مساله دخرتان فراری
نوشته
حممدرضا جوادي يگانه و اکرب فروع
الدين عدل
جوادي يگانه، حممدرضا و اکرب فروو ادرديع لرد (1384) .مسااله
دخرتان فراري. هتوان: طوح آينده ( بواي دانشگاه للوم هبزيسيت و
توانبخشي و دانشگاه هتوان).
مقدمه
خانواده، الضاي توك و خانه از نوجوانان فوار
در واقع نولي بدون اجازه وادديع يا وصي قانوني،
واكنش نسبت به شوايطي است كه از نظو فود نامسالد،
ً ا
غريقابل حتمل و بعضً تغيريناپذيو است. ايع لمل معموال
كاهش منظور به دفالي مكانيسم يك لنوان به
ناخوشايندي و خالصي از حموك هاي آزاردهنده و مضو و
ا
دستيابي به خواسته هاي موردنظو و لمومً آرزوهاي دور
و دراز اجنام مي شود. امووزه در اكثو كشورهاي جهان،
فوار از خانه به يك معضل جدي اجتمالي تبديل شده
است. در ايوان نيز فوار دخرتان از خانه با توجه به
اجتمالي، و خانوادگي ديين، ارزشهاي و هنجارها
به لنوان يك آسيب و مسئله اجتمالي مطوح است. آمار و
ارقام و اخبار جوايد و مطبولات از روند رو به رشد
ايع آسيب اجتمالي، كاهش ميانگني سين دخرتان فواري و
ظهور پيامدهاي ناگوار آن حكايت مي كند.
للريغم نبود اطاللات و آمار معترب مبتين بو فعاديت
ها و شواهد حتقيقاتي، به نظو مي رسد بووز پديده فوار
هاي اخري رو به افزايش بوده دخرتان در ايوان طي سا
رساني مناسبرت در رسانه ها و امكان است. هوچند اطال
گذشته نيز بو طوح آن در جمامع للمي طي چند سا
بي تاثري نبوده است. در بزرگنمايي بووز ايع پديده
امهيت ايع پديده از هو صورت، آن چيزي كه مشخص است
ديدگاه مودم و مهچنني سياست گزاران فوهنگي و اجتمالي
فعلي كشور از يكسو و لوارض آن بواي سالمت جامعه از
سوي ديگو است. بطور کلي لوارض فوار دخرتان از منز
را مي توان در سه گووه كلي زيو مطوح منود:
آسيب هاي جدي جسمي و رواني كه خود آنان در 4 -
معوضشان قوار مي گريند. ادبته ناكايف بودن اقدامات
ً
محاييت سيستماتيك در جامعه آهنا را تشديد و اكثوا غري
قابل جربان مي كند.
بدان دخرتان ايع هاي خانواده كه لوارضي 2 -
مبتال مي شوند.
خساراتي الم از گسرتش بي خامناني، فحشاء و 8 -
بي بند وباري، التياد و غريه كه بو جامعه حتميل مي
شود.
با لنايت به امهيت نقش حياتي كه زنان و به هو حا
مادران در توسعه اجتمالي و اقتصادي جوامع دارند، كم
پديده توجهي به اقدامات موثو بواي پيشگريي و كنرت
فوار دخرتان از منز ، فود، خانواده و جامعه را به
تناسب, دچار لوارض كوتاه مدت و دراز مدت بي مشاري مي
كند كه نتيجه هنايي آن تشديد لقب ماندگي كشور است.
جمموله حاضو بو گوفته از حتقيقات اجنام شده تاديفات
مقاالت سخنوانيها و جزوات است و سعي بو آن بوده است
که جمموله کاملي از تعاريف، آمار و اطاللات، تئوريها،
هتيه و ارائه لوامل و پيامدهاي فوار دخرتان از منز
گودد. با اميد به اينکه ايع تاديف بتواند در شناخت
ارائه و کنرت کاهش، منظور به پديده ايع هبرت
راهکارهاي پيشگريانه مفيد باشد.
بيان مساده
فوار از خانه از مجله رفتارهاي ناسازگارانه اي
است که از کودکان و نوجوانان سو مي زند. گو چه در
فوار پديده اي فودي به نظو مي رسد ويل با نگاه او
توجه به پيامدهاي سوء آن بواي جامعه بايد آن را از
مجله آسيب هاي اجتمالي به حساب آورد. فوار از منز
به لنوان يکي از معضالت خانوادگي و اجتمالي فواگري در
سطح جهان مطوح است. در ايوان نيز در ساهلاي اخري
کارشناسان و رسانه ها نسبت به حبواني شدن ايع مسئله
هشدار داده اند.
تنها نه که هايي نگواني و ها دغدغه از يکي
خانواده ها بلکه کارشناسان اجتمالي را به خود معطوف
ساخته, روند رو به رشد فوار دخرتان از کانون خانواده
است. ارائه آمارهاي روبه افزايش در رسانه ها و رويت
به وضوح ايع دخرتان در معابو لمومي، بو نگواني ها
بيش از پيش دامع مي زند و تبعات منفي آن به لنوان
يک لارضه و آسيب اجتمالي، تاثري بسيار نامطلوبي بو
جامعه مي گذارد. سوقت, اغفا , تکدي گوي, التياد و
جنسي, کاري و هاي استفاده سوء خمدر, مواد قاچاق
روابط نامشوو , روسپيگوي و خودکشي از آسيب هايي است
که دخرتان فواري دچار آن مي شوند.
کارشناسان معتقدند اختالف بني وادديع، طالق و جدايي
آهنا، وجود ناپدري و نامادري، ناآگاهي, بيسوادي و
فقو فوهنگي وادديع, بي مهوي, بي توجهي و تبعيض ميان
فوزندان, سختگريي و خشونت در خانواده, التياد و فساد
خانوادگي، اختالفات خانوادگي, توقع بيش از حد از
و سوزنش شدن، توبيخ و تنبيه از توس نوجوانان،
ازدواج هنگام، زود ازدواج حتميل مستمو، مشاتتهاي
و مادي فقو شهوت، کسب و پودازي خيا ناموفق،
فوهنگي، کمبود لواطف، لدم وجود حميط امع در خانواده،
سوء ظع، شک و بدخلقي وادديع، ناخواسته بودن کودک,
کنجکاوي دوران نوجواني نسبت به کشف مناسبات دنياي
بريون از خانه, داشنت دوستان ناباب و بسياري لوامل
ديگو از مجله داليل فوار دخرتان از خانه حمسوب مي شود.
شوايط گذار جامعه از نظام سنيت به مدرن نيز تسويع
کننده اجياد ايع آسيب هاي اجتمالي در جامعه است، در
جامعه سنيت نظارت شبکه خويشاوندي بو روي فوزندان
زياد بوده و نه تنها وادديع بلکه منسوبان ديگو هم
بو توبيت بچه ها نظارت داشتند اما در شوايط فعلي
ايع نظارت داخلي به داليل خمتلف سست شده است. مطادعات
متعدد نشان داده اند که شوايط نامسالد خانوادگي
کانون از دخرتان در فوار گذار لامل تاثري مهمرتيع
خانواده است. در ايع سنني احساسات و هيجانات شديد و
شود، مي شوو دوره ايع با مهزمان که بلوغ حبوان
هويت خود باشد نوجوانان را وا مي دارد که به دنبا
و اغلب آن را در گووه مهساالن خويش مي يابد. افسودگي
و مخودگي دخرتان نيز حموکي بواي بوقواري ارتباط غري
متعارف با جنس خمادف و پيدا کودن جايگزيين بواي پدر
است. بوخورد نامناسب وادديع سبب تشويق و توغيب آنان
به تشديد ارتباط بريون از خانه مي شود که خود مي
تواند هنايتا به يکي از للل فوار تبديل شود.
حتقيقات کارشناسان بو روي دخرتاني که از خانه فوار
کوده اند، بيانگو ايع امو است که اکثو قويب به
اتفاق آنان از طوف سوپوست و يا سايو الضاي خانواده
حداقل يکي از رفتارهاي کتک زدن، توهني کودن، مواقبت
شديد، زنداني کودن، مسخوه کودن, سوء استفاده جنسي
جتوبه کوده اند. در صورت بازگوداندن دخرتان به را
لدم نيز و قبلي شويط تغيري لدم سبب به خانواده
آموزشهاي الزم در بوخورد الضاي خانواده با آنان نه
تنها کمکي به ايع دخرتان مني شود بلکه شوايط نامسالد
قويرت مي کند. قبلي بغوجنرت شده و امکان فوار جمدد را
بسياري از ايع دخرتان از بوگشت دوباره به خانه وحشت
دارند. آهنا کتک خوردن، فحاشي و حتقري شدن از جانب
خانواده خبصوص پدران و بوادران را للت آوارگي خود مي
دانند.
بسياري از وادديع به دديل لدم آگاهي و آموزش الزم
و رسانه هاي گووهي، بوخورد از طوف هنادهاي مسئو
مناسيب با ايع دخرتان ندارند و به حمض کوچکرتيع نامالمييت
گريند. سوشان مي باالي مششري مثل را فوارشان مسئله
بسياري نيز رضايت خانواده شان را در ازدواج با کسي
که دوستش دارند شوطي بواي بونگشنت به دنياي بريون از
خانه ذکو مي کنند. آهنا ددشان مي خواهد مدام با کسي
کنند. شنيدن حوف هايشان از جانب هو کسي خبصوص درد د
وادديع و بوادر و خواهو بزرگرت دذت خبش است. ايع
دخرتان مي خواهند ديده شوند. چون نه تنها زندگي شان
را سياه و بي التبار مي بينند بلکه به شدت نا
اميدند و در ايع موحله است که اقدام به خودکشي در
آهنا به موحله لمل مي رسد.
دخرتان نوجوان و جوان پس از گويز از خانه در معوض
خطوات بسياري قوار مي گريند و اودني احساسي که به
آنان دست مي دهد, حس بي پناهي و احساس توس از فقدان
جنسيت واسطه است. به التماد قابل و امني انساني
زنانه، ايع افواد دائما در آستانه پيشنهاد بوقواري
رابطه جنسي هستند. ايع افواد پس از چندي دچار احساس
بيزاري از خود و سپس احساس گناه و آدودگي مي شوند,
از ايع رو التماد به نفس خود را به طور کامل از دست
داده و توان بازگشت به زندگي سامل را ندارند.
دخرتان فواري در بدو فوار, در پارکها و باغهاي
حاشيه شهوها بواي هتيه ماحيتاج زندگي و خوراک, موتکب
منايف لفت و خودفووشي شده و ظوف مدت سوقت، الما
کوتاهي در پي آشنايي با باندهاي فساد به فحشا کشيده
شده و در ايع موحله است که بواي رهايي از فشار
رواني، غم سوگوداني و کمبود حمبت, بسيار سويع در دام
مواد خمدر گوفتار مي شوند. اکثو دخرتان فواري چند روز
پس از فوار بالفاصله جذب باندهاي خويد و فووش مواد
خمدر شده و از آنان بواي توزيع مواد خمدر و يا الما
منايف لفت استفاده مي شود و ايع در حايل است که
صاحبان و گودانندگان ايع باندها بواي اينکه ايع
دخرتان حيت حلظه اي فکو فوار و دو دادن الضاي گووه را
به ذهع خود راه ندهند، ايع دخرتان را وادار به مصوف
مواد خمدر مي کنند.
هو چند اغلب مطادعات درباره رفتار فوار تنها بو
يك للت بواي فوار جوانان تاكيد مني كنند، اما به
كوات در مطادعات خمتلف بو وجود روابط بني وادديع و
فوزندان به لنوان متغري مهم در ايع باره تاكيد شده
است. نتايج بدست آمده( اردالن، 2384: 44) نيز جوانان،
در تعارض و تضاد للت مهمرتيع را ارتباطي مسائل
خانواده هايشان ذكو كوده اند، بطوريكه تعداد كثريي
از فواريان در صدد تالش بواي فوار از موقعيت هايي
هستند كه آن را مشكل زا مي بينند و مني توانند و يا
مايل نيستند كه آن را حتمل كنند. ايع در حايل است كه
بوخي از ايع نوجوانان از سوي وادديع آزار رسان خود
از خانه بريون انداخته شده اند.
با وجود التياد، فعاديت جنسي و روابط نامشوو
كودكان و نوجوانان در خانواده ،لدم تامني اقتصادي
جوان، لدم پاسخ مناسب به فشارهاي اقتصادي، توفيق
اندك حتصيلي از مجله داليلي بوده اند كه توسط نوجوان
به لنوان للت فوار ذكو شده اند.
Whitbeckو مهكاران (1994) در حتقيقشان بيان كوده
نوشته اند: اكثو مقاالتي كه در زمينه فوار از منز
شده اند، به نظو مي رسد بو اساس نظويه پودازي Homer
را 8194 اجنام شده است. وي پديده فوار از منز در سا
در دو خبش « فوار از » و « فوار به » مي بيند. «
فوار از » آهنايي هستند كه به دديل وجود مشكالت با
واددينشان مي گويزند و « فوار به » آهنايي هستند كه
جذب هيجانات و جذابيت هاي خوده فوهنگ هاي خياباني
مي شوند.
مهه انساهنا در جايي كه به سو مي بوند (الم از
خانه و حمل كار)چنانچه احساس رضايت نكنند و فضاي
حاكم بو حميط موجب رنج و لذابشان شود, به فكو فوار
و ناراضي هاي انسان خيل ميان از ويل افتند. مي
ناراحت , درصد بسيار كمي فكو خود را لمل مي كنند, و
آهنا كه مانده اند سعي كوده اند مشكالت و موجبات
ناراحيت خود را در حميط بوطوف كنند, يا خود را با
و حتمل شوايط موجود تطبيق دهند تا حميط قابل قبو
پذيو گودد.
متايل به فوار از حميط در مورد جواهنا خبصوص افواد 24
ساده تا 22 ساده قوي تو و جدي تو است. فوار از خانه
بواي نوجوان, نتيجه يك مساده غامض و الينحل, بواي
خانواده يك مساده موبوط به روابط متقابل و بواي
جامعه يك مساده اجتمالي است. فوار نوجوان از خانه,
يك مشكل و معضل حاد و لمومي مبتال به هناد خانواده
نيست ويل منود آشكاري از وجود مساده اي لميق تو و
پيچيده تو به نام مساده ارتباط نوجوانان با وادديع
است.
نوجوانان گاهي بواي رهايي از رنج و ناراحيت, جنات
از سوزنش هاي مداوم و حتقريهاي مكور و خود شدن شخصيت
خود از خانه مي گويزند. گاهي بواي مقابله و تنبيه
وادديع و گاهي به خاطو احساس بي پناهي و لدم امنيت.
پشت پا زدن به لواطف و پايبندي هاي موجود در
خانواده و ناديده گوفنت انتظارات جامعه مسلما" يك
رفتار لادي و طبيعي هبنجار نيست ويل لكس ادعمل نو
طبيعي و هبنجار رويارويي و بوخوردهاي كسادت آور و
خسته كننده موجود در حميط ناهبنجار خانوادگي است.
