‫هويت شخصي افواد را از بني بربد و آن را در خود جذب‬

‫مي‬ ‫كند, تضادهايي اجياد مي شود كه هويت جوان را كنرت‬

‫ناجبا فود را توغيب به‬ ‫كنرت‬ ‫منايد بطوريكه ايع الما‬

‫جدايي ناهبنگام و تضاد با خانواده مي منايد. درايع‬

‫وضعيت تالش جوان بواي دگوگون كودن خود و اجياد متايزات‬

‫هوييت را مي توان بو نياز به محايت و صميميت مقدم‬

‫دانست. به لبارت هبرت, فوار از خانه تالش نوجوان و‬

‫بو خود است كه بالث مي شود‬ ‫كنرت‬ ‫جوان بواي الما‬

‫پيوندهايش با خانواده گسسته شود.‬

‫بنابوايع در صورتي كه هويت جوان از طويق تعامالت‬

‫شديد قوار گريد.‬ ‫درون خانواده حمدود شود و حتت كنرت‬

‫خويش‬ ‫هويت‬ ‫كسب‬ ‫بواي‬ ‫خانه‬ ‫از‬ ‫وي‬ ‫كه‬ ‫ايع‬ ‫امكان‬

‫بگويزد, افزايش مي يابد. در بوخي از موارد وادديع‬

‫ممكع است به طور نيابيت از طويق بچه هايشان زندگي‬

‫كنند وبه وي فشار آورند كه كارها و اشتغاالت و سبك‬

‫زندگي را در پيش گريند كه وادديع خود قادر به دست‬

‫يابي به آهنا نبوده اند. به لبارت ديگو, بچه ها ممكع‬

‫است بواي در پيش گوفنت نقش ها و مسئوديت هايي در‬

‫به صورت‬ ‫خانواده حتت فشار قوار گريند (به لنوان مثا‬

‫يك شويك جنسي بواي يكي از وادديع در آيند يا به‬

‫لمل‬ ‫معتاد خود‬ ‫و‬ ‫ادكلي‬ ‫وادديع‬ ‫بواي‬ ‫حمافظيت‬ ‫صورت‬

‫كنند) كه ايع مسئله بالث مي گودد, فوصت ها بواي‬

‫دگوگوني واجياد يك " خود" متمايز حمدود شود.‬

‫در متام ايع موارد, للت فوار جوان يا نوجوان تضاد‬

‫پوورشي‬ ‫نيازهاي‬ ‫و‬ ‫خانواده‬ ‫سيستم‬ ‫پويايي‬ ‫نو‬ ‫بني‬

‫كودكان است. ديگو جواناني كه دست به فوار مي زنند.‬

‫قصدشان دست يابي به محايت و روابط توام با صميميت و‬

‫بدان در سيستم خانواده شان ميسو‬ ‫نزديكي است كه حصو‬

‫داراي‬ ‫فواريان‬ ‫ايع‬ ‫خانواده‬ ‫بنابوايع‬ ‫است.‬ ‫نبوده‬

‫تضاد, بي سازماني و آشفتگي , طود و غفلت است.‬

‫از نظو ‪ )4932( Stierlin‬ايع خانواده ها بچه ها را‬

‫قبل از آنكه از نظو مواحل رشد آمادگي داشته باشند‬

‫ا‬

‫بوون مي رانند. درايع سيستم لمدتً وادديع به مسائل‬

‫مي‬ ‫خود مشغودند و يا تعارضات زناشويي خود را دنبا‬

‫كنند چنانكه ايع مسائل آهنا را از نيازهاي بچه ها‬

‫غافل گودانده و آهنا را مورد طود قوار مي دهد. نتيجه‬

‫موارد مذكور, فقدان وجود سوپوسيت حقيقي به لنوان‬

‫وادديع, درگريي و ... است. در چنني وضعييت بچه ها ممكع‬

‫است غري قابل التماد, پوآزار, شيطان و غري قابل كنرت‬

‫انگاشته شوند. نيازهاي پوورشي نوجوان فواري در چنني‬

‫با‬ ‫تضاد‬ ‫در‬ ‫راهنمايي‬ ‫و‬ ‫صميميت‬ ‫جهت‬ ‫در‬ ‫شوايطي‬

‫نيازهاي وادديع آهنا قوار مي گريد كه ايع تضاد منجو‬

‫به جدايي بچه ها از سيستم خانواده مي شود. با توجه‬

‫به آنكه ايع جوانان نه مورد توجه و مواظبت قوار مي‬

‫گريند و نه خانواده طادب آهناست. درايع صورت ممكع است‬

‫آنان در جستجوي جنات در يك فوهنگ فوار (‪)Runaway culture‬‬

‫باشند تا در آن محايت غري رمسي بيشرتي را از شبكه‬

‫اجتمالي دريافت منايند.‬

‫در ايع صورت فوار يكي از طوق تفود و كسب هويت‬

‫فودي جداي از خانواده است كه بواي دستيابي به يك‬

‫خود متايز يافته اجنام مي گريد. جوانان درايع وضعيت در‬

‫جستجوي رفع نياز به خودمداري, نزديكي و صميمت هستند‬

‫يعين نيازهايي كه در سيستم خانوادگي موتفع مني شود.‬

‫بعضي از فواريان آشكارا احساس مي كنند كه جمبور به‬

‫فداكودن روابط خانوادگي خود هستند تا به يك خود‬

‫كنند‬ ‫فوار مي‬ ‫ديگو‬ ‫بعضي‬ ‫يابند,‬ ‫دست‬ ‫يافته‬ ‫متايز‬

‫تانيازهايشان را در زمينه صميمت و نزديكي بو آورند.‬

‫درهو دو ايع موارد, جاذبه فوار آن است كه جوان را‬

‫كند, در مهان‬ ‫بو خود را الما‬ ‫قادر مي سازد تا كنرت‬

‫كه به احساس تعلق دست مي يابد.‬ ‫حا‬

‫به طور تناقض آميزي فوآيند تفود و تالش بواي بووز‬

‫تضاد‬ ‫ويژگي‬ ‫داراي‬ ‫يافته‬ ‫متايز‬ ‫خود‬ ‫يك‬ ‫ظهور‬ ‫و‬

‫اغواشدگي (‪ )Conflict-induced‬است كه قدرت نوجوان را بواي‬

‫لملكود درست در زندگي سلب مي كند. به ويژه ايع‬

‫افواد از گسرتش مهارت هاي فودي بواي بوقواري روابط‬

‫لدم‬ ‫احساس‬ ‫ضعيف,‬ ‫خودپنداره‬ ‫آهنا‬ ‫حموومند.‬ ‫بادغانه‬

‫كفايت و اضطواب داشته و حتويك پذيو هستند. ايع گونه‬

‫افواد اغلب دمشين و خصومت و رفتارهاي مبتين بو وابستگي‬

‫شديد را از خود نشان مي دهند.‬

‫‪ )4912( Goldbery‬ايع دسته افواد را كوته بني و فاقد‬

‫حس مهدردي با ديگوان توصيف مي كند كه به سادگي نيز‬

‫حتت نفوذ ديگوان در مي آيند. به لبارت هبرت, ويژگي هاي‬

‫خانواده فواريان به گونه اي است كه شخصيت فود(در‬

‫تناسب با سع او) فاقد رشد و بادندگي بوده و تضاد‬

‫ميان افواد در خانواده مانع پوورش سامل وي شده است.‬

‫ايع وضعيت, نوجوان را به وضعييت سوق مي دهد كه در طي‬

‫آن به ايع باور مي رسد كه هبرتيع راه رفع نياز به‬

‫احساس تعلق و صميميت با ديگوان, فوار از خانه است.‬

‫زودرس‬ ‫اي‬ ‫گونه‬ ‫به‬ ‫نوجوانان‬ ‫ايع‬ ‫توتيب‬ ‫بديع‬

‫خودمدارانه لمل مي كند. ديكع ايع خودمداري به ضور و‬

‫هزينه صميميت و ارتباط حقيقي با ديگوان متام مي شود.‬

‫نشانه وجود مشكل در‬ ‫از ايع ديدگاه فوار به منز‬

‫در‬ ‫موجود‬ ‫ساختار‬ ‫ا‬

‫لمدتً‬ ‫آن‬ ‫در‬ ‫كه‬ ‫است‬ ‫خانواده‬

‫بواي‬ ‫را‬ ‫مطلوب‬ ‫رشد‬ ‫و‬ ‫پوورشي‬ ‫فوآيندهاي‬ ‫خانواده‬

‫جوانان مهيا مني منايد. بازسازي روابط چنانكه تعهدات‬

‫مطلوب توي را نسبت به خانواده اجياد كند, قدرت الضاء‬

‫خانواده را بواي مالحظه تغيريات و فشار هببود مي خبشد,‬

‫ايع مسئله نيز به نوبه خود مي تواند حوكت جوانان را‬

‫و كاهش رفتار فوار موجب شود( ‪Crespi‬‬ ‫به طوف كسب استقال‬

‫3991 ,‪.)and Sabatelli‬‬





‫نظريه آيزنك‬

‫آيزنك در نظويه خود معتقد به سلسله مواتيب در‬

‫ساختار شخصيت است. بو اساس نظويه وي شخصيت متشكل از‬

‫تيپ هاي شخصييت, صفات شخصييت, پاسخ هاي لادت شده و‬

‫پاسخ هاي خاص است. وي در حتقيقات خود بواي مجع آوري‬

‫اطاللات از روش هاي متنولي مهچون خودگزارشي ( -‪Self‬‬

‫فود,‬ ‫بيوگوايف‬ ‫از‬ ‫حاصل‬ ‫اطاللات‬ ‫مشاهده,‬ ‫‪,)Report‬‬

‫ارزيابي فيزيكي و فيزيودوژيكي و تست هاي روانشناخيت‬

‫ا‬

‫ليين استفاه كوده است. هنايتً وي به سه بعد شخصييت دست‬

‫شامل درونگوايي وبوونگوايي, بعد دوم‬ ‫يافت. بعد او‬

‫نشانگو ثبات لاطفي در مقابل بي ثباتي لاطفي (روان‬

‫رجنورگوايي) است و بعد سوم نيز سوپوايگو (‪)Super ego‬‬

‫قوي در مقابل روان پويشي گوايي است. افواد را بو‬

‫حسب اينكه در كدام بعد شخصييت قوار مي گريند مي توان‬

‫مورد بورسي قوار داد. تيپ بوونگوا داراي صفات هيجان‬

‫بودن, اجتمالي بودن, ابواز وجود كننده و‬ ‫طليب, فعا‬

‫داراي‬ ‫درونگواي‬ ‫افواد‬ ‫است.‬ ‫دوستانه‬ ‫رفتار‬ ‫داراي‬

‫ثبات لاطفي را مي توان بو اساس خصوصيات قابل التماد‬

‫و با خلق ثابت‬ ‫بودن, خويشنت دار, دقيق, غري فعا‬

‫توصيف منود. از سوي ديگو افواد بوونگواي با ثبات‬

‫سوزنده,‬ ‫حساس,‬ ‫پووايي,‬ ‫بي‬ ‫خصوصيات‬ ‫داراي‬ ‫لاطفي‬

‫معاشوتي, اجتمالي و رفتار رهربي هستند. در مقابل‬

‫افواد درونگواي بدون ثبات لاطفي را ميتوان از طويق‬

‫غري‬ ‫بدبيين,‬ ‫ناپذيوي,‬ ‫انعطاف‬ ‫خلقي,‬ ‫كج‬ ‫خصوصيات‬

‫ا‬

‫اجتمالي, حمتاط و اضطوابي, بازشناخت. هنايتً افواد‬

‫بني,‬ ‫خوش‬ ‫فعا ,‬ ‫افوادي‬ ‫لاطفي,‬ ‫ثبات‬ ‫بي‬ ‫بوونگواي‬

‫تكانه اي, حتويك پذيو, حساس, بي قوار, رفتار هتامجي‬

‫هستند. در بعد سوم نيز افوادي كه داراي منوه بااليي‬

‫هستند متايل به خودحموري, تكانه اي بودن, بي احساسي‬

‫نسبت به ديگوان و خمادفت با آداب اجتمالي دارند و‬

‫اغلب پودردسو بوده و به راحيت با ديگوان كنار مني‬

‫آيند (2991 ,‪.)Hjelle and Ziegler‬‬

‫بنابوايع به وسيله بورسي افواد از طويق نظويه‬

‫آيزنك مي توان خصوصيات رفتاري و رفتارهاي احتمايل‬

‫افواد را تا حدي پيش بيين منود. يعين مي توان رفتار‬

‫افواد را در صورت بوخورد با اسرتس و رويدادهايي كه‬

‫مستلزم حل مساده و رفتاري انطباقي است, به طور كلي‬

‫پيش بيين و يا با آموزش هاي خاص, پيشگريي منود.‬





‫نظريه مرتن‬

‫موتع نه فقط با يك ديد كلي به حمدوديتهاي جامعه‬

‫در تنظيم نياز و آرزوهاي افواد وگووهها مي نگود.‬

‫بلكه بيش از هو چيز او هبم خوردن رابطه بني اهداف از‬

‫بواي دستيابي به ايع اهداف را‬ ‫يك طوف و وسائل مشوو‬

‫در نظو مي گريد. از نظو موتع احنواف در پي تفاوت بني‬

‫انگيزه هاي اصلي منبعث از فوهنگ و امكانات حتقق ايع‬

‫انگيزه ها بوجود مي آيد, و متذكو مي شود كه ايع‬

‫امكانات به قشو افواد وابسته است.‬

‫ساختار‬ ‫شكستگي‬ ‫هم‬ ‫در‬ ‫يك‬ ‫آنومي‬ ‫موتع‬ ‫نظو‬ ‫از‬

‫فوهنگي است ايع وضعيت وقيت پيش مي آيد كه بني اهداف و‬

‫و‬ ‫اجتمالي)‬ ‫ارزشهاي‬ ‫و‬ ‫(نيازها‬ ‫فوهنگي‬ ‫هنجارهاي‬

‫امكانات موجود در بسرت هو قشو اجتمالي, تفاوت فاحش‬

‫بني‬ ‫وجود داشته باشد. در يك جامعه پايدار يك تعاد‬

‫اهداف اجتمالي- فوهنگي و راههاي پذيوفته شده از روي‬

‫لامه مودم بواي دستيابي به آن وجود دارد. آنومي وقيت‬

‫مي شود كه ايع رابطه متعاد , هبم خبورد.‬ ‫شوو‬

‫(مانند‬ ‫فوهنگي‬ ‫اهداف‬ ‫بني‬ ‫وقيت‬ ‫گويد:‬ ‫مي‬ ‫موتع‬

‫موفقيت, ثووت) و وسائل تشكيالتي جهت دستيابي به ايع‬

‫اهداف (مانند: حتصيالت, دوستان متنفذ و ...) يك لدم‬

‫تناسب وجود داشته باشد, در آنصورت افوادي كه در يك‬

‫ً‬

‫ساختار اجتمالي حتت فشار قوار گوفته اند, احتماال‬

‫خواهند‬ ‫احنوايف‬ ‫رفتار‬ ‫ديگوان‬ ‫از‬ ‫بيشرت‬

‫داشت(مهدويان،2384: 21).‬





‫نظريه كونيگ‬

‫كونيگ(3194) تاكيد دارد كه : فقو به تنهايي (بدون‬

‫دخادت لوامل ديگو ) بيشرت به لنوان يك لامل ثبات خبش,‬

‫در جامعه تاثري مي گذارد. اما اگو در مقابل فقو "‬

‫تصويو " يا " قو " آرزوهاي بلندپووازانه ارائه شود.‬

‫در آنصورت فقو غريقابل حتمل مي گودد و انسان كوشش مي‬

‫و چه غري جماز و‬ ‫كند با مهه ابزار ممكع (چه جماز و مشوو‬

‫نامشوو ) از وضعيت فقو بريون آيد در نتيجه رفتارهاي‬

‫احنوايف رشد مي كنند. كونيگ ادامه مي دهد. مهني مسئله‬

‫در كشورهاي تكامل نيافته نيز مي تواند بكار گوفته‬

‫شود. فقو كاالهاي اقتصادي در واقع لاملي نيست كه‬

‫توديد آنومي بكند بو لكس يك شكل سنيت و پذيوفته شده‬

‫از فقو وجود دارد كه انسان به آن لادت كوده است.‬

‫اما شوايط وقيت تغيري مي كند كه از طويق گسرتش وسائل‬

‫ً‬

‫زندگي ديگو وموفه تو (مثال‬ ‫ارتباط مجعي, تصويو يك نو‬

‫با بونامه هاي تلويزيوني...) تا اقصي نقاط جوامع‬

‫تكامل نيافته رخنه مي كند. در پي تضاد ايع دو لامل,‬

‫نيازهاي بي حد و حصو رشد مي كنند و پس از آن, حوكت‬

‫هاي ناگهاني رشد اقتصادي, بسياري از مواقع يك وضعيت‬

‫آنومي به شكل يك گمگشتگي فوهنگي جهشي (و از دست‬

‫دادن هويت فوهنگي) را در پي دارد كه نه فقط يك‬

‫نارضاييت لميق, بلكه لالوه بو آن نا آرامي هاي سياسي‬

‫گسرتده اي را بوجود مي آورد(مهان منبع: 11).‬





‫نظريه كلوآرد‬

‫كلوآرد (3394) بو پايه تئوري تدالي متمايز, معتقد‬

‫است كه تئوري آنومي بو ايع پايه هناده شده است كه‬

‫و مورد نياز يكسان توزيع‬ ‫ابزار و امكانات معمو‬

‫نشده اند, بطوريكه بوخي از افواد در شوايط هبرت قوار‬

‫دارند و در نتيجه از موهبات بيشرتي بوخوردارند و‬

‫آسانرت به اهداف مي رسند. در مورد احنواف نيز مي توان‬

‫به موازات صحبت از هدف وامكانات كود. بديع معين كه‬

‫واحنوايف نيز بواي‬ ‫امكان دستيابي به راههاي نامشوو‬

‫مهه بطور يكسان مهيا نيست. رفتار احنوايف نظري دزدي‬

‫بايد آموخته شود و نياز به يك فوهنگ خاص و زمينه‬

‫مسالد دارد تا بچه ها از ابتدا ايع توانايي و نظايو‬

‫بياموزند.‬ ‫آنوا از افواد بزرگسا‬

‫با ايع وصف, در صورتيكه ايع شوايط مسالد باشند,‬

‫شوايط‬ ‫است‬ ‫ممكع‬ ‫شغل,‬ ‫به‬ ‫دستيابي‬ ‫مهانند‬ ‫هم‬ ‫باز‬

‫دستيابي به ايع وسيله بواي مهه افواد منحوف و متمايل‬

‫, بطور يكسان فواهم نباشد. گوچه‬ ‫به كارهاي نامشوو‬

‫مهمرتيع لاملي كه افواد را بسوي احنواف سوق مي دهد.‬

‫تعلق به قشو پايني مي باشد. اما اكثو افواد متعلق به‬

‫قشو متوسط و باالتو گو چه متمايل به كارهاي احنوايف‬

‫باشند بعلت لدم فواهم بودن شوايط و امكانات سازمان‬

‫دشواري‬ ‫با‬ ‫احنوايف‬ ‫كارهاي‬ ‫به‬ ‫دستيابي‬ ‫بواي‬ ‫يافته‬

‫پائني‬ ‫قشو‬ ‫افواد‬ ‫بواي‬ ‫كه‬ ‫مهانگونه‬ ‫هستند.‬ ‫روبوو‬

‫دستيابي به مشاغل مناسب هبرت است. بنابوايع از نظو‬

‫كلوارد, لدم امكان دستيابي به وسايل و امكانات, فقط‬

‫وقيت به احنواف منجو خواهد شد, كه ابزار و امكانات‬

‫در‬ ‫گريند.‬ ‫قوار‬ ‫افواد‬ ‫اختيار‬ ‫در‬ ‫آسان‬ ‫نامشوو‬

‫صورتيكه هيچ يك از ابزار و وسايل يعين نه ابزار‬

‫وسايل‬ ‫و‬ ‫ابزار‬ ‫نه‬ ‫و‬ ‫ارزش‬ ‫با‬ ‫اهداف‬ ‫به‬ ‫دستيابي‬

‫فواهم باشند, شخص به كارهاي منفعالنه‬ ‫كارهاي نامشوو‬

‫نظري ودگودي, التياد و ادكل روي مي آورد.‬

‫نكته مهم در نظويه هاي موتع و كلوآرد آنست كه‬

‫در بني الضاء قشو پايني و فقري‬ ‫بيشرت كارهاي نامشوو‬

‫در يك جامعه انوا‬ ‫جامعه روي مي دهد. در لني حا‬

‫ديگوي از احنوافات وجود دارد. گاه بوخي از كارهاي‬

‫به طور مشوو‬ ‫احنوايف در قادب موازيع و قوالد مشوو‬

‫روي مي دهند. اگو كسي حقوق و لالئقش مورد تعدي قوار‬

‫كننده مواجعه منايد.‬ ‫گريد, مي تواند به سازماهناي كنرت‬

‫كننده وجود نداشته‬ ‫در صورتيكه چنني سازماهناي كنرت‬

‫باشند و يا درست كار نكنند. يعين نتوانند به مودم‬

‫بواي دستيابي به حقوقشان كمك كنند افواد خود در پي‬

‫از خود بو مي‬ ‫دستيابي به روشهاي مناسب بواي دفا‬

‫بواي مبارزه‬ ‫آيند. در نتيجه ايع خود يك كار نامشوو‬

‫ديگو خواهد شد. از ايع طويق كارهاي‬ ‫با كار نامشوو‬

‫بسولت تكثري مي شوند و نابساماني جامعه را‬ ‫نامشوو‬

‫قوار مي گريد(مهان منبع: 31).‬





‫نظريه دوركيم‬

‫در نظام دوركيمي اگو نتوان فود را در فوايند‬

‫مهواه كود. وي‬ ‫اجبار اجتمالي قوار داد و با اجتما‬

‫منافع فودي خود را به منافع مجعي تفوق مي دهد و دذا‬

‫جامعه با آسيب و احنواف روبوم مي شود و ايع آسيب ها‬

‫واحنوافات با گوايشهاي " فود گوايانه" و يا گوايشهاي‬

‫" خودگوايانه" منود پيدا مي كند.‬

‫كه‬ ‫آجنا‬ ‫از‬ ‫انسجامي,‬ ‫گوايي‬ ‫كاركود‬ ‫ديدگاه‬ ‫از‬

‫انسان طبيعيت شوور دارد و به جتاوز و خشونت بيشرت‬

‫گوايش دارد تا به نظم و قانون, بايد با اجبار وي را‬

‫داخل پيماهنا و مقورات اجتمالي قوار داد. دوركيم مي‬

‫گويد: " فود با اجتمالي شدن, جامعه پذيو مي شود و‬

‫ايع فوايند بو اساس تعليم و توبيت صورت مي گريد, در‬

‫غري اينصورت بواي مهار طبع شويو افواد, هوي وهوسهاي‬

‫فودگوايانه و خودگوايانه آهنا و مهگام منودن با وجدان‬

‫مجعي, استفاده از زور الزم است وقيت كه سيستم, فود را‬

‫ال‬

‫لمً از دايوه دوركيمي خارج كند, بدان معناست كه فود‬

‫ال‬

‫لمً از نظام اجبار اجتمالي خارج شده است و به مهني‬

‫دديل است كه اغلب كشورها به ايع نتيجه رسيده اند,‬

‫كه خارج شدگان از حيطه نظام تقسيم كار را, نبايد در‬

‫جامعه رها كود, هبمني خاطو قانون بيمه بيكاري و غريه‬

‫را وضع كودند. الزم به ذكو است كه هدف قانون بيمه‬

‫هاي اجتمالي در كشورهاي سومايه داري, تنها رفاه‬

‫و حفظ فود در‬ ‫كارگوان نيست, بلكه هدف آن, كنرت‬

‫سيستم است تا آشوهباي اجتمالي را دامع نزند. نتيجه‬

‫اي كه درايع حبث مي توان از فلسفه اخالق دوركيمي گوفت‬

‫ايع است كه آسيبهاي اجتمالي را بايد با توجه به‬

‫نظام اجتمالي بوطوف منود. زيوا كه اخالق فودي در پوتو‬

‫اخالق مجعي معنا مي يابد(مهان منبع: 23).‬





‫نظريه ساترلند‬

‫فوهنگي‬ ‫انتقا‬ ‫چگونگي‬ ‫درباره‬ ‫ساتودند‬ ‫ادويع‬

‫كجووي اظهار مي دارد كه كجوفتاري از طويق يك جويان‬

‫ارتباطات اجتمالي حاصل مي شود در واقع او اصطالح‬

‫ياربد (‪ )Bad companion‬را زنده مي كند. فوضيه اصلي‬

‫ساتودند ايع است كه رفتار احنوايف مثل سايو رفتارهاي‬

‫اجتمالي از طويق مهنشيين و پيوستگي با ديگوان آموخته‬

‫مي شود. به نظو او رفتار احنوايف نه روانشناخيت است نه‬

‫ارثي, بلكه مهانگونه كه مودم در مصاحبت و معاشوت با‬

‫يك جويان جامعه پذيوي كه بو‬ ‫افواد سازگار در طو‬

‫قوام و مقبوديت هنجارها دارد, به سازش و انطباق با‬

‫ارزشهاي اجتمالي مي شوند. اگو در جويان جامعه پذيوي‬

‫ختطي از هنجارها را بياموزند به سوي كجوفتاري كشانده‬

‫مي شوند.‬

‫زندگي خويش از طويق‬ ‫با ايع توتيب هو فود در طو‬

‫پيوستگي و ارتباط با ديگوان, انگيزه ها, گوايشات و‬

‫ارزشها را فوا مي گريد و ممكع است به راست رفتاري يا‬

‫كجوفتاري منجو شود.‬

‫در هو گووه اجتمالي هم افوادي هستند كه قانون را‬

‫و طبيعي مي دانند و هم‬ ‫به لنوان پديده اي قابل قبو‬

‫ال‬

‫افوادي كه چنني فكو مني كنند. اما معموً مودم توكييب‬

‫از ايع دو حادت را در خود دارند.‬

‫با‬ ‫كه‬ ‫ارتباطي‬ ‫و‬ ‫مهنشيين‬ ‫نسبت‬ ‫به‬ ‫مودم‬ ‫پس‬

‫هنجارشكنان دارند كجوفتار مي شوند و لواملي نيز بو‬

‫ايع تاثري پذيوي موثو است:‬

‫و‬ ‫اقوام‬ ‫و‬ ‫نزديك‬ ‫دوستان‬ ‫طويق‬ ‫از‬ ‫افواد‬ ‫4.‬

‫كساني كه با آهنا در ارتباط هستند, كجوفتار مي شوند.‬

‫و‬ ‫كودكي‬ ‫ايام‬ ‫در‬ ‫ديگوان‬ ‫از‬ ‫پذيوي‬ ‫تاثري‬ ‫2.‬

‫جواني بسيار قوي است.‬

‫نسبت متاس با كجوفتاران در مقايسه با متاس‬ ‫8.‬

‫با افواد سازگار, در کجوفتاري موثو است.‬

‫از بزهكاري, متودد‬ ‫هيچكس با آگاهي و اطال‬ ‫1.‬

‫مني شود, بلكه از يك شخص و يا يك گووه به ديگوان‬

‫منتقل مي شود(آقاخبشي, 2184: 88)‬

‫بوخي از انديشمندان بو ايع لقيده اند كه هنجارها‬

‫و ارزشهايي كه بيشرت در دسرتس باشند, سويعرت پذيوفته‬

‫مي شوند. نظويه پيوند افرتاقي كه توسط ادويع ساتودند‬

‫مطوح مي شود, در واقع بو مهني نكته تاكيد دارد كه‬

‫رفتار احنوايف مثل سايو رفتارهاي اجتمالي از طويق‬

‫يادگريي‬ ‫فوآيند‬ ‫شود.‬ ‫مي‬ ‫آموخته‬ ‫ديگوان‬ ‫با‬ ‫مهنشيين‬

‫رفتار جمومانه بوسيله دوستان فود جموم تعيني مي گودد.‬

‫چهار گام زيو فوآيند نظويه پيوند افرتاقي را به‬

‫اختصار نشان مي دهد :‬

‫رفتارهاي‬ ‫ديگو‬ ‫مانند‬ ‫تبهكارانه,‬ ‫رفتار‬ ‫4.‬

‫معمويل در اثو واكنش متقابل با ديگوان بويژه گووه‬

‫دوستان آموخته مي شود.‬

‫يادگريي‬ ‫مستلزم‬ ‫هم‬ ‫جمومانه‬ ‫رفتار‬ ‫فواگريي‬ ‫2.‬

‫ها, سائقها و‬ ‫انگيزه‬ ‫هم‬ ‫و‬ ‫جوم‬ ‫ارتكاب‬ ‫تكنيكهاي‬

‫گوايشهاي متناسب بواي بزهكاري است.‬

‫فواواني‬ ‫كه‬ ‫شود‬ ‫مي‬ ‫جموم‬ ‫سبب‬ ‫بدان‬ ‫انسان‬ ‫8.‬

‫امكانات قانون شكين به حمدوديتهاي نامسالد آن بچوبد‬

‫از اينوو, اگو ارزشهاي يك نفو و ارزشهاي افوادي كه‬

‫بو او تاثري شديد دارند جباي محايت از رفتار غري حمومانه‬

‫ال‬

‫از رفتار تبهكارانه محايت كنند. احتماً آن شخص جموم‬

‫خواهد شد.‬

‫پيوند تبهكارانه يك شخص مي تواند از جنبه‬ ‫1.‬

‫مدت و شدت ايع متاسها‬ ‫هاي خاصي مهچون فواواني, طو‬

‫متفاوت باشد و در تعيني تاثري ايع پيوندها بو شخص به‬

‫ما كمك مي كند. نظويه پيوند افرتاقي را ميتوان به‬

‫ال‬

‫متعدد جوم و بزهكاري نسبت داد. مثً بوخي از‬ ‫انوا‬

‫شواهد مبني آنست كه لده اي از جوانان شهوي ممكع است‬

‫بواي نشان دادن صفات يكدنگي و جوات حادثه جويي كه‬

‫روي‬ ‫خمدر‬ ‫مواد‬ ‫به‬ ‫است‬ ‫ارزمشند‬ ‫بسيار‬ ‫آنان‬ ‫بواي‬

‫بياورند.‬





‫نظريه الكاساين‬

‫شهو‬ ‫قانوني‬ ‫پزشكي‬ ‫استاد‬ ‫(‪)A. Lacassagne‬‬ ‫الكاسايع‬

‫ديون (فوانسه), لقيده دارد كه بزهكاري يك ميكووب‬

‫اجتمالي است. ايع ميكووب در حميطي كه آمادگي بواي‬

‫پووراندن تبهكار نداشته باشد. بووز مني كند و جومي‬

‫اتفاق مني افتد. او مي نويسد هو جامعه بزهكاراني‬

‫دارد كه شايسته مهان جامعه است زيوا حميط اجتمالي بو‬

‫اثو لوامل خمتلف در فود اثو منوده او را به طوف‬

‫ارتكاب جوم مي كشاند. وي تفاوت بني جوامي ارتكابي در‬

‫شهو و روستا را ناشي از اختالف آب و هوا, طوز تغذيه,‬

‫وضع زندگي, آموزش و پوورش, خصوصيات اخالقي, التقادات‬

‫مذهيب و باالخوه آداب و رسوم در جامعه بيان منوده‬

‫است(اقليما, 2384: 21).‬









‫سبب شناسي‬

‫مقدمه‬

‫كه حاصل تعامل شبكه‬ ‫پديده فوار دخرتان از منز‬

‫للييت پيچيده اي از لوامل موثو اجتمالي و رواني در‬

‫سطح خانواده و جامعه است. آمار نشان مي دهد انگيزه‬

‫زندگي‬ ‫حميط‬ ‫و‬ ‫حتصيالت‬ ‫سع،‬ ‫جنس،‬ ‫فواري بوحسب‬ ‫افواد‬

‫انگيزه هايي نظري اثبات‬ ‫متفاوت است. اما در جممو‬

‫توجه اطوافيان و اجبار آهنا بواي اجواي‬ ‫وجود و جلب‬

‫و‬ ‫خشونتها‬ ‫از‬ ‫رهايي‬ ‫خويش،‬ ‫خواسته هاي‬ ‫و‬ ‫متايالت‬

‫آزارهاي خانواده و كسب آزادي لمل در رفتارهاي فودي‬

‫و اجتمالي و جلاجت با خانواده و سلب آرامش و اجياد‬

‫قواردادن‬ ‫حتت فشار‬ ‫و‬ ‫آنان‬ ‫بواي‬ ‫مشكل‬ ‫يا‬ ‫بدنامي‬

‫ديگوان بواي حتقق خواسته هاي خود درخصوص زندگي آينده‬

‫و موقعيت هبرت اقتصادي در افواد فواري ديده مي شود. و‬

‫اما در مورد تبيني لوامل مؤثو در فوار دخرتان بايد‬

‫گفت: آسيب هاي اجتمالي نظري فوار از خانه, داراي‬

‫التقاد‬ ‫به‬ ‫هستند.‬ ‫خمتلفي‬ ‫ابعاد‬ ‫و‬ ‫زمينه ها‬

‫صاحبنظوان، خانواده در شكل دهي به زندگي و رفتار‬

‫فود تاحد زيادي مؤثو است. اگو خانواده با مشكالت و‬

‫جامعه پذيوي‬ ‫روند‬ ‫باشد،‬ ‫مواجه‬ ‫لديده اي‬ ‫آسيب هاي‬

‫الضاي خانواده خمتل مي شود.‬

‫شوايط زندگي پوفشار نيز، از مجله پومجعيت بودن،‬

‫فقو، انزواي اجتمالي، فقدان نظامهاي محاييت و حبواهناي‬

‫حميطي ممكع است سطح فشار رواني را در خانواده هاي‬

‫آسيب پذيو افزايش دهد كه پيامد آن مي تواند فوار از‬

‫باشد. مهچنني لوامل رواني اثوگذار كه معطوف به‬ ‫منز‬

‫در سلوك و رفتار است. ايع‬ ‫شخصييت و اختال‬ ‫لدم تعاد‬

‫خودشيفته،‬ ‫ضداجتمالي،‬ ‫شخصييت‬ ‫داراي‬ ‫ا‬

‫لمدتً‬ ‫افواد‬

‫بوون گوا و روان رجنور مي باشند.‬

‫شديد و حمدوديت‬ ‫دخرتان به دديل فشار خانواده, كنرت‬

‫معاشوت با دوستان دست به فوار مي زنند و به خانه‬

‫دوستان, پاركها يا اماكع لمومي پناه مي بوند. مهچنني‬

‫ميزان فقدان احساس حضور پدر در كانون خانواده, اجياد‬

‫به فوزندان بواي رلايت افواط‬ ‫فشار فزاينده نامعقو‬

‫گونه بوخي مسايل, التياد مهسو, پدر, مادر يا هو دو,‬

‫شغل يا مشاغل پدر و مادر يا مهسو, وجود ناراحيت ها و‬

‫بيماري هاي خاص كه جمواي گويز از حميط هاي حبوان زاست,‬

‫وجود مشكالت حاد اقتصادي در خانواده و اثوات ناشي از‬

‫آن, تعارض ديدگاهها و نگوشهاي بني افواد و به كار‬

‫خشونتهاي روحي ر‬ ‫نگوفنت شيوه منطقي بواي حل و الما‬