خوراك و زندگي ماحيتاج هتيه بواي فواري جوانان
منايف لفت, خودفووشي شده موتكب سوقت, جيب بوي, الما
و دخرتان با آشنايي با افواد مفسد به فحشا كشانده مي
شوند. جوانان بواي رهايي از فشار رواني، فواموشي
مواد غم, سوگوداني, كمبود حمبت, خيلي زود به انوا
خمدر معتاد مي گودند( دانش, 1184).
تعويف فوار
(فوهنگ گويز و گوخينت معناي به است مصدر فوار
فارسي لميد: 1434). فوار نولي مكانيسم دفالي و يا
واكنش جرباني تسلي خبش است كه فود بواي جنات و رهايي
از رجنها به آن تع مي دهد. « كارن هورناي » ايع حوكت
را نولي تضاد مي داند. تضاد ميان فودي كه از يك سو
مي خواهد مستقل باشد و از سوي ديگو خواستار مهبستگي
است و اودني تضاد را در سايه فوار حتقق يافته مي
پندارد.
فوار از خانه و اقدام به دوري و لدم بازگشت به
و توك الضاي خانواده، بدون اجازه از وادديع يا منز
وصي قانوني خود، در واقع نولي واكنش نسبت به شوايطي
ا
است كه از نظو فود نامسالد، غريقابل حتمل و بعضً
ال
تغيريناپذيو است. ايع لمل معموً به لنوان يك مكانيسم
دفالي به منظور كاهش ناخوشايندي و خالصي از حموكهاي
آزاردهنده و مضو و دستيابي به خواسته هاي موردنظو و
ا
لمومً آرزوهاي دور و دراز اجنام مي شود.
در اكثو موارد اقدام به فوار به طور ناگهاني،
الضاي خانواده صورت مي گريد، اما در بدون خرب و اطال
بوخي شوايط، فود قصد خود را به صورت هتديد به فوار
مي دهد. ايع لمل اغلب در بني پسوان فواري معمو اطال
است.
در شوايطي ممكع است كه اقدام به فوار به مهواهي
فودي از جنس خمادف يا زمينه دوسيت و قوار مالقات اجنام
ا
شود. اخريً مواردي از فوارهاي گووهي در بني دخرتان
مشاهده شده است اما اغلب دخرتان به تنهايي فوار مي
كنند.
با مواجهه و فوار از پس فود شوايط بوخي در
مشكالتي نظري لدم امنيت و فواهم نبودن امكانات زندگي،
پشيمان مي شود و در صورت خوش اقبايل، با كمرتيع دطمات
روحي و جسمي توسط نريوهاي امنييت، شناسايي و در مدت
زمان كوتاهي به خانه باز مي گودد. دسته اي از دخرتان
ا
فواري نيز به دديل شوايط واقعً نامسالد خانه، حاضو
به بازگشت نيستند و بواي جلوگريي از ايع كار از نام
مستعار استفاده مي كنند و يا اظهار مي كنند كه
خانواده اي ندارند.
اغلب فوارها از شهوستاهنا به موكز يا شهوهاي بزرگ
اجنام مي شود. هو چند مبدا و مقصد معدودي از فوارها
نيز بادعكس مي باشد و گاهي نيز از شهوهاي كوچك و
بزرگ به قصد لزميت به كشورهاي ديگو اتفاق مي افتد.
فوار به صورت گويز از خود, گويز از مجع آشنا و
گويز از خانواده, تقويبا" درمتام گووهها واجتمالات
وجود دارد.
فوار به مكان و مبداء خاصي حمدود مني شود. ممكع
است, فوار از خانواده يا شهو باشد, يا فوار از
بيمارستان يا فوار از مدرسه و ... كه به هو شكلي در
جامعه يك رفتار منفي تلقي مي شود و هيچگاه به صورت
مسافوت يا دور شدن طبيعي از خانواده نيست.
رفتار است كه از ديدگاهي ديگو, فوار نولي اختال
در ارتباط با واكنش هاي سازگارانه به صورت آشفته
خود را نشان مي دهد. در ايع صورت, فوار اختاليل لميق
در رفتار تعويف مي شود كه بالث بوانگيخنت و حتويك
افواد به خووج از حميط نظم و انضباط مي شود و زمينه
را بواي توك كانون فواهم مي سازد.
مي معموال" از سع 9 سادگي شوو قصد فوار از منز
و آزادي در خارج شود زيوا از ايع سع ميل به استقال
از حميط خانه پديد مي آيد. جتوبه نشان داده كه بوخي
از كودكان 24 ساده, به ويژه آهنا كه حساس و زودرنج
بوده اند, در ايع سع بارها از خانه گوخيته اند.
فوويد معتقد است كه كودك يا نوجوان لاصي مي شود
و خانه اش را توك مي كند زيوا پدر بواي پسو و مادر
پدران بواي دخرت, قابل حتمل نيست. از حلاظ لقده اديپا
نيز اگو بيش از حد مستبد و پوخاشگو باشند, رشد و سري
لادي كودك خمصوصا" نوجوان و جوان را نسبت به استقال
شخصيت و التماد به نفس و به طور كلي رشد فكوي
لاطفي, رواني و اجتمالي متوقف و يا الاقل به تاخري مي
اندازد( به نقل از معتمدي، 2384: 182).
آمار و اطاللات
مسئله جديدي نيست که به دوره پديده فوار از منز
زماني خاصي تعلق داشته باشد. ديکع فواز و فوود آمار
کساني که اقدام به فوار مي کنند و يا گووه سين ايع
افواد، مهچنني جنس فواريان از منز ، در هو دوره بسته
به شوايط آن قابل جتزيه و حتليل و تامل است.
شبكه پيچيده اي معلو پديدة فوار دخرتان از منز
از لوامل مؤثو رواني- اجتمالي است كه در بسياري از
ال
كشورها به چشم مي خورد. هوچند كه معموً آمار دقيقي
ديكع در گزارش مستندي از فواواني آن ارائه مني شود,
، 3994 سا در نوجوان 222/914/83 از آمويكا در
فوار كوده اند كه 13 درصد آهنا 222/122/4 نفو از منز
يعين 211/133 نفو دخرت بوده اند(اردالن،2384: ؟).
يك ساالنه جهاني، هبداشت سازمان آمار بواساس
ميليون نوجوان ۱۹-۱۹ ساده از خانه فوار مي كنند كه
درصد آهنا دخرت هستند. ۷۴
) (The children's society انگلستان در كودكان اجنمع
اطاللات زيو را در مورد كودكان فواري گزارش كوده
است:
فوار مي كنند. 222/224 كودك زيو 34 سا - هو سا
مشكالت قبيل از داليلي به ها، فواري درصد - 23
موجود در خانه، خشونت، آزار و تعارض با وادديع فوار
مي كنند.
- 12 درصد بچه هاي فواري اودني فوارشان قبل از 3
سادگي است.
- 8/4 پسوها و 1/4 دخرتها وقيت كه اودني بار فوار مي
كنند، 44 ساده هستند.
- بسياري از بچه هاي فواري، بعد از يك يا دو روز
به خانه بو ميگودند و آسيب جدي مني بينند. اگوچه 12
ال
درصد آهنا در شوايط سخيت مي خوابند مثً در كوچه ها،
روي زمني و يا ايستگاه اتوبوس.
- 1/4 بچه هاي فواري، مورد جتاوز جنسي يا محله هاي
خشونت بار و يا هو دو قوار مي گريند.
شده اخواج مدرسه از فواريها، درصد - 41
اند(درخشان نيا، 4384).
رفتار فوار در ميان نوجوانان اياالت متحده توسط
)4993( Deniبورسي شده است. بو اساس ايع حتقيق تعداد
كودكاني كه از خانه فوار مي كنند روندي فزاينده
دارد. « روابط كودك ر وادديع » در ايع بورسي مهمرتيع
للت فوار از خانه بيان شده است. فواواني رفتار فوار
نوجوانان در خانواده هاي تك واددي و در خانواده
هايي كه در درون خود افواد با يكديگو كشمكش و تضاد
دارند، بيش از ديگوان است. هو چند مسئله فوار بچه
مسئله جديدي نيست. اما امووزه نوجوانان ها از منز
فوار مي كنند. ايع و كودكان بيش از گذشته از منز
ميزان در امويكا قويب به 1/4 ميليون نفو است و اغلب
سع دارند. در ايع كودكان و نوجوانان بني 24 تا 34 سا
ايع حتقيق بوآورده شده است كه تقويبً از هو 3 بچه يك
ا
نفو ممكع است قبل از 34 سادگي از خانه فوار كند و
تويع جايي كه ممكع است بعد از فوار بدان جا متداو
بووند خانه دوست يا خويشاوند است.
به رغم نياز خبش هاي للمي و اجوائي كشور به پاسخ
هاي صحيح و داده هاي الزم دربارة ويژگيهاي كودكان
آسيب ديده و للل و داليل فوار آنان از خانه، و زندگي
در کوچه ها و خياباهنا، هنوز پژوهش جامعي در سطح
كشور اجنام نشده است. نتايج مطادعات و حتقيقات موردي
و موضعي و اطاللات و يافته هاي مطوح شده در اودني
نشان ايوان(2384) در اجتمالي هاي آسيب ملي مهايش
ميدهد كه فقط در هتوان ساالنه حدود 2224 دخرت 84 تا 12
ساده از خانه هايشان فوار مي كنند و اغلب آنان در
اودني سالات يا روزهاي فوار مورد جتاوز جنسي قوار مي
گريند. كودكان فواري كساني هستند كه در خانه احساس
امنيت مني كنند و پنداشت صحيحي از شوايط بريون از
خانه ندارند و زماني به اشتباه خود پي مي بوند كه
در بريون ازخانه مورد سوء استفاده قوار مي گريند و
شوايط بواي بازگشت آنان مشكل تومي شود(لبدادلهي،
4384 : 88 ).
اطاللات بدست آمده(حسيين، 4384: 844) نشان مي دهد که
31 و توسط توسط دخرتان در سا بيشرتيع فوار از منز
11 صورت گوفته است. در مهني ساهلا 18/91 پسوان در سا
و نوجوانان کودکان را منز از فواريان از درصد
(23/12 درصد دخرت و 11/12 درصد پسو) تشکيل داده اند.
به دوشيزگان و طي ايع دوره 24/18 درصد فوار از منز
زنان تعلق داشته و 18/2 درصد از آنان از ساملندان
بوده اند. مهچنني 22/44 درصد از ايع افواد در سايو
گووه هاي سين و جنسي قوار داشته است. از ميان 21144
فوار کوده اند، به نفو که بني ساهلاي 31 تا 23 از منز
جوانان (مذکو) اشاره اي نشده است. دديل ايع اقدام
ايع انطباق نداشنت مفهوم فوار بواي خووج از منز
افواد بوده است.
به گزارش ايسنا، بواساس نتايج يک حتقيق، نوخ فوار
با رشد ساالنه 32 درصد طي مدت 8 زنان و دخرتان از منز
از 291 به 139 مورد رسيده است .بواساس ايع آمار، سا
در کل مجعيت کشور با تعداد فواريان از منز در جممو
نوخ رشد ساالنه 1/34 درصد از 9834 به 2912 طي دهه اخري
رسيده است. توزيع فواواني سع فوار نيز نشان ميدهد
34 تا 81 سادهها با 8/32 درصد بيشرتيع طيف سين فواريان
را تشکيل ميدهند که پس از آهنا نوجوانان 84 تا 14
ساده کشور با 1/32 درصد و 94 تا 42 سادهها با 1/1
درصد قوار دارند.
مهچنني بواساس آمار للل فوار، درگريي با خانواده با
9/12 و اختالف با نامادري يا ناپدري با 1/34 درصد در
رتبههاي خنست قوار دارند و للل ديگو مهچون بدسوپوسيت،
دوستان و ... رتبههاي فقو مايل، بي سوپوسيت، اغفا
بعدي را به خود اختصاص ميدهند.
نتايج بدست آمده از پژوهشي نشان داده است که 39
درصد از دخرتان فواري از موقعيت اجتمالي و خانوادگي
خوبي بوخوردار نبوده و با ايع کار مي خواسته اند به
آرزوهاي خود دست يابند. بواساس نتايج حاصله از ايع
حتقيقات 21 درصد از دخرتان فواري از فوارشان نتيجه
مثبيت نگوفته اند.مهچنني از نظو حتصيالت 21 درصد آنان
توک حتصيل کوده اند(خربگزاري سينا, 14 آبان، 8384) .
بو اساس حتقيقي که بو روي 244 دخرت, با سابقه فوار
که 28 نفو از آهنا در اماکع لمومي، 21 نفو در از منز
مواکز بازپووري دخرتان هبزيسيت و 21 نفو در زندان ها
هبزيسيت للوم دانشگاه پژوهشي معاونت مهکاري با
توانبخشي صورت گوفته، 23 درصد دخرتان فواري در هفته
مورد تعوض قوار مي گريند, 3/29 درصد ايع دخرتان او
سابقه داراي درصد 33 فوار، از پس دستگريي سابقه
گوخينت، 11 درصد سابقه حتويل به مواکز هبزيسيت و 1 درصد
سابقه زندان دارند. بيش از نيمي از ايع دخرتان با
مدت فوار، تقويبا و يا سوپناه در طو هدف کسب پو
هو روز ارتباط جنسي بوقوار مي کنند، 1/8 درصد ايع
دخرتان ارتباط جنسي هم با مودان و هم با زنان را ذکو
کوده اند و تعداد شوکاي جنسي در دخرتاني که هو روز
ارتباط جنسي دارند حداقل يک و حداکثو 24 نفو است.
9/38 درصد ايع دخرتان بدون داشنت هيچ بونامه اي بواي
تامني خمارج و 21 درصد بدون داشنت هيچ سوپناه مشخصي
مي بواي سکونت پس از فوار (حداقل شب ها) از منز
از پو بوداشنت با دخرتان ايع درصد 2/18 گويزند،
منز ، 1/22 درصد کار کودن، 1/8 درصد قوض کودن، 3/1
درصد سوقت، 1/1 درصد خودفووشي، 1/1 درصد خويد و فووش
مواد خمدر و 3/1 درصد زندگي با دوست پسو و يا ازدواج
با آهنا روزهاي پس از فوار را به شب مي رسانند.
ميانگني سين اغلب دخرتان فواري در زمان اودني فوار حدود
1
است(لصو نو، ۳۱ فوورديع ۱۳۱۹). 34 سا
فواري دخرتان مصويف مواد بيشرتيع توياک و هووئني
است. بو اساس حتقيقي که بو روي 228 مددجوي دخرت و زن
ايع درصد 18 از بيش گوفته صورت بازپووري مواکز
دخرتان داراي سابقه التياد هستند که در ايع ميان
هووئني و توياک لمده تويع مواد مصويف بيش از 21 درصد
دخرتان درصد 1/12 دهد. مي تشکيل را فواري دخرتان
فواري هووئني، 1/92 درصد توياک، 14 درصد حشيش و 48
درصد سيگاري هستند. ناسازگاري با وادديع دديل لمده
فوار دخرتان از خانه است. 1/94 درصد دخرتان فواري
1
http://asre-nou.net/1383/farvardin/30/m-dokhtaran.html
ناسازگاري با وادديع، 34 درصد اغفا ، 84 درصد لدم
امنيت در خانواده، 14 درصد وضع نامناسب اقتصادي،
1/24 درصد از هم پاشيدگي خانواده، 1 درصد گوايش به
مسائل احنوايف، 1/24 درصد ازدواج نابسامان، 8/2 درصد
التياد و 1 درصد مشکل رواني دديل توک خانه بوده
است(مهان منبع).