‫جسمي توسط افواد ذكور در خصوص زنان و دخرتان جوان‬

‫آن‬ ‫كننده‬ ‫تشويق‬ ‫تاثريات‬ ‫و‬ ‫خاص‬ ‫اجتمالي‬ ‫هاي‬ ‫حميط‬

‫بورفتار گويزگونه زنان و دخرتان, فويب خوردن افواد‬

‫واهي دستيابي يكباره به‬ ‫سودجو و فوصت طلب و خيا‬

‫و آرزوها, اثوات سوء آموزشهاي غلط اطوافيان به‬ ‫آما‬

‫طوح‬ ‫و‬ ‫اجتمالي‬ ‫و‬ ‫فودي‬ ‫قهويه‬ ‫قواي‬ ‫دوستان,‬ ‫ويژه‬

‫توسط رسانه هاي داخلي و خارجي‬ ‫مسئله فوار از منز‬

‫به لنوان اموي جذاب و مفيد از مجله مواردي هستند كه‬

‫از سوي بوخي صاحبنظوان مسائل اجتمالي به لنوان لامل‬

‫شناخته شده اند.‬ ‫فوار از منز‬

‫كانو در مقاده اي حتت لنوان شناخت فوار نوجوانان‬

‫را به شوح زيو مي‬ ‫و پيشگريي از آن للل فوار از منز‬

‫داند:‬

‫4 اجتناب از لواقب و نتايج ناخوشايند رفتار يا‬

‫-‬

‫المايل كه فود انتظار دارد, در آينده با آن مواجه‬

‫شود. مثل هتديد به تنبيه و يا تنبيه وادديع در مقابل‬

‫شكست حتصيلي فوزند.‬

‫و‬ ‫مستمو‬ ‫اي‬ ‫جتوبه‬ ‫با‬ ‫مواجهه‬ ‫ادامه‬ ‫از‬ ‫2 فوار‬

‫-‬

‫پيشوونده نامطلوب, دردناك يا سخت در زندگي مثل آزار‬

‫جسمي و جنسي در منز .‬

‫8 پيشگريي از توك فعاديت ها , ارتباطات يا دوسيت‬

‫-‬

‫هايي كه بواي فود مهم و با ارزش به نظو مي رسند مثل‬

‫جلوگريي وادديع از معاشوت نوجوان با دوستاني بدون‬

‫جايگزيع و يا حتكم.‬

‫ايشان‬ ‫زغم‬ ‫به‬ ‫كه‬ ‫افوادي‬ ‫با‬ ‫بودن‬ ‫منظور‬ ‫1 به‬

‫-‬

‫هستند مثل زندگي با مهساالن.‬ ‫محايتگو , مشوق و فعا‬

‫1 بواي بودن با افواد يا مكان هايي كه آهنا را از‬

‫-‬

‫مشكالت ديگو در زندگيشان دور مي سازد.‬

‫اجنام است يا قوار‬ ‫3 تغيري يا توقف آنچه كه در حا‬

‫-‬

‫هتديد‬ ‫با‬ ‫توام‬ ‫نامناسب‬ ‫ازدواج‬ ‫مثل‬ ‫گريد‬ ‫اجنام‬ ‫است‬

‫وادديع.‬

‫وي معتقد است مشكالتي كه خطو بووز فوار‬ ‫مهچنني‬

‫كودكان و نوجوانان را افزايش مي دهد لبارتند از:‬

‫4 كودك آزاري يا غفلت نسبت به كودك.‬

‫-‬

‫2 استفاده از ادكل يا مواد خمدر.‬

‫-‬

‫8 طالق يا جدايي كه مواجهه با آن به درسيت اجنام‬

‫-‬

‫نشده است.‬

‫1 رفتار متضاد و معاند وادديع كه با ختيالت نامناسب‬

‫-‬

‫نوجوان توكيب شده باشد.‬

‫1 آميزش با يك گووه مهسان ضد اجتما .‬

‫-‬

‫3 موگ يكي از الضاي خانوده كه مواجهه با آن به‬

‫-‬

‫درسيت اجنام نشده باشد( كانو , 4222 ر 4 و 2 به نقل از‬

‫گدازنده، 2384 , 3 و 9 ).‬



‫آسيبهاي اجتمالي نظري فوار از خانه داراي زمينه‬

‫ها و ابعاد خمتلفي هستند و لوامل گوناگوني از مجله‬

‫لوامل فودي ، خانوادگي و اجتمالي در شكل گريي آن‬

‫موثو مي باشد .‬

‫‪ Feitel‬و مهكاران(2994) در حتقيقشان بيان كوده اند،‬

‫مشكالت خانوادگي دخرتان از لوامل مهم موثو بو فوارشان‬

‫است. خبشي از ايع مشكالت لبارتند از: بي‬ ‫از منز‬

‫خانه,‬ ‫داخلي‬ ‫هاي‬ ‫كشمكش‬ ‫فقو,‬ ‫خانواده,‬ ‫ثباتي‬

‫ناسازگاري خانوادگي, سوء استفاده احساسي و جنسي و‬

‫متود.‬

‫استبداد‬ ‫لليه‬ ‫بو‬ ‫دخرت‬ ‫فوارها,‬ ‫از‬ ‫بسياري‬ ‫در‬

‫واددينش طغيان مي كند. در حتقيقي(اردالن, 2384) كه بو‬

‫روي اسرتسورهاي رواني ر اجتمالي دخرتان فواري اجنام‬

‫شده است. اسرتسورهاي مشاهده شده لبارت بودند از :‬

‫خانواده به شدت از هم گسيخته(21 درصد موارد), جنگ و‬

‫در خانواده, وادديع طالق گوفته يا داراي زندگي‬ ‫جدا‬

‫جداگانه, نگواني هاي مايل, موگ يكي از الضاء مهم‬

‫خانواده(88 درصد موارد), استفاده از مشووبات ادكلي‬

‫يا مواد خمدر در منز ( 28 درصد موارد), درگريي الضاء‬

‫خانواده با پليس( 22 درصد موارد), توس از كتك خوردن‬

‫يا جمووح شدن, سابقه جمووحيت در خانه, مضووب شدن لضو‬

‫قوار گوفنت(21‬ ‫جنسي‬ ‫آزار‬ ‫مورد‬ ‫خانواده,‬ ‫در‬ ‫ديگوي‬

‫درصد موارد).‬

‫مشكالت‬ ‫است‬ ‫كوده‬ ‫بيان‬ ‫حتقيش‬ ‫در‬ ‫(9394)‬ ‫‪Shane‬‬

‫منانده‬ ‫خانوادگي كه بالث مي شود دخرت نوجوان در منز‬

‫و فوار منايد لبارتند از: از هم پاشيدگي خانواده,‬

‫درجات باالي ناسازگاري و اختالفات در خانواده, التياد‬

‫به ادكل يا سايو مواد خمدر, مشكالت اقتصادي, مجعيت‬

‫جدا‬ ‫يا‬ ‫ادوقو‬ ‫قويب‬ ‫يا‬ ‫قبلي‬ ‫طالق‬ ‫خانواده,‬ ‫زياد‬

‫زندگي كودن وادديع, ازدواج جمدد وادديع, جاجبايي حمل‬

‫سكونت, موگ سوپوست, خشونت, اختالف بني كودك و وادديع,‬

‫سطح پايني هبداشت رواني و فيزيكي, مشكالت قانوني در‬

‫خانواده, سوكشي كودك.‬

‫مومين(2384) در حتقيقش ذکو مي کند که دخرتان جوان و‬

‫نوجوان بيش از ديگو افواد حتت تاثري لوامل اجتمالي،‬

‫گووه جوانان و غريه هستند. ايع حميط به طور مستقيم‬

‫آنان را حتت فشار اجتمالي قوار مي دهد و ايع احتما‬

‫که نوجوانان از ايع نريوهاي مهار کننده رهايي يابند‬

‫کم است. آنچه بالث مي شود انسان شبکه گسرتده روابط‬

‫اجتمالي را بپذيود نيازهاي وي بواي زيسنت است. از‬

‫ايع رو بورسي انگيزه ها و حموکهايي که انسان را به‬

‫سوي تالش بواي تامني نيازمنديها مي راند اموي ضووري‬

‫است. بي گمان لوامل طبيعي انسان را به سوي بوخي‬

‫نيازها مي راند اما در ايع زمينه لوامل اجتمالي‬

‫بسيار نريومندتوند. لوامل اجتمالي خود در بودارنده‬

‫نداشنت‬ ‫حمووميت،‬ ‫بيکاري،‬ ‫فقو،‬ ‫شامل‬ ‫اقتصادي‬ ‫لوامل‬

‫گوسنگي،‬ ‫تورم،‬ ‫شامل‬ ‫اقتصادي‬ ‫حبوان‬ ‫و‬ ‫سامل:‬ ‫تفويح‬

‫درماندگي، و لامل مهاجوت شامل آوارگي و تعارض فوهنگ‬

‫هاست.‬

‫مشكالت ديگوي که مي توان به لنوان لوامل فوار‬

‫بومشود لبارتند از:‬ ‫دخرتان از منز‬

‫ماجواجويي و يافنت راه تازه اي بواي زندگي, مورد‬

‫آزار قوار گوفنت, مورد بي توجهي قوار گوفنت, ناخواسته‬

‫بودن, شوم تلقي شدن, جستجوي فوصت شغلي, رفتارهاي‬

‫مشكل زا مثل استفاده از ادكل يا مواد خمدر و سيگار.‬

‫بنابوايع لوامل تاثريگذار در فوار دخرتان را مي توان‬

‫حميط‬ ‫و‬ ‫فودي‬ ‫ويژگيهاي‬ ‫خانواده،‬ ‫کلي‬ ‫دسته‬ ‫سه‬ ‫در‬

‫اجتمالي طبقه بندي منود که شوح و بيان هو يک به‬

‫تفصيل در زيو آمده است.‬





‫خانواده‬

‫خانواده طبيعي تويع، گوم تويع و مطمئع تويع حميط‬

‫با وادديع شرييع تويع‬ ‫زندگي بواي كودكان است. تعاد‬

‫و ددنشني تويع تعامالت بواي كودك است. للي رغم ايع‬

‫واقعيت ها ، بايد ديد كه چوا بوخي از كودكان فوار‬

‫از خانه و زندگي با بيگانه و لواقب زيانبخش آن را‬

‫و زندگي با وادديع خود توجيح مي‬ ‫بو ماندن در منز‬

‫دهند. حتت چنني شوايطي چه آسيب هايي متوجه كودكان به‬

‫در‬ ‫و‬ ‫شد،‬ ‫خواهد‬ ‫جامعه‬ ‫قشو‬ ‫پذيوتويع‬ ‫آسيب‬ ‫لنوان‬

‫آينده ايع قشو آينده ساز چه جايگاه و نقشي در جامعه‬

‫خواهد داشت؟ با اتكا به جتارب گذشته مي توان گفت كه‬

‫آسيب ديدگان امووز آسيب رسانندگان فوداي كشورند،‬

‫وقيت جامعه امووز كودكان خود را دچار آسيب مي سازد‬

‫مي توان پيش بيين كود كه مهني جامعه فودا در معوض آسيب‬

‫آنان قوار خواهد گوفت. ايع دور باطل سالمت و امنيت‬

‫آيندة چنيين جامعه اي را هتديد مي كند( لبدادلهي،4384:‬

‫88).‬

‫ا‬

‫طبيعتً فوزند در سايه پدر و مادر است كه احساس‬

‫سوبلندي، غوور و سوافوازي مي كند. ايع پدر و مادر‬

‫ا‬

‫هستند كه مشرتكً مي توانند به شخصيت كودك، انسجام و‬

‫متاميت خبشند. سايه پدر و مهو مادر است كه از بچه،‬

‫فوزندي سامل، متعهد، مفيد و پوبار مي سازد.‬

‫دخرتان فواري تعدادي از دخرتاني هستند كه به داليل‬

‫گوناگوني، مانند التقاد به ايع كه در خانواده به‬

‫آهنا بي توجهي شده يا حتت تاثري ساز و كارهاي رواني و‬

‫ذهين بواي رسيدن به امنيت رواني و رهايي از سلطة‬

‫قدرتي‬ ‫يافنت‬ ‫پي‬ ‫در‬ ‫خود‬ ‫ناسازگار‬ ‫حتميلي و‬ ‫وادديع‬

‫شايسته تو از وادديع خويش بو مي آيند تا با تسليم و‬

‫اطالت از آهنا نگواني و اضطواب دروني خود را كاهش‬

‫دهند.‬

‫فوار از خانه يكي از بازتاهباي خشونت خانگي است‬

‫كه به دديل تأثريات اجتمالي آن قابل تأمل است. اغلب‬

‫نوجواناني كه قوباني خشونت هاي خانواده مي شوند، با‬

‫لقده هاي رواني دست به گويبان هستند. احساس مي كنند‬

‫كه آدمهاي بدخبيت هستند كه روي هيچ راحيت، آسايش و‬

‫و‬ ‫اضطواب‬ ‫توس،‬ ‫حادت‬ ‫در‬ ‫مدام‬ ‫نديده اند.‬ ‫خوشبخيت‬

‫ناامين هستند و بيشرت مواقع با خود تصميم مي گريند كه‬

‫از ايع حميط دهشتناك بگويزند.‬

‫خشونتهاي روحي، جسمي از سوي الضاي‬ ‫دذا الما‬

‫خانواده لامل بسيار مهمي در فوار بوخي از دخرتان‬

‫است. بسياري از وادديع آگاهانه يا ناآگاهانه با‬

‫موجب اختالف بني آهنا و ددسودي از‬ ‫تبعيض بني فوزندان،‬

‫زندگي مي شوند. تبعيض در مواجه با خطاها و اشتباهات‬

‫فوزندان دخرت و پسو و لدم اختاذ رويه منطقي بواي‬

‫تبعيض آميز‬ ‫تنبيه‬ ‫و‬ ‫فوزندان‬ ‫خطاهاي‬ ‫با‬ ‫بوخورد‬

‫بواساس بوتوي پسو بو دخرت يا بادعكس موجب سلب التماد‬

‫به نفس و بدبيين فوزندان نسبت به وادديع مي شود.‬

‫اگو در شيوه توبييت خانواده ها، فوزندان از آزادي‬

‫و اختيار الزم، متناسب با سع و شوايط خويش حمووم‬

‫شوند، دچار احساس نارضاييت، حتقري، تنفو و سوخوردگي از‬

‫خانواده مي شوند، دذا از هو فوصيت جهت لدم پريوي از‬

‫هنجارهاي خانواده هبوه مي بوند و درصدد هستند با‬

‫از ايع حمدوديت ها رهايي يابند و‬ ‫فوار از خانه،‬

‫بادعكس نيز، توجه بيش از حد متعارف و در اختيار‬

‫هم‬ ‫(فوزندساالري)‬ ‫فوزند‬ ‫سين‬ ‫حد‬ ‫فوق‬ ‫امكانات‬ ‫بودن‬

‫مي تواند زمينه مسايلي چون فوار از خانه را اجياد‬

‫منايد.‬

‫نوجواني كه بيشرت خواسته هاي وي حمقق شده است، به‬

‫حمض اجياد مشكالت و حبواهنا و فشارهاي زندگي كه اجواي‬

‫خواسته هاي او را مشكل مي كند، خود را مي بازد و‬

‫راه چاره را در فوار مي بيند يا جواني كه به متام‬

‫خواسته هاي خود رسيده است، به حمض آنكه با يك خواسته‬

‫ناجباي وي خمادفت كنند به دديل روحيه غريمنطقي فوزند‬

‫نازپووري و كاهش دامنه استقامت و آستانه حتمل در‬

‫ً‬

‫بوابو خمادفت وادديع از مكانيسم قهو و فشار و هنايتا‬

‫فوار از خانه استفاده مي كند. در واقع شيوه توبييت‬

‫كه حمبت افواطي و بيش از حد را در پيش گوفته است،‬

‫موجب مي شود جتوبه رجنها و مشقات و فواز و نشيب هاي‬

‫زندگي از فوزند دريغ شود و او نتواند به خودسازي‬

‫رفتاري بپودازد. ايع خانواده ها كودكاني خودخواه،‬

‫بي توجه و بي ضابطه را بزرگ كوده اند دذا در مواجهه‬

‫با كوچكرتيع خمادفيت، سويع تويع راه، يعين فوار از خانه‬

‫را انتخاب مي كنند.‬

‫‪ )4993( Goldscheider & Goldscheider‬در مطادعه اي گذشته‬

‫ملي‬ ‫پيمايشي‬ ‫حتقيقات‬ ‫از‬ ‫حاصل‬ ‫روي اطاللات‬ ‫بو‬ ‫نگو‬

‫درباره خانواده هاي آمويكايي در طي ساهلاي 3394 - 1394‬

‫دريافتند كه «لدم ثبات در خانواده» و « نقش وادديع‬

‫ا‬

‫در جتوبيات منفي فوزندان »، قويً ادگوي توك خانه را‬

‫در جوانان تعيني مي كند. وجود شوايط فوق، مهواه با‬

‫داشنت پايگاهي در خارج از خانواده كه از نوجوان يا‬

‫جوان محايت منايد، توك خانه را توسط نوجوان يا جوان‬

‫تسهيل مي كند و سولت مي خبشد. متايل به شكل دادن‬

‫خانواده هاي غري سنيت نظري مهزيسيت بدون ازدواج‬ ‫انوا‬

‫رمسي و يا زندگي به صورت گووهي و غريه نيز خود مي‬

‫باشد. اما‬ ‫تواند يكي از للل فوار جوانان از منز‬

‫بايد توجه داشت « از هم گسيختگي خانواده » و « فوار‬

‫از خانه» آن مهواره در ارتباط نزديكي با يكديگو قوار‬

‫دارند.‬

‫« داشنت دو وادد » در ساختار خانوادگي كه حكايت‬

‫از ثبات خانوادگي مي كند چنانچه توام با منابع و‬

‫سومايه هاي فوهنگي و مادي بيشرت در خانواده و مهچنني‬

‫موفقيت كودكان را در‬ ‫بعد كمرت خانوار باشد، احتما‬

‫بزرگسايل افزايش مي دهد. كودكان چنني خانواده هايي‬

‫دارد كه سومايه هاي آموزشي را كه بواي‬ ‫بيشرت احتما‬

‫توك‬ ‫يك شغل موفق و مطمئع الزم است كسب كنند و احتما‬

‫در چنني شوايطي از سوي جوان كمرت‬ ‫و فوار از منز‬

‫دادند،‬ ‫نشان‬ ‫خود‬ ‫بورسي‬ ‫در‬ ‫حمققني‬ ‫ايع‬ ‫بود.‬ ‫خواهد‬

‫جواناني كه جتارب نامطلوبي در كودكي داشته اند و به‬

‫ويژه در دوران نوجواني دچار از هم گسيختگي خانواده‬

‫زندگي خود به‬ ‫نيز شده بودند، خانه را در ساديان او‬

‫هو طويق ممكع توك كوده بودند. ايع امو خود بالث مي‬

‫شود كه آهنا بعد از خووج از خانه دچار ثبات و محايت‬

‫كمرتي شوند. هو چند بوخي از ايع جوانان خانه را به‬

‫توك مي كنند، اما ايع حادت نيز‬ ‫قصد داشنت استقال‬

‫خانه‬ ‫از‬ ‫فوار‬ ‫با‬ ‫بسياري‬ ‫شباهتهاي‬ ‫داراي‬

‫است(اردالن،2384 :9).‬

‫به‬ ‫دهي‬ ‫شكل‬ ‫در‬ ‫خانواده‬ ‫صاحبنظوان،‬ ‫التقاد‬ ‫به‬

‫اگو‬ ‫است.‬ ‫موثو‬ ‫زيادي‬ ‫حد‬ ‫تا‬ ‫فود‬ ‫رفتار‬ ‫و‬ ‫زندگي‬

‫خانواده با مشكالت و آسيبهاي لديده اي مواجه باشد،‬

‫روند جامعه پذيوي الضاي خانواده خمتل مي شود. كلمع‬

‫آسيب بواي خانواده نام مي بود كه‬ ‫(2394) از چهار نو‬

‫بو كنشهاي ناهبنجار فوزندان موثو است:‬

‫الف ا خانواده بي كفايت‬

‫روانشناخيت‬ ‫يا‬ ‫جسماني‬ ‫منابع‬ ‫فاقد‬ ‫خانواده‬ ‫ايع‬

‫موثو بواي سازگاري با لوامل تنيدگي زندگي هبنجار است‬

‫و مني تواند با مسائل زندگي خانوادگي مقابله كند.‬

‫ب ا خانواده ضد اجتماعي‬

‫با‬ ‫مغايو‬ ‫شدت‬ ‫به‬ ‫ارزشهايي‬ ‫واجد‬ ‫خانواده‬ ‫ايع‬

‫ارزشهاي اجتمالي مي باشند و رفتارهاي نامطلوب را‬

‫ها‬ ‫خانواده‬ ‫بوخي‬ ‫شوايط‬ ‫واقع‬ ‫در‬ ‫كند.‬ ‫مي‬ ‫تشويق‬

‫ناهبنجاري را تاييد مي منايد.‬

‫ج ا خانواده آشفته‬

‫نظري‬ ‫رفتاري‬ ‫اختالالت‬ ‫و‬ ‫كنشها‬ ‫با‬ ‫خانواده‬ ‫ايع‬

‫غريمنطقي بودن، دلوا، تعارض و … مشخص مي شود و‬

‫الضاي آن داراي شخصيت هاي خموب و غريلادي هستند كه‬

‫فضاي خانه را به اضطواب و تنش مي كشاند. هو چند‬

‫وادديع در چنني خانواده هايي حضور فيزيكي دارند، اما‬

‫فضاي حاكم بو خانواده توام با طود فوزندان ، لدم‬

‫حمبت و بي توجهي به مسائل آهنا مي باشد. فود به دديل‬

‫كمبود حمبت و توبيت ناصحيح در مواجه با يك حمبت كاذب‬

‫اقدام به فوار مي كند. وادديع چنني خانواده هايي در‬

‫و‬ ‫ندارند‬ ‫فعا‬ ‫حضور‬ ‫خانوادگي‬ ‫ارتباطات‬ ‫كانون‬

‫خود رها شده اند و روابط آهنا فاقد‬ ‫فوزندان به حا‬

‫نظارت صحيح مي باشد و كاركود توبييت و كنرت‬ ‫هو نو‬

‫غريرمسي خانواده تضعيف شده، آرزوهاي بي حد و آنوميك‬

‫شدت يافته و زمينه هنجارشكين فوزندان فواهم است.‬

‫خانواده، فاقد سومايه اجتمالي است و مني‬ ‫ايع نو‬

‫تواند به لنوان يك منبع كنرت ، مانع رفتارهاي تند‬

‫جوانان از مجله فوار از خانه شود.‬

‫د ا خانواده از هم گسيخته‬

‫ايع خانواده به دديل از دست دادن پدر و مادر‬

‫خانواده بو اثو موگ ، طالق و جدايي در اكثو موارد‬

‫بواي توبيت فوزندان و سازگاري اجتمالي آهنا دچار‬

‫مشكل مي باشد.‬

‫در چنني خانواده هايي فود با احساس ناكامي و‬

‫حمووميت، كمبود حمبت و خالء واكنش لاطفي مواجه است و‬

‫در صورتي كه فودي جانشني وادديع خانواده شود، احتما‬

‫در هويت خانوادگي و لدم پذيوش او از سوي‬ ‫اختال‬

‫فوزندان و سازگاري با وي و فوزندان ناتين وجود دارد‬

‫كه مهني امو مي تواند زمينه اختالالت رفتاري مانند فوار‬

‫از خانه را فواهم كند(معتمدي،2384: 132).‬





‫خانوادههاي نابسامان و پرستيز‬

‫كودك از طويق حميط كوچك خانواده با دنياي خارج‬

‫آشنا مي شود و با كودكان ديگو و سايويع متاس پيدا مي‬

‫كند, طوز معاشوت با ديگوان را مي آموزد, اخالق, ايده‬

‫آهلا, راه زندگي و فلسفه اجتمالي را مي آموزد و درك‬

‫مي كند, و از مشاهده رفتار پدر و مادر ياد مي گريد‬

‫جدي و خونگوم يا بادعكس با سهل انگاري و خونسودي‬

‫باشد.‬

‫به نظو مي رسد نابساماني و تنش در خانواده از‬

‫است.‬ ‫كودك‬ ‫با‬ ‫بدرفتاري‬ ‫وقو‬ ‫خطو‬ ‫لوامل‬ ‫مهمرتيع‬

‫ناسازگاري و ستيز دائمي بني پدر و مادر و اطوافيان‬

‫در روان كودك آثار شومي مي گذارد و اثوات رواني حميط‬

‫انوا‬ ‫بلوغ با‬ ‫و‬ ‫كودكي‬ ‫دوران‬ ‫در‬ ‫خانواده‬ ‫متشنج‬

‫بيماريها و اختالالت رواني ظاهو مي شود و كودك را‬

‫دچار لدم آرامش رواني, بي لالقگي به كار و حتصيل و‬

‫مضطوب و پويشان مي سازد آثار ايع ناراحتيها ممكع است‬

‫در بزرگسايل به صورت لصيان , پوخاشگوي, سوكشي و شكست‬

‫در زندگي زناشويي و طالق ظاهو شود و غادبا" خانواده‬

‫هاي از هم گسيخته را پديد مي آورد كه كودكان آنان‬

‫و مدرسه فواري مي شوند.‬ ‫نيز از منز‬

‫داميي در‬ ‫مطادعات نشان داده اند كه جنگ و جدا‬

‫خانه, اثو معكوس روي روحيه بچه ها مي گذارد امكان‬

‫اينكه در خانواده هاي لاري از لشق و شادي يعين جايي‬

‫كه مهيشه صحنه جنگ و ستيز است بچه ها گوفتار مشكالت‬

‫رفتاري و شخصييت گودند, به مواتب بيشرت از حميط هاي‬

‫ديگو است.‬

‫فوزندي كه در خانواده هاي از هم جدا شده بزرگ مي‬

‫شوند, در مقايسه با خانواده هايي كه پدر و مادر‬

‫كشاكش هستند مشكالت رفتاري كمرتي‬ ‫مهيشه با هم در حا‬

‫هاي‬ ‫خانواده‬ ‫در‬ ‫كه‬ ‫هايي‬ ‫بچه‬ ‫است‬ ‫بديهي‬ ‫دارند.‬

‫پويشان بزرگ مي شوند, چنانچه پدر و مادر دوستانه از‬

‫هم جدا مي شدند, از نظو رواني ساملرت بار مي آمدند.‬

‫ايع سنت قدميي كه توجيح دارد پدر و مادر به خاطو‬

‫التبار‬ ‫ديگو‬ ‫دهند‬ ‫ادامه‬ ‫را‬ ‫زندگي‬ ‫فوزند,‬ ‫سعادت‬

‫ندارد.‬

‫كودك با مشاهده رفتار وادديع به تدريج آنان را‬

‫مي شناسد و با تقليد از آنان راه و رسم زندگي را مي‬

‫آموزد .‬

‫در بورسي به لمل آمده در ارتباط با ديدگاههاي‬

‫كودكان بو روي كيفيت و كميت روابط خانوادگي نشان‬

‫داده است كه كودكان بيشرت به كيفيت و فوآيند تعاملي‬

‫روابط خانوادگي مي انديشند تا حفظ ساختار خانواده (‬

‫جمله للمي ر اياالت متحده, 1394).‬

‫جتزيه و حتليل پژوهشهاي اجنام شده بو روي تاثري فوضي‬

‫خانوادههاي از هم پاشيده (تك واددي) و طالق، ونيز‬

‫بو‬ ‫زمان،‬ ‫طو‬ ‫در‬ ‫كشمكش زوجني‬ ‫و‬ ‫ستيز‬ ‫ناسازگاري،‬

‫بزهكاري كودكان، منجو به يافتههاي زيو شده است:‬

‫بدون توديد، در لني اينكه طالق، جدايي، خانوادههاي‬

‫تك واددي و ازدواج جمدد، بازمناي منابع رنج، اضطواب و‬

‫هستند. به طور كلي، حتليل پژوهشي در‬ ‫توديد از هو نو‬

‫مورد نقش خانواده منجو به ايع نتيجهگريي شده است كه‬

‫لوامل رابطهاي نقش تعيني كنندهتوي از لوامل ساختاري‬

‫دارد. بهلبارت ديگو، يك خانه از هم گسسته, كمرت از‬

‫وادديين كه روابط مشكل زايي بايكديگو دارند، امهيت‬

‫دارد. بيشرت وجود تعارض جدي بني وادديع كودك است كه‬

‫بالث ميشود او به طور بادقوه متخلف شود تا ايع‬

‫مساده كه آيا آهنا با هم زندگي كنند يا جدا از هم.‬

‫درون‬ ‫جو‬ ‫كه‬ ‫ميدهند‬ ‫نشان‬ ‫پژوهشها‬ ‫ايع‬ ‫بو‬ ‫لالوه‬

‫خانواده تاحدودي وابسته به مشكالت اجتمالي- اقتصادي‬

‫است ودذا خانوادههايي بيشرت در معوض خطو هستند كه‬

‫درآهنا توكييب از تعارض وادديع و ناامين اقتصادي وجود‬

‫دارد.‬





‫خانواده از هم گسيخته‬

‫بورسي پيشينه خانوادگي گووه دخرتان فواري مورد‬

‫مطادعه نشانگو ايع است که ايشان داراي خانواده هاي‬

‫از هم گسيخته و ناهنجار بوده اند. در چنني بسرتي‬

‫جمموله اي از ارزشها و هنجارهاي نامناسب و منفي شکل‬

‫مي گريد و از آن مجله مي توان به حنوه اسناد دادن‬

‫دخرتان فواري به لنوان منونه اشاره کود و به ديگو‬

‫سخع، خانواده هاي ايشان به لنوان يکي از مهمرتيع‬

‫شخصيت،‬ ‫رشد‬ ‫گريي‬ ‫شکل‬ ‫روند‬ ‫در‬ ‫گذار‬ ‫تاثري‬ ‫لوامل‬

‫باورها، انگيزه ها و نگوش ها بوده اند، که از توبيت‬

‫غفلت ورزيده اند(اردالن،‬ ‫آهنا به لنوان انساهناي مسئو‬

‫2384: 18)..‬

‫بيشرت بزهكاريهاي نوجوانان و جوم و جنايت جوانان‬

‫و‬ ‫خانوادگي‬ ‫ناسازگاريهاي‬ ‫در‬ ‫ريشه‬ ‫بزرگساالن‬ ‫و‬

‫رفتارهاي ضد اجتمالي دارد.‬

‫طالق پديده اي است قواردادي كه به زن و مود امكان‬

‫مي دهد تا حتت شوايطي پيوند زناشويي خود را گسسته و‬

‫از مهديگو جدا شوند. طالق از نظو جوم شناسان از لوامل‬

‫بزه است. ميزان طالق‬ ‫جوم زا حمسوب شده و موثو در وقو‬

‫اجتمالي‬ ‫در يك جامعه نشان دهندة لدم ثبات و تزدز‬

‫آن جامعه است. لده اي از جامعه شناسان معتقدند تاثري‬

‫طالق وادديع از موگ يكي از وادديع بدتو است.‬

‫متاسفانه در جامعه ما, مشار جدايي زن و شوهوها رو‬

‫به افزايش است. شايد اگو ايع زن و شوهوها فوزندي‬

‫نداشتند و دشواريهاي توبييت و حتصيلي آنان مطوح نبود,‬

‫به‬ ‫تنها‬ ‫و‬ ‫منود‬ ‫مني‬ ‫ناگوار‬ ‫و‬ ‫سخت‬ ‫چندان‬ ‫جداييها‬

‫سوخوردگي يا افسودگي زودگذر آن دو پايان مي يافت.‬

‫مهمرتيع كشمكشي كه خودساالن پس از طالق با آن مواجه‬

‫هستند توس از دست دادن پدر و مادر با هم است. توس‬

‫كودكان از ايع است هنگامي كه به حمبت پدر و مادر‬

‫نياز دارند از آن حمووم مبانند و وادديع آهنا را توك‬

‫كنند يا تنها بگذارند. ايع توس طبيعي از تنهايي و‬

‫رها شدن غادبا" با جدايي پدر و مادر افزايش پيدا مي‬

‫كند و كودك ناگهان مي بيند باالتويع وحشت او در‬

‫زندگي جنبه حقيقت به خود گوفته است و پدر و مادر‬

‫ارزمشندي كه مهة دنياي او را تشكيل مي دادند حقيقتا"‬

‫از او دور شده اند. در واقع كودك به ايع نتيجه مي‬

‫رسد كه رابطه ها پايدار و مهيشگي نيست و او هم ممكع‬

‫است روزي رها شود(متدن, 2184 : 31).‬

‫طبق حتقيقات به لمل آمده اكثو جمومني, يا قوبانيان‬

‫طالق بوده اند و يا در خانواده اي ستيزه جو رشد‬

‫يافته اند. آسيب پذيوتويع افواد درگري مساده طالق,‬

‫فوزندان آن خانواده هستند. كودكان ايع خانواده ها,‬

‫بواي رفع كمبودهاي لاطفي خويش قدم در حميط جامعه مي‬

‫گذارند و به اودني كسي كه سو راه وي قوار گوفت و به‬

‫او حمبت كود متمايل مي شود.‬

‫للل‬ ‫تويع‬ ‫لمده‬ ‫از‬ ‫يكي‬ ‫اجتمالي‬ ‫شناسان‬ ‫آسيب‬

‫مي دانند و‬ ‫خانواده‬ ‫در‬ ‫ستيز‬ ‫را‬ ‫كودكان‬ ‫بزهكاري‬

‫لقيده دارند جدايي وادديع نقش بسيار منفي و ويوانگو‬

‫ارتكاب‬ ‫بواي‬ ‫را‬ ‫زمينه‬ ‫و‬ ‫دارد‬ ‫كودكان‬ ‫شخصيت‬ ‫در‬

‫بزهكاري در آنان فواهم مي آورد. اكثو بزهكاران آغاز‬

‫بزهكاري و سوكشي را جدايي پدر و مادر و اختالفات‬

‫خانوادگي و متشنج بودن خانواده ذكو كوده اند.‬

‫جوم,‬ ‫نوجوان,‬ ‫لاطفي‬ ‫اختالالت‬ ‫چون‬ ‫مسائلي‬ ‫طالق‬

‫خودكشي, بي قيدي در امور جنسي و شكست زندگي مشرتك‬

‫خواهد داشت( آمار‬ ‫آينده را بواي كودكان به دنبا‬

‫سومشاري 2222 ر 1994 كانادا ).‬

‫در حتقيق ربيع زاده(1184) به وجود 22% موارد فواري‬

‫از خانه در منونه اشاره شده است كه در اكثو موارد‬

‫نامادري يا ناپدري در خانه حضور داشته است و موارد‬

‫متعددي از طالق نيز به لنوان مسبل ناسازگاري در ايع‬

‫منونه ها وجود دارد , به طوري كه در مهني حتقيق 3/21‬

‫درصد از الضاي منونه سابقه طالق در خانواده را مطوح‬

‫كوده اند و 48 درصد آهنا نيز شخصا" چنني جتوبه اي‬

‫داشته اند.‬

‫جلز(9394) در بورسي ملي بو روي 3 هزار خانوادة‬

‫امويكايي دريافت كه وادديع تنها, بيش از خانواده‬

‫هاي دو واددي, از شكلهاي آزاندة خشونت استفاده مي‬

‫كنند.‬





‫قاچاق مواد خمدر و اعتياد خانواده‬

‫قاچاق، توزيع و مصوف مواد خمدر امووز به لنوان يک‬

‫بالي جهاني جامعه بشوي را هتديد مي کند. در ايوان به‬

‫دديل مهجواري با بزرگ تويع توديد کننده مواد خمدر‬

‫جهان(کشور افغانستان) و قوار داشنت در شاهواه اصلي‬

‫توانزيت مواد خمدر به اروپا و سايو نقاط جهان و نيز‬

‫وجود بوخي زمينه هاي داخلي از مجله فقو و بيکاري‬

‫مسئله مواد خمدر و التياد در راس نگواني هاي ددسوزان‬

‫جامعه قوار گوفته است. امهيت ايع مسئله لالوه بو متامي‬

‫ضوبه هاي وارد بو جنبه هاي گوناگون جامعه از ناحيه‬

‫مواد خمدر، هدف گريي ايع معضل خامنان سوز به مست جوانان‬

‫جامعه ، که سومايه هاي اصلي کشور هستند منايان مي‬

‫شود(حسيين، 4384: 93).‬

‫در مطادعه اي(خاکي، 4184) که اثو التياد وادديع‬

‫بو فوزندان و خانواده مورد بورسي قوار گوفته چنني‬

‫آمده است که فوزندان رفتار وادديع خويش را به صورت‬

‫مستمو تقليد مي کنند و حيت زشت تويع لادات آنان را‬

‫لاقالنه و منطقي مي پندارند و به تدريج که رشد مي‬

‫يابند، بو اثو کنجکاوي در صدد آزمايش مواد خمدري بو‬

‫مي ايند که وادديع مصوف مي کنند و از ايع مسري به‬

‫جوگه منحوفان راه يافته به رف تار جمومانه دست مي‬

‫ايع‬ ‫نشانگو‬ ‫معتادان‬ ‫خانوادگي‬ ‫وضعيت‬ ‫بورسي‬ ‫زنند.‬

‫واقعيت تلخ است که پدران معتاد گاهي سبب احنواف مادر‬

‫و حيت دخرت يا فوزندان پسو شده اند تا الضاي خانواده‬

‫ال‬

‫را زايل کوده، مهکاري و تعاون را لمً از بني مي بود و‬

‫در هنايت موجب مي شود تا نوجوانان از ايع حميط پوتنش‬

‫به جوگه دوستان پناه بوند و در بسياري از موارد نيز‬

‫آسيب ببينند.‬

‫فوزندان خانواده هاي پدر معتاد با مهساالن لادي‬

‫خود سازگاري ندارند, ارتباط آهنا با وادديع توام با‬

‫احرتام متقابل نيست. آهنا معموال" توك حتصيل يا افت‬

‫حتصيلي دارند. روابط خارجي واجتمالي الضاي خانواده,‬

‫بستگي زيادي به كنشهاي پدر در خانواده دارد. در‬

‫خانواده هاي پدر معتاد, ناسازگاري الضاء افزايش مي‬

‫يابد. روابط اجتمالي اينگونه خانواده ها با مهو و‬

‫لطوفت مهواه نيست و خشونت بو رفتارهاي اجتمالي آهنا‬

‫حاكم است( آقاخبشي , 3184 ).‬





‫زنداني بودن والدين‬

‫حميط خانواده و شوايط زندگي در اجياد جوم لامل‬

‫وادديع خانواده را در معوض‬ ‫موثوي است. سسيت و تزدز‬

‫خطو قوار مي دهد. خانواده اي كه يكي از وادديع در‬

‫و‬ ‫شود‬ ‫مي‬ ‫نابساماني‬ ‫دچار‬ ‫بود‬ ‫مي‬ ‫سو‬ ‫به‬ ‫زندان‬

‫رفتاري‬ ‫و‬ ‫شخصييت‬ ‫اختال‬ ‫در‬ ‫نابسامان‬ ‫هاي‬ ‫خانواده‬

‫كودكان نقش بسزايي دارند. فوزندان چنني خانواده اي‬

‫افواد ناتوان و بدبني و بدگمان خواهند بود.‬

‫دغزش و جوم وادديع از بابت بدآموزي و تقليد كودك‬

‫توبيت‬ ‫در‬ ‫خموبي‬ ‫لامل‬ ‫فوزندان‬ ‫شومساري‬ ‫احساس‬ ‫و‬

‫فوزندان حمسوب مي شود.‬

‫نوجوان يا كودكي كه در كنار حبوان هويت يابي و‬

‫بلوغ جنسي از حمبت و حضور يكي از وادديع به للت‬

‫زنداني شدن او حمووم است. مهواره در درون خود و بني‬

‫ديگوان احساس سوشكستگي ذدت و حقارت مي كند. او با‬

‫احساس گناه, حمووميت, ناامين و احساس طود شدگي از سوي‬

‫وادديع و جامعه بزرگ مي شود و بار مي آيد.‬

‫بديهي است غيبت وادديع به هو للت كه باشد به‬

‫ويژه در صورتي كه زندان مطوح شود، اثوات سوء و‬

‫زياهنايي بو شخصيت و روحي كودك خواهد داشت. وقيت غيبت‬

‫وادديع به خاطو زندان و جوم باشد, اثوات سوء مضالف‬

‫مي شود و كودك لالوه بو لدم بوخورداري از حمبت و توجه‬

‫و ارشادهاي وادديع بايد متحمل كنايه ها, حوف و سخوه‬

‫ها باشد.‬

‫يكي از اثوات سوء رواني و اجتمالي زنداني شدن‬

‫وادديع بو روي فوزندان تغيري در سوپوسيت است. در صورت‬

‫زنداني شدن پدر, امكان طالق مادر و ازدواج جمدد او‬

‫افزايش مي يابد. در ايع صورت اگو بچه ها با مادر‬

‫باشند داراي ناپدري مي شوند و به خوبي مي دانيم كه‬

‫ناپدري با تبع خود چه مشكالت فواواني را اجياد مي‬

‫كند. در صورتي كه مادر مسئوديت فوزندان را به لهده‬

‫بگريد, معموال" لمو, پدربزرگ, دائي لهده دار مسئوديت‬

‫بچه ها مي شوند كه باز هم تغيري در سوپوسيت و بووز‬

‫مشكالت موبوط به خود است.‬

‫تغيري‬ ‫اما در صورتي كه مادر زنداني شود, احتما‬

‫سوپوسيت از ناحيه مادر به مواتب بيشرت از حادت قبل‬

‫بيشرت‬ ‫مادران‬ ‫زيوا‬ ‫بود.‬ ‫شده‬ ‫زنداني‬ ‫پدر‬ ‫كه‬ ‫است‬

‫دارد كه ازدواج نكنند و بچه ها را نگهداري‬ ‫احتما‬

‫منايند ديكع بواي پدران بد و راز مهسو, نگهداري بچه‬

‫ها ظاهوا" دشوارتو است و دذا با ازدواج جمدد, بچه ها‬

‫داراي نامادري مي شوند.‬

‫اثوات سوء رواني, شخصييت و به تبع آن اجتمالي‬

‫تغيري سوپوسيت به للت زنداني شدن وادديع بسيار گسرتده‬

‫است و در متون گوناگون به صواحت يا تلوحيا"‬ ‫و متنو‬

‫مورد اشاره قوار گوفته است( لبدي, 4184).‬

‫كودك طي دوران رشد و بلوغ بواي زندگي اجتمالي و‬

‫ارتباط و تعامل با ديگوان آماده مي شود, اما كودكي‬

‫كه از حضور يكي از وادديع و گاهي هو دو حمووم است ر‬

‫آهنم به للت زنداني شدن ر از آجنا كه از حلاظ رواني و‬

‫شخصييت دچار مشكالتي مي گودد, در بزرگسايل مني تواند به‬

‫خوبي با ديگوان ارتباط بوقوار كوده و به لنوان يك‬

‫لضو جامعه داراي روابط اجتمالي سامل و سازنده شود.‬

‫در واقع از آجنا كه منش، شخصيت و وضع رواني ما بو‬

‫ما‬ ‫حيات‬ ‫و‬ ‫زندگي‬ ‫هاي‬ ‫جنبه‬ ‫و‬ ‫كاركودها‬ ‫مهه‬ ‫روي‬

‫تاثريگذار است, بووز و وجود مسئله ضعف يا كاسيت در‬

‫ابعاد‬ ‫در‬ ‫مشكالتي‬ ‫شخصييت, موجب‬ ‫و‬ ‫رواني‬ ‫هاي‬ ‫جنبه‬

‫اجتمالي مي گودد. ايع مسئله تنها يك وجه اثوات سوء‬

‫زندان بو اجتمالي شدن فوزندان مي باشد. كودكي كه‬

‫يكي از واددينش در زندان به سو مي بود, از حلاظ‬

‫پذيوش اجتمالي در بني مهساالن هم مدرسه اي ها و سايو‬

‫موقعيتهاي اجتمالي با مشكالت لديده اي روبوو مي شود‬

‫و مهواره يك احساس حقارت, شكست و سوخوردگي, خود كوچك‬

‫بيين و خودپنداره منفي را با خود محل مي كند و متامي‬

‫قوار مي‬ ‫روابط اجتمالي و انساني اش را حتت ادشعا‬

‫دهد.‬

‫از مجله مسائل اجتمالي كه بواي فود بووز مي كند,‬

‫سازگاري اجتمالي است. فود يا نوجوان ناسازگار, قادر‬

‫و خواهان پذيوش مسئوديت متناسب با سع خود نيست. فود‬

‫ناسازگار قادر به حل مسائل و مشكالت خود نيست بواي‬

‫اشتباهات خود دديل تواشي مي كند و لذر و هبانه مي‬

‫آورد. جباي پذيوش اشتباه و تالش بواي رفع آن (نوابي‬

‫نژاد, 2184).‬





‫تسليم به اميد ازدواج‬

‫در حتقيق دفرت امور اجتمالي وزارت كشور(3184) لامل‬

‫29 درصد احنوافات جنسي دخرتان, تسليم به اميد ازدواج‬

‫بو‬ ‫حاكم‬ ‫فوهنگي‬ ‫بافت‬ ‫دديل‬ ‫به‬ ‫است.‬ ‫شده‬ ‫قلمداد‬

‫جامعه, به حمض مشاهده جزئي احنواف, دخرت از خانواده‬

‫طود مي شود و زمينه سقوط او فواهم مي گودد. موارد‬

‫بسياري از فوار دخرتان از خانه ناشي از چنني شوايطي‬

‫چنني شوايطي امكان‬ ‫است كه با توجه به سع آهنا قبو‬

‫پذيو است, ايع فوارها لمدتا" به اغواي مود و به‬

‫اميد ازدواج بوده و يا بعد از پيمان شكين مود, دخرت‬

‫از توس جمازات توسط افواد خانواده, جمبور به فوار از‬

‫خانه شده است (ربيع زاده, 1184).‬





‫ويژگيهاي فردي‬

‫بورسي ها نشان داده است كه افواد فواري اختال‬

‫منش دارند, افوادي ضعيف االراده اند, احساس و زودرنج‬

‫اند, لقب ماندگي درسي دارند, بواي امور غريدرسي ارزش‬

‫بيشرتي قائلند, بوخي از آهنا لقب ماندگي ذهين دارند.‬

‫شخصيت تلقني پذيو داشته و يا به احنوافات و اختالالت و‬

‫بيماري هاي رواني از مجله صو , اسكيزوفوني, پارانويا‬

‫و‬ ‫ثبات‬ ‫شخصيت,‬ ‫تكويع‬ ‫لدم‬ ‫للت‬ ‫به‬ ‫و‬ ‫هستند‬ ‫مبتال‬

‫انضباط اجتمالي ندارند. اگوچه افواد باهوش هم در بني‬

‫آهنا اندك نيست و حيت در بني آهنا نوابغ هم ديده مي‬

‫شود. بوخي از اينان كه ادبته بيشرتشان نوجوانند،‬

‫دچار رنج لصيب هستند, بي خوابي دارند, احساس گناه‬

‫و‬ ‫آنان را آزار مي دهد. دسته اي از ايع اطفا‬

‫لادي‬ ‫و‬ ‫سامل‬ ‫رواني‬ ‫و‬ ‫جسمي‬ ‫وضع‬ ‫حلاظ‬ ‫از‬ ‫نوجوانان‬

‫هستند(دانش, 2184).‬

‫شخصييت و‬ ‫ايع دسته از لوامل معطوف به لدم تعاد‬

‫در سلوك و رفتار است كه به بوخي از آهنا اشاره‬ ‫اختال‬

‫مي شود.‬

‫شخصيت هبم‬ ‫شخصيتهاي ضداجتماعي: ويژگيهاي ايع نو‬

‫رخيتگي ارتباط ميان انسان و جامعه و ارتکاب رفتارهاي‬

‫ً‬

‫جامعه نيست, ويل معموال نزد‬ ‫ناهبنجار است که مورد قبو‬

‫لامل آن در اصل و يا در مواقعي خاص ناپسند مشوده مني‬

‫شود.‬

‫مقوارت‬ ‫و‬ ‫هنجارها‬ ‫به‬ ‫نسبت‬ ‫رجنور‬ ‫روان‬ ‫افواد‬

‫اجتمالي بي تفاوت بوده و کمرت آهنا را رلايت مي کنند.‬

‫مي کند و‬ ‫ايع افواد نظام اجتمالي را متزدز‬ ‫الما‬

‫مي‬ ‫رلايت ارزشهاي اخالقي را به پايني تويع سطح تنز‬

‫دهد. از مشخصات بارز شخصيت هاي ضداجتمالي خودحموري،‬

‫فويبندگي سطحي و ظاهوي، لدم احساس مسئوديت، فقدان‬

‫بينش نسبت به انگيزه هاي لمل مي باشد. آهنا به طور‬

‫تکانشي لمل ميکنند, به پيامد لمل خود مني انديشند،‬

‫در كارهاي خود بي پووا و بي مالحظه هستند و در پند‬

‫گوفنت از جتوبيات ديگوان، بسيار بوده و در قضاوهتاي‬

‫ا‬

‫شخصيتها لمدتً از حميط‬ ‫خود يكسويه مي باشند. ايع نو‬

‫خانه و مدرسه فوار مي کنند(اهبوي,2384: 43).‬

‫شخصيتهاي خود شيفته: ايع شخصيتها متايل شديدي به‬

‫خودحموري وجود دارد و پيوسته به متجيد و توجه ديگوان‬

‫نيازمندند و در روابط خود با مودم به نيازها و‬

‫احساسات ديگوان بي توجه هستند و با آهنا مهدردي و‬

‫لالقه نشان مني دهند. ايع افواد اغلب با رؤياهايي در‬

‫مورد موفقيت ناحمدود و درخشان، قدرت، زيبايي و روابط‬

‫هستند. ايع گووه ممكع است مشكالت‬ ‫لشقي آرماني مشغو‬

‫خود را منحصو به فود بپندارند و احساس کنند که فقط‬

‫افواد هم سطح خودشان آهنا را درک مي کنند(ساراسون,‬

‫وادديين‬ ‫افواد‬ ‫ايع‬ ‫اغلب‬ ‫341).‬ ‫4184:‬ ‫جي,‬ ‫ايوون‬

‫داشته اند كه نسبت به آهنا حمبت باثباتي نداشته يا‬

‫سود و طودكننده بوده اند يا بيش از حد به آهنا ارج‬

‫هناده اند. ايع نوجوانان خودشيفته، چون خواسته ها و‬

‫ً‬

‫متايالت دروني آهنا در خانواده ارضاء نشده است، معموال‬

‫گوايش به فوار از خانه دارند.‬

‫شخصيت هاي برون گرا: آيزنک معتقد است بني ويژگي‬

‫شخصييت افواد با رفتار ناهبنجار آهنا رابطه وجود دارد.‬

‫دذت جويي آني است و دم را‬ ‫فود بوون گوا به دنبا‬

‫ميهماني ها و‬ ‫غنيمت مي مشارد، دوست دارد كه در انوا‬

‫جشع ها شوكت كند، تشنه هيجان و ماجواجويي است, کمرت‬

‫منايد‬ ‫قابل التماد است, مني تواند احساس خود را كنرت‬

‫و بدون تأمل لمل مي كند(اهبوي,2384: 32).‬

‫جلب‬ ‫افواد‬ ‫ايع‬ ‫نزد‬ ‫هيسرتيک(منايشي):‬ ‫شخصيت هاي‬

‫توجه ديگوان اودويت خاصي دارد. دوست دارند پو جنب و‬

‫خووش صحبت کنند. مشخصه بارز آهنا بيان اغواق آميز ,‬

‫هيجاني , روابط طوفاني بني فودي, نگوش خودمدارانه و‬

‫تاثري پذيوي از ديگوان است. توجه کايف به درک موقعيت‬

‫پاسخ‬ ‫لاطفي‬ ‫تعميم‬ ‫با‬ ‫دارند‬ ‫متايل‬ ‫و‬ ‫ندارند‬

‫دهند(ساراسون, ايوون جي, 4184: 141). ايع افواد بواي‬

‫هو جتوبه اي را نظري فوار از‬ ‫آنكه خود را ثابت كنند،‬

‫خانه، حيت اگو بواي آنان گوان متام شود و مشكالتي را‬

‫اجياد كند، اجنام مي دهند.‬

‫کنجکاوي,‬ ‫طليب,‬ ‫تنو‬ ‫ماجواجوئي,‬ ‫طليب,‬ ‫هيجان‬

‫طليب افواطي, دذت گوائيکوتاه مدت, و ارضاي‬ ‫استقال‬

‫متايالت آني, خودباختگي احساسي و غلبه کنشهاي احساسي‬

‫بو کنشهاي لقالني از مجله مشکالت رفتاري است که فود را‬

‫به سوي موقعيتهاي خطو زا نظري فوار از خانه رهنمون‬

‫مي شود(معتمدي, 2384: 232).‬

‫در حتقيق ‪ Feitel‬ومهكاران (2994) سه چهارم نوجوانان‬

‫را ذكو كوده اند، بيش از‬ ‫افسودگي در گذشته يا حا‬

‫زندگي شان‬ ‫يك سوم بيان كوده اند كه در متام طو‬

‫افسوده بودند. نيمي از آنان احساس بي ارزش يا گناه‬

‫داشته اند و 22 درصد نيز اظهار كوده اند خانه را به‬

‫ايع منظور كه مي خواستند مستقل باشند توك كوده اند.‬

‫درايع مطادعه نشان داده شد كه اكثو منونه هاي مورد‬

‫مطادعه داراي سوابق حمووميت هاي شديد لاطفي و سوء‬

‫استفاده هاي جنسي و جسمي بودند. 29 درصد منونه ها‬

‫داراي اختالالت هيجاني و رفتاري بودند. 91 درصد داراي‬

‫سلوك، 11 درصد افسوده، 41 درصد سابقه تصميم به‬ ‫اختال‬

‫خودكشي و كمرت از 12 درصد اقدام به خودكشي كوده‬

‫بودند.‬

‫‪ Greene‬و مهكاران (9994) در حتقيقاتشان بيان كوده‬

‫اند كه رفتارهاي مشكل زاي دخرتان از لوامل مؤثو بو‬

‫آنقدر‬ ‫گاهي‬ ‫دخرتان‬ ‫بطوريكه‬ ‫هستند.‬ ‫منز‬ ‫از‬ ‫فوار‬

‫خودشان را ضعيف مي پندارند كه به راحيت حتت تأثري قوار‬

‫خود‬ ‫داخلي‬ ‫كنرت‬ ‫در زمينه‬ ‫فواري‬ ‫دخرتان‬ ‫گريند.‬ ‫مي‬

‫در نوجوان كمرت‬ ‫بسيار ضعيف هستند. هو چقدر حس كنرت‬

‫افزايش‬ ‫و رفتارهاي نااميد كننده‬ ‫باشد، فواراز منز‬

‫يابد.‬





‫افسردگي و عزت نفس پائني‬

‫فوار تالشي است تا نياز به حمبت و صميميت را موتفع‬

‫بو خود )‪ (Self‬كند. در چنني‬ ‫كنرت‬ ‫منايد و از سويي الما‬

‫وضعييت خانواده به لنوان يك سيستم توبييت موزهاي هويت‬

‫شخصي افواد را از بني مي بود چوا كه واجد تضاد، بي‬

‫نظو‬ ‫ايع‬ ‫از‬ ‫است.‬ ‫غفلت‬ ‫و‬ ‫طود‬ ‫آشفتگي،‬ ‫سازماني،‬

‫جوانان فواري از چنني خانواده هايي داراي خود پنداره‬

‫ضعيف، احساس لدم كفايت و اضطواب بوده و از حتويك‬

‫پذيوي رنج مي بوند. هم چنني، ‪ )4998( Emery & Lioyed‬در‬

‫مورد‬ ‫ديده كه‬ ‫آزار‬ ‫افواد‬ ‫يافتند‬ ‫در‬ ‫خود‬ ‫حتقيقات‬

‫غفلت، طود و تبعيض واقع شده اند، در معوض لزت نفس‬

‫پايني، افسودگي و دست آوردهاي اندك (حتصيلي و … )‬

‫قوار دارند. هم چنني ‪ )4993( Deni‬بو لزت نفس پايني،‬

‫شكست حتصيلي، تغيريات سويع در رفتار و شخصيت و ‪ Feitel‬و‬

‫مهكاران (2994) بو وجود افسودگي در نزد ايع نوجوانان‬

‫اشاره مي كنند، كه حدود يك سوم كل زندگي شان را در‬

‫آن بسو بوده اند. در ايع زمينه احساس بي ارزشي يا‬

‫گناه، اقدام به خودكشي در كنار آسيب هاي جسمي و‬

‫فيزيكي معنادار بوده است. مهچنني ‪ )4934(Shane‬نيز به‬

‫وجود سطح پايني هبداشت رواني و فيزيكي به مهواه خشونت،‬

‫آزار، بي توجهي و آزار و شوم تلقي شدن اشاره مي‬

‫كند. هم چنني ‪ Greene‬و مهكاران (4994) به خود پنداره‬

‫دروني آنان و مشكالت موجود در‬ ‫ضعيف دخرتان فقدان كنرت‬

‫ارتباط ميان لوامل شخصييت و خانوادگي آنان اشاره مي‬

‫منايد. در ايع زمينه در حتقيق اردالن (4384) حدودً 13‬

‫ا‬

‫درصددخرتان فواري داراي سابقه افسودگي، 11% سابقه‬

‫اضطواب و 23% منونه ها داراي سابقه تصميم به خودكشي‬

‫قبل از اودني دفعه فوار بودند. هم چنني در ايع منونه‬

‫ها 11% قبل از اودني فوار اقدام به خودكشي كوده‬

‫بودند. در حتقيق راهب (2384) نيز دخرتان فواري لمدتا‬

‫ً‬

‫و‬ ‫اسكيزوفونيا‬ ‫پايني،‬ ‫نفس‬ ‫لزت‬ ‫منش،‬ ‫اختال‬ ‫داراي‬

‫پارانويا بوده اند. الزم به ذكو است بو اساس رويكود‬

‫شخصييت درباره فوار و هم چنني ويژگي هاي اختالالت شخصييت‬

‫موبوط به فوار ارائه شده توسط ‪،)4991( Van der Pleog‬‬

‫ا‬

‫نوجوانان فواري لمدتً دچار لزت نفس پايني، داراي‬

‫بريوني و روش مقابله نامناسب هستند. در‬ ‫منشأ كنرت‬

‫متام‬ ‫شيو‬ ‫ميزان‬ ‫نيز‬ ‫(4384)‬ ‫روشنايي‬ ‫حيات‬ ‫حتقيق‬

‫شاخصهاي لدم سالمت رواني در نوجوانان فواري باالست،‬

‫چنانكه از ميان لوامل خمتلف نقش وادديع و شيوه هاي‬

‫بوخورد آنان با فوزندان و نابساماني هاي خانوادگي‬

‫لمده بوده است.‬ ‫در تصميم نوجوانان بواي توك منز‬

‫بنابوايع بسياري از نوجوانان و جوانان فواري از يك‬

‫سو طيف وسيعي از اختالالت جسماني و رواني رنج مي بوند‬

‫و از سوي ديگو به دديل شوايط نامطلوب خانوادگي مني‬

‫توانند از التماد به نفس الزم بوخوردار شوند.‬





‫مشکالت اقتصادي ( فقر )‬

‫لمده‬ ‫للت‬ ‫را‬ ‫اقتصادي‬ ‫مشكالت‬ ‫صاحبنظوان‬ ‫بوخي‬

‫مفهوم‬ ‫به‬ ‫ايع‬ ‫ادبته‬ ‫مي دانند،‬ ‫اجتمالي‬ ‫آسيب هاي‬

‫نگوش تك لاملي در تبيني احنوافات مني باشد. به التقاد‬

‫آنان لوامل اقتصادي در چگونگي زندگي فودي و اجتمالي‬

‫تأثريگذار است. در شوايطي كه يك قشو از جامعه ما به‬

‫آساني ثووهتاي كالن و بادآورده دارند و شخصيت انساهنا‬

‫با ثووت و دارايي آهنا سنجيده مي شود و طبقات ضعيف‬

‫جامعه، مدام احساس حمووميت، فقو و ناكامي مي كنند،‬

‫ا‬

‫مسلمً سعي خواهند كود كه به هو طويق ممكع به اهداف‬

‫و آرزوهاي مادي خود دست يابند يا تصميماتي بگريند كه‬

‫مشكالت اقتصادي آهنا بوطوف شود. مهني فشارهاي اقتصادي‬

‫مضالف نان آوران خانواده در مشاغل كاذب يا‬ ‫اشتغا‬

‫وادديع‬ ‫كه‬ ‫طوري‬ ‫به‬ ‫است.‬ ‫داده‬ ‫افزايش‬ ‫را‬ ‫غريجماز‬

‫دوشغله نسبت به نيازهاي جوانان، رفع مشكالت روحي و‬

‫رواني و توبيت صحيح و شايسته آهنا كم توجهي شده است.‬

‫در شغل دوم، لدم حضور مؤثو در خانه و ضعف يا‬ ‫اشتغا‬

‫فقدان نظارت بو روابط و رفتار الضاي خانواده الما‬

‫ضداجتمالي نظري فوار از خانه را افزايش مي دهد.‬

‫فقو و توزيع نالادالنه ثووت, به مهواه فقو فوهنگي‬

‫رفتارهاي ناهبنجار است. «ژان دوالرد‬ ‫زمينه ساز انوا‬

‫به للت كشمكش‬ ‫» معتقد است انساهنا به طور معمو‬

‫دروني ناشي از حمووميت, لكس ادعمل هايي نشان مي دهند‬

‫اما نكته قابل تامل آنست كه حمووميت هاي اقتصادي,‬

‫لكس ادعملهاي تند و ضد اجتمالي راحتويك مي كند زيوا‬

‫فقو, توس از جمازات را به حداقل مي رساند و فود حمووم‬

‫مسئوديت لمل ضد اجتمالي خود را متوجه بي ساماني‬

‫اجتمالي مي داند.‬

‫در شوايطي كه يك قشو از جامعه به آساني ثووت هاي‬

‫كالن و بادآورده در دست دارند و شخصيت انساهنا با‬

‫ثووت و دارايي آهنا سنجيده مي شود, طبقات زيويع هوم‬

‫طبقاتي مهواره خود را با طبقات باال مقايسه مي كنند و‬

‫از ايع توزيع نالادالنه, احساس حمووميت مي منايند, مهني‬

‫احساس حمووميت نسيب موجب مي گودد كه فود سعي كند به‬

‫هو طويق ممكع به اهداف و آرزوهاي مادي خود دست يابد‬

‫يا تصميماتي بگريد كه مشكالت اقتصاديش بوطوف شود.‬

‫به طور منونه در زمان بيكاري و حبوان اقتصادي در‬

‫خانواده, پدر يا جانشني پدر تصميمات نامناسيب نظري‬

‫اجبار دخرت به ازدواج با مود مسع ثوومتند يا اجبار‬

‫در مشاغل غري جماز مهانند خويد و فووش‬ ‫دخرت به اشتغا‬

‫نيز‬ ‫خانواده‬ ‫دخرت‬ ‫و‬ ‫كند‬ ‫مي‬ ‫اختاذ‬ ‫را‬ ‫خمدر‬ ‫مواد‬

‫متعاقبا" در صدد خواهد بود كه خود را از ايع وضعيت‬

‫اقتصادي دست يابد, مهني‬ ‫اسف بار جنات دهد و به استقال‬

‫امو انگيزه فوار از خانه را در او تقويت مي كند,‬

‫غافل از آنكه رو به سوي سياهي در حوكت است.‬

‫دو شغله‬ ‫امووزه فشارها و مشكالت اقتصادي, احتما‬

‫نان آوران خانواده در مشاغل كاذب يا‬ ‫بودن يا اشتغا‬

‫غريجماز را افزايش داده است. مهني مسئله منجو به كم‬

‫توجهي آهنا نسبت به نيازهاي جوانان, رفع مشكالت روحي‬

‫و رواني و توبيت صحيح و شايسته آهنا گوديده است. به‬

‫التقاد « اسگود » در شوايطي كه لضو مقتدر خانواده‬

‫حضور‬ ‫در شغل دوم, ديو وقت در منز‬ ‫به واسطه اشتغا‬

‫داشته باشد و نظارت او بو الضاي خانواده كاهش يابد‬

‫ضد اجتمالي نظري فوار از خانه در جامعه رو‬ ‫, الما‬

‫به گسرتش خواهد بود.‬

‫در ايع جهت انعكاس شوايط افسانه اي بوخي زندگي‬

‫ها و منايش فاصله هاي طبقاتي توسط رسانه ها نقش‬

‫موثوي در ازدياد ايع مشكل دارند(معتمدي،2384: 212).‬

‫در بوخي كشورهاي آسيايي، خانواده ها به دديل فقو‬

‫شديد، كودكان خود را در معوض فووش مي گذارند كه از‬

‫آهنا در فاحشه خانه ها، هتيه صور قبيحه و فيلمهاي‬

‫مستهجع استفاده مي شود و پا به لنوان جاذبه توريسيت‬

‫بواي بوخي توريستها مورد سوء استفاده قوار مي گريند،‬

‫مهچنني بوخي افواد كه داراي احنوافات جنسي هستند، از‬

‫ايع كودكان سوء استفاده مي كنند.‬

‫در‬ ‫است.‬ ‫ناكامي‬ ‫نوجوانان‬ ‫بزهكاري‬ ‫للل‬ ‫از‬ ‫يكي‬

‫شدن‬ ‫بوآورده‬ ‫و‬ ‫ارضاء‬ ‫جهت‬ ‫در‬ ‫خانواده‬ ‫كه‬ ‫صورتي‬

‫نيازهاي نوجوان خود تالش نكند و نوجوان با ناكامي‬

‫هاي شديد و متعدد مواجه شود، دچار حادت سوخوردگي‬

‫شده و احساس شكست، نااميدي، پوچي و او دست مي دهد‬

‫كه ممكع است بواي جربان ايع كمبودها و ناكامي ها، به‬

‫هو كاري دست بزند( نوابي نژاد، 2184).‬

‫با‬ ‫را‬ ‫كودك‬ ‫با‬ ‫بدرفتاري‬ ‫ارتباط‬ ‫مطادعات‬ ‫اكثو‬

‫لواملي چون فقو، درآمد پايني، محايت اجتمالي كم، و‬

‫بيكاري سوپوست خانواده تائيد كوده اند.‬

‫فشارهاي رواني مهواه با فقو مانند زندگي پومجعيت،‬

‫بواي هتيه غذا، مسكع، پوشاك، رفاه و هزينه‬ ‫كمبود پو‬

‫را افزايش مي دهد.‬ ‫رفت و آمد خطو فوار از منز‬

‫كساني كه در فقو زندگي مي كنند مهيشه بواي بقاي‬

‫حيات مبارزه مي كنند. تامني غذا و آب كايف، سوپناه و‬

‫مواقبت هاي اوديه هبداشيت چادشي است روزانه. امور‬

‫موبوط به طبقه متوسط مانند آموزش، امنيت لمومي،‬

‫تفويح و مشاركت سياسي به كلي خارج از دسرتس آهناست.‬

‫بسياري از افواد فقري مني توانند تغذيه كايف و اميين در‬

‫بوابو لناصو طبيعي را بواي خود تامني كنند، چه رسد‬

‫و‬ ‫زندگي خصوصي‬ ‫مايل،‬ ‫ذخريه‬ ‫پزشكي،‬ ‫هاي‬ ‫مواقبت‬ ‫به‬

‫امكانات آموزشي، محل و نقل كايف و يا داشنت نظوي در‬

‫امور جامعه يا كشور خود.‬

‫بديهي است كه در چنني خانواده هايي بزرگساالن و‬

‫كودكان در شوايط تنش آفويع زندگي مي كنند. بزرگساالن‬

‫مني توانند به كودكان خود توجه شخصي داشته باشند و‬

‫غذاي مناسب، امنيت فيزيكي، اميين در بوابو بيماريها و‬

‫انگيزه هايي بواي پيشوفت آنان فواهم كنند. بيشرت‬

‫كودكان واداشته مي شوند كه خواهوان و بوادران كوچكرت‬

‫خود را بزرگ كنند و درآمدي تكميلي بواي خانواده‬

‫بدست بياورند. فشار بواي كسب درآمد، كودكان را به‬

‫و يا خدمت در خانه ها‬ ‫خياباهنا يا كارخانه ها، مزار‬

‫مي راند.‬

‫بو اساس گزارش ‪ Fisher‬و مهكارانش (1994) زنان بي‬

‫خامنان اغلب در مشار فقريتويع طبقات جامعه هستند. هو‬

‫چند كه خانواده اصلي آهنا داراي منزديت متفاوت از‬

‫پايني تويع تا باالتويع طبقات هستند. در ايع زمينه‬

‫التياد وادديع به مواد خمدر و ادكل نيز بالث ضعف‬