آزارهاي جنسي واقعيت تلخ ديگو دخرتان فواري است.
38 درصد دخرتان فواري توسط الضاي خانواده مورد سوء
دخرتان ايع درصد 88 گريند، مي قوار جنسي استفاده
فواري تنبيه بدني، 3 درصد اجبار به گدايي، 84 درصد
خويد و فووش مواد خمدر و 3/3 درصد رها شدن در خيابان
اجياد مهچنني اند. کوده لنوان منز توک دديل را
حمدوديت، ممانعت از پيشوفت و حتصيل، هتديد به ازدواج
هاي اجباري از مجله مهمرتيع داليل فوار دخرتان از خانه
است. دخرتاني که در خانواده هاي از هم پاشيده و
داراي مشکالتي شامل جدايي وادديع، مشاجوات خانوادگي،
لدم امنيت، رفت و آمد افواد خالفکار، اجبار به تکدي
گوي و خويد و فووش مواد زندگي مي کنند، درصورت
خيابان به جمدد بازگشت بواي زيادي احتما توخيص
دارند( مهان منبع).
وادديع، 21 درصد در فوار دخرتان از خانه مقصوند.
بوخورد نامناسب و ناشايست وادديع با دخرتان دديل 21
درصد فوار دخرتان از خانه است. بو اساس آمار سازمان
بني املللي کار ساالنه 24 ميليارد دالر سود از جتارت و
قاچاق دخرتان و زنان نصيب باندهاي مافيايي مي شود و
بوآوردها بيانگو ايع واقعيت تلخ است که 24 ميليون
نفو از کودکان جهان قوباني ايع جتارت هستند. بو اساس
الالم سازمان ساالنه يک ميليون کودک در جهان روسپي مي
شوند و سازمان هبداشت جهاني نيز مدلي است که 124
ميليون کودک به ويووس ايدز مبتال هستند. بو اساس
الالم سازمان جهاني محايت از کودکان خياباني، 21 درصد
دخرتان فواري روزانه يک يا دو بار مورد سوءاستفاده
جنسي قوار مي گريند و متاسفانه در حبث کودکان خياباني
آنچه مساده دخرتان را از امهيت مضالف بوخوردار مي کند
از را دخرتان فوار مساده که است جنسي جاذبه حبث
دخرتان درصد 21 است. کوده بوخوردار خاصي پيچيدگي
فواري را دخرتاني در مقطع حتصيلي راهنمايي تشکيل مي
دهند، افوادي که سو راه ايع دخرتان قوار مي گريند با
فويب, آهنا را به مواکز فساد کشانده و درآمد سوسام
آوري را از ايع راه نصيب خود مي کنند. ايع استاد
دانشگاه در ادامه به معضل دخرتان فواري به ويژه در
اشاره کوده و اظهار مي دارد: متاسفانه در مناطق دور
از موکز و شهوهاي کوچک خانواده ها موگ را تنها لالج
دخرتان فواري پس از بازگشت به خانه مي دانند.
شهو هتوان بيشرتيع دخرتان فواري را در خود جاي داده
است و حمل سکونت اغلب ايع دخرتان فواري در مناطق پايني
و موکزي شهو است( مهان منبع).
ميزان فوار زنان و دخرتان از نظو فصلي نيز داراي
تفاوت است. بيشرتيع ميزان بووز ايع پديده در تابستان
و فوار دخرتان از خانه در ماه هاي خوداد, تري, موداد
و شهويور از بيشرتيع افزايش بوخوردار است.
بسياري از خانواده ها بواي حفظ آبووي خود, فوار
دخرتان خود را به مواكز قانوني و ذيصالح گزارش مني
را خود فواري زنان درصد 21 از بيش مهچنني كنند.
افوادي بيش از حد حساس و زودرنج, تلقني پذيو, متكي
دانسته اند. 11 درصد نيز خود به غري, افسوده و لجو
را جلباز و داراي تضاد در احساس بوآورده كوده اند و
91 درصد آهنا خود را فاقد دوستان نزديك هستند.
انگيزه هاي فوار
فوار از منز , رفتاري ناهبنجار است كه به داليل و
انگيزه هاي خمتلف صورت مي گريد. فوار ممكع است كوتاه
مدت و مقطعي و يا دائمي و مستمو باشد. در حادت او
ممكع است فود از چند سالت تا چند روز بيشرت, و يا چند
سپوي كند, به خانه يكي از شب را در بريون از منز
بستگان بوود و يا به شهو ديگو لزميت كند. يا به مدت
باشد. طوالني در مهان شهو حمل سكونت خود دور از منز
« ژاك بورسا » فوار را مكانيسمي در جهت يافنت جما
اثبات وجود مي داند. بواي فودي كه در خانه, چنني
فوصيت را نيافته است(رضوي, 1384).
آمار نشان مي دهد انگيزه هاي افواد فواري بو حسب
جنس، سع، حتصيالت و حميط زندگي متفاوت است. اما در
مي توان انگيزه هاي فوار را در 1 گووه کلي زيو جممو
دسته بندي منود:
ادف ر اثبات وجود و جلب توجه ديگوان و اجبار آهنا
بواي اجواي متايالت و خواسته هاي خويش.
ب ر رهايي از هنجارها، فشارها، حتميلها، قيد و
بندها، خشونتها و آزارهاي خانواده و كسب آزادي لمل
در رفتارهاي فودي و اجتمالي.
ج ر جلاجت با خانواده، سلب آرامش و اجياد بدنامي
يا مشكل بواي آنان به جهت لدم تعلق و ددبستگي به
خانواده.
د ر حتت فشار قوار دادن ديگوان بواي حتقق خواسته
هبرت موقعيت و آينده زندگي خصوص در خود هاي
اقتصادي(معتمدي،2384: 232).
بوخي از افواد در مواجهه با موقعيت هاي ناراحت
كننده و شكست زا, آسان تويع راه را كه لقب نشيين يا
فوار است انتخاب مي كنند (نوابي نژاد، 4184).
فوار انوا
گوناگوني از فوار را متخصصان و صاحبنظوان, انوا
مشخص كوده اند. بو اساس حتقيقات اجنام شده در بلژيك
فوار درنظو گوفته اند: بواي 223 فواري سه نو
و چگونگي ارتباط فرار عكس العملي: نشانگو اختال
بني جوان و حميط است. در ايع حادت, از فوار به لنوان
روشي بواي بيدار كودن و هشدار دادن استفاده مي شود.
وقيت نوجوان در خانواده به فواموشي به لنوان مثا
سپوده مي شود و وادديع غوق در فعاديت هاي روزموه
خود هستند.
و جوانان گاهي كردن: زندگي راحت براي فرار
نوجوانان چون خانواده را مانع اجنام بوخي فعاديتهاي
خود مي دانند و مي خواهند آنگونه كه مي خواهند
خودشان خوش باشند, از خانه زندگي كنند و به قو
فوار مي كنند تا به گونه اي ديگو و آزادتو زندگي
كنند.
فرار به خاطر آينده سازي: در ايع حادت, جوان يا
شكل گريي زندگي و ساخنت زندگي به نوجوان به دنبا
گونه اي است كه خود مي خواهد. در ايع وضعيت, مشكالت
بزهكاري به ندرت ديده مي شود.
بيماري از ناشي فوار نولي نوجواني, سنني در
آيد, پديد فود در است ممكع انزواجويانه رواني,
آنچنانكه به گوشه اي رفته و زندگي آرامي را آغاز
كند( به نقل از معتمدي، 2384: 182).
را به حلاظ زماني نيز مي توان فوار دخرتان از منز
به دو حادت فوار کوتاه مدت و بلند مدت طبقه بندي
منود. در فوار كوتاه مدت افواد بعد از مدتي به حلاظ
پشيماني از رسيدن به اهداف خود و يا مهيا نشدن
شوايط و امكانات موردنياز نزد خانواده بو مي گودند
ويل در فوار بلند مدت كه معموال" در نتيجه درگريي هاي
شديد و تنفو بيش از اندازه از خانواده به وقو
پيوسته امكان بازگشت فود بسيار كم است.
به نظو Barthجوانان فواري را مي توان به 8 گووه
تقسيم کود:
مي که خانواده داخل فشارهاي از که 4 جواناني
-
يک حبوان اجياد شده باشد مي گويزند. تواند به دنبا
مانند مشکالت مايل و تغيري در ساختار سوپوسيت خانواده
با نظارت حمدود کننده وادديع.
يا انتظارات بيش از اندازه 2 گووهي که از کنرت
-
وادديع فوار مي کنند.
8 آهنائي که از شوايط سوء استفاده فيزيکي و يا
-
جنسي مي گويزند.
وي مهچنني معتقد است که جوانان فواري را از نقطه
نظو مداخله درماني مي توان به 2 گووه تقسيم کود:
4 آهنائي که جديدً فوار کوده اند و قابل اصالحند.
ا -
2 آهنائي که فوار بوايشان لادي شده و به لنوان يک
-
مشکل تثبيت شده است.
به نظو Ortenو Sollفواري ها با توجه به سطح
بيگانگي بني فوزند و خانواده و درجه اي که فوزند،
فوار را به لنوان پاسخي به شوايط اسرتس آور در خود
درون سازي منوده است، به 8 گووه تقسيم بندي مي شوند:
4 آهنائي که حداقل يگانگي يا تضاد را نسبت به
-
الضاي خانواده دارند.
2 آهنائي که جتوبيات خيباني بيشرتي دارند و در باره
-
بونگشنت به خانه توديد دارند.
8 آهنائي که سع بيشرتي داشته، فوهنگ خياباني دارند
-
و انگيزه اي بيز بواي بازگشت به خانه ندارند.
8194 بو اساس حتقيقي كه بو روي 22 دخرت Homerدر سا
فواري در يك موكز درماني (نگهداري) اجنام داده, فوار
را در دو گووه كلي زيو تقسيم بندي دخرتان از منز
منوده است:
فرار از ( :)Running fromمثل فوار از مشكالت خانوادگي
يا مدرسه. ايع دخرتان در حميط خانه شان دچار مشكالتي
هستند كه بوايشان قابل حل نيست. مهچنني از يك يا چند
نفو از الضاء خانواده شان نيز بواي اينكه نتوانسته
اند مشكلشان را حل كنند لصباني هستند و در هنايت حتمل
فوار ميكنند. آهنا به سوآمده و از منز
فرار به ( :)Running toمثل فوار بواي دستيابي به
روابط رومانتيك, گشت و گذار كودن و امثاهلم. درايع
گووه, فعاديتهايي مثل ارتباط جنسي, مصوف مواد خمدر,
بوده و چون مني سيگار و ادكل در خانه شان ممنو
توانند خود را در خانه ارضا كنند, فوار كوده و به
رنگ مجالت بزهكار در مي آيند. احساس ايع گووه درباره
خانواده شان بي تفاوتي است، و معتقدند كه خانواده
شان با بقيه خانواده ها تفاوتي ندارد و يا الاقل
بنام گووه ايع ديگو نيست. هاي خانواده از بدتو
Pleasure seekerنيز خوانده مي شوند. بو ايع اساس Homer
ا
صوفً پاسخي به ايع نکته را رد منود که فوار از منز
بوده و در واقع نولي درخواست کمک مشکالت دخرت در منز
به دديل است. زيوا فوار بسياري از دخرتان از منز
مشکالت درون خانواده نبوده است.
و مشکالت دديل به که فوارهائي هومو، بنابوايع
مسائل خانوادگي و حميط زندگي پيش مي آيد در گووه
"فرار از" و فوارهائي که به دديل هيجان طليب يا
روي مي دهد در گووه "فرار جذابيت هاي بريون از منز
به" جاي داد. ديکع با تعديل ايع دوگووه مي توان
فوار نو دو هو شامل که بود متصور را گووهي
هستند(اردالن،2384: 324)
مباحث نظري
كجرويهاي اجتماعي
انسان موجودي است اجتمالي و بواي زيسنت و مهزيسيت
از حلظه تودد تا واپسني دم حيات ناگزيو به مهكاري و
سازگاري با ديگوان است زيوا نيازهاي گوناگونش او را
وامي دارد تا با كمك و مهياري ديگوان, موانع و مشكالت
را از پيش پاي خود بو دارد و روز به روز زندگي را
سوق دهد. به سوي كما
دوركيم جامعه شناس معووف فوانسوي, معتقد است: "
اگو از آدمي آنچه را كه در پوتو زندگاني اجتمالي
خواهد نصيبش شده, باز ستانند تا درجه حيوانات تنز
يافت".
و رفتار اجتما در تنها نه شخص توتيب, بديع
خود را نسبت به ديگوان و در ارتباط و با توجه الما
به آنان تنظيم مي كند بلكه در حادت انزوا و تنهايي
خود را به معيار قضاوت ديگوان و نيز رفتار و الما
به اصطالح بو حسب افكار و لقايد لمومي حميط خود مي
سنجد و ارزيابي مي كند.
كجووي اجتمالي به مفهوم رفتاري است كه به طويقي
با انتظارهاي مشرتك الضاي يك جامعه سازگاري ندارد و
بيشرت افواد آن را ناپسند و نادرست مي دانند. در
واقع, هو جامعه از الضاي خود انتظار دارد از ارزشها
و هنجارها تبعيت كنند, اما مهواره لده اي پيدا مي
شوند كه پاره اي از ايع ارزشها و هنجارها را رلايت
مني كنند. جامعه, افوادي را كه مهاهنگ و مهساز با
ارزشها و هنجارها باشند " سازگار" يا " مهنوا" و
اشخاصي را كه بو خالف آهنا رفتار مي كنند " ناسازگار"
يا " نامهنوا" مي خوانند. از ميان افواد ناهبنجار,
كسي كه رفتار ناهبنجارش زودگذر نباشد و ديوگاهي دوام
آورد, كجوو يا منحوف ناميده مي شود و رفتار او را
"احنواف اجتمالي( )Social Devianceيا كجووي اجتمالي مي
خوانند. به بيان دقيقرت, مفهوم احنواف يا کجووي شامل
اجتمالي هنجارهاي با که شود مي رفتاري هوگونه
مهنوائي ندارد (مهدويان,8384: 34).
ال
آسيب هاي اجتمالي اصوً پديده هايي را در بو مي
گريند كه از زندگي مجعي نشات مي گريند. به لبارتي از
مجع بو مي خيزند و بطور كلي آسيب اجتمالي پديده اي
است كه از زندگي گووهي افواد ناشي مي شود و در
وجدان مجعي و باور لمومي مودم, خمل نظم طبيعي جامعه
حمسوب مي شود و با ارزشهاي اجتمالي حاكم در تضاد است
و سالمت جامعه را به خطو مي اندازد و در بسياري از
مواقع با پيگود قانوني مهواه است.