‫شبكه محايت اجتمالي آهنا شده و آنان را بيشرت مستعد بي‬

‫خامناني كوده است. لوامل مذكور به مهواه جتوبه دوره اي‬

‫از آزار منجو به بيماري رواني در زنان و به ويژه‬

‫افسودگي شده و ايع لوامل منجو به از دست دادن كار،‬

‫ا‬

‫فقو و هنايتً بي خامناني مي شود. وضعيت خانواده اصلي‬

‫زنان‬ ‫نابسامان‬ ‫وضعيت‬ ‫در‬ ‫زيادي‬ ‫تاثريات‬ ‫نيز‬ ‫فود،‬

‫آزار احساسي. بدني و جنسي‬ ‫دارد، چنانكه وجود انوا‬

‫با وجود نابوابوي اقتصادي ر اجتمالي، مهواره توسط‬

‫ايع دسته از زنان گزارش شده است.‬

‫تاثري فقدان شبكه هاي محاييت غري رمسي زنان بو وضعيت‬

‫نابسامان و نامطلوب آنان توسط مطادعاتي چون مطادعه‬

‫‪ )4992( Dattalo & Benda‬مورد نظو قوار گوفته اند. ضعف‬

‫ايع شبكه ها به مهواه وجود خشونت در خانواده ها بو‬

‫زنان تاثريگذار بوده است. از نظو ايع دو حمقق زنان‬

‫فواري و بي خامنان در مشار حمووم تويع گووههاي اجتمالي‬

‫هستند. آنان اغلب به طور وسيعي قوبانيان لملكود‬

‫نامطلوب پوورشي وادديع مثل خشونت و آزار هستند كه‬

‫موجب شده از دست يابي به توفيقات حتصيلي نيز حمووم‬

‫شوند و دچار شكست هاي مكور حتصيلي، بووز مشكالت در‬

‫زمينه كار و تداوم آن گودند. لالوه بو مشكالت فوق در‬

‫خانواده اصلي، وجود تبعيض در حميط كار و فقدان فوصت‬

‫هاي مطلوب بواي زنان نيز مزيد بو للت است.‬

‫مهچنني ‪ )4991( Van der Pleog‬مدلي است بو طبق حتقيقات‬

‫صورت گوفته اغلب جوانان فواري و بي خامنان داراي‬

‫هستند،‬ ‫پائيين‬ ‫خانوادگي‬ ‫اجتمالي‬ ‫ر‬ ‫اقتصادي‬ ‫منزدت‬

‫پايني‬ ‫طبقات‬ ‫به‬ ‫آنان متعلق‬ ‫پدران‬ ‫سوم‬ ‫دو‬ ‫چنانكه‬

‫( شامل كارگوان نيمه ماهو و ماهو ) هستند‬ ‫اجتما‬

‫چنانكه يك سوم از ايع پدران بيكار و يا ناتوان از‬

‫اجنام كار مي باشند.‬

‫در ايع زمينه سايو حمققني به لوامل مذكور اشاره مي‬

‫كنند چنانكه ‪ )4992( Feitel‬به فقو، ‪ )4939( Shane‬به‬

‫اقتصادي‬ ‫فشارهاي‬ ‫به‬ ‫(1994)‬ ‫‪Janus‬‬ ‫اقتصادي،‬ ‫مشكالت‬

‫خانواده، راهب (2384) به فقو مايل و فوهنگي و صنعيت‬

‫(3184) نيز به فقو و حمووميت در بووز رفتار فوار در‬

‫نزد نوجوانان اشاره مي كنند. چنانكه در ايع زمينه‬

‫صنعيت در حتقيق خود اذلان داشته است كه 23 درصد از‬

‫داراي‬ ‫و‬ ‫بضالت‬ ‫بي‬ ‫هاي‬ ‫خانواده‬ ‫از‬ ‫فواري‬ ‫دخرتان‬

‫مهچنني‬ ‫هستند.‬ ‫اندك‬ ‫اقتصادي‬ ‫و‬ ‫فوهنگي‬ ‫هاي‬ ‫سومايه‬

‫مومين(2384) نيز بو تاثري لوامل فقو، بيكاري، حمووميت،‬

‫حبوان اقتصادي، تورم، گوسنگي، درماندگي، مهاجوت و …‬

‫بو خانواده دخرتان فواري اشاره مي كند چنانكه حميط‬

‫آسيب زاي مذكور به لنوان لاملي فشارزا بو دخرتان‬

‫فشار مي كند و آنان را به سوي فوار سوق مي‬ ‫الما‬

‫دهد.‬

‫مهچنني مجشيدي(4384) به فقو اقتصادي به مهواه اقتصاد،‬

‫شديد و حمدوديت معاشوت به لنوان لوامل‬ ‫التياد، كنرت‬

‫مهم فشار بو دخرتان فواري در خانواده تاكيد مي منايد.‬

‫نشان‬ ‫(4184)‬ ‫جوجاني‬ ‫پژوهش‬ ‫چون‬ ‫ديگوي‬ ‫هاي‬ ‫پژوهش‬

‫دهندةوضع اقتصادي و فوهنگي پائني دخرتان فواري و حممد‬

‫سعيدي (1184) نيز به كمبود سومايه هاي فوهنگي و‬

‫حتصيالت در خانواده دخرتان فواري را لامل مهم در وضعيت‬

‫نابسامان آنان مي دانند. در حتقيق اردالن (4384) يك‬

‫سوم منونه هاي دخرتان فواري اظهار داشته اند كه فقو و‬

‫داشنت مشكالت مايل، تبعيض در خانواده و … در فوار آهنا‬

‫دخيل بوده است. خانواده اغلب منونه هاي هتواني ايع‬

‫حتقيق به مناطق موكز و پائني شهو تعلق داشته و داراي‬

‫سومايه هاي فوهنگي اندك بوده اند( به نقل از اردالن،‬

‫2384).‬





‫فقر فرهنگي‬

‫روانشناسان اجتمالي جوم و كجوويهاي اجتمالي را‬

‫سوپيچي از هنجارها، سنتها، رسم ها و قوانني جامعه مي‬

‫دانند.‬

‫دارد.‬ ‫جوم‬ ‫اجياد‬ ‫در‬ ‫اساسي‬ ‫نقش‬ ‫فوهنگي‬ ‫فقو‬

‫ا‬

‫بطوريكه جمومني اكثوً از طبقه بي سواد يا كم سواد‬

‫جامعه هستند و در اثو فقدان امكانات رشد فكوي بواي‬

‫پيشوفت و توقي خود از شيوه هاي ديگو مانند هبوه گريي‬

‫از توامننديهاي جسمي استفاده مي كنند.‬





‫آزار و سوء استفاده جنسي‬

‫فوار از خانه يكي از بازتاهباي خشونت خانگي است‬

‫كه به دديل تاثريات اجتمالي آن قابل تامل است. الما‬

‫الضاي‬ ‫سوي‬ ‫از‬ ‫جنسي‬ ‫و‬ ‫جسمي‬ ‫روحي،‬ ‫خشونتهاي‬

‫يا‬ ‫پدر‬ ‫جانشني‬ ‫يا‬ ‫پدر‬ ‫توسط‬ ‫جنسي‬ ‫خانواده(جتاوزات‬

‫بوادر تين يا ناتين) لامل بسيار مهمي در فوار بوخي‬

‫دخرتان است. بسياري از دخرتاني كه قوباني ايع نو‬

‫خشونت ها هستند به دديل توس از آزاردهندگان و آبووي‬

‫خويش جوات اظهار مشكالتشان را ندارند، دذا از خانه‬

‫فوار مي كنند و در شوايطي كه از سوي نريوهاي امنييت‬

‫جمبور به بازگشت شوند، متايلي به ايع كار ندارند،‬

‫زيوا از حميط ناامع خانه مي هواسند.‬

‫كودك در هنگام تودد موجود ناتواني است كه بواي‬

‫و‬ ‫محايت‬ ‫به‬ ‫مربمي‬ ‫نياز‬ ‫مستقل‬ ‫زندگي‬ ‫مسري‬ ‫كودن‬ ‫طي‬

‫ً‬

‫مواقبت خانوادگي دارد به طوريكه اگو ايع محايت خصوصا‬

‫در ساهلاي اوديه زندگي، خدشه دار شود، ادامة زندگي‬

‫سامل كودك با خماطوه بسيار جدي مواجه مي شود. در ايع‬

‫دوران حساس، كودك زندگي مستقل، توجه به ديگوان،‬

‫رلايت حق و حقوق سايو افواد، نظم و انضباط و … را‬

‫در يك حميط پويا و صميممي خانوادگي فوا مي گريد.‬

‫دذا قوار گوفنت كودك در يك حميط خانوادگي پو اسرتس‬

‫و يا در معوض خطو آزار و اذيت، مي تواند مانع رشد‬

‫جسمي و فكوي كودك گودد.‬

‫متاسفانه گاهي كانون خانواده لوصه اي بواي بووز‬

‫حاضو گسرتدگي پديده‬ ‫خشونت و درد و رنج است. در حا‬

‫كودك آزاري موضولي جهاني است. كودكان ممكع است حتت‬

‫فشارهاي شديد روحي و هيجاني قوار گريند، مورد محله و‬

‫ضوب و شتم وادديع واقع شوند، به قتل بوسند و يا‬

‫ا‬

‫فووخته شوند. متاسفانه تقويبً در سواسو جهان هنوز‬

‫در‬ ‫انضباطي‬ ‫روش‬ ‫يك‬ ‫لنوان‬ ‫به‬ ‫كودكان‬ ‫بدني‬ ‫تنبيه‬

‫خانواده رايج است و گاهي قانون نيز آنان را محايت مي‬

‫كند.‬

‫طوالني‬ ‫سابقه‬ ‫و‬ ‫نيست‬ ‫جديدي‬ ‫پديده‬ ‫آزاري‬ ‫كودك‬

‫دارد، در رم قدمي كشنت فوزند حق قانوني وادديع بوده‬

‫است. الواب قبل از روي آوردن به ديع مقدس اسالم،‬

‫دخرتان خود را زنده به گور مي كودند و فووش دخرتان در‬

‫چني قدمي رايج بوده است.‬

‫وادديع‬ ‫ماميلك‬ ‫از‬ ‫جزئي‬ ‫كودكان‬ ‫تاريخ،‬ ‫طو‬ ‫در‬

‫پنداشته مي شدند. از ايع رو پدر و مادر به خود حق‬

‫داشته‬ ‫خويش‬ ‫كودك‬ ‫با‬ ‫را‬ ‫رفتاري‬ ‫هو‬ ‫كه‬ ‫دادند‬ ‫مي‬

‫باشند(كمپ، 3194).‬

‫ويژه‬ ‫به‬ ‫كشورها،‬ ‫از‬ ‫بسياري‬ ‫در‬ ‫نيز‬ ‫اكنون‬ ‫هم‬

‫كشورهاي افويقايي و آسيايي كودكان در سنني خمتلف ديده‬

‫مي شوند كه كاسةگدايي در دست دارند. در ايوان نيز‬

‫شاهد استفاده از كودكان بواي گدايي هستيم. كودكاني‬

‫كه در كنار گدايي و هبوه كشي كاري، در معوض آزارهاي‬

‫ديگوي از مجله آدودگي به مواد خمدر قوار دارند و‬

‫نبود‬ ‫و‬ ‫تغذيه‬ ‫سوء‬ ‫مانند‬ ‫توجهي‬ ‫بي‬ ‫موارد‬ ‫انوا‬

‫مواقبتهاي هبداشيت نيز رنج مي بوند(نوروزي، 2384 :1 ).‬

‫هبوه كشي جنسي از كودكان نيز مهچون سايو انوا‬

‫آزار پيشينه اي طوالني و قدميي دارد. بسياري از مواسم‬

‫مذهيب و اجياد حق در متدهناي باستان مستلزم فعاديت جنسي‬

‫تاريخ‬ ‫آغاز‬ ‫از‬ ‫اند.‬ ‫بوده‬ ‫كودكان‬ ‫بزرگساالن و‬ ‫بني‬

‫شده‬ ‫و فووش‬ ‫خويد‬ ‫روسپي‬ ‫لنوان‬ ‫به‬ ‫كودكان‬ ‫تاكنون‬

‫اند(هداييت، 3884).‬

‫بسياري از كودكان آزار ديده يا حمووم، سواجنام پس‬

‫از توك حميط خصمانه خانه، تنها و ناتوان در جتديدنظو‬

‫در لقايد خويش رها مي شوند. مطادعات نشان داده اند‬

‫كه بوخي از ايع كودكان به اندازه اي افسوده هستند‬

‫كه اقدام به خودكشي مي كنند.‬

‫تداوم آزار بدني يا بي توجهي با گذار فود به‬

‫آمدن‬ ‫بوجود‬ ‫سبب‬ ‫است‬ ‫ممكع‬ ‫نوجواني،‬ ‫بلوغ و‬ ‫مواحل‬

‫رفتارهاي نامطلوبي چون فوار از مدرسه و يا خانه‬

‫گودد (كمپ و كمپ, 3194).‬

‫ادبته خشونت لليه كودكان مي تواند در بريون از‬

‫خانواده توسط افواد غويبه يا هنادهاي اجتمالي نيز‬

‫صورت گريد. بطوريكه اجواي روشهاي انضباطي مستبدانه و‬

‫سوكوبگوانه در مدارس و موسسات نگهداري كودكان نولي‬

‫خشونت حمسوب مي شود. دودتها موظفند روشهاي سنيت‬ ‫الما‬

‫را كه به سالمت جسم و روان كودك آسيب مي رساند حذف‬

‫منايند و تضمني كنند كه ادارة امور مدارس طبق شأن‬

‫انساني كودك و بو طبق مواد پيمان نامه حقوق کودک‬

‫باشد.‬

‫پيمان نامه حقوق كودك ملل متحد شامل 41 ماده است‬

‫كه 38 ماده آن شامل حمافظت در حقوقي است كه حكومت‬

‫كشور لضو موظف به تضميين آن است.‬

‫بوخي از مواد لبارتند از:‬

‫ماده 11 ر آزار و بي توجهي: كشور لضو موظف است از‬

‫يا‬ ‫بدني‬ ‫آزار‬ ‫يا‬ ‫آسيب‬ ‫نو‬ ‫هو‬ ‫بوابو‬ ‫در‬ ‫كودكان‬

‫رواني، هبوه كشي توسط وادديع يا افواد ديگو حمافظت‬

‫كند و بونامه هايي بواي پيشگريي و درمان ايع موارد‬

‫فواهم آورد.‬

‫ماده 22 ر كار كودك: حق حمافظت از كودك در بوابو‬

‫هبوه كشي اقتصادي و درگري شدن در كارهايي كه متضمع‬

‫هتديدي نسبت به سالمت، آموزش و رشد كودك است. كشور‬

‫لضو موظف است حداقل سع اجنام كار و مقورات شوايط كار‬

‫را تعيني كند و ضمانت اجوايي موثوي بواي آن فواهم‬

‫آورد.‬

‫ماده 32 ر هبوه كشي جنسي: كشور لضو موظف است از‬

‫مجله‬ ‫از‬ ‫جنسي،‬ ‫آزار‬ ‫و‬ ‫كشي‬ ‫هبوه‬ ‫بوابو‬ ‫در‬ ‫كودكان‬

‫روسپيگوي ) ‪ ( Prostitution‬و شوكت در هوزه نگاري حمافظت به‬

‫لمل آورد.‬

‫ماده 32 ا كشور لضو موظف است از فووش، داد و ستد‬

‫و ربودن كودكان جلوگريي به لمل آورد.‬

‫ماده 32 ا سايو هبوه كشي ها: كشور لضو موظف است از‬

‫كودكان در بوابو سايو شكلهاي هبوه كشي حمافظت به لمل‬

‫آورد.‬

‫ماده 32 ا شكنجه، تنبيه شديد و حمووميت از آزاري:‬

‫كشور لضو موظف است از كودكان در بوابو شكنجه يا‬

‫سايو رفتارها يا تنبيه هاي بي رمحانه، غريانساني. يا‬

‫خوار كننده، جمازات شديد يا حبس ابد بواي جواميي كه‬

‫موتكب مي شود، و حمووميت غريقانوني يا‬ ‫شخص زيو 34 سا‬

‫خودكامانه از آزاري حمافظت به لمل آورد. بايد با‬

‫كودكاني كه از آزاري حمووم شده اند، با انسانيت و‬

‫احرتام رفتار شود. ايع كودكان بايد از بزرگساالن جدا‬

‫نگه داشته شوند، با الضاي خانوادة خود در متاس باشند‬

‫و كمكهاي قانوني، بي درنگ در دسرتس آنان قوار گريد.‬

‫ماده 12 ا مواقبت توانبخشي: كشور لضو موظف است‬

‫كودكان‬ ‫اجتمالي‬ ‫جمدد‬ ‫پذيوش‬ ‫و‬ ‫و رواني‬ ‫جسمي‬ ‫هببود‬

‫يا‬ ‫شكنجه،‬ ‫كشي،‬ ‫هبوه‬ ‫توجهي،‬ ‫بي‬ ‫آزار،‬ ‫قوباني‬

‫بوخوردهاي نظامي را تامني كند.‬

‫مطادعات بي مشاري مويد ايع مطلب هستند كه در اغلب‬

‫خانواده هاي نوجوانان فواري سابقه كودك آزاري و طود‬

‫و غفلت از كودك وجود داشته است. در ايع مورد ‪Van der‬‬

‫رانده شدن به كودك آزاري،‬ ‫‪ )4991( Pleog‬در قادب مد‬

‫بكارگريي روش هاي توبييت نامطلوب طود و غفلت و آزار،‬

‫فقدان محايت احساسي و لاطفي از سوي خانواده را به‬

‫لنوان لوامل فوار جوان از خانه ذکو مي كند. مهچنني‬

‫‪ Grigsby‬و مهکاران(2994) وجود خشونت در خانواده را از‬

‫للل بووز فوار از خانه مي دانند.‬

‫‪ Willis‬و مهکاران(2994) نيز بو تأثريات طوالني مدت‬

‫كودك آزاري بو افواد، رفتار پوخاشگوانه و …. در‬

‫خانواده اشاره مي كنند كه بالث كاهش لزت نفس، دست‬

‫آوردهاي اندك حتصيلي و هنايتً فوار مي شود. ‪)4993(Deni‬‬

‫ا‬

‫به انكار، متود و خشم، كودك آزاري در خانواده و‬

‫‪ )4991( Whitbeck‬به ويژگي هاي مواقبت وادديع، محايت و‬

‫گومي يا طود وادديع و اختالالت سلوك و سطوح پايني‬

‫مواقبت وادديع از كودكان نوجوان به لنوان للل مهم‬

‫فوار اشاره مي كنند. در ايع زمينه ‪ Bao‬و مهكاران‬

‫(2222) نيز در بورسي خود به روي نوجوانان فواري‬

‫آمويكايي نشان دادند هفتاد درصد آنان به طور فيزيكي‬

‫و جنسي مورد سوء استفاده قوار گوفته اند.‬

‫‪ Feitel‬و مهكاران (2994) به سوء استفاده احساسي و‬

‫‪Shane‬‬ ‫جنسي، متود و كشمكش در خانواده دخرتان فواري،‬

‫(9394) به وجود خشونت، آزار و بي توجهي نسبت به كودك‬

‫و ‪ )4998( Janus‬به خشونت هاي فيزيكي و جنسي طوالني مدت‬

‫توسط وادديع به لنوان للل مهم فوار تأكيد كوده اند.‬

‫در ايع زمينه مطادعات ‪ )2224( Conner‬و ‪ farrow‬و مهكاران‬

‫(2994) نيز مؤيد مطادب باالست.‬

‫در حتقيقات خمتلف كه به بوخي از آهنا در زيو نيز‬

‫اشاره مي شود، آزار جسمي، رواني، جنسي يا بدرفتاري‬

‫توسط شخصي كه مسئوديت‬ ‫قوار گوفنت كودك زيو 34 سا‬

‫نگهداري، مواظبت او را بو لهده دارد (2994 ,‪Willis‬‬

‫& ‪ )Holden, Rosenberg‬به لنوان يكي از لوامل مهم موثو بو‬

‫نشان‬ ‫آزاري‬ ‫كودك‬ ‫بو روي‬ ‫حتقيقات‬ ‫است.‬ ‫مطوح‬ ‫فوار‬

‫ميدهد كه تاثريات كودك آزاري بو كودكان طوالني مدت و‬

‫رفتار‬ ‫معوض‬ ‫در‬ ‫گونه افواد‬ ‫ايع‬ ‫چنانكه‬ ‫است.‬ ‫خموب‬

‫پوخاشگوانه، لزت نفس پايني، افسودگي و دست آوردهاي‬

‫اندك حتصيلي هستند( 3991 ‪.)Lioyed & Emery‬‬

‫اطاللات مجع آوري شده از 914 فواري در سنني 14 تا 22‬

‫نشان داده است كه 38 درصد پسوان فواري و 81 درصد‬ ‫سا‬

‫از دخرتان فواري مورد سوء استفاده جنسي قوار گوفته‬

‫اند(مك كورماك و ديگوان 3394).‬

‫دخرتان‬ ‫از‬ ‫تيمي‬ ‫هستند‬ ‫معتقد‬ ‫(3194)‬ ‫كمپ‬ ‫و‬ ‫كمپ‬

‫فواري مورد آزار جنسي قوار مي گريند و بسياري از آهنا‬

‫آزار بدني را نيز جتوبه مي كنند.‬

‫‪ )4991( Malos & Hague‬در حتقيقي بو روي 41 زن فواري و‬

‫بي خامنان گزارش كوده اند كه دديل لمده توك خانه از‬

‫سوي آنان، خشونت و آزار شوهوان بوده كه با لوامل‬

‫ديگوي مهچون وظايف سنگني خانه داري، فقدان دست يابي‬

‫به منابع مايل، فقدان حقوق بوابو و روابط نابوابو‬

‫قدرت در خانواده نيز مهواه بوده است. ايع زنان كه‬

‫آزار فيزيكي، رواني و جنسي قوار گوفته‬ ‫مورد انوا‬

‫آزار‬ ‫بودند، آزارهاي احساسي و رواني را بدتويع نو‬

‫ذكو كوده و بيان داشته اند كه اثوات آهنا تا مدت هاي‬

‫مديدي باقي مانده اند. در ايع حتقيق 21 زن به وسيله‬

‫مهسوان يا سايو كساني كه با آهنا زندگي مي كودند،‬

‫مورد آزار قوار گوفته بودند. در بعضي از موارد بچه‬

‫هاي آهنا نيز مورد آزار واقع شده و آماج محالت فيزيكي‬

‫بوده اند. 23 نفو از زناني كه با افواد آزاررسان‬

‫زندگي زندگي مي كودند، تا هنگام توك موقعيت آسيب زا‬

‫در معوض خشونت قوار داشتند. ايع زنان گزارش كوده‬

‫بادغ مي شده‬ ‫مدت آزار به ساديان سا‬ ‫بودند كه طو‬

‫است. در طي ايع مدت آنان تالش مي كودند كه جايي بواي‬

‫اسكان خود بيابند و بوخي از آهنا گاه بواي مدتي‬

‫منوده‬ ‫موقت‬ ‫هاي‬ ‫مكان‬ ‫در‬ ‫اقامت‬ ‫به‬ ‫اقدام‬ ‫كوتاه،‬

‫بودند. در ايع حتقيق زنان اظهار داشته اند، خشونت‬

‫بالث شده بود فكو تالش بواي اجياد سوپناه جديد بواي‬

‫خود و بچه هايشان در آهنا از بني بوود. زيوا وضعييت كه‬

‫در آن بسو مي بوده اند، آرامش ذهع و لزت نفس شان را‬

‫خمتل كوده بود. مهم اينكه احساس ايع زنان درباره از‬

‫بو وجود غمي بزرگ بوده‬ ‫دست دادن زندگي شان، دا‬

‫است.‬

‫وجود فشارها و خشونت هاي خانوادگي بو لليه زنان‬

‫ا‬

‫قويً موتبط با فوار ايشان است. بواي مثا ، توك خانه‬

‫به للت آزار و اذيت از سوي الضاء خانواده در حتقيق‬

‫‪)4992( Brown & Ziefert‬به لنوان لامل كليدي مطوح شده‬

‫است كه مي تواند منجو به فوار زنان شود. 81 درصد از‬

‫زنان دچار گذشته اي بودند كه در آن آزار جنسي، آزار‬

‫فيزيكي و رواني را جتوبه كوده بودند. ايع زنان دچار‬

‫خمتل شده‬ ‫انزواي اجتمالي شده و ارتباطشان با اجتما‬

‫بود. ايع مسئله منجو به احساس درماندگي و بي قدرتي‬

‫در آنان شده بود. مهچنني يك سوم زنان بي خامنان كه در‬

‫پناهگاه هاي هلند مورد مصاحبه واقع شدند خانه هاي‬

‫خود را به خاطو روابط خشونت آميز توك كوده بودند و‬

‫يا 22 درصد از زنان بي خامنان در آدباني و نيويورك‬

‫نيز خشونت خانوادگي را به لنوان لامل اصلي فوار از‬

‫خانه بيان منوده اند.‬

‫‪ Janus‬و مهكاران (1994) در حتقيقاتشان خشونت را به‬

‫لنوان لامل موثو بو فوار معويف كوده اند و بيان منوده‬

‫مي تواند ناشي از خشونت هاي‬ ‫اند كه فوار از منز‬

‫فيزيكي طوالني مدت باشد.‬

‫گزارش‬ ‫كانادا‬ ‫در‬ ‫(1994)‬ ‫مهكاران‬ ‫و‬ ‫»‬ ‫جانوس‬ ‫«‬

‫دادند كه 33 درصد مجعيت نوجوان فواري مورد آزار بدني‬

‫قوار مي گريند.‬





‫وسائل ارتباط مجعي‬

‫لامل ديگو، وسائل ارتباط مجعي هستند، كه از دو‬

‫طويق مي توانند گوايش به فوار را در فود اجياد كنند.‬

‫يكي آنكه ارزشهاي خانوادگي و اجتمالي را در نظو فود‬

‫منسوخ شده و بي التبار مي كنند و رفتارهاي احنوايف را‬

‫به منايش مي گذارند و از سوي ديگو مي توانند موضو‬

‫كنند،‬ ‫منعكس‬ ‫جزئيات‬ ‫متام‬ ‫ذكو‬ ‫با‬ ‫را‬ ‫دخرتان‬ ‫فوار‬

‫(ادبته ايع كار اغلب با هدف جذب خماطب اجنام مي شود).‬

‫ايع اقدام موجب مي شود كه خماطبني ايع رسانه ها نسبت‬

‫به وضعيت دخرتان فواري كه شوايط نامسالد و بغونج‬

‫مطلع شوند و آهنا نيز با‬ ‫خانه را حتمل نكوده اند،‬

‫مهذات پنداري با شخصيت مهني فيلم لمل را در مواجهه با‬

‫مسايل خانواده تكوار كنند. فيلم نيز چاره فود را‬

‫فوار از خانه نشان مي دهد و از سوي ديگو قبح مسئله‬

‫تاحد بسيار زيادي در اذهان شكسته مي شود و به لنوان‬

‫يك لمل لادي جلوه مي منايد. درواقع ايع فيلم ها مشوق‬

‫طليب‬ ‫استقال‬ ‫روحيه‬ ‫توويج‬ ‫هستند،‬ ‫خانه‬ ‫از‬ ‫فوار‬

‫طليب، لدم رلايت احرتام‬ ‫غريمنطقي در سنني نوجواني، تنو‬

‫به نظوات وادديع و پوخاشگوي نسبت به بزرگرتها، توويج‬

‫فوزندساالري، منايش فوار مجعي از جوانان، بدون منايش‬

‫ايع‬ ‫صحيح پشيماني و ندامت آهنا، مي تواند در شيو‬

‫پديده مؤثو باشد.‬

‫بو منايش فيلم هاي لاشقانه در كشورهايي‬ ‫لدم كنرت‬

‫چون هند و آمويكا تاثري لميقي بو فوار نوجوانان از‬

‫خانه داشته است. بطوريكه 8/11 درصد نوجوانان در هند‬

‫اظهار داشته اند كه حتت تاثري فيلم هاي لاشقانه و‬

‫بواي ديدن جاذبه هاي شهوي به مهواه دوست خود از خانه‬

‫گوخيته اند(اقليما، 2384: 814).‬

‫رسانه هاي نوشتاري و ديداري داراي كاركودهاي سه‬

‫رساني هستند. زماني كه رسانه ها‬ ‫گانه از مجله اطال‬

‫فوار دخرتان را با ذكو متام جزئيات منعكس مي‬ ‫موضو‬

‫كنند (ادبته ايع كار اغلب با هدف جذب خماطب و فووش‬

‫بيشرت اجنام مي شود).‬

‫نقش رسانه هاي مجعي به ويژه ماهواره و اينرتنت در‬

‫با هنجارهاي‬ ‫مقابله‬ ‫اخالقي،‬ ‫باري‬ ‫بند و‬ ‫بي‬ ‫رواج‬

‫اجتمالي، لدم پايبندي مذهيب و بلوغ زودرس نوجوانان‬

‫در مسائل جنسي حائز امهيت است(معتمدي،2384: 332).‬





‫دوستان و مهساالن‬

‫نياز به مهاهنگي با مهساالن در اوسط دوران کودکي‬

‫کودکان‬ ‫بني‬ ‫حلاظ‬ ‫ايع‬ ‫از‬ ‫ادبته‬ ‫است.‬ ‫مشهود‬ ‫ال‬

‫کامً‬

‫تفاوهتاي فودي بسياري وجود دارد. به دديل امهيت بسيار‬

‫گووه مهساالن در دوران نوجواني انگيزه بواي مهنوائي با‬

‫ارزش، آداب و رسوم گووه مهساالن در ايع گووه افزايش‬

‫مي يابد. ايع مهنوائي با مهساالن با در نظو گوفنت جنس،‬

‫سطح اقتصادي-اجتمالي، روابط وادديع و لوامل شخصي‬

‫متفاوت است. هو چه روابط لاطفي و لميق کمرتي ميان‬

‫فوزندان و وادديع وجود داشته باشد، پيوند ميان آهنا‬

‫ضعيف شده و مهساالن در رشد رواني آهنا نقش حساسي مي‬

‫يابند. مهساالن با امکاناتي که بواي يادگريي مهارهتاي‬

‫و‬ ‫مشکالت‬ ‫گذاشنت‬ ‫ميان‬ ‫در‬ ‫رفتار،‬ ‫کنرت‬ ‫اجتمالي،‬

‫احساسات مشابه فواهم مي کنند، در زندگي نوجوان امهيت‬

‫بسياري دارند.‬

‫ارتباط با دوستان سهم مهمي در كسب مهارت هاي‬

‫اجتمالي(از طويق جتوبيات مشرتك) دارد. بنابو تئوري‬

‫انطباق محايت اجتمالي)‪ ،(Matching Theory Of Social Supports‬يك‬

‫مكانيسم محاييت مؤثو بستگي به انطباق بني منبع محايت‬

‫كننده و اسرتسورهاي زندگي دارد. بنابوايع در صورت‬

‫لدم وجود مكانيسم محاييت مؤثو در خانواده، نوجوان‬

‫نسبت به وادديع يا سوپوست سلب التماد كوده و بواي‬

‫كسب كمك به آهنا تكيه مني كند و متايل نوجوان بواي‬

‫ارتباط با دوستان وكسب محايت هاي اجتمالي از آهنا‬

‫بيشرت مي شود. متعاقب آن نوجوان محايت را از مهساالني‬

‫كسب مي كند كه شوايطي مشابه وي دارند.‬

‫گووه مهساالن لامل مهمي در اجتمالي شدن كودك تلقي‬

‫مي شود. در واقع كودك در دو جهان زندگي مي كند.‬

‫جهان وادديع و سايو بزرگساالن و جهان مهساالن. ايع دو‬

‫جهان مي توانند در كنار يكديگو، در حايل كه خبش مشرتك‬

‫كوچكي نيز دارند وجود داشته باشند. دنياي مهساالن‬

‫خوده فوهنگي است كه از بسياري جهات حتت تاثري فوهنگ‬

‫بزرگرتي است كه كودك در آن زندگي مي كند ويل در لني‬

‫تارخيچه، سازمان اجتمالي و نيز ابزار انتقا‬ ‫حا‬

‫آداب و رسوم خود از نسلي به نسلي ديگو را دارد.‬

‫بسياري از مطادعات آزمايشگاهي و طبيعي نشان مي دهد،‬

‫بسياري از دانسته هاي كودك درباره رفتار اجتمالي و‬

‫چگونگي بوقواري ارتباط با ديگوان از طويق مهساالن به‬

‫كودك منتقل مي شود نه بزرگساالن.‬

‫مدرسه نيز لامل ديگوي است كه در اجتمالي شدن‬

‫كودكان و نوجوانان دخادت مي كند. مدرسه هنادي است‬

‫اجتمالي و به كودك جهان بيين و لادات و رسوم و مهارت‬

‫و دانش خاصي را منتقل مي كند. مدرسه نظام كوچكي است‬

‫كه كودك در آن قوالد اخالقي، لوف اجتمالي، نگوشها و‬

‫شيوه هاي بوقواري ارتباط با ديگوان را مي آموزد.‬

‫ا‬

‫مدرسه غادبً شبكه اي از گووه مهساالن بواي كودك مهيا‬

‫مي كند.‬

‫دوره اي از زندگي كه دانش آموز در دبريستان مشغو‬

‫به حتصيل است مصادف با دوره نوجواني است. دوره اي كه‬

‫مهزمان با تغيريات و حتوالت زياد شخصيت و رفتار نوجوان‬

‫است. مهچنانكه خانواده تاثريات خود را از طويق لوامل‬

‫خمتلف خود مانند شيوه هاي توبييت، داد وستدهاي لاطفي،‬

‫طوح ارزشها و نگوشها و ايده آهلا به جا مي گذارد،‬

‫مهم و اساسي، جتديد سازمان هويت و شكل گريي‬ ‫موضو‬

‫هويت موبوط به نوجواني مطوح مي شود. در هويت جديد‬

‫و‬ ‫افواد‬ ‫فود،‬ ‫اجتمالي‬ ‫جايگاه‬ ‫گريي،‬ ‫شكل‬ ‫حا‬ ‫در‬

‫گووههاي مهسع و سا ، مسائل حتصيلي، شغلي و حوفه اي‬

‫آينده و مسائل متعدد ديگو از موضولات مهم حموري مورد‬

‫بورسي نوجوان هستند.‬

‫و گوايش به گووه مهساالن‬ ‫دوسيت با افواد مهسع و سا‬

‫از ويژگي هاي بارز دوره نوجواني است. دوسيت و رفاقت‬

‫در ايع دوره لالوه بو اينكه كاركود لاطفي و هيجاني‬

‫خود را دارد و روابط صميمانه را بواي نوجوان به‬

‫ارمغان مي آورد از كاركودهاي اجتمالي و شناخيت هم‬