زمان از يك سلسله مسريهاي خمتلف كجوفتاري در طو
لبارتي به و يابد مي تكويع و رشد و گذرد مي
ا ال
كجوفتاري كامً از پيش تعيني مني شود. بلكه غادبً از
يك بوخوردهاي خاص ميان لامل رفتار و وضعيت ها مي
گذرد و در هو وضعييت چند راه خمتلف در بوابو فود قوار
مي گريد كه يكي از انتخاب مي كند.
بوخي از نظويه ها در تبيني كجوفتاري امهيت خاص
اجتمالي قائلند. بديع معين كه اگو بازبيين بواي كنرت
اجتمالي خواه بريوني (پاداش و جمازات) و خواه دروني
(پوخاشگوي, خودخواهي, حوص و طمع) وجود داشته باشد,
شخص موتكب کجوفتاري مني شود (آقاخبشي,2184: 44).
يافته هاي للمي در زمينه كجوويهاي اجتمالي نشان
مي دهند :
4- هو چه لدم پذيوش وادديع نسبت به فوزند زيادتو
باشد و يا مواقبت و محايت بي دديل فزونرت و يا رفتار
تداوم لدم و با نامهاهنگي فوزند نسبت به وادديع
رفتاري مهواه باشد و يا حميط خانوادگي با ناسازگاري
قويع باشد, گوايشات پوخاشگوانه كودك, رو به افزايش
كجوو شدن او فزوني مي گريد. هناده, احتما
2- هو چه تنبيه در دوران كودكي كمرت و استفاده
كجوو شدن فود, ازمنطق وجماب سازي بيشرت باشد, احتما
كاهش مي يابد.
8- گذر از نوجواني به بزرگسايل, چنانچه در حميط
كجوو شدن فود, فزوني مي نامناسيب صورت پذيود, احتما
گريد.
گووه به كه افوادي بواي شدن كجوو احتما 1-
اجتمالي خود يا جامعه كمرت وابسته اند و ارزشهاي
اجتمالي حاكم بو جامعه را كمرت مي پذيوند, بيشرت است.
اجتمالي ضعيف تو باشد, احتما 1- هو چه كنرت
كجووي فزوني مي گريد.
هاي خانواده داراي اجتمالي, كجووان اكثو 3-
پوستيز يا گسسته بوده اند.
1- در خانواده هايي كه سابقه كجووي وجود دارد,
كجووي از سوي سايو افواد, فزونرت است. احتما
دارند, ضعيفرتي مذهيب لاليق كه گووههايي در 3-
كجووي فزونرت است. احتما
9- در مواقع حبواني, چون جنگ, حبوان اقتصادي و تورم
كجووي افزايش مي و حوادث طبيعي و اجتمالي, احتما
يابد.
ميزان كجووي 24- احتماً شدت تنبيه كجوو, در كنرت
ال
نقشي ندارد.
چنانچه به يافته هايي كه حاصل چند پژوهش است نظو
افكنيم و به حتليل آهنا مبادرت كنيم, لوامل بارزي را
شدت خانواده, نقش يابيم. مي تو دخيل ليان به
و فوهنگي نداري و فقو اجتمالي, مذهيب و وابستگي
اقتصادي از آن مجله اند(آقاخبشي,3184: 1-3).
خانواده هاي آسيب ديده را مي توان در چهار دسته
زيو قوار داد:
يا مادي منابع فاقد كه بي كفايت: خانواده
روان شناخيت مؤثو بواي سازگاري با لوامل حبوان زاي
زندگي هبنجار هستند و مني توانند با مشكالت خانوادگي
مقابله كنند.
فقدان دديل به كه اجتماعي: ضد خانواده
هنادينه شدن ارزشهاي اجتمالي، افواد خانواده را به
سوي رفتارهاي نامطلوب تشويق مي كند.
خانواده آشفته: كه با اختالالت رفتاري نظري غريمنطقي
بودن، دلوا، تعارض و... مشخص مي شود و الضاي آن
داراي شخصيت هاي خموب و غريلادي هستند كه فضاي خانه
چنني وادديع مي كشانند. تنش و نزا به را
با درسيت و مطلوب روابط مني توانند خانواده هايي
خود رها فوزندان خود داشته باشند و فوزندان به حا
صحيح نظارت نو هو فاقد آهنا روابط و شده اند
غريرمسي خانواده تضعيف مي باشد و كاركود توبييت و كنرت
شده است. دذا جوانان در مواجه با چنني حميط متشنجي كه
بواي مؤثوي لاطفي و اجتمالي محايت هاي مني تواند
الضاي خانواده داشته باشد، اقدام به فوار از خانه
مي كنند.
خانواده هاي فوزندان ازهم گسيخته: خانواده هاي
ازهم گسيخته نيز به دديل غيبت وادديع به داليل خمتلف
ايع در هستند. مواجه توبييت و لاطفي مشكالت با
خانواده ها فوزندان دچار لصيان و سوكشي از مقورات
ا
خانواده و جامعه مي شوند و لمدتً ناسازگاري، درگريي
با جانشني هاي وادديع پيدا مي كنند كه زمينه فوار
ازخانه را در آهنا تشديد مي كند. مهچنني مشكالت رفتاري
تبعيض، حمدوديت در روابط الضاي خانواده نظري خشونت،
و يا آزادي بيش از حد نيز نقش بسيار مهمي دارند(حميب,
8 مهو 2384 - مهشهوي).
كاركود خانوادة را مي توان در 2 شکل کارکود سامل و
کارکود ناسامل به شوح زيو طبقه بندي منود:
1- كاركرد سامل
لشق مادرانه, كه بدون قيد و شوط نثار مي شود و
رواني كودك را فواهم مي آورد. موجبات استقال
لشق پدرانه, كه به شوط كسب شايستگي فوزند به او
ابواز مي شود. امهيت نقش پدر را در كاركود سامل مي
توان در موارد زيو ديد:
در بازي ها, حتصيالت و روابط -پدر مهواهي فعا
اجتمالي فوزندان است.
-پدر بو اجياد رفتارهاي شايسته در فوزندان نظارت
دارد.
-پدر با اجياد انگيزه, تالش, يادگريي, صرب و مقاومت
از فوزندان محايت لاطفي مي كند.
2- کارکرد ناسامل
لشق مادرانه به فوزند مشووط است به:
-قدرشناسي فوزندان از مادر.
-مطيع بودن فوزند در مقابل مادر.
رفتار پدر مهواه است با :
و بي توجهي پدر به فوزند. انفعا -
- نبود ادگويي از رفتار شايسته بواي نظارت بو
رفتار فوزندان.
- بي قانوني و بي نظمي در انديشه و رفتار پدر.
- پوخاشگوي(كتك زدن, فحاشي كودن, سوزنش كودن)به
فوزندان(رستم خاني, 4384: 114).
روابط متقابل مادر با فرزند: يكي از شاخص هاي
اصلي كاركود سامل خانواده, نقش مادر در خانواده است.
شايد اگو لشق و حمبت مادرانه در حدي باشد كه كودكان
كند و فوزند در را به حلاظ لاطفي و رواني اقنا
مادرانة توجهات نيازمند بزرگسايل و جواني دوران
رواني او موثو افواد ديگو نباشد, در اجياد استقال
خواهد بود. لشق بدون قيد و شوط مادر بواي فوزند
امنيت خاطوي اجياد مي كند كه هوگز نگواني و تشويش از
دست دادن حمبوبيت نزد مادر را خنواهد داشت و طوز تلقي
كودك چنني خواهد بود كه: « آنگونه كه هستم, حمبوبيت
دارم و موردتوجه و مواقبت مادرم قوار مي گريم ».
بواي فود ناتوان(كودك) مهمرتيع نگواني ايع است كه
اگو از او مواقبت نشود و نيازهاي جسمي و رواني اش
تامني نگودد, چه بايد بكند؟ بنابوايع, لشق بدون قيد
و شوط مادر در خانواده, حمكم تويع پشتوانة لاطفي و
رواني است كه كودك مي تواند به اطمينان بوسد كه در
هو شوايطي كسي هست كه نيازهاي جسمي و لاطفي او را
تامني كند و مهيشه از او محايت خواهد كود. چنني تصور و
قضاوتي در مورد واقعيت اجتمالي به امنيت رواني و
التماد متقابل بني فوزند و مادر مي اجنامد. در نتيجه,
موجبات التماد, لزت و احساس توامنندي در نفس و روان
كودك را فواهم مي آورد تا بتواند در مقابل مشكالت
با مناسب هاي حل راه اجتمالي روابط در موجود
هنجارهاي جامعه و توانايي هاي خود بيابد و لملي
كند.
روابط متقابل پدر با فرزند: با توجه به شاخص هاي
كاركود سامل پدر خانواده, به نظو مي آيد كه رابطة
متقابل پدر با مهسو و فوزندان مكمل نقش و مسئوديت
هاي مادر در خانواده است. حمبت بدون قيد و شوط مادر
امنيت خاطوي بواي فوزند فواهم مي كند كه به دنبا
ارتكاب اشتباهات, هيچ احساس نگواني و خطا بواي از
دست دادن توجه و مواقبت هاي مادر به فوزند به وجود
نيايد. اما بواي اصالح و هدايت به سوي رفتاري هبنجار,
پدر به لنوان نقش مكمل مي تواند با مهواهي, رسيدگي و
نظارت بو چگونگي ايفاي نقش الضاي خانواده, فوصيت را
و ها شايستگي كسب بواي فوزندان كه آورد فواهم
حمبوبيت هاي بيشرت نزد وادديع و ديگوان (جامعه) تالش
كنند و جتوبة موفقيت را بياموزند.
بنابوايع, چنانچه در خانواده اي پدر نقش
و سازندة خود را به درسيت ايفا نكند, فوزندان فعا
بالفاصله با خالء, سودرگمي و نبود ادگوي مناسب رفتاري
مواجه خواهند شد كه بواي جربان آن يا مادر مي بايست
نقش دوگانه را ايفا كند و يا فودي بيگانه (معموال"
دوست پسو) جايگزيع نامناسيب خواهد شد.
سخت گريي پدران, الم از اينكه منطقي يا هو نو
غريمنطقي باشد, نزد دخرتان نولي زورگويي و سلطه جويي
تفسري مي شود كه مقاومت, جلبازي و فوار غري مستقيم از
پدر و خانواده را به مهواه دارد.
پوخاشگوي اكثو پدران ايع دخرتان به شكل كتك زدن و
تفكو بو مبتين آهنا توبييت ادگوي و بوده فحاشي
مودساالري و بي توجهي به فوزند دخرت به للت جنسيت
اوست؛ به طوري كه دخرتان را در اجياد روابط اجتمالي
حمدود مي كوده اند و به توك حتصيل و ازدواج حتميلي
وامي داشته اند(مهان منبع: 834).
دخرتان فواري هو يك جدا از اينكه مورد ضوب و
شتم, بي التمادي و رفتارهاي مبتين بو تبعيض و ظلم
قوار مي گريند, شاهد اختالف ها, زد و خوردها, فحاشي
ها و بي توجهي پدر نسبت به مادر خويش نيز كه مهجنس
آهناست هستند. استموار و دوام رابطة سلطه جويانة پدر
با مادر و فوزند دخرت, رفتار پوخاشگوانه و متكي بو
زور بازو در نقش پدري, حكايت از ايع دارد كه ادگوي
حمبت پدرانة آهنا نامهاهنگ, نامنسجم و بي ثبات بوده
كسب راه در دخرت بواي سومشقي توانسته مني و است
شايستگي هاي مورد نظو پدر باشد. به لبارت ديگو در
ايع ادگوي رفتاري, هيچ شوطي بواي جلب حمبت و لشق
پدرانه ديده مني شود كه دخرت خانواده به اميد رسيدن
به آن هدف بتواند تالش كند تا نظو پدر را جلب كند و
حمبت او را به دست آورد. بديع توتيب, كنش پدر در
مقابل فوزندان دخرت ناسامل و داراي كاركود منفي است.
بديهي است كه در چنني وضعييت مني توان رفتار هبنجار و
سامل از فوزندان دخرت انتظار داشت.
منش و جنبه هاي روحي دخرتان فواري در روابط درهم
تنيدة پدر و مادر با يكديگو و با فوزند دخرت شكل مي
گريد. آهنا از ميان روابط متقابل مبتين بو سوزنش, حتقري,
ضوب و شتم, فحاشي, جتاوز جنسي و بي توجهي وادديع يا
سايو الضاي با نفوذ خانواده آموخته اند كه: « مع
بدم و ديگوان هم بدند» و پس از فوار و جتوبة واقعيت
هاي جامعه آموخته اند كه: « مع خومب و ديگوان بدند
».
احساس مداوم ناامين, نگواني و توس از كساني كه در
و است آهنا روزانة جتوبة اند قدرت صاحب خانواده
آموخته اند كه نبايد به كسي التماد كود و بواي دفا
از خود به مهارت هاي كتك زدن, فحاشي, خودآزاري,
فويبكاري و در هنايت فوار جمهز باشند. آهنا قبل از
فوار به نولي درگري يافنت يك حامي هستند كه بتواند
آهنا را دوست بدارد و محايت كند. مثل دوست شدن با يك
يا چند پسو, اما به للت خمادفت وادديع درگريي هاي
خانوادگي شدت يافته و دخرتان نيز به دديل ايع كه
نسبت به موقعيت خود الرتاض آگاهانه داشتند و خود را
مستحق ظلم وادديع مني دانند به قصد رسيدن به رهايي و
آسايش راه «فوار » در پيش مي گريند.
ايع دخرتان خود را در خانوادة حمبوب و حمرتم مني
دانند. نسبت به منبع قدرت در خانواده كه لمدتا" پدر
است و بعد از آن مادر و سپس بوادر, دو گوايش متضاد
« تنفو و لشق » دارند. يعين به للت آسيب هاي روحي,
جسمي و اجتمالي كه از پدر ديده اند, از او متنفوند
و للت مهه بدخبيت و نابساماني خود را پدر مي دانند.
اما وقيت در جامعه رها مي شوند, گوايش به مهزيسيت و
سازگاري با جنس خمادف دارند. در كنار يك مود حيت اگو
محايت قانوني(به صورت ازدواج) نداشته باشند, بيشرت
احساس امنيت و آسودگي مي كنند, از ايع رو مهگي پس از
فوار از طويق آشنايي با يك يا چنديع مود حاضو مي
شوند دست به هو كاري بزنند تا در ساية محايت مودانه
قوار بگريند.
مسلما" ايع دخرتان نياز شديدي دارند كه يك منبع
قدرت قابل التماد از آنان محايت كند. بو اساس ايع
احساس و نياز دروني است كه هو يك خود را به شكلي
تابع و تسليم يك قدرت قابل التماد از ديدگاه خودشان
كوده اند. فوار دخرتان آگاهانه يا مطابق با بونامه
ريزي خودمندانه نيست. آنچه آهنا را وادار به واكنش
مي كند اضطوار و اجبار اجتمالي و رواني است. به مهني
دديل, هيچيك از روشهايي كه اختاذ مي كنند متناسب با
هدف آهنا؛ كه رسيدن به آرامش و امنيت پايدار و مستمو
و حيت از است, نيست. از ايع رو, هو يك بارها از منز
مدهتا و اند, كوده فوار خود پسوهاي دوست منز
سوگودان بوده اند.
بي ثباتي واكنشها, نشان دهندة اضطواب دروني و بي
التمادي آهنا به ديگوان(جامعه) و نيافنت حملي امع و
آرام بواي زيسنت است. پوخاشگوي نسبت به ديگوان و
خودكشي, خودزني و ديگوزني, از نشانه خود, در اشكا
بو مبتين اجتمالي روابط در كه است ديگوي هاي
زورگويي, بي توجهي و اجحاف به حقوق فودي و انساني
آشكار مي شود.
گوايش مازوخيسيت ايع دخرتان آهنا را وا مي دارد كه
آسيب خود به يا و بگويزند حامي يك يافنت بواي
بوسانند(خودكشي) تا از تنهايي رهايي يابند. آهنا مي
خواهند آنگونه كه هستند پذيوفته شوند, طاقت امو و
هني مهواه با خشونت و سلطه را ندارند(مهان منبع: 914).
منش دخرتان فراري: روابط متقابلي كه مبتين بو سلطه
جويي يكي از وادديع در خانواده باشد, به ايع منجو
مي شود كه فوزندان در حميط خانواده احساس ضعف و
حقارت كنند زيوا دائما" زيو سلطه منبع قدرتي هستند
كنند . احساس كه مني توانند در بوابو آن از خود دفا
ناتواني مداوم موجب مي شود كه فود نتيجه بگريد بواي
رسيدن به آرامش بايد اطالت كند و تسليم بشود. زيوا
بو اثو تضاد و ارزيابي هاي سوزنش آميز منبع قدرت
باور كوده كه فودي ناتوان است و بايد بواي تامني
نيازهايش به يك قدرت بوتو بريون از وجود خود مواجعه
كند و با تسليم شدن در مقابل او امكان تصميم گريي و
تفكو را از خود سلب كند. زيوا از جتوبة زندگي ميان
افواد خانواده آموخته است كه پدر يا مادر قدرمتند
هستند و او مهيشه از جانب آنان مورد انتقاد و سوزنش
قوار مي گوفته است.
با قدرمتند فود جويانه سلطه رابطه بنابوايع,
خود در تفكو انفعا است ممكع خانواده در ديگوان
ورزي, تصميم گريي و انتخاب در افواد زيوسلطه را به
وجود آورد. هو فود نوجوان, در صورتي كه مهيشه بوايش
ندانند و تصميم بگريند و خواسته هاي او را معقو
اجازه ندهند كه بينديشد و خوب و بد را تشخيص دهد و
انتخاب كند, در صورتي كه با مشكالت فودي و اجتمالي
مواجه شود, روشهايي را انتخاب خواهد كود كه بيشرت
تابع اضطواب دروني و احساس ناتواني و حقارت است و
متايل دارد از روابط سلطه جويانه بگويزد و به فود يا
حميط اجتمالي اي كه آرامش دهنده و تاييد كننده است
پناه بربد, حيت اگو ايع امنيت و آرامش مهيشگي پايدار و
صادقانه نباشد.
بديع توتيب, فود داراي منش مازوخيسيت بواي رسيدن
به آرامش و فوار از اضطواب دروني, دست به هو كاري
مي زند كه از زيو بار مسئوديت انتخاب و تصميم گريي
شانه خايل كند, حيت اگو ايع كار خودكشي يا پوخاش ساده
باشد(مهان منبع: 134).
وضعيت رواني– اجتماعي افراد فراري
در بورسي وضعيت رواني– اجتمالي افواد فواري دو
مقوده از اختالالت رامي توان مطوح منود: مشكالت موبوط
به دروني سازي) (Internalizingو مشكالت موبوط به بووني
سازي).)Externalizing
مشكالت به مفهوم ايع سازي: دروني مشكالت ادف)
هيجاني يا دروني سازي اشاره دارد. مهچون اضطواب،
احساس گناه، احساس بي ارزشي، تنهايي، تنفو از خود و
افسودگي. در حتقيقات موبوط به بي خامنان ها، بيشرتيع
مشكل دروني سازي گزارش شده، افسودگي است. Kurtzو
مهكاران (4994) به ايع نتيجه دست يافتند كه تقويبا
ً
نيمي از مجعيت بي خامناهنا لالئم واضح افسودگي را نشان
و خامنان بي جوان 28 ا
تقويبً ميدهند.)4992( Maxwell
فواري رامورد مطادعه قوار داد. او به ايع نتيجه
رسيد كه پسوان و دخرتان فواري بواي افسودگي منوات
معناداري بدست مي آورند. ادبته دخرتان منوات منفي توي
Feitelو مهكاران را در مقايسه با پسوان نشان دادند.
(2994) نيز بو اساس مصاحبه با 214 جوان بي خامنان نوخ
لاطفي لمده را حدود 21 درصد و اختال بووز اختال
اسرتس پس از ساحنه ) (PTSDرا 22 درصد گزارش منودند. در
مطادعه آهنا 12 درصد اقدام به خودكشي داشتند كه ايع
بازتاب وضعيت نااميدي بوخي از ايع افواد فواري است.
رفتارهاي به مفهوم ايع سازي: بروني مشكالت ب)
مشكل آفويين اشاره دارد كه توسط حميط، دردسو ساز و
پوخاشگوي. مهچون رفتارهايي و گودد مي تلقي مشكل
نافوماني، اكواه، بازيچه قوار دادن ديگوان و كنش
منايي را شامل مي گودد. در واقع رفتارهاي ضد اجتمالي
مظهوي از بووني سازي هستند. حتقيقاتي كه فاكتورهاي
داراي مهبستگي را با رفتارهاي مشكل آفويع بورسي كوده
اند، نشان داده اند كه فقدان مهارت هاي شناخيت ر
ادگوهاي رشد خطو اي مالحظه قابل طور به هيجاني
ناكارآمد رفتار اجتمالي را افزايش مي دهد. چهار
ويژگي روانشناخيت ديگو رامي توان به ايع لامل خطو
ايگو)(Ego – Control افزود: لزت نفس پايني، فقدان كنرت
بريوني. روش مقابله ) ( Coping styleنامؤثو و كانون كنرت
عزت نفس پايني: ايع مفهوم به احساس منفي از خود
يا احساس حقارت اشاره دارد. بسياري از حتقيقات مشخص
ساخته اند كه جوانان بي خامنان و فواري لزت نفس
Kurtzو مهكاران (4994) گزارش دادند كه پاييين دارند.
بيش از 21 درصد از منونه مورد مطادعه آهنا لزت نفس
پايني را نشان دادند.
ايگو كنرت فاقد كه افوادي ايگو: كنرتل فقدان
هستند قادر به تسلط كايف بو تكانه هاي خود نيستند.
المادشان به شدت حتت تأثري نيازهاي اساسي و غوايزشان
ال
ناكايف ايگو معموً به صورت رفتار مي باشند. كنرت
تكانشي و بي قواري ابواز مي گودد.
مقابله نامؤثر: مقابله نامؤثو به صورت بي كفاييت
فود در مواجهه با حميط اجتمالي و فيزيكي اش منود مي
يابد. به ويژه وقيت كه مي كوشد با موقعيتهاي اسرتس
آور دست وپنجه نوم منايد و تكاديف رشدي اصل زندگيش
را حل منايد. روش مقابله اي مسلط، اجتناب از مشكالت و
Van der Pleog and Scolte فوار از موقعيتهاي دشوار است.
(1994) به ايع نتيجه رسيدند كه حدود 13 درصد از
جوانان بي خامنان و فواري روش مقابله اي معمودشان مهني
روش بوده است. به لالوه سوء مصوف مواد و ادكل نيز
شيوه هاي اختصاصي اجتناب از واقعيت و كاسنت از جنبه
هاي هيجاني زندگي آهنا مي باشد.
بريوني كانون كنرتل بريوني: افواد داراي كانون كنرت
للت رفتارهايشان را به لوامل حميطي اسناد مي دهند
, .) Rotterايع افواد معتقدند هيچ قدرتي ندارند (3994
تا بو زندگي يا شوايط خود اثو بگذارند. بلكه زندگي
آهنا به وسيله سونوشت تعيني مي گودد ، ايع نگوش ويژگي
بسياري از جواناني است كه در طي زندگي خود مشكالتي
را جتوبه كوده اند در حاديكه نتوانسته اند آهنا را حل
منايند . )4991( Van der Pleog and Scolteدر مطادعه خود
دريافتند كه بسياري از جوانان فواري كانون كنرت
بريوني دارند.
ا
ادگوي رفتار ضد اجتمالي كه غادبً در جوانان بي
خامنان ديده مي شود لبارتند از احنواف, سوء مصوف ادكل
و مواد، رفتارهاي مشكل آفويع جنسي و فحشاء، قوباني
شدن و مشكالت مدرسه اي. مهواره ايع حبث مطوح است كه
موارد فوق لامل مؤثو بو فوار هستند يا پيامد فوار.
)4992(Sharlin, Mor-Barakدو رويكود را در زمينه فوار
مطوح كوده اند كه به شوح زيو مي دخرتان از منز
باشند :
1- رويكرد انگيزشي ()Motivational approach
در رويكود انگيزشي كه توسط Whiteمطوح شده است,
رفتارهاي انسان با هدف تامني نيازهاي فيزيودوژيك,
رواني و اجتمالي اجنام مي گريد و لالوه بو ايع به طور
مهزمان با دوري گزيدن از چيزي و جذب چيز ديگو شدن,
انگيزش فود مناد پيدا مي كند.
2- رويكرد شخصييت ()Personality approach
بواي توضيحي لنوان به شخصييت خصوصيات به توجه
بو مبناي دو رويكود اصلي قوار رفتار فوار از منز
دارد :
ادف- رويكودي كه فوار را به لنوان يك نشانه لصيب
( )Neurotic symptomمي بيند.
داخلي و خارجي ب- رويكودي كه بو ارتباط بني كنرت
( )Internal and external ontrolو فوار تكيه مي كند.
خارجي" لبارت است : ناتواني در " لدم وجود كنرت
تاثري گذاري بو وقايع خارجي يا مقاومت كودن در بوابو
آهنا دخرتاني كه درايع جزء تقسيم بندي قوار مي گريند.
آهنايي هستند كه خود را ضعيف مي پندارند و راحت تو
داخلي" حتت تاثري قوار مي گريند. " لدم وجود كنرت
لبارتست از: وجود تكانشوري، لصباني شدن, لدم قضاوت
و احساس درماندگي.
در بو اساس حتقيقات Levantalهو چقدر ميزان كنرت
دخرتان كمرت باشد. متايل آهنا به رفتارهايي كه بيان
كننده نااميدي هستند (مثل فوار) بيشرت مي شود. به
خارجي و داخلي مي توان بواي نظو وي از ميزان كنرت
فوار كوده اند و آهنايي كه متايز دخرتاني كه از منز
نكوده اند استفاده كود.
كانون كنرتل ()Locus of control
ريشه ايع اصطالح در تئوري يادگريي Rotterاست. فود
به را اتفاقات و لواقب داخلي كانون كنرت داراي
لملكود خودش نسبت مي دهد. ويل فود داراي كانون كنرت
خارجي لواقب و اتفاقات را به فاكتورهاي خارجي مثل
شانس, خوشبخيت, نريوهاي ماوراء طبيعه, توانايي سايو
مودم و امثاهلم نسبت مي دهد( Mor-Barakو .)4992 ,Sharlin
مفهومي است كه در چند نظويه روان شناخيت نقش كنرت
مهمي دارد, مانند تئوري درماندگي آموخته شده ارائه
اجتمالي يادگريي تئوري (1194), Seligman توسط شده
ارائه شده توسط )4911( Rotterحتليل اسنادي انگيزش و
هيجان ارائه شده توسط )4933 (Weinerو تئوري خود
ارائه شده توسط .)4911( Bandura كارآمدري
پذيو مي نامد كه )4911( Seligmanرويدادي را كنرت
پاسخ هاي ارادي شخص بو نتيجه آن رويداد اثو بگذارد.
وي حتليل خود را از طويق يك رويكود رياضي توضيح مي
پذيوي را تابعي از دو پارامرت مي داند. دهد و كنرت
يك رويداد وقو اودني پارامرت موبوط است به احتما
هنگام اجنام يك رفتار ارادي معني. پارامرت دوم موبوط
رويداد در غياب لمل مزبور. با وقو است به احتما
پذيو است كه توجه به ايع دو پارامرت رويدادي كنرت
آن در حضور و غياب پاسخ مورد نظو مساوي احتما
بني كه دارد وجود وقيت كنرت فقدان معهذا, باشد.
رفتارها و پيامدها وابستگي وجود نداشته باشد ايع
امو مي تواند به نقايص انگيزشي, هيجاني و شناخيت
منجو گودد. ايع نقائص قابل تشخيص است. چنانچه فقدان
منجو به درماندگي آموخته شده شود حاديت شبيه كنرت
ناپذيوي مهچون از دست افسودگي روي مي دهد. جتارب كنرت
دادن فود مورد لالقه, مي تواند منجو به انتظار كنرت
ناپذيوي رويدادهاي آينده گودد. ايع انتظار منجو به
درماندگي آموخته شده و افسودگي مي گودد(به نقل از
اردالن،2384: 49).
در حتليل اسنادي انگيزش و هيجان Weinerمفهوم كنرت
ارزيابانه بني فودي دارد. پذيوي نقش اساسي در الما
او فوض مي كند كه واكنشهاي مشاهده گو نسبت به كساني
كه شكست, بيماري يا نياز به كمك را جتوبه مي كنند,
پذيوي ادارك شده للل ايع رويدادها, ا
لمدتً توسط كنرت
ناپذيو مهچون تعيني مي گودد. اسناد شكست به للل كنرت
نداشنت توانايي, منجو به توحم, كمك رساني و تنبيه
كمرت مي گودد.
Banduraجنبه هاي خمتلف خود ( )Selfرا كه بو خود
تنظيمي ( )Self- regulationاثو مي گذارد, بورسي كوده است.
پژوهش او اثوات باورهاي خود كارآمدي يا انتظار فود
از توانايي وي در اجنام يك تكليف معني را بيان مي
بگريد, لهده به را خاصي فعاديت اينكه كسي منايد.
بكوشد تكليف خاصي را اجنام دهد, يا بواي رسيدن به
هديف خاص تالش منايد, بستگي دارد كه تا چه حد باور
دارد در اجنام چنني المايل كارآمد خواهد بود. به لبارت
ديگو, اگو فود باور داشته باشد كه بو رويدادهاي
دارد, آنگاه خواهد كوشيد كه بواي رسيدن آينده كنرت
منايد. را الما به پيامد مثبت آن, كنرت
يادگريي نظويه چهارچوب در شده اجنام پژوهشهاي
ا
اجتمالي Rotterاساسً با شوايطي كه منجو به كنرت
ناپذيوي مي گودد موبوط نيست, بلكه پيامدهاي روان
شناخيت باور فود به اينكه مي تواند يا مني تواند بووز
كند, حمور كار است. وي مي گويد فود رويدادها را كنرت
ً
وقيت رويداد را مهايند با رفتار يا ويژگي هاي نسبتا
دروني دارد, پايدار خويش ادراك مي كند, كانون کنرت
بريوني با التقاد به اينكه در حايل كه كانون كنرت
تقويت مهايند با لمل نيست, مشخص مي گودد.