‫بوخوردار است . از طويق مهانندسازي با مهساالن، تكويع‬

‫ويژگي هاي شخصييت حمقق مي شود و بالث مي شود كه بوخي‬

‫از ادگوهاي مطلوب خود را در ميان مهساالن بيابد. دوسيت‬

‫و مهانندسازي با مهگنان، دوسيت با كسي است كه مهان‬

‫مسائل را دارد مهان نكته ها و توديدها، مهان طغياهنا،‬

‫مهان اشتياقها و لالئق و تشويشها و اضطواهبا رو به‬

‫است.‬ ‫گويبان‬ ‫به‬ ‫دست‬ ‫آهنا‬ ‫با‬ ‫شخص‬ ‫خود‬ ‫كه‬ ‫روست‬

‫مهانندسازي با كسي كه انسان خود را در او مي يابد و‬

‫سهيم كودن او در احساسات و حاالتي كه حتملش بواي فود‬

‫سنگني است ، كمك ارزمشندي در بوخورد با مشكالت و حتوالت‬

‫دروني به مشار مي رود.‬

‫در دوره جواني، دوست حامي « مع » يا به لبارت‬

‫ا‬

‫صحيح تو يك مع ديگو است. لمومً در بيشرت موارد دوست‬

‫صورت آرماني پيدا مي كند. به مهني للت پيوندهاي دوسيت‬

‫در شخصيت جواني تاثري بسيار مي گذارند.‬

‫آرمانگوايي،‬ ‫مانند:‬ ‫هايي‬ ‫ويژگي‬ ‫پودازان‬ ‫نظويه‬

‫خواهي. گوايش به مباحث نظوي، مطادعات للمي و‬ ‫استقال‬

‫سو‬ ‫اجتمالي،‬ ‫فعاديتهاي‬ ‫به‬ ‫گوايش‬ ‫فلسفي،‬ ‫هاي‬ ‫حبث‬

‫زندگي، قابليت ادراك و آگاهي حسي باال، شوخ طبعي و‬

‫… را در دوره جواني قائل هستند(افتخاري، 2384 :‬

‫124).‬

‫فوار از خانه ممكع است به تنهايي و يا گووهي‬

‫(باند) اجنام گريد. يكي از الضاي گووه كه مصمم تو و‬

‫بي باك تو از ديگوان است گووه را اداره كوده و‬

‫دستورات الزم را بواي اجواي نقشه هاي طوح شده صادر‬

‫مي كند (دانش, 2184). حميط كوچه و خيابان و زندگي در‬

‫ميان الضاي باند مهساالن و مهسانان و مورد تاييد آنان‬

‫قوار گوفنت و احساس نريومندي و امنيت منودن, رضايت‬

‫خاطو كودك فواري را فواهم مي سازد. كودكان در باند‬

‫احساس مي كنند كه مهگي به يكديگو وابسته اند و متامي‬

‫و‬ ‫باند, ودگود‬ ‫در‬ ‫كودكان‬ ‫پيكوند.‬ ‫يك‬ ‫الضاي‬ ‫آهنا‬

‫صف بندي مي كنند,‬ ‫گستاخ مي شوند, در بوابو اجتما‬

‫رقابت و هم چشمي در آنان نريو مي گريد. احساس تعلق به‬

‫باند, احساس جموميت و احساس اضطواب و قيود اخالقي و‬

‫لنايت به مسايل و جواني را در آنان از بني مي بود.‬

‫وقيت نوجوان تعامل مثبت و صحيحي با الضاي خانواده‬

‫ندارد و احساس شكاف نسلي و لاطفي با وادديع مي كند،‬

‫به طوري كه تصويو پدر و مادر در ذهنش افوادي منفور،‬

‫مستبد و خشع است به سوي ارتباطات بريون از خانه‬

‫توغيب مي شود و سعي مي كند جايگزيين را بواي روابط‬

‫لاطفي خود با پدر و مادرش بيابد. در اكثو ايع موارد‬

‫نيز دخرتان به سوي گووه هاي ضداجتمالي و احنوايف كشيده‬

‫مي شوند و از آجنا كه ناهنجاري رفتاري، طبق نظويه‬

‫ا‬

‫فوهنگي «ساتودند»، لمومً از طويق گووههايي‬ ‫انتقا‬

‫نظري دوستان يا خانواده آموخته مي شود، زمينه هاي‬

‫احنوافات اجتمالي در فود شكل مي گريد. فود اكثو اوقات‬

‫مي گذراند،‬ ‫دوسيت‬ ‫ناسامل‬ ‫گووه هاي‬ ‫ايع‬ ‫در‬ ‫را‬ ‫خود‬

‫پارتي هاي شبانه، جشع هاي خمتلط و گشت و گذارهاي دو‬

‫دنياي‬ ‫سوي‬ ‫به‬ ‫گوايش‬ ‫مقدمه‬ ‫مجعي....‬ ‫يا‬ ‫نفوه‬

‫نابساماني است. «اسگود» معتقد است هو چقدر ميزان‬

‫گذران جوان با گووه هاي مهسع خود كه امور خالف در آهنا‬

‫آهنا‬ ‫مهانند‬ ‫و‬ ‫مهونگ‬ ‫فود‬ ‫باشد،‬ ‫بيشرت‬ ‫است،‬ ‫هنجار‬

‫به رفتارهاي‬ ‫گووه،‬ ‫احرتام در‬ ‫كسب‬ ‫بواي‬ ‫و‬ ‫مي شود‬

‫فود‬ ‫مي شود.‬ ‫تشويق‬ ‫خانه‬ ‫از‬ ‫فوار‬ ‫نظري‬ ‫خودمنايانه‬

‫نادرست‬ ‫ارزشهاي‬ ‫ناباب،‬ ‫گووه هاي‬ ‫در‬ ‫يافته‬ ‫لضويت‬

‫هني‬ ‫و‬ ‫امو‬ ‫با‬ ‫بوخورد‬ ‫و‬ ‫مقابله‬ ‫حنوه‬ ‫ازمجله‬ ‫گووه‬

‫و‬ ‫خواستها‬ ‫نشاندن‬ ‫كوسي‬ ‫به‬ ‫و‬ ‫حنوه خمادفت‬ ‫وادديع،‬

‫با‬ ‫و‬ ‫مي كند‬ ‫دروني‬ ‫خانه‬ ‫در‬ ‫را‬ ‫نفساني اش‬ ‫متايالت‬

‫دسرتسي به فوصتهاي نامشوو ، آهنا را به موحله لمل‬

‫مي رساند. بواساس نتايج بدست آمده از حتقيقات حدود‬

‫خود‬ ‫دوستان‬ ‫با‬ ‫مهانندسازي‬ ‫به‬ ‫جوانان‬ ‫درصد‬ ‫۱۴‬

‫مي پودازند(رفيع پور،3184: 23).‬

‫دوست داشنت و عشق‬

‫در حتقيق ميلو و مهكاران نيز بو گويز از خانه و‬

‫از‬ ‫نقل‬ ‫(‬ ‫است‬ ‫شده‬ ‫تاكيد‬ ‫ازدواج‬ ‫اميد‬ ‫به‬ ‫تسليم‬

‫پوالدي, 3184). خوش بيين و التماد بيجا و ناآگاهي از‬

‫دسايس و توفندهاي كساني كه ولده ازدواج به دخرتان مي‬

‫دهند نيز از مجله داليل غلطيدن به باتالق روسپيگوي‬

‫تلقي شده است. افزون بو 28 درصد منونه موكز پژوهش‬

‫هاي قوه قضائيه ايع لامل را مطوح كوده اند.‬

‫نتايج بدست آمده(زهوا حممدي) از يک جامعه آماري شامل‬

‫120 دخرت فواري در هتوان نشان مي دهد 5/22 درصد از‬

‫دخرتان فواري حمور اصلي انگيزه فوار خود را داشنت دوست‬

‫55 درصد از فواريان از‬ ‫پسو لنوان کوده اند. مهچنني‬

‫کار خود پشيمان شده اند ويل به دديل توس از‬

‫خودداري کوده‬ ‫بوخوردهاي خانواده از بازگشت به منز‬

‫اند. 5/22 درصد نيز از روي غفلت دست به چنني کاري‬

‫زده اند (خربگزاري سينا _ شبنم آذر 50 آبان، 1210).‬





‫شهرنشيين‬

‫بافت اجتمالي شهوهاي بزرگ و پيچيدگي روز افزون‬

‫مجعيت‬ ‫در‬ ‫بودن‬ ‫ناشناخته‬ ‫و‬ ‫گمنامي‬ ‫شهوي،‬ ‫زندگي‬

‫ميليوني شهوهاي بزرگ و كاهش نظارت رمسي و غريرمسي، دور‬

‫قانون و لدم شناسايي دقيق متخلفان‬ ‫بودن از چنگا‬

‫فوصت ارتكاب جوامي و رفتارهاي ضداجتمالي را فواهم مي‬

‫كند.‬

‫جاذبه شهوهاي بزرگ، رفاه، جتمالت شهوي و امكانات‬

‫مادي، انگيزه در اختيار داشنت آهنا و زندگي در ايع‬

‫حميط را مضالف مي كند و سيل لظيم مجعيت با هدف يافنت‬

‫شغل و دستيابي به امكانات فوق مهاجوت مي منايند و‬

‫شهوهاي بزرگ را با خوده فوهنگهاي خمتلف در هم مي‬

‫آميزند و بديع توتيب پايبندي به آداب و رسوم كاهش‬

‫مي يابد و آزادي لمل فود نيز بيشرت مي شود. گاهي مهني‬

‫سواب زندگي موفه شهوي و آزادي لمل، دخرتان را به سوي‬

‫شهوها متواري مي منايد(معتمدي،2384: 332).‬

‫افزايش ميزان بزهکاري و نيز سايو مسائل موبوط به‬

‫از هم پاشيدگي وحدت جامعه و يکپارچگي‬ ‫نوجواني معلو‬

‫بزهکاري در جاهايي‬ ‫وقو‬ ‫خانواده گسرتده است. احتما‬

‫ال‬

‫که ايع پيوندها حفظ شده باشد، مثً در شهوهاي دور‬

‫افتاده و کوچک بسيار کمرت است.‬

‫نزديک‬ ‫ميزان مطلق بزهکاري در حمله هاي رو به زوا‬

‫چنني‬ ‫در‬ ‫است.‬ ‫حد‬ ‫باالتويع‬ ‫در‬ ‫بزرگ‬ ‫شهوهاي‬ ‫مواکز‬

‫مناطقي که از مشخصه هاي آن فقو، ازدياد مجعيت و بي‬

‫سازماني کلي است، امکانات بسياري بواي آموخنت رفتار‬

‫ضد اجتمالي از مهساالن بزهکار و از افواد و دسته ها‬

‫وجود دارد(ياسايي، 1184: 143).‬





‫تغيري ارزشها‬

‫انساهناي دنياي امووز در چهارراه سوگوداني و تضاد‬

‫ارزشها گوفتار آمده اند و مني دانند به كدامني سو‬

‫حوكت كند . از يك سو جامعه بسرت نويين از ارزشهاي‬

‫اجتمالي مدرن را مقابل ديدگان افواد قوار مي دهد و‬

‫از سوي ديگو فود را با بع بستهاي بسياري در دستيابي‬

‫به اهداف جديد مواجه مي كند . جوان امووز در ايع‬

‫شوايط با مشكل حبوان هويت ، كهش پايبندي به ارزشهاي‬

‫ديين و اجتمالي و شكاف نسلي بني خود و واددينش مواجه‬

‫به طور لملي به او مي‬ ‫است . گاه آنچه كه اجتما‬

‫آموزد با ارزشهاي خانوادگي سنخييت ندارد و حيت در‬

‫تناقض آشكار مي باشد و مهني امو شخصيت او را دچار‬

‫دوگانگي مي منايد . دخرتان امووز دچار خود درگريي مي‬

‫شوند. و بواي فوار از ايع حادت به شيوه هاي خمتلفي‬

‫نظري فوار از خانه متوسل مي گودند(قابضي، 9184: 44).‬









‫پيامدهاي فوار دخرتان‬

‫مقدمه‬

‫هنگامي كه دخرتي به هو دديلي (منطقي يا غريمنطقي)‬

‫از خانه فوار مي كند، خود و پريامونش، يعين خانواده و‬

‫معوض‬ ‫در‬ ‫خمتلف‬ ‫طوق‬ ‫به‬ ‫وسيع‬ ‫شعالي‬ ‫تا‬ ‫را‬ ‫جامعه‬

‫آسيب ها و خطوات بسيار زيادي قوار مي دهد. فوار،‬

‫آغاز بي خامناني است و مهني امو، زمينه ارتكاب بسياري‬

‫از جوائم را فواهم مي كند. دخرتان فواري بواي اموار‬

‫معاش به سوقت، تكدي گوي، توزيع موادخمدر، مشووبات‬

‫ادكلي و كاالهاي غريجماز، روسپيگوي، لضويت در باندهاي‬

‫با‬ ‫شكارچيان‬ ‫مي كنند.‬ ‫اقدام‬ ‫فحشاء‬ ‫و‬ ‫اغفا‬ ‫خموف‬

‫ايع دخرتان كه اغلب شهوستاني، ساده و بي آاليش‬ ‫اغفا‬

‫شهوهاي بزرگ خرب ندارند،‬ ‫و احوا‬ ‫هستند و از اوضا‬

‫شان را به سوقت مي بوند و پس از جتاوز به‬ ‫متام اموا‬

‫لنف، آهنا را رها مي كنند و يا پس از شكنجه و آزار‬

‫به دديل ناشناخته بودن و غوبت، مي كشند. بوخي از‬

‫دخرتان فواري به‬ ‫باندهاي فحشاء نيز اقدام به انتقا‬

‫آهنا‬ ‫بدن‬ ‫اجزاي‬ ‫فووش‬ ‫و‬ ‫سكس‬ ‫جتارت‬ ‫ديگو،‬ ‫كشورهاي‬

‫مي كنند. مهچنني فوار دخرتان مي تواند بزرگرتيع دطمه و‬

‫ضوبه به حيثيت و شوافت خانوادگي فود باشد. ايع لمل‬

‫توبيت‬ ‫در‬ ‫خانواده‬ ‫ناكارآمدي‬ ‫از‬ ‫نشانه اي‬ ‫ال‬

‫اوً‬

‫شكاف نسلي بني وادديع و فوزندان و اختالفات‬ ‫فوزند،‬

‫ا‬

‫خانوادگي است و ثانيً از آجنا كه فوجام فوار دخرتان‬

‫در اكثو موارد چنانچه ذكو گوديد گوفتار آمدن در‬

‫جوامي‬ ‫ارتكاب‬ ‫و‬ ‫و فحشاء‬ ‫فساد‬ ‫باندهاي‬ ‫تنگ‬ ‫دايوه‬

‫اخالقي است، دذا فوار به مفهوم دكه ننگ بواي خانواده‬

‫حمسوب مي شود.‬

‫فوار دخرتان در واقع تعوض به قالده كهع و موسوم‬

‫زماهناي ديووز و امووز است كه خانه را حمل امع و‬

‫آرامش افواد مي داند, نه حملي كه بايد از آن گوخيت.‬

‫ايع تعوض و جدا , جامعه را حتويك كوده و آشفتگي هاي‬

‫خاصي را دامع مي زند. هنگامي كه دخرتي به هو دديل‬

‫و‬ ‫خود‬ ‫كند,‬ ‫مي‬ ‫فوار‬ ‫خانه‬ ‫از‬ ‫غريمنطقي‬ ‫يا‬ ‫منطقي‬

‫پريامونش, يعين خانواده و جامعه را تا شعالي وسيع به‬

‫طوق خمتلف در معوض آسيب ها و خطوات بسيار زيادي قوار‬

‫و‬ ‫خانوادگي‬ ‫فودي,‬ ‫بعد‬ ‫در‬ ‫پيامدها‬ ‫ايع‬ ‫دهد.‬ ‫مي‬

‫اجتمالي قابل بورسي است.‬





‫پيامدهاي فردي‬

‫فوار, آغاز بي خامناني و بي پناهي است و مهني امو,‬

‫زمينه ارتكاب بسياري از جوائم را فواهم مي كند.‬

‫دخرتان فواري بواي اموار معاش به سوقت تكدي گوي ,‬

‫توزيع مواد خمدر , مشووبات ادكلي و كاالهاي غريجماز,‬

‫و‬ ‫روسپيگوي, لضويت در باندهاي خموف و كثيف, اغفا‬

‫فحشا اقدام مي كنند. بوخي از ايع دخرتان پس از فوار‬

‫در ساختماهناي مرتوكه, پارك , خانه هاي فساد ... شب‬

‫را به صبح مي رساند و از مكاني به مكان ديگو در‬

‫حوكت هستند , فقط بواي آنكه بتوانند زنده مبانند.‬

‫آهنا با اسامي مستعار و تيپ پسوانه و كارهاي مودانه‬

‫در مجع دوستان (دخرت و يا پسو) روزگار فالكت باري را‬

‫ايع دخرتان كه اغلب‬ ‫سپوي مي كنند. شكارچيان با اغفا‬

‫و‬ ‫شهوستاني ساده و بي آاليش مي باشند و از اوضا‬

‫شهوهاي بزرگ خرب ندارند, متام اموادشان را به‬ ‫احوا‬

‫سوقت مي بوند و پس از جتاوز به لنف, يا آهنا را رها‬

‫مي كنند و يا پس از شكنجه و آزار به دديل ناشناخته‬

‫بودن و غوبت, مي كشند. بوخي از باندهاي فحشا نيز‬

‫دخرتان فواري به كشورهاي ديگو, جتارت‬ ‫اقدام به انتقا‬

‫سكس و فووش اجزاي بدن آهنا مي كنند. دخرتان فواري متام‬

‫پلهاي پشت سو خود را خواب و ويوان مي كنند. ارتكاب‬

‫جوائم و فساد اخالقي موجب مي شود كه دچار‬ ‫به انوا‬

‫بيماريها و اختالالت روحي ورواني شوند و بوخي‬ ‫انوا‬

‫از آهنا به دديل سوافكندگي ناشي از جتاوزات, دست به‬

‫خودكشي مي زنند.‬





‫پيامدهاي خانوادگي‬

‫فوار دخرتان مي تواند بزرگرتيع دطمه و ضوبه بواي‬

‫حيثيت و شوافت خانوادگي فود باشد. ايع لمل اوال"‬

‫نشانه اي از ناكارآمدي خانواده در توبيت فوزند,‬

‫شكاف نسلي بني وادديع و فوزندان و اختالف خانوادگي‬

‫است و ثانيا" از آجنا كه فوجام و سواجنام فوار دخرتان‬

‫در اكثو موارد چنانچه ذكو گوديد گوفتار آمدن در‬

‫جوائم‬ ‫ارتكاب‬ ‫و‬ ‫و فحشا‬ ‫فساد‬ ‫باندهاي‬ ‫تنگ‬ ‫دايوه‬

‫اخالقي است دذا فوار به مفهوم دكه ننگ و بدنامي بواي‬

‫خانواده حمسوب مي شود و بديع حلاظ است كه فوار دخرتان,‬

‫كمرت توسط خانواده ها گزارش مي شود و اغلب پس از بي‬

‫نتيجه ماندن جستجوها و تالشهاي خانوادگي, فوار دخرتان‬

‫به مواجع قضايي گزارش مي شود.‬

‫و‬ ‫تباهي‬ ‫به‬ ‫را‬ ‫آنان‬ ‫آينده‬ ‫زندگي‬ ‫دخرتان‬ ‫فوار‬

‫تشكيل خانواده بواي دخرت‬ ‫سياهي مي كشاند. احتما‬

‫فواري به دديل هتديد سالمت رواني, جسمي و جنسي (به‬

‫للت رفتار خالف اخالق ر خواسته يا ناخواسته) و خدشه‬

‫دار شدن اصادت و شوافت خانواده به حداقل ممكع كاهش‬

‫يافته و در اغلب موارد به صفو مي رسد.‬

‫از طوف ديگو دخرتان فواري با درگري شدن در مسائل‬

‫غرياخالقي, مني توانند به خانواده باز گودند, مگو آنكه‬

‫خانواده به ايع نكته توجه منايد كه لدم پذيوش فود به‬

‫معناي فوو غلتيدن هو چه بيشرت او در منجالب فساد و‬

‫تباهي است, دذا با اكواه وي را در خانواده جاي مي‬

‫خانواده از‬ ‫دهند يا آنكه خانواده دخرت فواري از نو‬

‫هم گسيخته است و بود و نبود دخرت فوق چنداني ندارد.‬

‫زندگي دخرت فواري در صورت بازگشت به‬ ‫در هو حا‬

‫زيوا‬ ‫بود,‬ ‫خواهد‬ ‫مضالف‬ ‫مشكالت‬ ‫با‬ ‫مهواه‬ ‫نيز‬ ‫منز‬

‫خالف, بيشرت از گذشته‬ ‫خانواده, وي را به دديل الما‬

‫مستعد كجووي و رفتارهاي احنوايف مي داند, دذا قيود‬

‫خود را بيشرت خواهد منود, ضمع آنكه دخرت نيز به دديل‬

‫جتوبه آزادي هاي خارج از خانه كه متناسب با سع و‬

‫موقعيت او نبوده, حميط خانه را غريقابل حتمل تو مي‬

‫داند.‬





‫پيامدهاي اجتماعي‬

‫آسيبهاي‬ ‫جامعه:‬ ‫رواني‬ ‫و‬ ‫اخالقي‬ ‫هبداشت‬ ‫هتديد‬

‫اجتمالي از مجله فوار مهچون امواض و ويووسهايي هستند‬

‫كه اخالقيات و حيات اجتمالي را با خطو مواجه كوده و‬

‫هنجارهاي‬ ‫از‬ ‫ختطي‬ ‫اخالقي,‬ ‫حوميت‬ ‫بي‬ ‫رواج‬ ‫به‬ ‫منجو‬

‫اجتمالي واجياد فضاي مسموم در جامعه مي شود كه مي‬

‫توانند ضمع دكه دار كودن منودن لفت لمومي و شكسنت‬

‫حوميهاي اخالقي, هبداشت روحي و رواني الضاي جامعه را‬

‫هتديد منوده و آسيب هاي جدي بو سالمت جامعه وارد منايند‬

‫.‬





‫حتميل هزينه هاي اجتماعي: فوار دخرتان هزينه هاي‬

‫فواواني را به دوش جامعه و خانواده مي گذارد, به‬

‫طوري كه اقداماتي نظري دريافت گزارشات و شناسايي‬

‫دخرتان فواري توسط نريوهاي چندگانه امنييت, بازجويي و‬

‫اجنام مواحل قضايي, اجياد مواكز خمتلف مانند كانون‬

‫كه‬ ‫دخرتان فواري‬ ‫ساماندهي‬ ‫مواكز‬ ‫و‬ ‫توبيت‬ ‫و‬ ‫اصالح‬

‫متاما" هزينه هاي شگفيت را بو جامعه حتميل مي منايد‬

‫(معتمدي،2384: 832).‬





‫شناسان‬ ‫جامعه‬ ‫اجتماعي:‬ ‫آسيبهاي‬ ‫نرخ‬ ‫افزايش‬

‫معتقدند پديده هاي اجتمالي مهچون حلقه هاي زجنري به هم‬

‫متصل و وابسته اند, به طوري كه افزايش نوخ آسيبهايي‬

‫چون طالق, بيكاري التياد و ... منجو به افوايش آسييب‬

‫نظري فوار دخرتان مي شود و نكته قابل توجه تو آنكه‬

‫نوخ آسيبهاي‬ ‫افزايش‬ ‫به‬ ‫نيز‬ ‫خانه‬ ‫از‬ ‫دخرتان‬ ‫فوار‬

‫اجتمالي نظري فعاديت باندهاي جتارت دخرتان, باندهاي‬

‫منتهي مي گودد كه‬ ‫فحشا و روسپيگوي, التياد و ...‬

‫ضمع دكه دار منودن لفت لمومي و شكسنت حومي هاي اخالقي،‬

‫هبداشت رواني الضاي جامعه را هتديد منوده و آسيب جدي‬

‫بو سالمت جامعه وارد منايند.‬





‫قاچاق زنان و دخرتان‬

‫و‬ ‫نيست‬ ‫جديدي‬ ‫مطلب‬ ‫ايواني‬ ‫دخرتان‬ ‫قاچاق‬ ‫موضو‬

‫تنها منحصو به ايوان هم نيست. باندهاي قاچاق با فويب‬

‫دخرتان و زنان در بوخي آرايشگاه ها، پارک ها، مقابل‬

‫مدارس و در بوخي ميهماني ها ايع دخرتان را با ميل و‬

‫رغبت خودشان از ايوان خارج مي کنند. بو اساس حتقيقات‬

‫اجنام گوفته از سوي مواجع بني املللي قاچاق فووش زنان‬

‫سازتويع جتارت کثيف پس‬ ‫و قاچاق انسان در رده دوم پو‬

‫از مواد خمدر قوار دارد. قاچاق ايع افواد با شيوه هاي‬

‫جاسازي خمتلف در داخل بارها، جاسازي داخل اتوبوس ها‬

‫و کاميون ها مهچنني داخل دنج هاي باري و مسافوي صورت‬

‫مي گريد.‬

‫کارشناسان مسايل اجتمالي معتقدند روساي باندهاي‬

‫هاي کالني که از ايع راه به دست آورده‬ ‫قاچاق با پو‬

‫سوء‬ ‫از آهنا‬ ‫دخرتان‬ ‫ضعف‬ ‫نقاط‬ ‫از‬ ‫استفاده‬ ‫با‬ ‫اند‬

‫استفاده مي کنند و قوبانيان خود را به مسلخ مي کشند.‬





‫سرقت‬

‫« رابوت تون » در نظويه بي هنجاري خود مي گويد‬

‫كه، افواد جامعه سلسله هدفهاي پذيوفته شده فوهنگي‬

‫مي كنند كه جهت نيل به آهنا يك سلسله ابزار‬ ‫را دنبا‬

‫و وسائل نياز دارند. هنگامي كه افواد به شيوه هاي‬

‫به آن‬ ‫از رسيدن به هدفها و يا وسائل حصو‬ ‫مشوو‬

‫هدفها، مايوس مي شوند به نوآوري و طغيان و شورش دست‬

‫مي زنند. زيوا وقيت در جامعه بو هدفها تاكيد مي شود‬

‫و وسائل رسيدن به آن هدفها ناديده گوفته مي شود،‬

‫جوم به طور الم قابل‬ ‫سوقت به طور واضح و وقو‬ ‫وقو‬

‫پيش بيين است چواكه سوقت نولي نوآوري در رسيدن به‬

‫هدف تلقي مي شود.‬

‫ناكامي اصطالحي است كه در زمينه شكست در ارضاء‬

‫نيازها و متايالت بكار مي رود و مواد از آن لدم نيل‬

‫فواواني سوقت و ديگو كجووي ها در‬ ‫به هدف است. شيو‬

‫ميان گووههاي فقريتو و افزايش آن در دوران تنگدسيت را‬

‫بايد واكنشي در بوابو ناكامي دانست.‬

‫وضعيت نا امين و خمشوش خانواده، اختالف بني وادديع،‬

‫رفتار خشونت آميز وادديع از مهمرتيع لللي است كه‬

‫جوان را دچار ناامين كوده و به كناره گريي از ديگوان‬

‫و به ويژه پدر و مادر مي كشاند. جوان در چنني شوايطي‬

‫روابط خود را با پدر و مادر قطع كوده، گاه در نتيجه‬

‫ارضاي‬ ‫جهت‬ ‫شود‬ ‫مي‬ ‫جمبور‬ ‫دروني‬ ‫درخواست‬ ‫يا‬ ‫فشار‬

‫نيازهاي مادي و معنوي خود يا بواي انتقام گوفنت از‬

‫وادديع خباطو حمدوديتها و سختگريي هاي ناجباي آهنا از‬

‫خالف‬ ‫فوار كوده و دست به سوقت بزند يا به الما‬ ‫منز‬

‫ديگو كجوويهاي اجتمالي دست بزند.‬

‫روسپيگري‬

‫در حتقيقي كه منونه آن از مواكز بازپووري انتخاب‬

‫الضاي‬ ‫بني‬ ‫طالق‬ ‫سابقه‬ ‫آنان‬ ‫درصد‬ ‫1/23‬ ‫بود،‬ ‫شده‬

‫خانواده را گزارش كوده اند. يك يافته مويد پاشيدگي‬

‫در‬ ‫روابط نامشوو‬ ‫و فقدان انسجام در خانواده، شوو‬

‫سنني زيو 14 سادگي بني 21 درصد الضاي ايع منونه بوده‬

‫است. مهچنني موارد فوار از خانه بني ايع افواد به 23‬

‫درصد بادغ مي شود (دفرت امور اجتمالي وزارت كشور،‬

‫3184).‬

‫در آمويكا، انگلستان و آملان‬ ‫مطادعه فواحش خودسا‬

‫نشان داده است كه اكثويت آهنا پس از فوار از خانه‬

‫آورند(كيدنز،‬ ‫مي‬ ‫روي‬ ‫فحشاء‬ ‫به‬ ‫زندگي‬ ‫تامني‬ ‫بواي‬

‫1994).‬

‫از ديگو پيامدهاي ناگوار فوار دخرتان, روسپيگوي و‬

‫بيماريهاي مقاربيت از مجله ابتال به‬ ‫ابتال به انوا‬

‫ويووس ايدز است. هو چقدر مدت زمان فوار فود طوالني‬

‫تو باشد و با افواد بيشرتي متاس داشته باشد, خطو ابتال‬

‫به ويووس ايدز افزايش مي يابد(لبدادلهي، 4384).‬

‫روسپيگوي به معناي بوقواري رابطة جنسي با هدف‬

‫كسب دستاوردهاي مادي، گونه اي از آسيب هاي اجتمالي‬

‫و‬ ‫طوالني‬ ‫بسيار‬ ‫تارخيي‬ ‫ريشة‬ ‫روسپيگوي‬ ‫پديدة‬ ‫است.‬

‫گسرتده اي دارد. با اينكه مودان و زنان هو دو در به‬

‫وجود آوردن پديدة روسپيگوي مشاركت داشته و دارند،‬

‫ويل غلبة فوهنگ مودساالري سبب شده است تا ايع لنوان‬

‫نو‬ ‫هو‬ ‫اينكه‬ ‫وجود‬ ‫با‬ ‫شود.‬ ‫اطالق‬ ‫زنان‬ ‫به‬ ‫بيشرت‬

‫مشاركت در فوآيند پيدايش و گسرتش پديدة روسپيگوي‬

‫داراي قبح اخالقي و اجتمالي است، ويل روسپيگوي در‬

‫بوخي از جوامع امووزي سازمان و تشكيالت نويين دارد و‬

‫به طور رمسي يا غريرمسي و آشكار و پنهان مورد محايت‬

‫دودت ها قوار گوفته است.‬

‫در ايوان هم با وجود ايع كه روسپيگوي داراي منع‬

‫ا‬

‫اخالقي و قبح اجتمالي است، ويل اخريً رو به گسرتش هناده‬

‫هاي‬ ‫كجووي‬ ‫از‬ ‫يكي‬ ‫لنوان‬ ‫به‬ ‫امووز‬ ‫كه‬ ‫طوري‬ ‫به‬

‫اجتمالي مورد توجه صاحب نظوان، مودم و مسئوالن قوار‬

‫گوفته است. در زمينة روسپيگوي هم، نظري سايو آسيب‬

‫هاي اجتمالي، پژوهش جامعي در سطح ملي اجنام نشده‬

‫است. بنابوايع هنوز مباني نظوي يا چارچوب مفهومي و‬

‫روش شناسي مناسيب بواي ايع مسئله شكل نگوفته است.‬

‫مطادعات و حتقيقات اجنام شده بيشرت موردي و موضعي بوده‬

‫اند. به مهني دديل، اطاللات للمي معترب و قابل توجهي در‬

‫باب كم و كيف ايع مسئله در دست نيست. آنچه بو اساس‬

‫فواحتليل منابع موجود و مجع بندي نتايج اودني مهايش ملي‬

‫آسيب هاي اجتمالي در ايوان در حمور روسپيگوي(لليايي‬

‫زند، خواط ها، كامكار، 2384) مي توان گفت ايع است كه‬

‫ميانگني سين روسپيان كه در ساهلاي قبل از انقالب حدود‬

‫تقليل پيدا‬ ‫بوده است. امووز به زيو 22 سا‬ ‫18 سا‬

‫كوده است. حدود نيمي از اينگونه زنان تا قبل از 22‬

‫سادگي به روسپيگوي كشانده مي شوند. خبش قابل توجهي‬

‫از آنان از خانواده هايي بو مي خيزند كه يا از حلاظ‬

‫مشكل‬ ‫خمدر‬ ‫مواد‬ ‫به‬ ‫آنان‬ ‫التياد‬ ‫وادديع يا‬ ‫فقدان‬

‫داشته اند به طوري كه فوزندان آنان صوف نظو از‬

‫حمووميت از تعامالت دوستانه و حمبت آميز خانوادگي در‬

‫معوض آزار جسمي، سوء استفاده جنسي و ضايعات رواني‬

‫فواري‬ ‫دخرتان‬ ‫از‬ ‫بوخي‬ ‫بنابوايع‬ ‫اند،‬ ‫داشته‬ ‫قوار‬

‫حداكثو بعد از دو روز از تاريخ فوار مورد جتاوز و‬

‫سوء استفاده جنسي قوار گوفته اند. لالوه بو ايع، خبش‬

‫قابل توجهي از آنان نيز به التياد كشانده شده اند.‬

‫در بريون از خانه در معوض‬ ‫بديع سان، فواريان از منز‬

‫مهان آسيب هايي قوار گوفته اند كه در خانوادة خود با‬

‫آهنا رو به رو بوده اند، ويل ايع بار با چنان شدت و‬

‫حدتي كه امكان بازگشت آنان را نه فقط به زندگي لادي‬

‫بلكه حيت به زندگي خانوادگي قبلي خود نيز مشكل تو‬

‫ساخته است. بوخي از اينگونه زنان متعاقب ازدواج هاي‬

‫مصلحيت و ناموفقي كه داشته اند به روسپيگوي كشانده‬

‫شده اند. اينان با مهسوان خود كه اغلب افوادي فقري،‬

‫بيكار، معتاد، مهاجو و غريبومي حمل زندگي خود بوده‬

‫و‬ ‫جدايي‬ ‫و‬ ‫طالق‬ ‫از‬ ‫پس‬ ‫و‬ ‫كوده‬ ‫پيدا‬ ‫درگريي‬ ‫اند‬

‫تبهكار‬ ‫گووههاي‬ ‫دام‬ ‫در‬ ‫سوپناهي‬ ‫بي‬ ‫و‬ ‫سوگوداني‬

‫افتاده اند و مورد سوء استفاده قوار گوفته اند.‬

‫ال‬

‫اينان پس از تكوار كجووي ها و احتماً التياد به‬

‫با‬ ‫مهكاري‬ ‫شوايط‬ ‫بيشرت‬ ‫پو‬ ‫به‬ ‫نياز‬ ‫و‬ ‫خمدر‬ ‫مواد‬

‫تبهكاران را پذيوفته اند و بنابوايع بواي پنهان‬

‫نگاهداشنت كژكوداري ها به هو گونه ذدت و خواري از‬

‫مجله روسپيگوي تع داده اند.‬









‫پيشگريي‬

‫مقدمه‬

‫در بورسي هاي اجنام شده در متون داخلي و خارج از‬

‫بونامه جامعي كه هدف آن پيشگريي از فوار‬ ‫كشور،‬

‫بطور خاص باشد، يافت نشد. ديكع ايع‬ ‫دخرتان از منز‬

‫با سايو‬ ‫ال‬

‫پديده اي ايزوده نبوده و معموً‬ ‫پديده،‬