ايع مفهوم اشاره بو ايع دارد كه فود تا چه حد
باور دارد مدد ( )Reinforcementدر نتيجه رفتار خود وي
مي پيوندد. لوامل موتبط با انتظار مدد, به وقو
" بريوني" و " دروني" ناميده مي شود. به لبارت كنرت
دروني به ادراك رويدادهاي منفي يا ديگو, كانون كنرت
خود فود و دذا حتت كنرت مثبت به لنوان نتيجه الما
شخصي خود او اطالق مي گودد. در مقابل, كانون كنرت
بريوني به ادراك رويدادهاي مثبت و يا منفي به صورت
ناموتبط با رفتار خود فود در موقعيت معني و دذا خارج
شخص اشاره دارد. به لنوان يك قالده كلي, مي از كنرت
به صورت تابعي از انتظار توان گفت متغري كانون كنرت
مدد در يك موقعيت خاص بو رفتار تاثري مي گذارد ( Hjelle
.)4992 ,and Ziegler
پژوهش هاي متعددي كوشيده اند ارتباط كانون كنرت
را با متغري هاي شخصييت خمتلف ارزيابي منايند. كانون
بريوني با قدرت ايگو( )Egoپايني و سازگاري شخصي كنرت
ضعيف مهبستگي نشان داده است. افواد داراي كانون كنرت
بريوني, خودپذيوي كمرتي ( )Self-Acceptanceرا در مقايسه
دروني نشان مي دهند. از با افواد داراي كانون کنرت
روي بريوني, كنرت كانون داراي افواد ديگو, سوي
تكاديف رشدي رواني- اجتمالي ضعيف تو لمل مي كنند.
بريوني با به طور كلي به نظو مي رسد كانون كنرت
ويژگي هاي شخصييت منفي موتبط است, در حاديكه كانون
دروني با ويژگي هاي شخصييت مثبت ارتباط دارد. كنرت
تكانشوري و تامل ()Impulsivity and reflection
ريشه ايع مفاهيم در رويكود شناخيت مطوح شده توسط
Kaganجاي دارد. رفتار تكانشي با اقدام به ارضاء
فوري بدون در نظو گوفنت لواقب دراز مدت لمل مشخص مي
و در شود. در حاديكه رفتار با تامل با رفتار متعاد
نظو گوفنت راه هاي جايگزيع و امكان به تعويق انداخنت
ارضاء مشخص مي گودد.
ارتباط بني سع دخرت و " فوار از " مثبت و ارتباط
آن با " فوار به" منفي است. يعين هو چقدر سع دخرت کمرت
باشد " فوار به" و هو چه سع او بيشرت باشد " فوار از
" بيشرت ديده مي شود. هو چقدر دخرت جوان تو باشد.
رفتارهاي تكانشي بيشرتي را از خود نشان مي دهد. به
لبارتي ديگو, دخرتان جوانرت توانايي كمرتي در كنرت
خواسته هاي خودشان دارند و مني توانند ارضاء شدن خود
را به تعويق بيندازند, به مهني جهت توسط حموك هاي
خارجي گوفتار مي شوند( Mor-Barakو .)4992 ,Sharlin
هيجان خواهي ()Sensation Seeking
جويي در احساسات و کسب جتارب از نيازهاي تنو
اساسي آدمي است, بطوريكه بعضي ها حيت خطو هم مي كنند
تا به چنني جتوبه هايي دست يابند. در ايع زمينه مي
توان از متايل فود بواي دست زدن به فعاديت هاي خماطوه
انگيز يا ماجواجويانه, جستجوي جتارب حسي تازه, دذت
بودن از هيجان حتويكات اجتمالي, و اجتناب از كسل شدن
نام بود. بني افواد از حلاظ هيجان خواهي تفاوت هاي
زيادي وجود دارد. به نظو مي رسد هيجان خواهي خصليت
است كه در موقعيتهاي گوناگون از مهساني بوخوردار
است. افوادي كه به گفته خود در يكي از قلمووهاي
ً
زندگي از جتوبه هاي تازه دذت مي بوند, معموال در
مي توصيف ماجواجو آدمي لنوان به را خود زندگي,
كنند. معلوم شده است كه منوه هاي باال در مقياس هيجان
خواهي با تعدادي از خصوصيات رفتاري ارتباط دارد
پوداخنت به ورزشها, مشاغل و يا سوگومي (بواي مثا
خواهي در جتارب جنسي و استفاده از هاي خطوناك, تنو
مواد خمدر) (بواهين و مهكاران, 3184).
تفاوت افواد از حلاظ هيجان طليب در واكنش آهنا نسبت
به يكديگو نيز منعكس مي شود. طادبان هيجان بيشرت ممكع
است طادبان هيجان كمرت را آدم هاي كسل كننده اي
بولكس, يا دارند. حمدودي زندگي كه زيوا بدانند
طادبان هيجان كمرت ممكع است احساس كنند كه طادبان
هيجان بيشرت دست به فعاديت هاي بي مثو و ماجواجويانه
اي مي زنند. ايع نگوشها مي توانند در انتخاب شويك
زندگي امهيت زيادي داشته باشند. طادبان هيجان بيشرت
ال
معموً با افوادي که هيجان خواهي بيشرتي دارند, و
ال
طادبان هيجان كمرت معموً با افواد مشابه خود ازدواج
مي كنند. مهگوني زن و مود از حلاظ ايع خصلت مي تواند
ميزان سازگاري در زندگي زناشويي را پيش بيين كند.
اگو زن يا شوهو منوه بسيار بااليي در مقياس هيجان
لدم خواهي داشته باشد و مهسو منوه بسيار پايني احتما
توافق در زناشويي افزايش مي يابد. ايع مطلب به خصوص
وقيت صادق است كه منوه زن در مقياس هيجان خواهي بسيار
باال باشد. زيوا شايد در خارج از حميط زناشويي بواي
مودان بيش از زنان فوصيت بواي ارضاي هيجان خواهي
وجود دارد. شايد هم گوايش زياده از حد زن به داشنت
جتوبه هاي تازه به ايع للت مشكل آفويع است كه در
زندگي زناشويي طبق انتظارات فوهنگي مود بايد نقش
رهربي را بو لهده داشته باشد(اردالن8384. 83).
اختالالت هنجاري (احساس بي هنجاري و تضاد هنجاري)
لامل ديگوي كه درباره فوار نوجوانان و جوانان از
مورد توجه قوار گوفته است, مشكالت موبوط به منز
فقدان دروني كودن هنجارهاي اجتمالي, احساس بيگانگي
اجتمالي در قادب احساس بي هنجاري و گاه احساس تضاد
هنجاري ناشي از وجود هنجارهاي متضاد است. درايع
زمينه )4991( Van der Ploegبه نقل از Hierو مهكاران
(2994) للت بي خامناني و فوار جوانان را دروني نكودن
احساس موجب هنايتً
ا كه داند مي اجتمالي هنجارهاي
بيگانگي اجتمالي آنان مي شود. بو ايع اساس ايع گونه
جوانان فاقد تعهد و بي قيد بار مي آيند چوا كه فاقد
اجتمالي دروني هستند و از فوآيندهاي جامعه كنرت
پذيوي مطلوبي هبوه نگوفته اند.
مهچنني Grigsbyو مهکاران(2994) به فقدان تطابق ايع
گونه افواد با هنجارهاي موسوم اجتمالي تاكيد مي كند
كه حاصل فوآيند لدم پيوستگي اجتمالي است. ايع روند
خبصوص در طي حوادثي چون خشونت و طالق در خانواده,
اخواج از حميط هاي خمتلف مدرسه, خانواده, كار و ...
صورت مي گريد كه با از دست دادن هو چه بيشرت محايت
اجتمالي از فود مهواه است. به طوري كه روند مستمو از
دست دادن ايع محايت منجو به انزواي اجتمالي و رانده
شدن فود از حميط اجتمالي مي شود.
با توجه به رويكود روانشناسانه، ددبستگي نيز للت
اساسي فقدان بستگي اجتمالي و دروني نكودن هنجارهاي
اجتمالي, حميط خانواده و وادديع كودكان هستند كه به
بو را كودكان بنياني رواني نيازهاي كايف اندازه
نياورده اند. چوا كه طوحواره هاي شناخيت كه در كودكي
شكل مي گريد. احساس بستگي با افواد ديگو را تنظيم مي
كند. در ايع زمينه, طوح هاي منفي ددبستگي به ويژه
است و موجب گشته تا داراي ماهيت جدايي و انفصا
آنان مهواره نسبت به ديگوان, اجتمالي و سازمان هاي
اجتمالي احساس خصومت و دمشين منايند (8991 ,Tatecchio et al
به نقل از 7991 ,.)Van der pleog
گوفته صورت جتوبي هاي بورسي در است ذكو قابل
به ويژه در ايوان به درباره فوار دخرتان از منز
وفور به احساس تضاد هنجاري از سوي دخرتان اشاره شده
ها ارزش سالئق, دخرتان, از بسياري چنانكه است.
وهنجارهاي متفاوتي از خانواده هاي خود در زمينه حنوه
اند داشته ... و پسوان با دوسيت آرايش, پوشش,
(اردالن, 4384). هم چنني در حتقيق مذكور فقدان تعهد و
بي قيدي ناشي از لدم دروني كودن هنجارهاي مطلوب
اجتمالي در قادب تصوراتي مبين بو " داشنت خوشي هايي
پيش مي آيد" كه دخرتان فكو مي كودند در بريون از منز
بارز است.
تئوري رانده شدن ()Push out
(1994) بعد از بورسي ايع ديدگاه توسط van der ploeg
مطادعات متعددي كه بو روي فوار جوانان صورت گوفته,
ارائه شده است. در اغلب ايع حتقيقات مشاهده مي شود
كه فوار فوآيندي موحله به موحله است و نوجوانان و
جوانان بعد از طي مواحل خمتلف بدان اقدام مي كنند.
خانواده در ايع مورد نقشي اساسي دارد زيوا از يك سو
واجد تضاد, درگريي, كودك آزاري, پوخاشگوي و كشمكش
است و از سوي ديگو در آن فوزندان از محايت احساسي و
اجتمالي و امنيت اساسي بوخوردار نيستند. در مورد
چگونگي پوورش كودكان امهيت ابعاد "بستگي بني وادديع و
فوزندان" و " راهنماي رفتاري" در خانواده كه بچه ها
آن را از وادديع خود اخذ مي كنند, حائز امهيت است.
هو يك از ايع ابعاد داراي دو قطب است. بعد بستگي
احساسي بني وادديع و فوزندان داراي قطب هاي پذيوش و
طود( ) Rejection & Acceptanceو بعد راهنماي رفتاري که
و خودمداري است. خود نيز داراي دو قطب كنرت
نشان فواري جوانان روي بو گوفته صورت حتقيقات
ً
داده است كه قطب هاي منفي هو يك از ايع ابعاد قويا
در خانواده جوانان مذكور يافت مي شود. بطوريكه طود,
پوخاشگوانه وادديع نسبت به فوزندان در غفلت و كنرت
خانوده ايع جوانان قبل از آنكه فواري شوند مشاهده
مي شود. نكته مهمي كه بايست بدان توجه شود آن است
كه ايع گونه رفتارهاي آسيب زاي پوورشي در خالء اتفاق
ا
مني افتند. بلكه قويً موتبط با ديگو مسائل خانواده
نامطلوب, امكانات اجتمالي, و اقتصادي منزدت مثل
و اجتمالي انزواي وادديع. التياد بيكاري, فقو,
حبواهناي خانوادگي غري قابل كنرت , طالق, خشونت و كودك
آزاري و غفلت در خانواده است. ايع وضعيت نامطلوب در
خانواده منجو به آن مي شود كه بچه ها از خانواه طود
ا
شوند و هنايتً از خانه بريون انداخته شوند. مهزمان با
ايع دوران مصيبت بار در خانه, مدرسه نيز بواي اغلب
بچه ها سوشار از مشكالت است. توفيقات حتصيلي آنان
اندك است و ارتباطات با مهساالن و معلمانشان معضالت
بسياري را هبمواه دارد. بطوريکه مدرسه بواي كودك غري
جذاب بوده و بالث مي گودد كه وي به كوات از آن
بگويزد. پيامد ايع امو آن است كه شاگودان از مدرسه
اخواج شده يا بريون رانده شوند. در چنني شوايطي است
كه فود احساس مي كند مهچنانكه از خانه طود شده,
مدرسه نيز به گونه اي ديگو وي را طود كوده است.
مي پيوندند. مهني فوآيند در حمل كار نيز به وقو
ايع بدان للت است كه ايع افواد جوان هستند و داراي
سومايه هاي فوهنگي و حتصيالت اندكي مي باشند.
توجه به شبكه اجتمالي ايع افواد نيز مهم است.
چوا كه ايع شبكه تكه تكه شده و خود مي شود. شبكه
اجتمالي( )Social Networkلبارت از روابط فيمابيين است كه
دارد و داراي فودي معني با ديگو افواد در اجتما
ويژگي هايي قابل تشخيص است. ايع ويژگي ها لبارتند
از :
توكيب اندازه, شامل شبكه ساختاري ابعاد 4-
فواواني بوخورد و ثبات.
2- ابعاد كاركودي و تعاملي شامل روابط متقابل و
دوجانبه صميميت و توك.
زمينه در فواري افواد مورد در اجتمالي شبكه
و مادي احساسي, اجتمالي, محايت خمتلف كاركودهاي
اطاللاتي نقش مهمي در بقاء فود دارد. جوانان فواري و
بي خامنان داراي شبكه اجتمالي چندان قوي نيستند و در
محايت بواي بقاء نيز بي هبوه اند. نتيجه از انوا
چنانكه مطادعات متعدد نشان مي دهد, اندازه كلي شبكه
اجتمالي ايع گونه افواد بندرت به 3 نفو مي رسد.
بديع توتيب رفتار نامطلوب فود كه نتيجه جامعه پذيوي
نامطلوب وي در حميط خانواده و مدرسه است، موجب تقويت
ا
مكانيزم هايي مي شود كه هنايتً موجب رانده شدن و طود
وي از سوي متام حميط هاي اجتمالي مي گودد. چنانكه
خويشاوندان و دوستان سابق از ايع افواد كه اكنون
نامطلوب به نظو مي رسند فاصله مي گريند. در چنني
وضعييت حيت سازمان هاي حوفه اي و ويژه كه مسئوديت
حفاظت و نگهداري آهنا را بو لهده دارند و بديع منظور
اجياد شده اند نيز آهنا را افوادي غري قابل اصالح مي
پندارند. با طود از سوي حوزه هاي خمتلف زندگي كه
بواي بقاء فود مهم مي منايند, جوانان مسئله دار بيشرت
منزوي مي شوند و در مقابل ساختارهايي كه زندگي شان
را احاطه كوده است, احساس بي قدرتي و درماندگي مي
كنند.
بايد توجه داشت كه مطادعات صورت گوفته در ايع
زمينه نشان داده اند تارخيچه خانوادگي بعنوان مهم
تويع متغري للييت مطوح است, چوا كه فوآيند طود و
از هم رانده شدن از آجنا آغاز مي شود و نقطه شوو
گسيختگي و ويواني زندگي فود است.