‫تنهايي،‬ ‫هتامجي،‬ ‫رفتارهاي‬ ‫مثل‬ ‫زا‬ ‫مشكل‬ ‫رفتارهاي‬

‫ارتكاب جوم يا سوءمصوف مواد مهواه است. لالوه بوآن،‬

‫سابقه‬ ‫باوجود‬ ‫اغلب‬ ‫فوق‬ ‫زاي‬ ‫مشكل‬ ‫رفتارهاي‬

‫سوءاستفاده و غفلت در خانواده، طودشدن دخرت از مدرسه‬

‫ً‬

‫و فقدان محايت از سوي يك شبكه اجتمالي مناسب و هنايتا‬

‫و‬ ‫نامناسب‬ ‫دوستان‬ ‫اجتمالي از‬ ‫به شبكه‬ ‫او‬ ‫پيوسنت‬

‫جوامي‬ ‫ارتكاب‬ ‫مشوق‬ ‫كه‬ ‫ضداجتمالي‬ ‫خصوصيات‬ ‫داراي‬

‫مهواه مي باشد. خبش مهمي از پديده فوار از‬ ‫هستند،‬

‫مي تواند نتيجه روند جامعه پذيوي احنوايف باشدكه‬ ‫منز‬

‫و‬ ‫نوجوانان‬ ‫در‬ ‫مشكالت رفتاري‬ ‫و تقويت‬ ‫اجياد‬ ‫موجب‬

‫جوانان مي شود. بنابوايع، مي توان روشهاي پيشگريي از‬

‫فوار را در مهان رويكودها، اقدامات و بونامه هايي كه‬

‫بواي پيشگريي از مشكالت رفتاري درميان نوجوانان و‬

‫جوانان وجود دارند، جستجو منود. درايع خصوص بونامه‬

‫هايي را مي توان يافت كه هدفشان پيشگريي از اجياد‬

‫موقعيت هاي تكاملي يا پوورش خطوناك بواي كودكان در‬

‫حميط خانه، مدرسه يا جامعه است. مهچنني بونامه هايي را‬

‫مي توان مشاهده كود كه بواي پيشگريي از اجياد مشكالت‬

‫ال‬

‫رفتاري خاص در نوجوانان طواحي شده اند. مثً بونامه‬

‫هاي ويژه پيشگريي از ارتكاب جوم، سوءمصوف مواد و ا‬

‫بونامه هايي‬ ‫يا‬ ‫دكل، توك مدرسه، بارداري و غريه.‬

‫كه در جستجوي تعيني سطوح لوامل خطو در خانواده هاي‬

‫نوجوانان به منظور پيشگريي در مواحل اوديه هستند.‬

‫اسرتاتژي هاي اصلي كه بطور موفق لوامل خطو پيش‬

‫نياز تشديد يا بووز مشكالت رفتاري و رواني – اجتمالي‬

‫نوجوانان را اصالح مي كنند، مي توانند بواي پيشگريي‬

‫از فوار و بي خامناني نيز مفيد واقع شوند. با پيشگريي‬

‫از بووز مشكالت رفتاري بطور خودكار مي توان از بووز‬

‫اجتمالي‬ ‫–‬ ‫رواني‬ ‫نامناسب‬ ‫لملكودهاي‬ ‫بعدي‬ ‫مواحل‬

‫موتبط و بويژه فوار و بي خامناني پيشگريي منود.‬

‫حبث و بورسي ها درباره فوار و بي خامناني در ميان‬

‫نوجوانان چنني نشان مي دهد كه متعاقب خصوصيات رواني-‬

‫مشكالت رفتاري كه‬ ‫اجتمالي زيو، خطو پيشوفت انوا‬

‫منجو به فوار مي شوند، افزايش مي يابد:‬

‫4- شوايط كامً نامناسب خانواده مثل سوء استفاده‬

‫ال‬

‫هيجاني و رفتاري وا‬ ‫ازكودك، غفلت، بدرفتاري، مشكالت‬

‫دديع, بي لالقگي وا دديع و فقدان مهارهتاي موبوط به‬

‫توبيت كودك.‬

‫2- اجياد سندرم مشكالت رفتاري چند جانبه در كودك‬

‫مثل پوسه زني، رفتارهاي ضد اجتمالي، ختلف، سوء مصوف‬

‫مهواه با‬ ‫ال‬

‫مواد و ا دكل، رفتارهاي خماطوه آميز احتماً‬

‫بي ثباتي هيجاني.‬

‫مشكالت خانوادگي و سندرم مشكالت‬ ‫8- سع پايني شوو‬

‫وجود دائمي ايع لوامل خطو در‬ ‫رفتاري نوجوانان و‬

‫متام سري جامعه پذيوي نوجوان .‬

‫1- موفقيت كم در مدرسه، لالقه نداشنت به مدرسه و‬

‫انتظارات پايني در كسب موفقيت هاي حتصيلي.‬

‫1- مقاومت كم نسبت به تاثريات دوستان و مهساالن‬

‫كه‬ ‫دوستاني‬ ‫با‬ ‫آسان‬ ‫ارتباط‬ ‫و‬ ‫به اخالق‬ ‫غريپايبند‬

‫رفتارهاي ضداجتمالي دارند و يا رفتارهاي غرياخالقي را‬

‫تشويق مي كنند.‬

‫–‬ ‫اقتصادي‬ ‫وضعيت‬ ‫از‬ ‫حمووم‬ ‫شوايط‬ ‫در‬ ‫زندگي‬ ‫3-‬

‫اجتمالي پايه مثل زندگي در مناطق حمووم يا زندگي در‬

‫فوهنگ غين است.‬ ‫خانواده اي كه فاقد‬

‫موارد فوق حيطه هاي اصلي هستند كه مي توان بواي‬

‫پيشگريي از چوخه اي كه كودكان، نوجوانان و جوانان در‬

‫آن دچار مشكل شده، رفتارهاي مشكل زا در آهنا تكويع‬

‫ا‬

‫مي يابند، از جامعه طود مي شوند و هنايتً فوار مي‬

‫كنند و در خيابان زندگي مي منايند، اقدام كود.‬

‫اقداماتي كه‬ ‫مووري مي كنيم بو اصو‬ ‫در ادامه‬

‫موثو واقع‬ ‫مي توانند بواي پيشگريي از فوار از منز‬

‫شوند:‬





‫انواع اقدامات پيشگريي پايه‬

‫مداخالت مبتين بر خانواده (‪)Family–based interventions‬‬

‫شوو‬ ‫با موور 8 حيطه اويل كه در باال ديست شدند،‬

‫مداخالت در سنني پايني بواي پيشگريي اوديه و ثانويه‬

‫منطقي مي باشد و به نظو مي رسد زمان مناسب آن دوره‬

‫مطوح است كه‬ ‫ا‬

‫پيش از مدرسه باشد. ويل هنايتً ايع سئوا‬

‫قوار گريند؟‬ ‫كدام اسرتاتژي ها بايد مورد استفاده‬

‫هنوز ثابت نشده است كه اقدامات پيشگريي اوديه لمومي‬

‫مثل توصيه هايي در زمينه توبيت، يا جلسات آموزش‬

‫وادديع بو مبناي ‪ ، Adlerian‬زمينه هاي رواني-حوكيت يا‬

‫مي توانند با موفقيت از مشكالت جدي رفتاري،‬ ‫انتخابي‬

‫فوار در بني‬ ‫خانوادگي و توبييت كه پيش از اجياد‬

‫پيشگريي منايند. ويل‬ ‫نوجوانان و جوانان بووز مي كنند،‬

‫از سوي ديگو ثابت شده است پيشگريي هاي اوديه ويژه اي‬

‫كه به خانواده هاي در معوض خطو مي پودازند و چگونگي‬

‫موفق بودن به لنوان وادد و مهچنني روشهاي حل مشكل را‬

‫به وادديع بواساس تعديل شناخيت – رفتاري مي آموزند،‬

‫بونامه هاي قوي‬ ‫موثو لمل مي كنند. در ايع زمينه،‬

‫طواحي شده اند كه در‬ ‫بومبناي چارچوب ‪Perry Pre-School‬‬

‫آهنا آموزشگواني كه دوره هاي الزم را ديده اند، به‬

‫ويزيت هاي خانگي پوداخته و به وا دديع در زمينه‬

‫مهارت هاي متناسب وادد بودن در ارتباط با مشكالت و‬

‫نيازهاي روزموه خانواده آموزش مي دهند. مهچنني بونامه‬

‫رفتارهاي مشكل زاي كودك و‬ ‫هايي نيز كه چگونگي كنرت‬

‫چگونگي تشخيص و ختم پووسه استبداد در خانواده مستبد‬

‫را آموزش مي دهند، موفق بوده اند.‬

‫رفتاري‬ ‫مشكالت‬ ‫از‬ ‫پيشگريي‬ ‫در‬ ‫موفق‬ ‫اسرتاتژيهاي‬

‫بو‬ ‫مبتين‬ ‫رويكود‬ ‫او‬ ‫موحله‬ ‫در‬ ‫فوار،‬ ‫با‬ ‫موتبط‬

‫خانواده را مورد توجه قوار مي دهند. در ايع رويكود‬

‫خانواده پايش مي شود و آموزش هايي بواي موفق بودن‬

‫خانواده‬ ‫در‬ ‫مشكل‬ ‫حل‬ ‫هاي‬ ‫مهارت‬ ‫و‬ ‫وادد‬ ‫بعنوان‬

‫وادديع، كودكان و‬ ‫شناخيت- رفتاري به‬ ‫بومبناي اصو‬

‫نوجوانان درمعوض خطو داده مي شوند. ايع بونامه هاي‬

‫در‬ ‫زندگي‬ ‫روزموه‬ ‫مشكالت‬ ‫با‬ ‫موتبط‬ ‫بايد‬ ‫آموزشي‬

‫و‬ ‫پيگريي‬ ‫جلسات‬ ‫باشند.‬ ‫خطو‬ ‫درمعوض‬ ‫هاي‬ ‫خانواده‬

‫يادآوري نيز بايددرطي متام دوره جامعه پذيوي پيش از‬

‫(يعين ورود‬ ‫مدرسه تا جواني، خبصوص در زمان هاي انتقا‬

‫كه‬ ‫هايي‬ ‫زمان‬ ‫و‬ ‫دبريستان)‬ ‫يا‬ ‫ابتدايي‬ ‫دوره‬ ‫به‬

‫نوجوانان و خانواده هايشان به نظو مي رسد مشكلي را‬

‫جتوبه مي كنند، بوگزار شوند.‬

‫خانواده‬ ‫"حفظ‬ ‫رويكودهاي‬ ‫از‬ ‫نيز‬ ‫مطلوبي‬ ‫نتايج‬

‫(‪ ")Family preservation‬گزارش شده اند، خبصوص آهنايي كه مبتين‬

‫شناخيت- رفتاري بعنوان‬ ‫بو خانواده هستند و از تعديل‬

‫لاملي بواي تغيري استفاده مي كنند و درارتباط نزديك‬

‫خطو‬ ‫درمعوض‬ ‫هاي‬ ‫خانواده‬ ‫روزموه‬ ‫واقعي‬ ‫مشكالت‬ ‫با‬

‫هستند. در ايع راستا، تاكيد مي شود كه خدمات حفظ‬

‫خانواده مي توانند نقش كليدي در پيشگريي از فوار و‬

‫ويژه‬ ‫بطور‬ ‫خدمات‬ ‫ايع‬ ‫منايند.‬ ‫ايفا‬ ‫خامناني‬ ‫بي‬

‫دراختيار نوجوانان درمعوض "خطو حتمي" با هدف پيشگريي‬

‫از "جايگزيين خارج از خانه" قوار مي گريند. نوجوانان‬

‫درايع بونامه ها بيشرت از متوسط جامعه درمعوض توبيت‬

‫بيشرت‬ ‫بنابوايع‬ ‫و‬ ‫دارند‬ ‫قوار‬ ‫نامناسب‬ ‫مواقبت‬ ‫و‬

‫ا‬

‫اجياد و پيشوفت مشكالت رفتاري كه هنايتً منجو‬ ‫احتما‬

‫بنابوايع بايد‬ ‫مي شود، در آهنا وجود دارد.‬ ‫به فوار‬

‫هو چه سويعرت كمكهاي مورد نياز را دريافت منايند. ا‬

‫دبته هدف كلي پيشگريي موبوط به حفظ خانواده مهيشه‬

‫مورد حبث مي باشد زيوا پناه دادن به كودكان به نسبت‬

‫نگاهداشنت آهنا در حميط توبييت كه رشد و تكاملشان را به‬

‫شدت آسيب مي زند بيشرت توصيه مي شود.‬





‫مداخالت مبتين برمدرسه (‪)School-based interventions‬‬

‫كسب موفقيت هاي كم در مدرسه، لدم وجود لالقه و‬

‫انتظارات پايني بواي حتصيل و آينده شغلي از لوامل مهم‬

‫در بووز مشكالت رفتاري در نوجوانان هستند كه خطو‬

‫و بي خامناني را افزايش مي دهند. مد‬ ‫فوار از منز‬

‫هاي اميدواركننده اي وجود دارند كه قابليت تغيري‬

‫اثوخبش در زمينه پيوند بني دانش آموزان و مدارس را‬

‫ها مي توان بواي‬ ‫امكان پذيو مي سازند. ازايع مد‬

‫طواحي بونامه هاي مداخله اي كه مي توانند از پيشوفت‬

‫و‬ ‫مي شوند‬ ‫زودرس‬ ‫حتصيل‬ ‫توك‬ ‫كه منجوبه‬ ‫رفتارهايي‬

‫درهنايت منجو به فوار مي گودند، استفاده منود. در ايع‬

‫مدارس‬ ‫سازماندهي‬ ‫امهيت‬ ‫به‬ ‫ابتدا‬ ‫در‬ ‫ها‬ ‫مد‬

‫دموكواتيك تاكيد مي شود. مدارس بايد مكان امين باشند‬

‫كه بواي كسب موفقيت آكادميك امهيت قايل شوند و حميط‬

‫تامني نيازها و‬ ‫بواي‬ ‫را‬ ‫مناسيب‬ ‫و‬ ‫مسئوالنه‬ ‫فواگريي‬

‫منايند،‬ ‫فواهم‬ ‫آموزان‬ ‫دانش‬ ‫هاي‬ ‫ظوفيت‬ ‫به‬ ‫پوداخنت‬

‫مهچنني بواساس يك سيستم اصالح كننده با قوانني روشع و‬

‫شوايط‬ ‫ارتقاء‬ ‫كنار‬ ‫در‬ ‫منايند.‬ ‫وظيفه‬ ‫اجنام‬ ‫مشخص‬

‫دموكواتيك مدارس سايو اقدامات را نيز مي توان اجنام‬

‫داد. در سطح كالس درس روشهاي متعددي وجود دارند كه‬

‫تاكنون نتايج مطلوبي را در كسب بيشرت موفقيت حتصيلي و‬

‫داشته اند، ايع روشها‬ ‫اخالق مثبت اجتمالي به مهواه‬

‫آموزش و فواگريي مشاركيت‬ ‫لبارتند از: اداره كالس،‬

‫مهواه با نظارت در سالات اسرتاحت دانش آموزان، وجود‬

‫قوانني ويژه بولليه رفتارهاي ضداجتمالي در كالس، حبث‬

‫در كالس درباره مشكالت رفتاري، مشاوره با متخلفني و‬

‫قوبانيان خشونت و جلب مشاركت وادديع.‬

‫فعا ديت هاي پيشگريي بايد با‬ ‫درسطح دانش آموزان،‬

‫مشكالت ويژه دانش آموز درمعوض خطو متناسب باشند.‬

‫درايع زمينه مي توان از اقدامات زيو استفاده منود:‬

‫4- نظارت بوغيبت ها.‬

‫توسط معملني ويژه.‬ ‫2- راهنمايي هاي ‪remedial‬‬

‫8- ارائه مشاوره هاي فودي به دانش آموزان‬

‫1- آموزش هاي مهارت هاي اجتمالي درصورت وجود نقص‬

‫در توانايي هاي اجتمالي دانش آموز يا بووز رفتارهاي‬

‫جمومانه.‬

‫1- آموزش مهارت هاي شناخيت در هنگامي كه دانش آموز‬

‫اشكا‬ ‫اجتمالي‬ ‫هاي‬ ‫موقعيت‬ ‫از‬ ‫شناخيت‬ ‫ارزيابي‬ ‫در‬

‫دارد.‬

‫به بونامه هاي آموزشي‬ ‫3- مشاوره خانواده يا ارجا‬

‫و محايت از وادديع چنانچه حبوان هاي داخل خانواده‬

‫كودكان مي شوند.‬ ‫منجو به بووز مشكالت‬

‫به مدارس جايگزيع، مواكز مواقبت روزانه‬ ‫1- ارجا‬

‫يا مدارس ويژه بواي آموزش ‪ remedial‬بواي رسيدگي به‬

‫پوسه زني مكور و مشكالت رفتاري جدي .‬

‫متام اقدامات فوق موبوط به شوايط فودي، مدرسه و‬

‫خانواده هستند كه خطو توك حتصيل زودرس و مهچنني سايو‬

‫خطوات متعاقب آن را افزايش مي دهند. بووز ايع خطوات‬

‫درصورت مقاومت كم نسبت به تاثريات دوستان غريپايبند‬

‫به اخالق تشديد مي شوند. درايع موارد سازمان هايي كه‬

‫فعاديت گووهي بعد از مدرسه را هدايت مي كنند مي‬

‫اجتمالي‬ ‫مثبت‬ ‫رفتارهاي‬ ‫ارتقاء‬ ‫به‬ ‫منجو‬ ‫توانند‬

‫مثبت‬ ‫دوستان‬ ‫و‬ ‫مهساالن‬ ‫از‬ ‫كه‬ ‫شوند‬ ‫هايي‬ ‫درگووه‬

‫بواي اطمينان از موثوبودن‬ ‫شده اند.‬ ‫اجتمالي تشكيل‬

‫مداخالت مطوح شده در باال، متام اقدامات بايد متناسب‬

‫با نيازهاي ويژه هو دانش آموز باشند. بنابوايع قبل‬

‫از هوگونه اقدام بايد خطوات ويژه اي كه رشد و تكامل‬

‫دانش آموزان را هتديد مي كنند به دقت جتزيه و حتليل‬

‫شوند و بواساس آن مداخالت متناسب توصيه شوند.‬

‫ال‬

‫معلمني لادي معموً مهارت الزم بواي چنني جتزيه و‬

‫حتليلي و مهچنني دانش الزم درباره تعيني و انتخاب مداخله‬

‫بكارگريي‬ ‫با‬ ‫بايد‬ ‫دذا‬ ‫ندارند.‬ ‫را‬ ‫مشخصي‬ ‫اصالحي‬

‫متخصصني جموب و كارآزموده در زمينه حتليل خطوات رواني‬

‫و مواقبت از كودكان اثوخبشي بونامه ها را‬ ‫– اجتمالي‬

‫افزايش داد.‬





‫بر قراري ارتباط با جامعه (‪)Community linkage‬‬

‫رويكودهاي چندخبشي با فعا ديت هاي تكوار شونده،‬

‫پايدارتوي را‬ ‫بيش از فعاديتهاي مقطعي يكباره نتايج‬

‫درپي خواهند داشت. لالوه بوايع، اقدامات پيشگريانه‬

‫موفقيت را دارند كه در جوامعي‬ ‫زماني بيشرتيع احتما‬

‫كه نوجوانان و جوانان درمعوض خطو زندگي مي كنند،‬

‫بكارگوفته شوند. بواي پيشگريي از بووز مشكالت رفتاري،‬

‫و‬ ‫نوجوانان‬ ‫بني‬ ‫در‬ ‫فوار‬ ‫هنايتً‬

‫ا‬ ‫و‬ ‫جامعه‬ ‫از‬ ‫طود‬

‫جوانان، جامعه بايد حداقل هاي اجتمالي پايه را بواي‬

‫امكان مشاركت آهنا در جامعه فواهم منايد. به لبارت‬

‫ديگو، موقعيت هاي كايف شغلي، مسكع مناسب و درآمد‬

‫مداوم را بواي نوجوانان و جوانان و خانواده ايشان‬

‫تامني كند. بنابوايع متام سازماهنا و افوادي كه شوايط‬

‫مي كنند بايد‬ ‫اقتصادي و اجتمالي يك جامعه را تنظيم‬

‫خودشان را درگري اقدامات پيشگريي بواي فوار از منز‬

‫اجتمالي،‬ ‫سازماهناي‬ ‫مدارس،‬ ‫ها،‬ ‫خانواده‬ ‫بدانند.‬

‫شخصيت هاي حملي و دنياي جتارت‬ ‫موسسات سالمت و رفاه،‬

‫اجتمالي‬ ‫محايت‬ ‫زيوا‬ ‫شوند.‬ ‫درگري‬ ‫خصوص‬ ‫درايع‬ ‫بايد‬

‫گسرتده و فواگري، مهمرتيع فاكتوري است كه مي تواند‬

‫فوار و بي خامناني‬ ‫اجياد و پيشوفت مشكالت جدي رفتاري،‬

‫را دربني نوجوانان مهار منايد.‬





‫تقسيم بندي مداخالت برمبناي مفاهيم پيشگريي‬

‫پيشگريي اوليه (‪)Primary prevention‬‬

‫شامل مداخالتي است كه قبل از بووز مشكالت جامعه‬

‫پذيوي اجنام مي گريند و هدف آن پيشگريي از اجياد موقعيت‬

‫هاي ناسامل توبييت و مهچنني كمك به اجياد و ارتقاء يك‬

‫حميط مناسب بواي تكامل كودكي سامل است. از ايع روش‬

‫"مجعيت لمومي"‬ ‫مي توان در سطح‬ ‫پيشگريي در قدم او‬

‫(‪)General population‬استفاده كود. ديكع مي توان از آن‬

‫خطو‬ ‫يادرمعوض‬ ‫مستعد‬ ‫زيوگووههاي‬ ‫در‬ ‫موثوتو‬ ‫بطور‬

‫باسطح‬ ‫هاي‬ ‫خانواده‬ ‫نوجوانان،‬ ‫مادران‬ ‫مثل‬ ‫جامعه‬

‫هاي‬ ‫خانواده‬ ‫سايو‬ ‫و يا‬ ‫پايني‬ ‫اقتصادي‬ ‫–‬ ‫اجتمالي‬

‫درمعوض خطو استفاده منود.‬

‫"پيشگريي اوديه در سطح مجعيت لمومي " مي تواند شامل‬

‫موارد زيو باشد:‬

‫4- ارائه اطاللات لمومي و پندو اندرز در مورد‬

‫توبيت و پوورش كودكان.‬

‫2- محايت هاي لمومي از خانواده و آموزش وادديع.‬

‫"پيشگريي اوديه متموكز بو جوامع در معوض خطو" مي‬

‫تواند شامل موارد زيو باشد :‬

‫و پيش از مدرسه.‬ ‫4- مداخالت در سطح كودكان خودسا‬

‫بواي‬ ‫ويژه‬ ‫آموزشي‬ ‫هاي‬ ‫بونامه‬ ‫و‬ ‫ها‬ ‫محايت‬ ‫2-‬

‫خانواده.‬

‫8- مداخالت مبتين بومدرسه شامل: سازماندهي مدارس،‬

‫غين سازي بونامه ها، آموزش دانش آموزان و معلمني.‬

‫1- خدمات ويژه شامل: مشاوره، وجود موبي، خدمات‬

‫هبداشيت و كارهاي داوطلبانه.‬

‫نوجوانان و جوانان شامل‬ ‫1- بونامه هاي اشتغا‬

‫بونامه هاي آموزشي در زمينه جتارب شغلي و كارهاي‬

‫داوطلبانه.‬

‫3- بوقواري ارتباط بني جامعه، مدرسه و خانواده :‬

‫شامل خدمات جامع چندخبشي.‬





‫پيشگريي ثانويه (‪)Secondry prevention‬‬

‫تاكيد ايع دسته از مداخالت بو زمان بووز اودني لالمي‬

‫مشكالت است و هدف آن رفع مشكل يا حداقل پيشگريي از‬

‫ال‬

‫بدتوشدن آن است. پيشگريي ثانويه معموً خود داراي دو‬

‫موحله است.‬

‫تعيني مشكالت.‬ ‫4- فاز او :‬

‫اجنام مداخالت.‬ ‫2- فاز دوم:‬

‫درفاز تعيني مشكالت، گووههاي درمعوض خطو و سطوح‬

‫هوچه‬ ‫لوامل خطو تعيني مي شوند و در فاز مداخالت،‬

‫مهانند‬ ‫شود.‬ ‫مي‬ ‫پوداخته‬ ‫مشكالت‬ ‫آن‬ ‫رفع‬ ‫به‬ ‫سويعرت‬

‫پيشگريي اوديه، اودني مداخالت بو روي مجعيت لمومي اجنام‬

‫ال‬

‫مي گريد. مثً مي توان مدارس را در يك جامعه بصورت‬

‫مشكالت رفتاري و هيجاني يا‬ ‫دوره اي از نظو وقو‬

‫شوايط جامعه پذيوي نامناسب غوبادگوي كود و به دانش‬

‫آموزان درمعوض خطو كمك منود. مهچنني مداخالت مي توانند‬

‫مثال مي توان‬ ‫بو روي جوامع در معوض خطو اجنام شوند،‬

‫دانش آموزان دبريستان ها يا خانواده هاي داراي سطح‬

‫اجتمالي = اقتصادي پايني و يا نوجوانان داراي سابقه‬

‫غوبادگوي‬ ‫ختلف را از نظو زمينه هاي جامعه پذيوي‬

‫كود. از آجنايي كه مشكالت رفتاري نوجوانان اغلب ناشي‬

‫از تاثريات مشكالت خانواده در سنني اوديه مي باشد،‬

‫اغلب بونامه هاي مداخله اي پيشگريانه بو روي خانواده‬

‫هاي درمعوض خطو بااليي كه داراي كودكان كم سع و سا‬

‫هستند، اجنام مي گريند. پيشگريي ثانويه ميتواند اقدام‬

‫پيشگريي از جايگزيين‬ ‫با هدف‬ ‫"حفظ خانواده‬ ‫اصلي‬

‫" را اجنام دهد.‬ ‫خارج از منز‬





‫اقدامات پيشگريي عمومي‬

‫تامني شوايط پايه بواي تكامل انسان هوگونه حبث در‬

‫مورد پيشگريي هاي لمومي بايد با تاكيد بو امهيت حياتي‬

‫تامني حداقل نيازهاي اجتمالي كه انسان بدون وجود آهنا‬

‫مني تواند درتوبيت و پوورش فوزندانش موفق باشد، اجنام‬

‫و‬ ‫انساني‬ ‫حميط‬ ‫يك‬ ‫در‬ ‫كودكان‬ ‫پوورش‬ ‫بواي‬ ‫گريد.‬

‫شايسته، خانواده ها بايد به درآمد پايه، مسكع، شغل،‬

‫حتصيالت، مواقبت هاي هبداشيت و امنيت اجتمالي دسرتسي‬

‫داشته باشند. بدون تامني ايع نيازهاي اوديه، هوگونه‬

‫تالش بواي پيشگريي از مشكالت جدي خانواده و كودگ با‬

‫حداقل‬ ‫شكست روبوو خواهد شد. بنابوايع لالوه بو تامني‬

‫از‬ ‫اي‬ ‫جمموله‬ ‫منود‬ ‫سعي‬ ‫بايد‬ ‫پايه،‬ ‫اجتمالي‬ ‫هاي‬

‫طواحي شوند تا شانس‬ ‫استانداردهاي پيشگريي لمومي نيز‬

‫تكامل سامل كودكان و نوجوانان در خانواده ها افزايش‬

‫اجتمالي،‬ ‫–‬ ‫رواني‬ ‫پيشگريانه‬ ‫اقدامات‬ ‫اهداف‬ ‫يابد.‬

‫ارتقاء توان و ثبات خانواده است تا وادديع از امكان‬

‫ايفاي نقش خود، خلق حميطي با ثبات و پوورش و تكامل‬

‫خدمات پيشگريانه فوق به‬ ‫كودك اطمينان حاصل منايند.‬

‫كه‬ ‫شوند‬ ‫مي‬ ‫ارائه‬ ‫لمومي‬ ‫مجعيت‬ ‫در‬ ‫بادغي‬ ‫افواد‬

‫وجودشان بواي رشد و تكامل كودكان حياتي است، مثل:‬

‫وادديع, پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و سايو افوادي‬

‫كه سوپوسيت كودك را بعهده دارند. اسرتاتژي هاي اصلي‬

‫ً‬

‫كه در اينگونه بونامه ها استفاده مي شوند معموال‬

‫محايت از وادديع يا حتصيالت آهنا را حتت پوشش قوار مي‬

‫در‬ ‫دهند. ايع اسرتاتژي ها شامل ارائه اطاللات لمومي‬

‫موارد زيو مي باشند:‬

‫- رشد و تكامل كودكان.‬

‫- حنوه مواقبت از كودكاني كه وا ددينشان شاغل‬

‫هستند.‬

‫- غوبا دگوي اوديه تكامل كودكان.‬

‫- نظارت بو كودكان.‬

‫- آموزش هبداشت بواي وا دديع و كودكان.‬

‫طيفي از فعا ديت هاي مبتين بوخانه و مبتين بو موكز‬

‫(ازتوصيه هايي در زمينه اسباب بازي هاي مناسب سع‬

‫كودك گوفته تا روش توبيت كودك).‬

‫متعاقب ايع فعا ديت ها وادديع درباره مهارهتاي‬

‫مل‬ ‫سا‬ ‫كودكاني‬ ‫پوورش‬ ‫بواي‬ ‫خانواده‬ ‫در‬ ‫نياز‬ ‫مورد‬

‫آگاهي كسب مي كنند. مهچنني مي توان بونامه هايي را‬

‫درنظوگوفت كه وا دديع زيونظو متخصصني، كسب مهارت‬

‫منايند و در مورد مشكالت آموزشي و جتوبيات خود با‬

‫ديگو وا دديع و موبيان حبث منايند.‬





‫آموزش عمومي والدين‬

‫وادديع‬ ‫لمومي‬ ‫آموزش‬ ‫هاي‬ ‫بونامه‬ ‫ويژگي‬ ‫مهمرتيع‬

‫آنست كه پدر و مادر لملكود متقابل در خانواده و‬

‫مهارت هاي اساسي كه بواي توبيت كودك الزم است را‬

‫مشكالت‬ ‫بواي‬ ‫ها‬ ‫بونامه‬ ‫ايع‬ ‫واقع‬ ‫در‬ ‫بياموزند.‬

‫شوند،‬ ‫مني‬ ‫طواحي‬ ‫خاصي‬ ‫هيجاني‬ ‫يا‬ ‫رفتاري‬ ‫تكاملي،‬

‫هوچند مي توانند آهنا را نيز مورد توجه قوار دهند.‬

‫مورد‬ ‫در‬ ‫وادديع‬ ‫آموزشي،‬ ‫لمومي‬ ‫هاي‬ ‫بونامه‬ ‫در‬

‫رفتارهاي پايه اي كه بواي رشد و تكامل كودك (بسته‬

‫به سع او) الزم است، آموزشهايي را دريافت مي منايند.‬

‫ال‬

‫به ايع منظور معموً از راهنما هاي ساخت يافته اي‬

‫استفاده مي شوند كه حيطه هاي اصلي پوورش كودك را‬

‫نظري مواقبتهاي پايه كودك (هبداشت، دباس، پوشانيدن،‬

‫رفتارهاي مناسب اجتمالي، حل‬ ‫غذا دادن وغريه)، آموزش‬

‫مشكل، نظم و انظباط شامل خودكنرتيل و اطالت، محايت هاي‬

‫پوشش مي دهند.‬ ‫هيجاني شامل ددبستگي، درك و مهديل را‬

‫لالوه بواينها وادديع بايست، رفتارهاي مناسب توبييت‬

‫موبوط به تكامل كودك (متناسب با سع او) را متويع‬

‫منايند.‬

‫بونامه هاي آموزش لمومي وادديع معموال بو اساس يك‬

‫زيومي‬ ‫يا توكييب از 8 اصل فواگريي خمتلف شامل انوا‬

‫باشند :‬

‫بونامه هاي آموزش لمومي وا دديع بومبناي‬ ‫او‬ ‫نو‬

‫شناخيت " قوار دارند.‬ ‫تئوري" فواگريي رفتاري -‬ ‫اصو‬

‫هاي موفق درا يع خصوص بونامه بونده شدن‬ ‫يكي از مثا‬

‫است. در ايع بونامه به وادديع استفاده از رفتارهاي‬

‫با‬ ‫متقابل‬ ‫پوورش‬ ‫و‬ ‫توبيت‬ ‫در‬ ‫شده‬ ‫تعديل‬ ‫و‬ ‫اصلي‬

‫كودكانشان را آموزش مي دهند. وادديع مهارهتاي توبييت‬

‫تقويت‬ ‫كه رفتارهاي پسنديده اجتمالي در كودكان را‬

‫مي‬ ‫فوا‬ ‫آهنا‬ ‫مثا‬ ‫بواي‬ ‫منايند.‬ ‫مي‬ ‫متويع‬ ‫كند،‬ ‫مي‬

‫گريندكه چگونه حتسني كنند، توجه منايند، جايزه بدهند و‬

‫رفتارهاي پسنديده را ستايش كنند. آهنا مهچنني روش كاهش‬

‫رفتارهاي ناپسند و ضد اجتمالي در كودك را آموزش مي‬

‫بينند. در ايع خصوص، ايشان تكنيك هاي ناديده گوفنت،‬

‫قطع جايزه و تنبيه رفتارهاي ناپسند را‬ ‫مهلت دادن،‬

‫متويع مي كنند.‬

‫بونامه هاي پيشگريي در آموزش لمومي وا‬ ‫دوم‬ ‫نو‬

‫" رواني– حوكيت" استوار است.‬ ‫دديع بو زمينه هاي‬

‫منونه موفق ايع بونامه، "بونامه آموزش موثو وا دديع‬

‫" است كه توسط ‪ Gordon‬درسا 2194 ارائه شده است. ايع‬

‫بونامه ريشه در "روانشناسي انساني " دارد و ارتباط‬

‫درماني احرتام و درك متقابل رابعنوان حمور تغيريات‬

‫تثبيت لملكودهاي متقابل و‬ ‫بكار مي بود. هدف آن،‬

‫وادديع و كودك در زندگي روزانه است. ايع امو‬ ‫متعاد‬

‫بواي رشد سامل كودك ادزامي است. در ابتدا هم وادديع‬

‫و هم كودك بايد بياموزند كه چگونه در مورد ارزش ها،‬

‫نيازها و متايالت بطور موثو صحبت كنند. بعنوان مثا‬

‫وا دديع بايد بياموزند كه چگونه بني مشكالت خودشان و‬

‫طويق‬ ‫ايع‬ ‫از‬ ‫شوند.‬ ‫قائل‬ ‫افرتاق‬ ‫كودكانشان‬ ‫مشكالت‬

‫كودكان و وادديع فوا مي گريند كه هو كدام مشكالت‬

‫خودشان را دارند و مهچنني فوا مي گريندكه چگونه مشكالت‬

‫را توسط خودشان رفع منايند. اينكار منجو به افزايش‬

‫مسئوديت‬ ‫التماد به نفس وادديع و كودكان و درجممو‬

‫بايد‬ ‫وادديع‬ ‫شد.‬ ‫خواهد‬ ‫خانواده‬ ‫الضاي‬ ‫پذيوي‬

‫واكنشي و بدون پاسخگويي‬ ‫بياموزند كه جباي الما‬

‫ال‬

‫(مثً هتمت زدن يا ديكته كودن نصيحت ها) در هنگامي كه‬

‫آهنا‬ ‫كه‬ ‫كنند‬ ‫درك‬ ‫شوند،‬ ‫مي‬ ‫مشكل‬ ‫دچار‬ ‫كودكانشان‬

‫چگونه‬ ‫كه‬ ‫بياموزند‬ ‫مهچنني‬ ‫و‬ ‫گويند‬ ‫مي‬ ‫چه‬ ‫ا‬

‫واقعً‬

‫كودكانشان را درحل مشكالت توسط خودشان حتويك منايند.‬

‫ايع اموبالث ارتقاء ظوفيت حل مشكل توسط كودكان و به‬

‫قابل‬ ‫و‬ ‫مستقل‬ ‫زندگي‬ ‫يك‬ ‫ريزي‬ ‫پي‬ ‫بالث‬ ‫خود‬ ‫نوبه‬

‫اطمينان درآينده مي شود. مهچنني وادديع مي آموزند كه‬

‫چگونه ايع مهارهتاي ارتباطي را به سايو روابط روزموه‬

‫الضاي‬ ‫سايو‬ ‫با‬ ‫مهسوشان،‬ ‫با‬ ‫(مثً‬

‫ال‬ ‫دهند‬ ‫تعميم‬ ‫شان‬

‫خانواده، روسايشان در حميط كار، اودياي امور وغريه).‬

‫و باالخوه وا دديع و كودكان مي آموزند كه چگونه در‬

‫هاي‬ ‫خواسته‬ ‫و‬ ‫يكديگو نيازها‬ ‫با‬ ‫هايي كه‬ ‫موقعيت‬

‫ال‬

‫ناسازگار دارند، بوخورد منايند (مثً تصميم گريي در‬

‫هدف ايع بونامه‬ ‫مورد اوقات فواغت و يا تعطيالت).‬

‫اجنام متويع و كسب يك سوي مهارت هاي تصميم گريي در‬

‫زمان اجياد مشكل است، بطوري كه " هيچ كس نبازد ".‬

‫مي‬ ‫كودكان‬ ‫و‬ ‫وادديع‬ ‫هدف،‬ ‫ايع‬ ‫به‬ ‫دستيابي‬ ‫بواي‬

‫آموزند كه چگونه لاليق ناسازگار و نامهاهنگ خود را‬

‫روشع منوده و فهوست بندي منايند و چگونه راه حل ها و‬

‫پيشنهاداتي ارائه دهند كه بواي هو دو طوف مورد قبو‬

‫و پذيوش باشند.‬

‫بونامه هاي پيشگريي آموزش لمومي وادديع‬ ‫سوم‬ ‫نو‬

‫از زمينه هاي تئوري متفاوتي استفاده مي كنند. در‬

‫بونامه هاي يادگريي "رواني – حوكيت" و‬ ‫اينجا اصو‬

‫مي شوند.‬ ‫با يكديگو توكيب‬ ‫"شناخيت – رفتاري"‬

‫ال‬

‫در ايع بونامه التقاد بو ايع است كه انسان اصوً‬

‫زندگيش‬ ‫يك فود مسئوديت پذيو و اجتمالي است كه درطو‬

‫و آگاهانه سعي در تشخيص اهداف مسئوالنه‬ ‫بطور فعا‬

‫شخصيت‬ ‫ايع روند دستيابي به اهداف،‬ ‫دارد. در طو‬

‫انسان ضمع مواجهه با موفقيت ها و شكست هاي پيش رويش‬

‫هدف از رشد و تكامل كودك دست يافنت به‬ ‫شكل مي گريد.‬

‫اجتمالي،‬ ‫پذيو‬ ‫مسئوديت‬ ‫فود‬ ‫بعنوان‬ ‫كه‬ ‫است‬ ‫رشدي‬

‫فودي كه‬ ‫شجا ، مهاهنگ و مهكار با ديگوان تلقي شود.‬

‫ا‬

‫ذاتً معتقد به ارزش هنادن به جامعه و مشاركت فعاالنه‬

‫كودكان بايد‬ ‫در آن است. بواي رسيدن به ايع اهداف،‬

‫در يك حميط دموكواتيك پوورش يابند. بواساس ايع دسته‬

‫از بونامه ها، فواگريي كودكان بيشرت از طويق نتايج‬

‫شود.‬ ‫مي‬ ‫حاصل‬ ‫رفتاريشان‬ ‫اقدامات‬ ‫بديهي‬ ‫و‬ ‫منطقي‬

‫تنبيه توسط وادديع يا فشار بو كودكان كه بطور منطقي‬

‫اساس‬ ‫از‬ ‫باشد‬ ‫مني‬ ‫كودك‬ ‫رفتار‬ ‫به‬ ‫موبوط‬ ‫طبيعي‬ ‫و‬

‫اشتباه مي باشد. زيوا خباطو ماهيت اجباري بودن آهنا،‬

‫وادديع مني توانند در كودك انگيزه هاي غويزي و يا‬

‫رفتارهاي مسئوديت پذيوي اجتمالي را اجياد يا تقويت‬

‫منايند. بونامه هاي آموزشي نيز بواي وادديع وجود‬

‫درماني "منطقي- هيجاني" توكيب شده‬ ‫دارند كه با اصو‬

‫و‬ ‫افكار‬ ‫رفتارها،‬ ‫ها‬ ‫بونامه‬ ‫ايع‬ ‫بواساس‬ ‫اند.‬

‫احساساتي كه منجو به ناكارآمدي يا سد كودن تكامل‬

‫فود از نظو رفتار مسئوديت پذيو اجتمالي مي شوند،‬

‫مي توانند بطور موثوتو با حبث هاي متقابل منطقي جباي‬

‫حبث هاي غريمنطقي اصالح شوند.‬

‫لوامل‬ ‫سايو‬ ‫به‬ ‫موبوط‬ ‫پيشنهادات‬ ‫از‬ ‫ديگو‬ ‫بوخي‬

‫اجتمالي است كه در كاهش فوار دخرتان دخيل مي باشد:‬

‫- نظارت, ارزشيابي و باز تعويف وظايف دستگاه هاي‬

‫ذيوبط در امور موبوط به اقشار آسيب ديده و آسيب‬

‫پذيو جهت مهاهنگي و وحدت رويه و هبينه سازي و حيت‬

‫ادغام آهنا.‬

‫و‬ ‫آمار‬ ‫آوري‬ ‫مجع‬ ‫جهت‬ ‫توامنند‬ ‫موكز‬ ‫يك‬ ‫- تاسيس‬

‫اطاللات منطقه اي, كشوري, بني املللي دخرتان فواري و‬

‫شبكه هاي موبوطه.‬

‫- توبيت نريوي پليس انتظامي از بني بانوان متعهد و‬

‫متديع جهت ايع مسئله خاص.‬

‫- ضوورت آشنايي نريوهاي نظامي به ويژه پليس زن با‬

‫مسائل روانشناخيت دخرتان فواري و خوده فوهنگ آهنا.‬

‫جمازاهتاي بسيار سنگني, للين و جدي ( در مأل‬ ‫- الما‬

‫و جتارت جنسي.‬ ‫لام ) بواي باندهاي فساد, اغفا‬

‫- قانومنند منودن حنوه درج اخبار موبوط به خبش حوادث‬

‫و ممانعت از سوء استفاده از بيان جزئيات فوار به‬

‫دديل بدآموزي و اشاله منكوات و جلوگريي از قهومان‬

‫سازي مطبولاتي از ايع لاملني.‬

‫- به كارگريي نريوهاي مودمي و سازماهناي غريدوديت جهت‬

‫رساني به‬ ‫امداد به دخرتان حتت خشونت خانواده و اطال‬

‫نريوهاي امنييت.‬

‫نيز‬ ‫و‬ ‫دوديت‬ ‫و‬ ‫رمسي‬ ‫اجتمالي‬ ‫نظارهتاي‬ ‫- تقويت‬

‫نظارهتاي مودمي و حملي از مجله امو به معووف و هني از‬

‫آزاديهاي‬ ‫تعديل‬ ‫و‬ ‫جامعه‬ ‫فضاي‬ ‫پاكسازي‬ ‫جهت‬ ‫منكو‬

‫اجتمالي.‬

‫حبث و نتيجه گريي‬









‫به لنوان مكانيسمي دفالي با‬ ‫فوار كودكان از منز‬

‫واكنش جرباني و رهايي خبش مطوح است كه كودك به خاطو‬

‫خود به خيابان پناه‬ ‫رهايي از رنج و آالم درون منز‬

‫هورناي » آن را نولي تضاد دروني‬ ‫مي بود كه « كار‬

‫فود مي داند. « سو » نيز بو شانه خايل كودن از زيو‬

‫بار مسئوديت و يافنت اوقات فواغت بيشرت تاكيد دارد. «‬

‫هاروكس » رشد احنواف را در سخت گريي هاي بيجا و غري‬

‫» ميل به رهايي از قيود‬ ‫منطقي بزرگساالن و « دوئالكو‬

‫خانواده و «زائدوشسرتم » هم متايل به فوار از زيو‬

‫فشارهاي خانوادگي و اجتمالي را مطوح مي كند.‬

‫دخرت فواري گوفتار دو احساس متضاد لشق و نفوت از‬

‫قدرت است و خوئي تسليم جويانه دارد. يعين مي خواهد‬

‫سوگوداني خود را در بريون از خانواده در کنار افوادي‬

‫ادامه دهد که او را دوست بدارند و محايت کنند، اما‬

‫از‬ ‫جتوبه به او مي آموزد که التماد نکند و بواي دفا‬

‫حقوق خود مهيشه بگويزد، زيوا مني تواند وضعيت موجود‬

‫را بپذيود و چنني است که او زا " ضد اجتمالي " و‬

‫اصالح ناپذيو مي دانند(رستم خاني، 4384: 334)..‬

‫در سنني نوجواني, نولي فوار ناشي از بيماري رواني‬

‫انزواجويانه ممكع است در فود پديد آيد. آنچنانكه به‬

‫گوشه اي رفته و زندگي آرامي را آغاز كند. افواد‬

‫فواري از نظو فودي, خانوادگي و اجتمالي داراي ايع‬

‫شوايط هستند:‬

‫ضعيف‬ ‫افوادي‬ ‫دارند,‬ ‫منش‬ ‫اختال‬ ‫فردي:‬ ‫نظر‬ ‫از‬

‫االراده اند, حساس و زودرنج هستند, لقب ماندگي حتصيلي‬

‫دارند و بواي امور غريدرسي ارزش بيشرتي قائل اند,‬

‫بوخي از آهنا لقب ماندگي ذهين دارند, شخصيت تلقني پذيو‬

‫داشته و يا به احنوافات و اختالالت و بيماري هاي رواني‬

‫از مجله صو , اسكيزوفوني و پارانويا مبتال هستند و به‬

‫اجتمالي‬ ‫انضباط‬ ‫و‬ ‫ثبات‬ ‫شخصيت,‬ ‫تكويع‬ ‫لدم‬ ‫للت‬

‫ندارند. اگوچه افواد باهوش در بني آهنا اندك نيست.‬

‫بوخي از اينها كه بيشرتشان نوجوانند دچار رنج لصيب‬

‫هستند بي خوابي دارند و احساس گناه آهنا را آزار مي‬

‫دهد. دسته اي از ايع افواد از حلاظ وضع جسمي و رواني‬

‫سامل و لادي هستند. ممكع است حتت تاثري حميط خانوادگي‬

‫وحميط حتصيلي بواي تفويح و خوشگذراني و يا تقليد از‬

‫فيلم و ماجواجويي اقدام به فوار كنند.‬

‫ازنظر خانوادگي: به للت نفاق, ناسازگاري, التياد‬

‫پدر ومارد, تشنج در حميط خانوادگي, طود و حتقري, كمبود‬

‫حمبت, از هم گسيختگي خانواده, طالق, جدايي, فوت, لدم‬

‫مواقبت و بي توجهي وادديع و سوپوستان نسبت به امور‬

‫حتصيلي خمصوصا" در خانواده هاي پومجعيت, توس از تنبيه‬

‫در صورت لدم موفقيت در حتصيل, اقدام به فوار از منز‬

‫نازپوورده كه دائم حتت‬ ‫و توك حتصيل مي كنند. اطفا‬

‫مواقبت, نظارت شديد قوار دارند بواي كسب آزادي و‬

‫از خانه فوار مي كنند.‬ ‫استقال‬

‫از نظر اجتماعي: اغلب در حميط و منطقه اي زندگي‬

‫مناسب‬ ‫شوافتمندانه‬ ‫حيات‬ ‫داشنت‬ ‫بواي‬ ‫كه‬ ‫اند‬ ‫كوده‬

‫نبوده است. در حميط اجتمالي شان رفتار ضد اجتمالي,‬

‫آدودگي و التياد وجود داشته است. با تيپ بي بند و‬

‫بار و پوخاشگو مواجه بوده اند. بدآموزي در زندگي‬

‫شان بسيار بوده است. مشكل انضباطي و اخالقي داشته‬

‫ها‬ ‫خواري‬ ‫شكست,‬ ‫منطقة‬ ‫شان‬ ‫زندگي‬ ‫منطقه‬ ‫اند.‬

‫سوافكندگي ها بوده و ايع خود زمينه را بواي حمدود‬

‫ساخنت فود و حوزة معاشوتي را فواهم كوده است.‬

‫مهه انساهنا در جائي که بسو مي بوند, چه خانه و حمل‬

‫کار, اگو احساس رضايت نکنند و فضاي حاکم بو حميط‬

‫موجب رنج و لذابشان شود به فکو فوار مي افتند. در‬

‫ايع ميان درصد کمي فکو خود را لملي مي کنند و آهنائي‬

‫که مانده اند سعي کوده اند مشکالت و موجبات ناراحيت‬

‫خود را در حميط بو طوف کنند يا خود را با شوايط‬

‫و حتمل پذيو‬ ‫موجود تطبيق دهند تا حميط قابل قبو‬

‫گودد.‬

‫متايل به فوار از حميط در مورد جواهنا خبصوص افواد 24‬

‫تا 22 ساده قويرت و جدي تو است. فوار از خانه بواي‬

‫نوجوان نتيجه يک مسئله غامض و الينحل, بواي خانواده‬

‫يک مسئله موبوط به روابط متقابل و بواي جامعه يک‬

‫مسئله اجتمالي است.‬

‫شده‬ ‫معموال" از سع 9 سادگي شوو‬ ‫قصد فوار از منز‬

‫رود.‬ ‫مني‬ ‫مشار‬ ‫به‬ ‫خطوناكي‬ ‫حادت‬ ‫او‬ ‫دفعة‬ ‫بواي‬ ‫و‬

‫کودکان و يا جواناني كه فوار مي كنند پس از سالتها‬

‫سوگوداني با حادت افسوده و پويشان با نگواني به‬

‫ً‬

‫احتماال‬ ‫شديد,‬ ‫تنبيه‬ ‫صورت‬ ‫در‬ ‫مي گودند.‬ ‫بو‬ ‫منز‬

‫اقدام به خودكشي يا فوار جمدد مي كنند. فوار از‬

‫مدرسه با غيبت هاي مكور, غريموجه و يا بطور غري مرتقبه‬

‫اجنام مي گريد. غيبت ممكع است بدديل اتفاقي از قبيل‬

‫حاضو نكودن درس, اجنام ندادن تكاديف, متاشاي صحنه‬

‫هايي درسو راه مدرسه و يا مالقات با دوستان باشد.‬

‫غيبت هاي مكور غريموجه, حاديت خطوناك است و باالخوه به‬

‫توك حتصيل منجو مي شود.‬

‫کودکان و نوجوانان حتت تاثري لوامل حميط خانوادگي,‬

‫حميط حتصيلي و لوامل جسمي و رواني, اقدام به فوار از‬

‫خانه مي كنند. دخرتان فواري به دديل نداشنت خانواده‬

‫حتت‬ ‫يا‬ ‫نامادري,‬ ‫ناپدري,‬ ‫با‬ ‫هستند‬ ‫جمبور‬ ‫متشكل,‬

‫سوپوسيت ديگوان زندگي كنند. فقو مايل و نامناسب بودن‬

‫اقتصادي و اختالالت و تنش هاي خانوادگي, سبب‬ ‫اوضا‬

‫لدم موفقيت آهنا در امو حتصيل مي شود. لدم بوخورداري‬

‫از كانون گوم خانواده, فقو اقتصادي و فوهنگي و مهچنني‬

‫مصاحبت و رابطه با افواد نامناسب, از لوامل موثو در‬

‫فوار دخرتان هستند.‬

‫فوار نوجوان از خانه منود آشكاري از وجود مسئله‬

‫اي لميق تو و پيچيده تو به نام « مسئله ارتباط‬

‫نوجوان با وادديع » است. نوجوان گاه بواي رهايي از‬

‫رنج و ناراحيت, جنات از سوزنش هاي مداوم و حتقريهاي‬

‫مكور و خود شدن شخصيت خود از خانه مي گويزد, گاه‬

‫بواي مقابله و تنبيه وادديع و گاه بواي داشنت احساس‬

‫بي پناهي و لدم امنيت. پشت پا زدن به لواطف و پاي‬

‫بندي هاي موجود در خانواده و ناديده گوفنت انتظارات‬

‫هبنجار‬ ‫طبيعي‬ ‫و‬ ‫لادي‬ ‫رفتار‬ ‫نو‬ ‫يك‬ ‫مسلما"‬ ‫جامعه‬

‫و‬ ‫رويارويي‬ ‫هبنجار‬ ‫و‬ ‫طبيعي‬ ‫ادعمل‬ ‫لكس‬ ‫ويل‬ ‫نيست.‬

‫حميط‬ ‫در‬ ‫موجود‬ ‫كنندة‬ ‫خسته‬ ‫آور‬ ‫كسادت‬ ‫بوخوردهاي‬

‫ناهبنجار خانوادگي است.‬

‫صنعيت (3184) در حتقيقش ذكو مي كند, شكاف بني پدر و‬

‫مادر و تشنجات خانوادگي فود را به فوار دلوت مي‬

‫لوامل‬ ‫از‬ ‫يكي‬ ‫شده‬ ‫دستگري‬ ‫فواري‬ ‫دخرتان‬ ‫اكثو‬ ‫كند.‬

‫فوارشان از خانه را (مهمرتيع لامل) اختالفات خانوادگي‬

‫ذكو مي كنند. حضور زن پو يا نامادري نامهوبان و يا‬

‫احساس تبعيض ميان فوزندان و مواردي از ايع قبيل كه‬

‫در سع نوجواني حبوان زاست بالث مي شود دخرت به بيگانه‬

‫روي‬ ‫ديگو‬ ‫اشتباه‬ ‫لامل‬ ‫يك‬ ‫اجنام‬ ‫با‬ ‫و‬ ‫بوده‬ ‫پناه‬

‫بازگشت به خانواده و خانه نداشته باشد. خانواده هاي‬

‫ستيزه گو و نابسامان به دديل امو و هني و سخت گريي‬

‫هاي وادديع و بي مهوي در كودكي و حمووميت از رفاه و‬

‫اخالقي, از لوامل‬ ‫امنيت, لصبانيت وادديع, سسيت اصو‬

‫اند.‬ ‫شده‬ ‫حمسوب‬ ‫بزهكاري‬ ‫به‬ ‫گوايش‬ ‫اوديه‬ ‫و‬ ‫اصلي‬

‫يا‬ ‫وادديع‬ ‫مشاجوات‬ ‫از‬ ‫الم‬ ‫خانوادگي,‬ ‫منازلات‬

‫مشاجوات بني فوزندان با وادديع, ازدواج هاي مكور و‬

‫وجود بوادران و خواهوان ناتين, حسادت و تبعيض بني‬

‫فود را به شورش و طغياني وا مي‬ ‫فوزندان, طالق و ...‬

‫دارد كه شدت ايع لوارض رواني و سوكشي ها به خارج از‬

‫خانه منتقل شده و اثوات سوء خود را در وراي خانه‬

‫نشان مي دهد.‬

‫طالق و جدايي بني پدر و مادر سبب اضطواب و نگواني‬

‫و تشويش خاطو فوزندان مي شود. در اثو حمووميت از‬

‫احساس فقدان رنج آوري مي‬ ‫ديدار پدر يا مادر اطفا‬

‫كنند كه لكس ادعمل ناراحيت هاي رواني مذكور بعدا" به‬

‫صورت لصبانيت, بداخالقي, متود از اوامو پدر و مادر‬

‫وديگوان و باالخوه ناسازگاري و لدم انطباق اجتمالي‬

‫خواهد بود. فوت يكي از وادديع نيز در لدم تعاد‬

‫روحي موثو است. حميطي كه طفل بايد در آن به سو بود‬

‫ناخودآگاه او را بي ثبات و مضطوب مي كند( زندگي در‬

‫خانه ناپدري, يا نامادري). پس از طالق كودكان يك‬

‫موتبه دچار حبوان رواني, توس و اضطواب شده و تبديل‬

‫به نوباوگاني درمانده, بيمار و بزهكار مي شوند. در‬

‫صورت نبود مادر طفل دچار كمبود حمبت شده و در صورت‬

‫نبود پدر, فود دائم از خانه و خانواده دوري جسته و‬

‫كمرت از مادر اطالت و حوف شنوي مي كند.‬

‫از طويف نيز ريشة بسياري از ناسازگاري هاي جوانان‬

‫را بايد در روش هاي توبييت وادديع به ويژه در مواحل‬

‫اوديه كودكي جستجو منود. در صورت تامني نيازمندي هاي‬

‫بووز‬ ‫نوجواني‬ ‫سنني‬ ‫در‬ ‫لديده‬ ‫مشكالت‬ ‫كودكان‬ ‫لاطفي‬

‫خنواهد كود. جوان هنگامي كه با مسائل زندگي روبوو مي‬

‫شود واكنش هايي از خود بووز مي دهد كه منبع اهلام‬

‫آهنا, واكنش هاي وادديع او در چنني شوايطي است. كودك‬

‫در خنستني ساهلاي زندگي بيش از هو زمان ديگو احتياج به‬

‫امنيت و حمبت دارد. اگو ددبستگي نباشد توبيت در آهنا‬

‫تاثريي ندارد ودو آنكه مستموا" حتت نظارت و مواقبت‬

‫باشند. در صورتي كه كودك شاهد اختالفات ميان وادديع‬

‫خود باشد نسبت به يكي از آهنا كينه پيدا مي كند و‬

‫بعدها كه بزرگ شد ايع كينه را نسبت به مهه منتقل مي‬

‫كند. چواكه ايع تقليد و مهانندسازي را از خود آنان‬

‫فوا گوفته است. روابط پدر و مادر و بوادر و خواهو‬

‫مسئله اصلي بعدي دوران كودكي است. روابط اجتمالي و‬

‫فعاديتهاي‬ ‫يادگريي‬ ‫پايه‬ ‫تويع‬ ‫اساسي‬ ‫آن‬ ‫يادگريي‬

‫اجتمالي را شكل مي دهد. سازش با خانواده و گووه‬

‫خانوادگي مقدمه اي بواي سازش با گووه حتصيلي و سپس‬

‫گووه حوفه اي خواهد بود و خالصه اينكه سازش اجتمالي,‬

‫اساسا" در خانواده پايه گذاري مي شود(صنعيت, 3184).‬

‫مي‬ ‫که‬ ‫هستند‬ ‫مهمي‬ ‫لوامل‬ ‫از‬ ‫وادديع‬ ‫بنابوايع‬

‫توانند به نوجوانان کمک کنند تا از لهده آنچه الزمه‬

‫است بوآيند و به بزرگسايل توانا، متکي به خود‬ ‫استقال‬

‫شوند. نوجواناني که‬ ‫و داراي تصويو مثبت از خود مبد‬

‫قوباني بدرفتاري شديد هيجاني وادديع و نابساماني‬

‫ا‬

‫هستند شخصً در التماد کودن به ديگوان و اجياد رابطه‬

‫شديدي‬ ‫نياز‬ ‫که‬ ‫چند‬ ‫هو‬ ‫و‬ ‫اند،‬ ‫مشکل‬ ‫دچار‬ ‫لاطفي‬

‫حمض‬ ‫به‬ ‫کنند،‬ ‫مي‬ ‫بوقوار‬ ‫رابطه‬ ‫وقيت‬ ‫اما‬ ‫دارند،‬

‫کوچکرتيع سوخوردگي دچار احساس لدم التماد مي شوند.‬

‫در‬ ‫يکي از جنبه هاي مهم رفتار وادديع اقتدار و کنرت‬

‫بوابو خود خمتاري است. رفتار وادديع ممکع است در ايع‬

‫است‬ ‫آنان ممکع‬ ‫باشد.‬ ‫داشته‬ ‫اي‬ ‫گسرتده‬ ‫تنو‬ ‫دامنه‬

‫ا‬

‫خودکامه باشند و صوفً به نوجوان بگويند چه بايد‬

‫بکند. ممکع است مساوات طلب، مقتدر يا دمکوات باشند.‬

‫هو چه از ساخت خودکامگي وادديع به طوف ساخت بي بند‬

‫و باري وادديع حوکت کنيم مي بينيم که نوجوانان نقش‬

‫بيشرتي در هدايت خود به لهده مي گريند و وادديع هم در‬

‫تصميم گريي هاي موبوط به نوجوان کمرت دخادت مي کنند.‬

‫مطادعات خمتلفي که در آمويکا و کشورهاي ديگو اجنام‬

‫و‬ ‫دمکوات، قاطع‬ ‫وادديع‬ ‫اند‬ ‫کوده‬ ‫ثابت‬ ‫است،‬ ‫شده‬

‫زياد فوزنداني داراي التمادبه‬ ‫اطمينان خبش به احتما‬

‫نفس، لزت نفس، مستقل و احساس مسئوديت دارند و احساس‬

‫واددينشان‬ ‫حمبت‬ ‫و‬ ‫مهو‬ ‫مورد‬ ‫که‬ ‫کنند‬ ‫مي‬

‫هستند(اردالن،2384: 21).‬

‫صورت‬ ‫به‬ ‫كه‬ ‫است‬ ‫هايي‬ ‫شاخص‬ ‫مجله‬ ‫از‬ ‫بيسوادي‬

‫غريمستقيم در ارزيابي چگونگي استحكام ارزشها و لواطف‬

‫خانواده موثو است. وقيت دخرتي توك حتصيل و به دنبادش‬

‫فوار مي كند, نبودن نريوي لاطفي خانوادگي را مي توان‬

‫در پي آن جستجو كود. تشنجات داخلي خانواده و خانه‬

‫سبب مي شود كه دخرت بدون قصد ازدواج, كار و درس, قيد‬

‫حتصيل را بزند و به برياهه بيفتد. وادديع با كثوت‬

‫اوالد مني توانند چندان سهمي در پيشوفت حتصيلي فوزندان‬

‫خود داشته باشند. خانواده هايي كه داراي فوزندان‬

‫متعدد هستند مني توانند كامال" پاسخگوي نيازهاي لاطفي‬

‫مي شوند.‬ ‫آهنا باشند و از ايع رو دچار تزدز‬

‫بعنوان‬ ‫گاه‬ ‫و‬ ‫اصلي‬ ‫لامل‬ ‫بعنوان‬ ‫گاه‬ ‫نيز‬ ‫فقو‬

‫انگيزه و زماني به صورت شوط ارتكاب بزهكاري مطوح مي‬

‫امكانات‬ ‫از‬ ‫بودن‬ ‫حمووم‬ ‫فقو‬ ‫واقعي‬ ‫مفهوم‬ ‫گودد.‬

‫ابتدايي و ضووري بواي ادامه زندگي است. نداشنت حداقل‬

‫شوايط و امكانات بواي يك زندگي نسبتا" آسوده و لدم‬

‫توانايي در تامني احتياجات, موجب مشكالت متعدد جسمي و‬

‫رواني بواي فود مي شود و فوصيت بواي درك ارزش هاي‬

‫اجتمالي باقي مني ماند.‬

‫تعارض ميان فوهنگ خانواده و سخت گريي هايش با‬

‫فوهنگ مهساالن و دوستان نيز بالث احنواف و كجووي مي‬

‫در‬ ‫بسيار مهمي‬ ‫نقش‬ ‫مدرسه‬ ‫از خانواده,‬ ‫پس‬ ‫گودد.‬

‫زندگي اجتمالي كودك و نوجوان بو لهده دارد. فود در‬

‫حميط حتصيلي كه از گووههاي خمتلف مذهيب, نژادي, منطقه‬

‫اي, اقتصادي و اجتمالي تشكيل شده قوار مي گريند. لدم‬

‫رضايت از حميط حتصيلي حتت تاثري لوامل جسمي و رواني و‬

‫يا حميط خانوادگي و يا وضع حتصيلي, گذشته از فوار از‬

‫پوخاشگوي,‬ ‫سوكشي,‬ ‫انضباطي,‬ ‫بي‬ ‫به‬ ‫منجو‬ ‫مدرسه,‬

‫بداخالقي, بدرفتاري, بي التنايي به مقورات و اجياد‬

‫و ودگودي و‬ ‫ضور و زيان و باالخوه فوار از منز‬

‫فاسد و تبهكار,‬ ‫ارتكاب جوائم مي شود. گاه اجتما‬

‫فويب‬ ‫با‬ ‫آهنا‬ ‫كشاند.‬ ‫مي‬ ‫بزهكاري‬ ‫به‬ ‫را‬ ‫نوجوان‬

‫هاي‬ ‫نيازمندي‬ ‫رفع‬ ‫مثل‬ ‫خمتلف‬ ‫راههاي‬ ‫از‬ ‫نوجوانان‬

‫طبيعتا"‬ ‫دارند.‬ ‫مي‬ ‫بزهكاري وا‬ ‫به‬ ‫را‬ ‫آهنا‬ ‫آنان,‬

‫نوجواني كه به خانه و مدرسه لالقه مند نيست, به‬

‫تكيه گاه و پناهگاهي مي گودد و در بوخورد با‬ ‫دنبا‬

‫ايع گووهها به سهودت تسليم مي شود و بواي گوفنت‬

‫ضد‬ ‫انتقام از وادديع و اودياي مدرسه موتكب الما‬

‫اجتمالي خواهد شد.‬









‫پيشنهادها‬









‫8194 با هدف‬ ‫موسسه "سيين آشا" ‪ CiniAsha Center‬در سا‬

‫و‬ ‫بواي درمان‬ ‫ر درماني‬ ‫هبداشيت‬ ‫خدمات‬ ‫منودن‬ ‫فواهم‬

‫كودكان طبقات حمووم آغاز به كار كود و ايع خدمات را‬

‫اكنون در كلكته و 23 روستاي اطواف آن ادامه مي دهد.‬

‫9394 ايع اجنمع فعاديت هاي محاييت خود را بواي‬ ‫در سا‬

‫كودكان حمووم خياباني آغاز كود.‬

‫طي حتقيقاتي كه در ايستگاه راه آهع به لمل آمده‬

‫مشخص شد كه للت فوار كودكان از خانه تنها فقو نيست‬

‫بلكه لمل ديگوي از مجله التياد پدران, جدايي پدر و‬

‫مادر, داشنت خانواده هاي نابسامان موجب فوار آهنا مي‬

‫شود. هدف سيين آشا هببود كيفيت زندگي كودكان حمووم شهو‬

‫است,‬ ‫لمومي‬ ‫بسيج‬ ‫و‬ ‫هبداشيت‬ ‫خدمات‬ ‫آموزش,‬ ‫طويق‬ ‫از‬

‫گووههاي مورد هدف كودكان شاغل ساكع حاجي آبادها,‬

‫كودكان خياباني و فوزندان روسپي ها هستند. به منظور‬

‫دستيابي به هدف خود از راهربدهاي زيو استفاده كوده‬

‫است:‬

‫4- اجياد سوپناه هاي باز در ايستگاههاي راه آهع,‬

‫بسياري از كودكان فواري يا كودكان كه با خانواده‬

‫خود به كلكته مهاجوت كوده اند, در ايستگاههاي راه‬

‫آهع زندگي مي كنند. سيين آشا ابتدا با مهكاري يك‬

‫سازمان غريدوديت ديگو اقدام به راه اندازي يك سوپناه‬

‫باز در ايستگاه سيلدا ‪ Cilda Center‬منود و اكنون سوپناه‬

‫باز را وادار مي كند در ايع سوپناه ها غذا, محام,‬

‫بواي‬ ‫شخصي‬ ‫قفسه‬ ‫و‬ ‫بازي‬ ‫وسايل‬ ‫و‬ ‫مشاوره‬ ‫آموزش,‬

‫كودكان فواهم مي شود.‬

‫2- اجياد سوپناه هاي شبانه بواي كودكان خياباني كه‬

‫از هيچ گونه محاييت بوخوردار نيستند. بسياري از ايع‬

‫آزارها قوار مي گريند. دذا‬ ‫كودكان شبها مورد انوا‬

‫سيين آشا با مهكاري يك سازمان غريدوديت ديگو اقدام به‬

‫اجياد سوپناه هاي شبانه منوده است. در ايع سوپناه ها‬

‫حملي امع, غذا, محام, مشاوره, وسايل بازي و ... بواي‬

‫خود‬ ‫غذا‬ ‫طبخ‬ ‫و‬ ‫هتيه‬ ‫بواي‬ ‫شود.‬ ‫مي‬ ‫فواهم‬ ‫كودكان‬

‫كودكان تصميم مي گريند و اقدام مي كنند و موسسه پو‬

‫الزم را به ايع منظور در اختيار آنان قوار مي دهد.‬

‫به‬ ‫آهنا‬ ‫پيوسنت‬ ‫امكان‬ ‫كه‬ ‫كودكاني‬ ‫شناسايي‬ ‫8-‬

‫خدمات‬ ‫منز ,‬ ‫از‬ ‫بازديد‬ ‫است.‬ ‫موجود‬ ‫خود‬ ‫خانواده‬

‫امكان ثبت نام در‬ ‫مشاوره اي فشوده بواي كودكان‬

‫مدرسه, خدمات مشاوره اي بواي وادديع, بازگوداندن‬

‫كودك نزد خانواده, پيگريي مستمو, جلب محايت جامعه حملي‬

‫از‬ ‫جلوگريي‬ ‫لدم‬ ‫به منظور‬ ‫ها‬ ‫خانواده‬ ‫توغيب‬ ‫بواي‬

‫ادامه حتصيل فوزندانشان.‬

‫به نظو مريسد كه بواي دخرتان فواري پس از فوار‬

‫ليين و ملموس مي شود‬ ‫واقعيت هاي زندگي به ايع صورت‬

‫كه: شهووندي هستم نيازمند به پو ، به دديل بي توجهي‬

‫هاي خانواده، از يادگريي مهارت هاي فودي و اجتمالي‬

‫حمووم بوده ام، در مقابل قدرت جسمي مودان، ضعيفم و‬

‫كنم، مني توامن در جامعه شغلي‬ ‫مني توامن از خودم دفا‬

‫پيدا كنم يا سوپناهي فواهم آورم، با طود اجتمالي‬

‫مواجهم، زيوا دخرتم. اما پسوان مهسع و هم موقعيت مع‬

‫كه مني توانند با خانواده خود به تفاهم بوسند، داراي‬

‫ابزار قدرت اند، آن ها توامنندي جسمي دارند و كسي مني‬

‫تواند به آن ها تعوض كند. از مهارت هاي فودي و‬

‫اجتمالي بوخوردارند و حيت اگو از حموومرتيع خانواده ها‬

‫باشند مي توانند شغلي بابند و درآمدي داشته باشند و‬

‫با آن سو پناهي هتيه كنند. از مهه مهم تو ايع كه‬

‫تأييدشان ميكند و كسي بواي آن ها مزامحيت اجياد‬ ‫اجتما‬

‫مني كند. در ايع اوضا ، راهي جز تسليم در بوابو‬

‫كساني كه داراي ابزار قدرت اند، يعين مودان جامعه‬

‫باقي مني ماند. در روابط متقابل در هم تنيده اجتمالي‬

‫قوانني‬ ‫دارد،‬ ‫وجود‬ ‫جامعه‬ ‫مودهاي‬ ‫و‬ ‫ها‬ ‫زن‬ ‫بني‬ ‫كه‬

‫اجتمالي نيز، به جاي آن كه افواد متجاوزي را كه از‬

‫ديگوان‬ ‫به‬ ‫رساندن‬ ‫آسيب‬ ‫بواي‬ ‫جامعه‬ ‫امكانات‬ ‫مهه‬

‫(زنان) و روابط اجتمالي (فحشاء) استفاده مي كنند‬

‫حمكوم كند، فود ناتوان و فاقد قدرت (زنان) را تنبيه‬

‫و بازجويي مي كند، به مهني دديل، دخرتان فواري دستگري‬

‫ميشوند، اگو از خانواده شكايت كنند، جمبورند باز‬

‫گودند و حتمل كنند. اگو از مودان متجاوز جامعه شكايت‬

‫كنند بيشرتيع ضوبه شالق را خودشان بايد خبورند.‬

‫دخرتان فواري اگو به خانه بازگودند، با پدري‬

‫ا‬

‫سلطه جو و غادبً بيمارمواجه اند و اگو در جامعه‬