توجه در بورسي لوامل موثو بوفوار دخرتان از منز
به دوران مدرسه و بورسي متامي شبكه اجتمالي فود مهم
است. چوا كه از بني رفنت و تضعيف شبكه اجتمالي بالث
مي گودد انعطاف و قدرت رواني فود بيش از پيش درهم
شكسته شود. بطوريكه قدرت مقابله و شكسنت چوخه مذكور
توسط دخرت از ميان مي رود و بالث مي گودد وي هو چه
بيشرت از سوي جامعه رانده شده و منزوي گودد.
(Disaffiliation and تئوري عدم پيوستگي و پيوستگي جمدد
)reaffiliation
للل درباره گوفته صورت مطادعات از بسياري در
فوار, بو لدم وجود پيوستگي بني الضاء خانواده و مهچنني
ايع از است. شده تاكيد اجتمالي هاي شبكه سايو
ديدگاه لدم وابستگي نولي دژ كاركود اجتمالي است.
فقدان و يا ضعف روابطي كه فود را به سايو افواد و
هم چنني شبكه اجتمالي موتبط مي سازد, درايع خصوص مهم
است. لدم ثبات خانوادگي موجب فقدان جامعه پذيوي
ا
مطلوب گشته و هنايتً منجو به انزوا و كناره گريي
اجتمالي مي شود (3991 ,.)Jakson-willson and Borgers
بسياري از مطادعات صورت گوفته در ايع زمينه بو
فقدان پيوستگي لاطفي در خانواده و شبكه هاي اجتمالي
بو جلوگريي از فوار تاكيد كوده اند. از ايع ديدگاه
خانواده ممكع است بواي الضاء خود آسيب زا باشد و
ا
كاهش و هنايتً " قطع بستگي " با آن ممكع است يك
انتخاب آگاهانه باشد تا آنكه يك فوصت از دست رفته
تصميمي لنوان به تواند مي واقع در شود. قلمداد
شجالانه بواي توك موقعيت آسيب زا مد نظو باشد( Ropers
4891 )1988, Mitchell 1987, Bachrachبا توجه به ايع ديدگاه
Grigsbyو مهكاران (2994)مديل ارائه داده اند كه در آن
بي خامناني فوآيندي اجتمالي انگاشته مي شود. بطوريكه
مي پيوندد و لملي ناگهاني نيست. در طي زمان بوقو
از نظو آنان فوآيند " لدم پيوستگي و پيوستگي جمدد"
هستند. در ابتداي مفاهيمي اصلي در درك ايع موضو
امو افواد با حوادثي نظري اخواج از حميط هاي خمتلف
(مدرسه, خانه, كار و ...) از دست دادن كار, طالق,
خشونت در خانواده و از دست دادن محايت اجتمالي مواجه
مي شوند. ايع موارد بالث مي شوند اندازه شبكه هاي
تقليل يافته و كاركودهاي خود را از اجتمالي آنان
لادي جدا گودد. دست دهد و فود هو چه بيشرت از اجتما
بطوريكه روند مستمو از دست دادن محايت احساسي و مايل
منجو به انزواي اجتمالي مي شود و فود از حميط خود
" مكانيزم مسائل, با ايع مهزمان گودد. مي رانده
پيوستگي جمدد" نيز بكار مي افتد. بسيار اتفاق افتاده
است كه افواد وقيت احساس اضطواب و توس مي كنند اغلب
توجيح مي دهند با گووه هايي بسو بوند كه آهنا هم
تنها هستند و داراي اشرتاكاتي با آهنا هستند. پيوستگي
با ديگواني كه مسائلي مشابه دارند, اضطواب را كاهش
مي دهد. بديع توتيب افواد سعي مي كنند كه پيوندهاي
از دست داده شده خود نظري خانواده, دوستان و ... را
با روابط اجتمالي جديدي از افوادي مشابه خود توميم
منايند. در ايع مورد خود پنداره ( )Self- conceptفود از
طويق مقايسه اجتمالي ( )Social comparisonتقويت مي شود
كه با هنجارهاي موسوم اجتمالي نيز مطابقت ندارد و
مهچنني با ديگو افواد بي خامنان يا فواري مهذات پنداري
( )Identificationصورت مي گريد و منجو به رفتار, نگوش ها
و نقش هايي غري سنيت مي شود(به نقل از ازدالن،2384: 21-
41).
تئوري بستگي اجتماعي ()Social bond Theory
به نقل از )4993( Schaffner ,Hisrchiدر تئوري بستگي
اجتمالي بيان مي كند كه احنواف در نوجوانان زماني
روي مي دهد كه اتصاالت يا بستگي هاي روحي, لاطفي و
روانشناخيت نوجوان با جامعه ضعيف شده يا قطع شده
باشد. O’Neillنيز تئوري تعهد ( )Covenant theoryرا بواي
بيان ارتباطي كه بايد در يك خانواده وجود داشته
باشد. پيشنهاد مي كند. در واقع در حبث فوار از منز ,
تعهد اجتمالي شكسته شده است. اما للريغم ايع از هم
گسيختگي به نظو مي رسد نوجوانان در بوابو فوار از
مقاومت مي كنند و فوار آخويع انتخاب بواي آنان منز
فوار است. به لبارت ديگو آهنا سعي مي كنند از منز
نزا يا خشونت مقابل در دديل مهني به نكنند.
قوانني كنند مي سعي و دهند مني پاسخ واددينشان
خانواده نشكند. در واقع با تصميم به فوار در كشمكش
هستند و توجيح مي دهند كه چهارچوب خانواده را حفظ
پاسخ هاي آخويع پناه منايند. Emersonدر بيان موضو
( )Last resort responsesاظهار مي كند كه ايع پاسخ ها
زماني روي مي دهند كه فود از متام راه حلهاي ممكع
خسته و نا اميد شده باشد. در زمينه فوار از منز
نيز بواي نوجواناني كه در خانواده هاي مشكل دار بسو
مي بوند و راه حل مشكالت در خانواده آهنا به جاي حبث
آرام در هنايت درگريي و خشونت است, فوار " آخويع
راههاي جايگزيع است ممكع چند هو باشد. مي پناه"
وي ويل باشد, داشته وجود نوجوان بواي نيز ديگوي
هيچگونه ايده يا اطاللي از آهنا ندارد.
يكي از ذهنيت هاي شايع درباره نوجوانان فواري
ايع است كه احنواف آهنا غري قابل اصالح است. در حاديكه
كشمكش آهنا با خود بواي فوار نكودن و مهچنني متايل به
بازگشت در بسياري از آهنا, خالف آن را نشان مي دهد.
به كه متايلي دديل به نوجوان دخرتان از بوخي حيت
ارتباط جمدد به واددينشان دارند دچار درگريي لاطفي بني
بازگشت به خانه يا بازنگشنت مي شوند.
بووز در را مهمي نقش خانواده گسيختگي هم از
ايفا مي كند. در خانواده از هم رفتار فوار از منز
كه حملي هستند يا جستجوي فود در فوزندان گسيخته
احساس امنيت منايند. نيازي که در بسياري از فواريان
مشاهده مي شود, ارتباط لاطفي, امنيت فيزيكي, تشويق
سخت به آن نياز دارند و و محايت رواني است. چيزي كه
خالء آنوا در خانواده شان احساس کوده اند. به لبارت
تنها راهي بواي جستجوي ارتباط است( ديگو فوار
.)4993 ,Schaffner
تئوري دلبستگي ()Attachment theory
ايع تئوري با رويكودي روانشناسانه به تبيني للت
فوار و بي خامناني مي پودازد. از ايع ديدگاه طوح هاي
شناخيت كه در كودكي شكل مي گريد, احساس بستگي افواد
با ديگوان را تنظيم مي منايد. بطوريكه ايع تصاويو
هاي خمتلف زندگي, در شكل دادن بستگي اوديه در دوران
بستگي افواد با ديگوان مهواره مورد استفاده قوار مي
گريند. طوح هاي بستگي اوديه از طويق نولي احساس در
هاي اوديه زندگي توسط كودك جتوبه مي شوند. هو سا
گاه پوورندگان اوديه انسان (نظري پدر و مادر و ...)
به اندازه كايف ايع نيازهاي رواني بنياني كودك را بو
نياورند. طوح هاي منفي بستگي در وي شكل گوفته و
موجب مي شود وي دچار فقدان احساس بستگي با وادديع و
ا
پوورش دهندگان خود شود, ايع امو خود هنايتً موجب مي
شود كودك دچار فقدان احساس بستگي با ديگوان مثل
شود(2991 ,)Stefandis et al اجتمالي سازمان يا اجتما
حتقيقات زيادي نشان مي دهد نوجوانان و جوانان فواري
داراي چنني گذشته اي هستند كه در آن بارها فقدان
بستگي يا ديگوان را جتوبه كوده اند ( ,Tavecchio et al
8991). وادديع ايع دسته از كودكان آهنا را به طويقي
و حمبت آميز نپوورانده اند و بچه ها را حتت كنرت
انضباط شديد پوورش داده اند, بطوريكه طوح هاي منفي
پيوستگي در آهنا به ويژه با ماهيت جدايي و انفصا
به نسبت مهواره تا است گشته موجب و يافته گسرتش
خود پوورش با دمشين منايند. و احساس خصومت ديگوان
( )Selfبه گونه اي نامطلوب, رفتار فود مهواره چنان
تنظيم مي شود كه در حميط خشع و پو از آزار و طود
بتواند دوام و بقاء خود را حفظ منايد ( ,Van der Ploeg
7991).
نظام به موبوط لوامل (8994) Crespi and Sabatelli
خانوادگي و رشد فودي را در ارتباط با فوار از خانه
مورد بورسي قوار داده اند. در مديل كه آنان ارائه
داده اند, قدرت جوانان بواي رشد موفق فوديشان مورد
توجه قوار گوفته است. از ايع ديدگاه فوار تالشي توام
با تضاد از سويي و اغوا و وسوسه شدن از سوي ديگو
است.
از ايع نظو جوانان با نياز به تفود و جدايي از
خانواده اصلي, در حقيقت هوييت بادغانه را پي مرييزند
مي بنا خود نيازهاي تامني بواي را الزم ظوفيت و
را اي بادغانه مسئوديتهاي و نقشها تا گذارند
واقع در تفود ,)Allison and Sabatellie (3994 بپذيوند
فوآيند فوار رواني است كه در طي آن فود خود را در
رابطه اي خانوادگي, اجتمالي و فوهنگي جمزا و جدا مي
يابد.
تفود بادغانه در درجه اي منعكس است كه در آن فود
هويت بادغانه خود را در مقابل ديگوان تشخيص مي دهد.
ايع بدان معناست كه موزهاي خود در مقابل ديگوان
قابل تشخيص است و به لبارت ديگو " مع" فود در " ما"
قادر به شكل گوفنت نبوده و فود به مهذات پنداري با
ديگوان مني پودازد. بنابوايع فوآيند تفود را مي توان
به لنوان يك فوآيند رشد انگاشت كه از ايع طويق فود
زمينه اي از دانش درباره خود ( )Selfرا در ارتباط با
ديگوان مي سازد. بواي پيشوفت و رشد فودي, هو فود
باشد به گونه اي بايد به طور موفقيت آميزي متعاد
وابستگي و فود) لنوان به (خود خودمداري بني كه
بوقوار سازد. متقابل با ديگوان توازن و تعاد
مشكالت رفتاري جوانان ناشي از نياز آنان بواي كسب
يك هويت بادغانه از سويي و از سوي ديگو نياز به
به توجه با كه است ديگوان با صميمانه ارتباط
ادگوهايي كه مانع آن هستند. اتفاق مي افتد. جوانان
هنگام مواجه با موانعي كه رشد آنان را متوقف مي
دارد كند, دچار اضطواب شديدي مي شوند و بيشرت احتما
كه بواي حل ايع مشكالت اقدام به پيشگريي راهها و طوقي
شوند كه مطلوب نيستند. درايع خصوص نكته اي كه بايد
بدان توجه شود. آن است كه فوار از خانه از يكسو
بو خود ( )Selfاست در شوايطي كنرت تالشي بواي الما
هويت الضاء خانواده تالش كه نظام پوورشي بواي كنرت
مي كند واز سوي ديگو مي توان آن را تالشي قلمداد كود
كه فود به كار مي بود تا نياز به حمبت و صميميت را
رفع منايد, در حايل كه ويژگي مهم حميط, در جهت طود او
است.
وقيت سيستم توبييت خانواده متايل دارد كه موزهاي
هويت شخصي افواد را از بني بربد و آن را در خود جذب
مي كند, تضادهايي اجياد مي شود كه هويت جوان را كنرت
ناجبا فود را توغيب به كنرت منايد بطوريكه ايع الما
جدايي ناهبنگام و تضاد با خانواده مي منايد. درايع
وضعيت تالش جوان بواي دگوگون كودن خود و اجياد متايزات
هوييت را مي توان بو نياز به محايت و صميميت مقدم
دانست. به لبارت هبرت, فوار از خانه تالش نوجوان و
بو خود است كه بالث مي شود كنرت جوان بواي الما
پيوندهايش با خانواده گسسته شود.
بنابوايع در صورتي كه هويت جوان از طويق تعامالت
شديد قوار گريد. درون خانواده حمدود شود و حتت كنرت
خويش هويت كسب بواي خانه از وي كه ايع امكان
بگويزد, افزايش مي يابد. در بوخي از موارد وادديع
ممكع است به طور نيابيت از طويق بچه هايشان زندگي
كنند وبه وي فشار آورند كه كارها و اشتغاالت و سبك
زندگي را در پيش گريند كه وادديع خود قادر به دست
يابي به آهنا نبوده اند. به لبارت ديگو, بچه ها ممكع
است بواي در پيش گوفنت نقش ها و مسئوديت هايي در
به صورت خانواده حتت فشار قوار گريند (به لنوان مثا
يك شويك جنسي بواي يكي از وادديع در آيند يا به
لمل معتاد خود و ادكلي وادديع بواي حمافظيت صورت
كنند) كه ايع مسئله بالث مي گودد, فوصت ها بواي
دگوگوني واجياد يك " خود" متمايز حمدود شود.
در متام ايع موارد, للت فوار جوان يا نوجوان تضاد
پوورشي نيازهاي و خانواده سيستم پويايي نو بني
كودكان است. ديگو جواناني كه دست به فوار مي زنند.
قصدشان دست يابي به محايت و روابط توام با صميميت و
بدان در سيستم خانواده شان ميسو نزديكي است كه حصو
داراي فواريان ايع خانواده بنابوايع است. نبوده
تضاد, بي سازماني و آشفتگي , طود و غفلت است.