‫مبانند با موداني متجاوز، اما آزاد درگريند.‬

‫آهنا حتت تعقيب قانون و جموم شناخته مي شوند، در‬

‫حاديكه پدران متجاوز و سلطه گو و مودان متجاوز در‬

‫جامعه آزادند و منع قانوني بواي روش زندگي اي كه‬

‫انتخاب كوده اند ندارند.‬

‫در چنني اوضالي دخرتان فواري در دام احنواف‬

‫جنسي و فحشاء گوفتار مي شوند، اما باز هم به نام‬

‫روسپي مورد طود اجتمالي و منع قانوني هستند(رستم‬

‫خاني،4384).‬

‫با‬ ‫که‬ ‫هستند‬ ‫خمتلف‬ ‫اقشار‬ ‫بني‬ ‫از‬ ‫فواري‬ ‫دخرتان‬

‫انگيزه ها و للل گوناگوني اقدام به فوار مي كنند و‬

‫هتديد‬ ‫را‬ ‫جامعه‬ ‫و‬ ‫خانواده‬ ‫آنان‬ ‫فوار‬ ‫پيامدهاي‬

‫منظور‬ ‫به‬ ‫زيو‬ ‫پيشنهادهاي‬ ‫راستا‬ ‫ايع‬ ‫در‬ ‫مي كند.‬

‫مقابله قطعي تو نسبت به معضل فوار دخرتان از خانه‬

‫ارايه مي گودد:‬

‫نظو به اينكه با استناد به اطاللات و حتقيقات،‬

‫بيشرت دخرتان فواري از بني خانواده هاي نابسامان بوده‬

‫و اغلب فوزندان طالق هستند، به كارگريي متام متهيدات‬

‫جهت پيشگريي و كاهش نوخ طالق از طويق تقويت مواكز‬

‫مشاوره و فوهنگسازي جهت شوكت در كالسهاي آموزش حقوق‬

‫ً‬

‫و تكاديف مهسوان قبل از لقد رمسي، ضووري است. هنايتا‬

‫چنانچه خانواده اي به دديل خمتلف از هم گسسته شد،‬

‫وضعيت حضانت و‬ ‫كه‬ ‫موظف منود‬ ‫را‬ ‫خانواده‬ ‫مي توان‬

‫توبيت فوزندان را به سازماني كه از سوي دودت مشخص‬

‫مشكالت‬ ‫در رفع‬ ‫سازمان‬ ‫ايع‬ ‫و‬ ‫منايد‬ ‫گزارش‬ ‫مي شود،‬

‫فوزندان چنني خانواده هايي تالش منايد و نسبت به رفع‬

‫خشونتها و مشكالت ايع خانواده ها اقدام منايد. الما‬

‫للين و جدي بواي باندهاي‬ ‫جمازات هاي بسيار سنگني،‬

‫درج‬ ‫حنوه‬ ‫منودن‬ ‫قانومنند‬ ‫جنسي،‬ ‫جتارت‬ ‫اغفا ،‬ ‫فساد،‬

‫اخبار موبوط به خبش حوادث و ممانعت از سوء استفاده از‬

‫بيان جزئيات فوار به دديل بدآموزي و اشاله منكوات و‬

‫ايع‬ ‫از‬ ‫مطبولاتي‬ ‫قهومان سازي‬ ‫از‬ ‫جلوگريي‬

‫لاملني؛ بكارگريي نريوهاي مودمي و سازماهناي غريدوديت جهت‬

‫رساني از وضعيت دخرتان حتت خشونت و نيز محايت هاي‬ ‫اطال‬

‫مايل به كودكان بي سوپوست؛ تقويت نظارهتاي اجتمالي‬

‫تعديل‬ ‫و‬ ‫جامعه‬ ‫فضاي‬ ‫پاكسازي‬ ‫جهت‬ ‫دوديت‬ ‫و‬ ‫رمسي‬

‫پيشنهاداتي است كه اگو به كار‬ ‫آزادي هاي اجتمالي،‬

‫گوفته شوند مي توانيم ايع معضل اجتمالي را تا حدود‬

‫زيادي مهار كنيم.‬

‫لدم فوهنگسازي مناسب به منظور پيشگريي از فوار‬

‫نوجوانان توسط هنادها و ارگاهنا و رسانه هاي مجعي و‬

‫نيز اکوان سينماها و منايش فيلم هاي تلويزيوني از‬

‫مجله لوامل تشديد کننده معضل فوار نوجوانان از خانه‬

‫اخري در رابطه با‬ ‫است: بوخي فيلم هايي که طي دو سا‬

‫فوار نوجوانان ساخته شده است مهه داراي پاياني خوش‬

‫هستند، در ايع فيلمها نوجوانان فواري به سامان مي‬

‫به لنوان مثا‬ ‫رسند و زندگي خوبي پيدا مي کنند.‬

‫فوار‬ ‫دخرتي که به خاطو سخت گريي هاي وادديع از منز‬

‫مي کند، با ورود به جامعه از روي شانس با افواد‬

‫خوبي بوخورد مي کند و سواجنام نيز با ازدواج با‬

‫آينده اي‬ ‫جواني ثوومتند و توفيق يک زندگي ايده آ‬

‫مناسب مي يابد.‬

‫پديده فوار دخرتان از خانه يک آسيب اجتمالي جدي‬

‫است و رسانه ها بايد واقعيت زندگي ايع دخرتان پس از‬

‫فوار از خانه را به تصويو بکشند و با ايع کار‬

‫دخرتاني را که قصد فوار از خانه را دارند حيت بواي يک‬

‫حلظه هم که شده به تفکو و تامل وادار کنند. به‬

‫التقاد کارشناسان تعيني دقيق لوامل موثو بو فوار از‬

‫الم از شوايط خانوادگي و يا رواني دخرت، تالش‬ ‫منز‬

‫بواي بوطوف کودن و يا کاهش لوامل منجو به فوار از‬

‫سطح‬ ‫محاييت در‬ ‫و‬ ‫مددکاري‬ ‫اي،‬ ‫اقدامات مشاوره‬ ‫مجله‬

‫خانواده و در سطح مدرسه در خصوص شيوه بوخورد با‬

‫بازگشته، اطمينان از حفظ امنيت و‬ ‫دخرتي که به منز‬

‫سالمت دخرت و مهچنني امکان ارتباط آسان دخرت با مواکز‬

‫مشاوره اي و محاييت از دخرتاني که خانواده به هو دديل‬

‫حاضو به پذيوش آهنا نيست، از مجله راهکارهاي پيشگريانه‬

‫از اقدام جمدد دخرتان از خانه است.‬

‫اجياد حميط امع و سامل از حلاظ لاطفي و جسماني، گوش‬

‫فوصتهاي‬ ‫آوردن‬ ‫فواهم‬ ‫فوزندان،‬ ‫صحبتهاي‬ ‫به‬ ‫دادن‬

‫مناسب بواي فوزندان جهت يادگريي، تصميمگرييهاي مثبت و‬

‫سازنده، محايت فوزندان در زمان احساس تنهايي، پوهيز‬

‫از انتقاد بيش از حد و متسخو و تنبيه، تشويق فوزند‬

‫از‬ ‫فوزند‬ ‫با‬ ‫گفتوگو‬ ‫در‬ ‫صداقت‬ ‫و‬ ‫موفقيت‬ ‫كسب‬ ‫در‬

‫راهكارهاي پيش روي خانوادهها بواي جلوگريي از فوار‬

‫دخرتان است.‬

‫داشنت يک هدف مشخص در زندگي و پايبندي به سنتها و‬

‫ارزشهاي ديين و اجتمالي مي تواند در باال بودن درک و‬

‫فهم نوجوانان در حتمل و يا تغيري شوايط نامطلوب به‬

‫شيوه درست راهگشا باشد، بطوري که آنان ديگو فوار را‬

‫به لنوان هبرتيع و ساده تويع راه انتخاب نکوده و پيش‬

‫از هو تصميمي لواقب شوم ايع اقدام را در نظو بگريند.‬

‫مسائل هبداشيت در ايع افواد به لنوان يکي از‬ ‫کنرت‬

‫وظايف دستگاههاي هبداشيت و يا هبزيسيت تعويف نشده است و‬

‫ابتال به بيماري هاي‬ ‫از ايع رو ايع افواد با خطو‬

‫ايع‬ ‫از‬ ‫بوخي‬ ‫هستند.‬ ‫مواجه‬ ‫درمان‬ ‫ديو‬ ‫و‬ ‫پيشوفته‬

‫افواد دچار ضايعات جربان ناپذيو جسمي مي شوند و از‬

‫طويق روابط جنسي بيماري خود را به ديگوان منتقل مي‬

‫يکي از بيماريهاي حاصل روابطي از ايع نو‬ ‫کنند.‬

‫ايدز است.‬

‫در حايل که هو ساده ايع پديده با روند افزايشي‬

‫مواجه است، خانواده ها شوايط و حميط خانه را بواي‬

‫پذيوش دخرتان خود فواهم کنند، مهچنني رسانه ها بايد از‬

‫طويق فوهنگسازي راه بازگشت به خانه را مهوار تو کنند‬

‫امان‬ ‫در‬ ‫مساده‬ ‫ايع‬ ‫ناپذيوتو‬ ‫جربان‬ ‫لوارض‬ ‫از‬ ‫تا‬

‫مبانند.‬

‫وادديع مي توانند اقدامات زيو را اجنام دهند:‬

‫وادديع زماني را به فوزندان خود بواي گوش‬ ‫4 -‬

‫دادن به حوفهايشان بدهند.‬

‫را‬ ‫خود‬ ‫فوزندان‬ ‫با‬ ‫آزاد‬ ‫گفتگوي‬ ‫امكان‬ ‫2 -‬

‫مهواره باز گذارند.‬

‫آهنا‬ ‫و…‬ ‫سوزنش‬ ‫و‬ ‫نصيحت‬ ‫،‬ ‫مولظه‬ ‫از‬ ‫8 -‬

‫بپوهيزند.‬

‫دائمي‬ ‫و‬ ‫باز‬ ‫گفتگوي‬ ‫اي‬ ‫مدرسه‬ ‫پوسنل‬ ‫با‬ ‫1 -‬

‫داشته باشند.‬

‫به لنوان يك وادد در جويان مسائل فوزندان‬ ‫1 -‬

‫خود باشند.‬

‫وادديع يك وادد غري رمسي باشند، بدان معنا‬ ‫3 -‬

‫كه قبل از هو چيز دوست فوزندان خود باشند.‬

‫وادديع در خانه قوالدمهمي را پايه ريزي‬ ‫1 -‬

‫منايند. زيوا بوخالف باور لموم ، بچه ها به قوالد و‬

‫اصويل در خانه نيازمندند كه به طور دائم بدان لمل‬

‫شود.‬





‫آموزش شيوه هاي صحيح توبييت به وادديع در زمينه،‬

‫حنوه بوخورد با فوزندان, شيوه هاي لمومي رفتار و‬

‫بوخورد با مشكالت زندگي, تبيني نيازها و خواسته هاي‬

‫و‬ ‫نوشتاري‬ ‫هاي‬ ‫رسانه‬ ‫طويق‬ ‫از‬ ‫جواني‬ ‫و‬ ‫جواني‬

‫و‬ ‫نيازها‬ ‫ايع‬ ‫رفع‬ ‫راههاي‬ ‫ارائه‬ ‫و‬ ‫غرينوشتاري‬

‫رويارويي با آهنا, تاسيس كانوهناي ختصصي محايت خانواده‬

‫در زمينه هاي خمتلف مثل محايت مايل, شغلي و مشاوره اي‬

‫شامل مشاوره خانواده, روانشناسي, حقوق و ... و جهت‬

‫و‬ ‫شوايط‬ ‫تناسب‬ ‫به‬ ‫خمتلف‬ ‫هاي‬ ‫خانواده‬ ‫افواد‬ ‫دهي‬

‫نيازها در مسري صحيح زندگي، تاسيس كانون هاي ختصصي‬

‫از‬ ‫محايت‬ ‫منظور‬ ‫به‬ ‫گسسته‬ ‫هاي‬ ‫ازخانواده‬ ‫محايت‬

‫فوزنداني كه يا بدون پدر و مادرند يا با يكي از آهنا‬

‫زندگي مي كنند و آموزش صحيح افواد جايگزيع پدر و‬

‫مادر در ايع خانواده ها از مجله پيشنهاداتي است كه‬

‫درخصوص پيشگريي از اشاله سايو معضالت اجتمالي ارائه‬

‫شده است. بعالوه باال بودن سطح فوهنگ لمومي جامعه‬

‫بواي از بني بودن و رفع شوايط حبوان زاي خانواده هاي‬

‫بدسوپوست, اجياد دفاتو خودسازي روحي با محايت مايل‬

‫دودت و هنادهاي خصوصي, محايت اقتصادي و قانومنند از‬

‫خانواده هاي داراي شوايط خاص و تالش جهت كاهش خشونت‬

‫هاي خانگي لليه زنان و كودكان و پيگريي قانون افواد‬

‫ضارب به لنوان جموم نيز از ديگو مواردي است كه با‬

‫توجه به ضوورت پيشگريي از معضالت اجتمالي به لنوان‬

‫پيشنهاد مطوح شده اند.‬

‫فهرست منابع:‬

‫4 -آقاخبشي, حبيب (3184). نظويه هاي آسيب شناسي اجتمالي، جزوه‬

‫،دانشگاه للوم هبزيسيت و توانبخشي.‬

‫2 -آقاخبشي, حبيب (3184). التياد و آسيب شناسي خانواده (رويکود‬

‫مددکاري اجتمالي). انتشارات دانشگاه للوم هبزيسيت و توانبخشي.‬

‫8 -اهبوي، جميد (2384). للل و لوامل آسيبهاي اجتمالي، انتشارات‬

‫پشوتع.‬

‫1 -اردالن، للي(4384). بورسي فوار دخرتان از منز ، طوح حتقيقاتي‬

‫دانشگاه للوم هبزيسيت و توانبخشي.‬

‫1 -اردالن، للي(8384). بورسي لوامل موثو بو فوار زنان و دخرتان از‬

‫منز ، طوح حتقيقاتي مشرتک بني دانشگاه لوم هبزيسيت و موکز مشارکت‬

‫زنان.‬

‫3 -افتخاري، لبدادوضا رکع ادديع(2384). چگونگي مشارکت دادن جوانان‬

‫و نوجوانان در بونامه ريزي موبوط به خود. دانشگاه للوم هبزيسيت و‬

‫توانبخشي.‬

‫1 -اقليما، مصطفي(2384). بورسي لوامل موثو در بازگشت جمدد زنان و‬

‫دخرتان آسيب ديده اجتمالي به مواکز بازپووري سازمان هبزيسيت. طوح‬

‫حتقيقاتي دانشگاه للوم هبزيسيت و توانبخشي.‬

‫3 -بابايي, ناصو و مهكاران(9384). نگوشي بو پديده بي سوپوسيت و‬

‫مشكالت فوزندان دور از خانه و خانواده, هتوان انتشارات سازمان‬

‫هبزيسيت كشور‬

‫9 -بواهين و مهكاران, 3184). تومجه: زمينه روانشناسي، تاديف:‬

‫اتکينسون و مهکاران. انتشارات رشد.‬

‫24 پوالدي، حممد للي و مهکاران(3184). بورسي للل و لوامل ارتکاب جوم‬ ‫-‬

‫زنان زنداني خوزستان. دفرت کميسيون بانوان استانداري خوزستان.‬

‫44 تقوي، سيد حممد رضا و هامشي، الدن(4384). بورسي لوامل موثو در‬ ‫-‬

‫فوار دخرتان از خانه، مطادعه موردي در شهو شرياز با استفاده از روش‬

‫کيفي، چکيده مقاالت خنستني کنگوه سواسوي آسيب شناسي خانواده در‬

‫ايوان. ناشو : دبري خانه کنگوه.‬

‫24 متدن، توراندخت (2184). بچه هاي طالق، ناشو مرتجم، چاپ دوم.‬

‫-‬

‫84 حسيين، سيد رضا (4384). بورسي آمار جوائم در ايوان، مقاالت اودني‬ ‫-‬

‫مهايش ملي آسيبهاي اجتمالي در ايوان. اجنمع جامعه جامعه شناسي‬

‫ايوان، جلد يکم.‬

‫14 حسينيان، سيمني(2384) بورسي خصوصيات دموگوافيک نوجوانان فواري و‬ ‫-‬

‫خانواده هاي آنان به منظور پيش بيين و پيشگريي از رفتار فوار.‬

‫چکيده مقاالت خنستني کنگوه سواسوي آسيب شناسي خانواده در ايوان.‬

‫ناشو : دبري خانه کنگوه.‬

‫14 محيدي، فويده(8384). بورسي ساخت خانواده، ددبستگي در دخرتان‬ ‫-‬

‫فواري و اثو خبسي خانواده درماني و درمانگوي محاييت در تغيري آهنا.‬

‫چکيده مقاالت خنستني کنگوه سواسوي آسيب شناسي خانواده در ايوان.‬

‫ناشو : دبري خانه کنگوه.‬

‫34 حيات روشنائي، افسانه(4384). بورسي رابطه فوار دخرتان از منز‬ ‫-‬

‫با وضعيت خانوادگي، شيوه هاي توبييت وادديع و ميزان التماد به نفس‬

‫زنان، خالصه مقاالت اودني مهايش ملي آسيبهاي اجتمالي در ايوان، ناشو:‬

‫دبري خانه مهايش.‬

‫14 خواط ها، سعيد(2384). ساختار روسپيگوي در حمله قوبت، جمموله‬ ‫-‬

‫مقاالت اودني اودني مهايش ملي آسيب هاي اجتمالي در ايوان. هتوان:‬

‫انتشارات اجنمع جامعه شناسي ايوان، جلد پنجم.‬

‫34 دانش، تاج زمان (1184). جموم کيست؟ جوم شناسي چيست؟ انتشارات‬ ‫-‬

‫کيهان، چاپ او .‬

‫94 درخشان نيا، فويبا (4384). بورسي نگوش مودم نسبت به نگهداري‬ ‫-‬

‫دخرتان فواري در مواکز هبزيسيت. پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه‬

‫للوم هبزيسيت و توانبخشي.‬

‫22 راهب، غنچه(2384). بورسي لوامل خانوادگي موثو در گوايش‬ ‫-‬

‫نوجوانان دخرت ساکع شهو هتوانبه بزهکاري، پايان نامه کارشناسي‬

‫ارشد، دانشگاه للوم هبزيسيت و توانبخشي.‬

‫42 ربيع زاده، سوسع(1184). بورسي وضعيت زنان جموم و بزهکار شهو‬ ‫-‬

‫هتوان. جمله اصالح و توبيت، مشاره 21‬

‫22 رستم خاني، معصومه (4384). بورسي نقش وادديع در فوار دخرتان،‬ ‫-‬

‫مقاالت اودني مهايش ملي آسيبهاي اجتمالي در ايوان. جلد پنجم، اجنمع‬

‫جامعه جامعه شناسي ايوان.‬

‫82 رفيع پور، فواموز(3184). آنومي يا آشفتگي اجتمالي، نشو سووش.‬ ‫-‬

‫12 زواره اي, فاطمه(2384). بورسي للل خانوادگي و اجتمالي فوار‬ ‫-‬

‫دخرتان 14 تا 22 ساده از منز , پايان نامه كارشناسي ارشد, دانشگاه‬

‫للوم هبزيسيت و توانبخشي.‬

‫12 شجا رضوي، حممدرضا (1184). بيداري وجدان در كودكان ناسازگار,‬ ‫-‬

‫انتشارات آستان قدس رضوي, چاپ چهارم.‬

‫32 صمدي راد، انور (1381). بورسي لوامل اجتمالي و خانوادگي موثو‬ ‫-‬

‫بو فوار دخرتان از خانه ناشو: دبري خانه مهايش آسيبهاي اجتمالي‬

‫12 صنعيت، ف.(3184). لوامل اجتماالي و فوهنگي موثو بو فواردخرتان 24-‬ ‫-‬

‫32 ساده از منز ، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه آزاد اسالمي.‬

‫32 لبادي ، شرييع(9384). حقوق كودك. انتشارات روشنگوان، جلد او .‬ ‫-‬

‫آن در‬ ‫92 لبدادلهي، حممد (4384). آسيبهاي اجتمالي و روند حتو‬ ‫-‬

‫ايوان، مقاالت اودني مهايش ملي آسيبهاي اجتمالي در ايوان. اجنمع‬

‫جامعه جامعه شناسي ايوان، جلد يکم.‬

‫28 لبدي، لباس (4184). آسيب شناسي اجتمالي تاثري زندان بو زنداني,‬ ‫-‬

‫انتشارات نور.‬

‫48 لبدي، لباس (8384). جمازات زندان و ارتکاب جمدد جوم، جمموله مقاالت‬‫-‬

‫اودني اودني مهايش ملي آسيب هاي اجتمالي در ايوان. هتوان: انتشارات‬

‫اجنمع جامعه شناسي ايوان، جلد پنجم.‬

‫28 لليايي زند، شهني(2384). لوامل زمينه ساز تع دادن زنان به‬ ‫-‬

‫روسپيگوي، جمموله مقاالت اودني اودني مهايش ملي آسيب هاي اجتمالي در‬

‫ايوان. هتوان: انتشارات اجنمع جامعه شناسي ايوان، جلد پنجم.‬

‫88 قابضي، للريضا (9184). پوستوهاي بي آشيان، بورسي للل فوار‬ ‫-‬

‫دخرتان،جمله اصالح و توبيت.‬

‫18 كامكار، مهديس(2384). روسپيگوي و بي مباالتي جنسي، تفاوت و‬ ‫-‬

‫تشابه مهواه با گزارش يک مورد مطادعاتي، جمموله مقاالت اودني اودني‬

‫مهايش ملي آسيب هاي اجتمالي در ايوان. هتوان: انتشارات اجنمع جامعه‬

‫شناسي ايوان، جلد پنجم.‬

‫18 گدازنده، زهوا(2384). حبوان و فوار(تعويف، للل و پيشنهادهائي‬ ‫-‬

‫بواي پيشگريي و درمان)، مقاده، موکز مداخله در حبواهناي اجتمالي‬

‫شهيد نواب صفوي‬

‫38 الرنس ا, پوويع (1184). روانشناسي شخصيت، تومجه: حممد جعفو جوادي‬ ‫-‬

‫و پوويع كديور، انتشارات رسا جلد او .‬

‫18 - معتمدي، سيد هادي (2384). اودويت بندي آسيبها و مسائل اجتمالي‬

‫در ايوان. طوح حتقيقاتي دانشگاه للوم هبزيسيت و توانبخشي.‬

‫38 معظمي، شهال (2384). فوار دخرتان، چوا؟ هتوان: نشو گوايش.‬

‫-‬

‫98 مقدسي، مومي (9184). بورسي للل فوار دخرتان نوجوان از خانه.‬ ‫-‬

‫پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه للوم هبزيسيت و توانبخشي.‬

.‫21 مومين، م (2384). بورسي للل و لوامل فوار دخرتان و تبعات آن‬ -

.‫پايان نامه کارشناسي، دانشگاه آزاد اسالمي‬

‫41 مهدويان، للريضا (2384). بورسي للل فوار دخرتان، طوح حتقيقاتي‬ -

.‫مشرتک بني دانشگاه لوم هبزيسيت و جهاد دانشگاهي‬

41 ‫21 ناجمويان، فويده (9184). بورسي لوامل موثو بو فوار دخرتان جمود‬ -

.‫تا 34 ساده ساكع در موكز مداخله در حبوان هبزيسيت استان خوزستان‬

.‫پايان نامه‬

.‫81 جناريان, هبمع و مهکاران (4184). روانشناسي موضي، نشو رشد‬ -

‫11 نوابي نژاد، شکوه (2184). رفتارهاي هبنجار و ناهبنجار، انتشارات‬ -

.‫ابتكار، چاپ چهارم‬

،‫11 نوروزي، مهناز(2384 ). کودک آزاري و بي توجهي به کودک‬ -

.‫انتسارات دانشگاه آزاد اسالمي‬

‫31 هداييت، هادي(3884). تارخ هوودت، انتشارات دانشگاه هتوان، جلد‬ -

. ‫او‬

، ‫11 ياسائی، مهشيد و مهکاران(3384). روانشناسی رشد کودک، چاپ او‬ -

‫انتشارات پنگوئع‬

48- Allison M. Sabatelli R (1999). Differentiation and individation as mediators of identity

and intimacy in Adolescents. Journal of Adolescent Research.43-4 :8 .

49- Bao WN. Whitbech LB. Hoyt D .)2222( Abuse, support, and depression among

homeless and runaway adolescents .Journal of Health and Social Behavior.41: 408-420.

50- Bende and Dattalo (1990). Homeless woman and men. Journal of women and social

work. 5.

51- Brown kS, ziefert M (1990). A feminist approach to working with homeless women.

Journal of Women and Social Work; 5:6-20.

52- Conner MG.Understanding and preventing teenage runaways .

http://www.crisiscounseling.com/.

53- Crespy T.Sabatelli R(1993).Adolescent runaways and family Strife. Adolescence.

28:112-118.

54- Farrow JA. Diesher RW. Brown R. Kulig JW. Kipke MD (1992). Health & health needs

of homeless and runaway youth. Journal of Adolescent Health. 13:717-726.

55- Feitel B. Margetson N. Chamas J. Lipman C (1992 .)Psychological background and

behavioral and emotional disorders of homeless and runaway youth .Hospital and

Community Psychiatry. Feb, 3(2): 155- 159.

56- Gelles, R. J. (1989). Child abuse and violence in single- parent families : parent absence

and economic deprivation. Journal of Orthopsychiatry, 29 (4) , 492- 501 .

57- Goldscheider FK .Frances K .Goldscheider C (1998). The effects of childhood family

structure on leaving and returning home. Journal of Marriage and Family. 60:

58- Gordon JS (1963). Running away. In J. S. Gordan and M. Beyer, Reaching troubled

youth, Rokville, MD: National Institute of mental Health.

59- Greene JM. Ennett ST. Ringwalt CL (1999). Prevalence and correlates of survival sex

among runaway and homeless youth. American Journal of Public Health. Sep;89(9):1406-

1409.

60- Grigsby C, Baumann D, Gregorich SE, Roberts-Gray C (1990). Disaffiliation to

enrichment:a model for understanding homelessness. Journal of Social Issues;46:141-56.

61- Hjelle L, Ziegle DG (1992). Personality theories: Basic assumptions research and

applications .Mcgrow Hill, ed 3.

62- Janus MD .Archambault FX. Brown SW. Welsh LA (1995). Physical abuse in Canadian

runaway adolescents. Child Abuse & Neglect. 19(4): 433-447.

63- Kennel,J.H.& klaus,M.H.(1998).Bonding:Recent observations that Alter Perinatal care,

US,Academy.

64- Kempe. C.H. ( 1987 ) . Sexual abuse. Anather hidden pediatric problem .

65- Kempe, r.s. and Kempe C.H.(1978). Child abuse mussochsetts. Havard University Press.

66- Kurtz PD. Kurtz GL. Jarvis SV (1991). Problems of maltreated runaway youth .

Adolescence. 26(103): 543- 555.

67- Lane coco, E(1998). A family systems approach for preventing adolescent behavior

runaway.(www.findarticles.com/cf/cf_o/m2248/n/30-v33/21072050/jhtml(1992)pages1-2

68- Lioyed S A. Emery BC (1993). Abuse in the Family, infamily relations,ed, TH Brubaker:

129-152. Newbury Park,CA: Sage Publication .

69- Malos E (1995). The politics of housework. Cheltenham: New clarion press.

70- Malos E, Hague G (1997). Women, Housing, Homelessness and Domestic violence.

Womens Studies Imternational Forum; 20 (3) : 397-409.

71- Maxwell BE (1992). Hostility, depression and self-esteem among troubled and homeless

adolescents in crisis. Journal of Youth and Adolescence; 21: 139-150.

72- Mucchielli.L.(2003). Questioning the “Parental Abdication“ theory.what research shows.

(CNAF).

73- Rotheram MJ. Mahler KA. Koopman C. Langabeer K .)4993( Sexual abuse history

and associated multiple risk behavior in adolescent runaways. American Journal of

Orthopsychiatry. 66(3): 390-400.

74- Shane PG (1989). Changing patterns among homeless and runaway youth. American

Journal of orthopsychiatry. Apr; 59(2): 208-214.

75- Schaffner L (1998). Searching for connection:a new look at teenaged runaways .

Adolescence.321-349: )484(88.

76- Sharlin SA. Mor-Barak M(1992 .)Runaway girls in distress:motivation,

background,and personality .Adolescence. 27(106): 387- 405.

77- Statistics Canada 1997 and 2000 national survey of giving, voluntesing and participation .

78- Stefanidis N. Pennbridge J. Mackenzie RG. Pottharst K (1992). Runaway and homeless

youth; The effect of attachment history on stabilization. American Journal of Orthopsychiatry.

62(3) : 442- 446.

79- Tetlin, parice. February(1990) " Reflections of risk: A report on the health and well being

of adolescent girls in Minnesota"

80- Van der Ploeg J, Scholte E (1990). Victims of society. Rotterdom: Lemins: DSWO Press.

81- Van der Ploeg J. Scholte E(1997). Homeless Youth. Sage Publication. 1st ed.

82- Willis Diane JE. Holden W. Rosenberg M (1992). Child Maltreatment Prevention:

introduction and historical overview. In prevention of child maltreatment: Developmental and

ecological perspective, ed. Diane. J.

83- Whitbeck LB. Hoyt DR. Ackley KA (1997). Families of homeless and runaway

adolescents: a comparison of parent/caretaker and adolescent perspectives on parenting,

family violence, and adolescent conduct. Child Abuse and Neglect. Jun;21(6):517-28.


Related docs
Other docs by HC120115143239
?? ??? 2505 2007
Views: 7  |  Downloads: 0
foodDM
Views: 0  |  Downloads: 0
07
Views: 2  |  Downloads: 0
016
Views: 0  |  Downloads: 0
strateg zakon
Views: 2  |  Downloads: 0
34
Views: 1  |  Downloads: 0
resolucao109 99
Views: 0  |  Downloads: 0
Oferta Macro Regional2011
Views: 0  |  Downloads: 0
SRA 05 PFT e I Joven E Rural ROP 180205
Views: 0  |  Downloads: 0
idae
Views: 0  |  Downloads: 0
By registering with docstoc.com you agree to our
privacy policy

You are almost ready to download!

You are almost ready to download!