از نظو )4932( Stierlinايع خانواده ها بچه ها را
قبل از آنكه از نظو مواحل رشد آمادگي داشته باشند
ا
بوون مي رانند. درايع سيستم لمدتً وادديع به مسائل
مي خود مشغودند و يا تعارضات زناشويي خود را دنبا
كنند چنانكه ايع مسائل آهنا را از نيازهاي بچه ها
غافل گودانده و آهنا را مورد طود قوار مي دهد. نتيجه
موارد مذكور, فقدان وجود سوپوسيت حقيقي به لنوان
وادديع, درگريي و ... است. در چنني وضعييت بچه ها ممكع
است غري قابل التماد, پوآزار, شيطان و غري قابل كنرت
انگاشته شوند. نيازهاي پوورشي نوجوان فواري در چنني
با تضاد در راهنمايي و صميميت جهت در شوايطي
نيازهاي وادديع آهنا قوار مي گريد كه ايع تضاد منجو
به جدايي بچه ها از سيستم خانواده مي شود. با توجه
به آنكه ايع جوانان نه مورد توجه و مواظبت قوار مي
گريند و نه خانواده طادب آهناست. درايع صورت ممكع است
آنان در جستجوي جنات در يك فوهنگ فوار ()Runaway culture
باشند تا در آن محايت غري رمسي بيشرتي را از شبكه
اجتمالي دريافت منايند.
در ايع صورت فوار يكي از طوق تفود و كسب هويت
فودي جداي از خانواده است كه بواي دستيابي به يك
خود متايز يافته اجنام مي گريد. جوانان درايع وضعيت در
جستجوي رفع نياز به خودمداري, نزديكي و صميمت هستند
يعين نيازهايي كه در سيستم خانوادگي موتفع مني شود.
بعضي از فواريان آشكارا احساس مي كنند كه جمبور به
فداكودن روابط خانوادگي خود هستند تا به يك خود
كنند فوار مي ديگو بعضي يابند, دست يافته متايز
تانيازهايشان را در زمينه صميمت و نزديكي بو آورند.
درهو دو ايع موارد, جاذبه فوار آن است كه جوان را
كند, در مهان بو خود را الما قادر مي سازد تا كنرت
كه به احساس تعلق دست مي يابد. حا
به طور تناقض آميزي فوآيند تفود و تالش بواي بووز
تضاد ويژگي داراي يافته متايز خود يك ظهور و
اغواشدگي ( )Conflict-inducedاست كه قدرت نوجوان را بواي
لملكود درست در زندگي سلب مي كند. به ويژه ايع
افواد از گسرتش مهارت هاي فودي بواي بوقواري روابط
لدم احساس ضعيف, خودپنداره آهنا حموومند. بادغانه
كفايت و اضطواب داشته و حتويك پذيو هستند. ايع گونه
افواد اغلب دمشين و خصومت و رفتارهاي مبتين بو وابستگي
شديد را از خود نشان مي دهند.
)4912( Goldberyايع دسته افواد را كوته بني و فاقد
حس مهدردي با ديگوان توصيف مي كند كه به سادگي نيز
حتت نفوذ ديگوان در مي آيند. به لبارت هبرت, ويژگي هاي
خانواده فواريان به گونه اي است كه شخصيت فود(در
تناسب با سع او) فاقد رشد و بادندگي بوده و تضاد
ميان افواد در خانواده مانع پوورش سامل وي شده است.
ايع وضعيت, نوجوان را به وضعييت سوق مي دهد كه در طي
آن به ايع باور مي رسد كه هبرتيع راه رفع نياز به
احساس تعلق و صميميت با ديگوان, فوار از خانه است.
زودرس اي گونه به نوجوانان ايع توتيب بديع
خودمدارانه لمل مي كند. ديكع ايع خودمداري به ضور و
هزينه صميميت و ارتباط حقيقي با ديگوان متام مي شود.
نشانه وجود مشكل در از ايع ديدگاه فوار به منز
در موجود ساختار ا
لمدتً آن در كه است خانواده
بواي را مطلوب رشد و پوورشي فوآيندهاي خانواده
جوانان مهيا مني منايد. بازسازي روابط چنانكه تعهدات
مطلوب توي را نسبت به خانواده اجياد كند, قدرت الضاء
خانواده را بواي مالحظه تغيريات و فشار هببود مي خبشد,
ايع مسئله نيز به نوبه خود مي تواند حوكت جوانان را
و كاهش رفتار فوار موجب شود( Crespi به طوف كسب استقال
3991 ,.)and Sabatelli
نظريه آيزنك
آيزنك در نظويه خود معتقد به سلسله مواتيب در
ساختار شخصيت است. بو اساس نظويه وي شخصيت متشكل از
تيپ هاي شخصييت, صفات شخصييت, پاسخ هاي لادت شده و
پاسخ هاي خاص است. وي در حتقيقات خود بواي مجع آوري
اطاللات از روش هاي متنولي مهچون خودگزارشي ( -Self
فود, بيوگوايف از حاصل اطاللات مشاهده, ,)Report
ارزيابي فيزيكي و فيزيودوژيكي و تست هاي روانشناخيت
ا
ليين استفاه كوده است. هنايتً وي به سه بعد شخصييت دست
شامل درونگوايي وبوونگوايي, بعد دوم يافت. بعد او
نشانگو ثبات لاطفي در مقابل بي ثباتي لاطفي (روان
رجنورگوايي) است و بعد سوم نيز سوپوايگو ()Super ego
قوي در مقابل روان پويشي گوايي است. افواد را بو
حسب اينكه در كدام بعد شخصييت قوار مي گريند مي توان
مورد بورسي قوار داد. تيپ بوونگوا داراي صفات هيجان
بودن, اجتمالي بودن, ابواز وجود كننده و طليب, فعا
داراي درونگواي افواد است. دوستانه رفتار داراي
ثبات لاطفي را مي توان بو اساس خصوصيات قابل التماد
و با خلق ثابت بودن, خويشنت دار, دقيق, غري فعا
توصيف منود. از سوي ديگو افواد بوونگواي با ثبات
سوزنده, حساس, پووايي, بي خصوصيات داراي لاطفي
معاشوتي, اجتمالي و رفتار رهربي هستند. در مقابل
افواد درونگواي بدون ثبات لاطفي را ميتوان از طويق
غري بدبيين, ناپذيوي, انعطاف خلقي, كج خصوصيات
ا
اجتمالي, حمتاط و اضطوابي, بازشناخت. هنايتً افواد
بني, خوش فعا , افوادي لاطفي, ثبات بي بوونگواي
تكانه اي, حتويك پذيو, حساس, بي قوار, رفتار هتامجي
هستند. در بعد سوم نيز افوادي كه داراي منوه بااليي
هستند متايل به خودحموري, تكانه اي بودن, بي احساسي
نسبت به ديگوان و خمادفت با آداب اجتمالي دارند و
اغلب پودردسو بوده و به راحيت با ديگوان كنار مني
آيند (2991 ,.)Hjelle and Ziegler
بنابوايع به وسيله بورسي افواد از طويق نظويه
آيزنك مي توان خصوصيات رفتاري و رفتارهاي احتمايل
افواد را تا حدي پيش بيين منود. يعين مي توان رفتار
افواد را در صورت بوخورد با اسرتس و رويدادهايي كه
مستلزم حل مساده و رفتاري انطباقي است, به طور كلي
پيش بيين و يا با آموزش هاي خاص, پيشگريي منود.
نظريه مرتن
موتع نه فقط با يك ديد كلي به حمدوديتهاي جامعه
در تنظيم نياز و آرزوهاي افواد وگووهها مي نگود.
بلكه بيش از هو چيز او هبم خوردن رابطه بني اهداف از
بواي دستيابي به ايع اهداف را يك طوف و وسائل مشوو
در نظو مي گريد. از نظو موتع احنواف در پي تفاوت بني
انگيزه هاي اصلي منبعث از فوهنگ و امكانات حتقق ايع
انگيزه ها بوجود مي آيد, و متذكو مي شود كه ايع
امكانات به قشو افواد وابسته است.
ساختار شكستگي هم در يك آنومي موتع نظو از
فوهنگي است ايع وضعيت وقيت پيش مي آيد كه بني اهداف و
و اجتمالي) ارزشهاي و (نيازها فوهنگي هنجارهاي
امكانات موجود در بسرت هو قشو اجتمالي, تفاوت فاحش
بني وجود داشته باشد. در يك جامعه پايدار يك تعاد
اهداف اجتمالي- فوهنگي و راههاي پذيوفته شده از روي
لامه مودم بواي دستيابي به آن وجود دارد. آنومي وقيت
مي شود كه ايع رابطه متعاد , هبم خبورد. شوو
(مانند فوهنگي اهداف بني وقيت گويد: مي موتع
موفقيت, ثووت) و وسائل تشكيالتي جهت دستيابي به ايع
اهداف (مانند: حتصيالت, دوستان متنفذ و ...) يك لدم
تناسب وجود داشته باشد, در آنصورت افوادي كه در يك
ً
ساختار اجتمالي حتت فشار قوار گوفته اند, احتماال
خواهند احنوايف رفتار ديگوان از بيشرت
داشت(مهدويان،2384: 21).
نظريه كونيگ
كونيگ(3194) تاكيد دارد كه : فقو به تنهايي (بدون
دخادت لوامل ديگو ) بيشرت به لنوان يك لامل ثبات خبش,
در جامعه تاثري مي گذارد. اما اگو در مقابل فقو "
تصويو " يا " قو " آرزوهاي بلندپووازانه ارائه شود.
در آنصورت فقو غريقابل حتمل مي گودد و انسان كوشش مي
و چه غري جماز و كند با مهه ابزار ممكع (چه جماز و مشوو
نامشوو ) از وضعيت فقو بريون آيد در نتيجه رفتارهاي
احنوايف رشد مي كنند. كونيگ ادامه مي دهد. مهني مسئله
در كشورهاي تكامل نيافته نيز مي تواند بكار گوفته
شود. فقو كاالهاي اقتصادي در واقع لاملي نيست كه
توديد آنومي بكند بو لكس يك شكل سنيت و پذيوفته شده
از فقو وجود دارد كه انسان به آن لادت كوده است.
اما شوايط وقيت تغيري مي كند كه از طويق گسرتش وسائل
ً
زندگي ديگو وموفه تو (مثال ارتباط مجعي, تصويو يك نو
با بونامه هاي تلويزيوني...) تا اقصي نقاط جوامع
تكامل نيافته رخنه مي كند. در پي تضاد ايع دو لامل,
نيازهاي بي حد و حصو رشد مي كنند و پس از آن, حوكت
هاي ناگهاني رشد اقتصادي, بسياري از مواقع يك وضعيت
آنومي به شكل يك گمگشتگي فوهنگي جهشي (و از دست
دادن هويت فوهنگي) را در پي دارد كه نه فقط يك
نارضاييت لميق, بلكه لالوه بو آن نا آرامي هاي سياسي
گسرتده اي را بوجود مي آورد(مهان منبع: 11).
نظريه كلوآرد
كلوآرد (3394) بو پايه تئوري تدالي متمايز, معتقد
است كه تئوري آنومي بو ايع پايه هناده شده است كه
و مورد نياز يكسان توزيع ابزار و امكانات معمو
نشده اند, بطوريكه بوخي از افواد در شوايط هبرت قوار
دارند و در نتيجه از موهبات بيشرتي بوخوردارند و
آسانرت به اهداف مي رسند. در مورد احنواف نيز مي توان
به موازات صحبت از هدف وامكانات كود. بديع معين كه
واحنوايف نيز بواي امكان دستيابي به راههاي نامشوو
مهه بطور يكسان مهيا نيست. رفتار احنوايف نظري دزدي
بايد آموخته شود و نياز به يك فوهنگ خاص و زمينه
مسالد دارد تا بچه ها از ابتدا ايع توانايي و نظايو
بياموزند. آنوا از افواد بزرگسا
با ايع وصف, در صورتيكه ايع شوايط مسالد باشند,
شوايط است ممكع شغل, به دستيابي مهانند هم باز
دستيابي به ايع وسيله بواي مهه افواد منحوف و متمايل
, بطور يكسان فواهم نباشد. گوچه به كارهاي نامشوو
مهمرتيع لاملي كه افواد را بسوي احنواف سوق مي دهد.
تعلق به قشو پايني مي باشد. اما اكثو افواد متعلق به
قشو متوسط و باالتو گو چه متمايل به كارهاي احنوايف
باشند بعلت لدم فواهم بودن شوايط و امكانات سازمان
دشواري با احنوايف كارهاي به دستيابي بواي يافته
پائني قشو افواد بواي كه مهانگونه هستند. روبوو
دستيابي به مشاغل مناسب هبرت است. بنابوايع از نظو
كلوارد, لدم امكان دستيابي به وسايل و امكانات, فقط
وقيت به احنواف منجو خواهد شد, كه ابزار و امكانات
در گريند. قوار افواد اختيار در آسان نامشوو
صورتيكه هيچ يك از ابزار و وسايل يعين نه ابزار
وسايل و ابزار نه و ارزش با اهداف به دستيابي
فواهم باشند, شخص به كارهاي منفعالنه كارهاي نامشوو
نظري ودگودي, التياد و ادكل روي مي آورد.
نكته مهم در نظويه هاي موتع و كلوآرد آنست كه
در بني الضاء قشو پايني و فقري بيشرت كارهاي نامشوو
در يك جامعه انوا جامعه روي مي دهد. در لني حا
ديگوي از احنوافات وجود دارد. گاه بوخي از كارهاي
به طور مشوو احنوايف در قادب موازيع و قوالد مشوو
روي مي دهند. اگو كسي حقوق و لالئقش مورد تعدي قوار
كننده مواجعه منايد. گريد, مي تواند به سازماهناي كنرت
كننده وجود نداشته در صورتيكه چنني سازماهناي كنرت
باشند و يا درست كار نكنند. يعين نتوانند به مودم
بواي دستيابي به حقوقشان كمك كنند افواد خود در پي
از خود بو مي دستيابي به روشهاي مناسب بواي دفا
بواي مبارزه آيند. در نتيجه ايع خود يك كار نامشوو
ديگو خواهد شد. از ايع طويق كارهاي با كار نامشوو
بسولت تكثري مي شوند و نابساماني جامعه را نامشوو
قوار مي گريد(مهان منبع: 31).
نظريه دوركيم
در نظام دوركيمي اگو نتوان فود را در فوايند
مهواه كود. وي اجبار اجتمالي قوار داد و با اجتما
منافع فودي خود را به منافع مجعي تفوق مي دهد و دذا
جامعه با آسيب و احنواف روبوم مي شود و ايع آسيب ها
واحنوافات با گوايشهاي " فود گوايانه" و يا گوايشهاي
" خودگوايانه" منود پيدا مي كند.
كه آجنا از انسجامي, گوايي كاركود ديدگاه از
انسان طبيعيت شوور دارد و به جتاوز و خشونت بيشرت
گوايش دارد تا به نظم و قانون, بايد با اجبار وي را
داخل پيماهنا و مقورات اجتمالي قوار داد. دوركيم مي
گويد: " فود با اجتمالي شدن, جامعه پذيو مي شود و
ايع فوايند بو اساس تعليم و توبيت صورت مي گريد, در
غري اينصورت بواي مهار طبع شويو افواد, هوي وهوسهاي
فودگوايانه و خودگوايانه آهنا و مهگام منودن با وجدان
مجعي, استفاده از زور الزم است وقيت كه سيستم, فود را
ال
لمً از دايوه دوركيمي خارج كند, بدان معناست كه فود
ال
لمً از نظام اجبار اجتمالي خارج شده است و به مهني
دديل است كه اغلب كشورها به ايع نتيجه رسيده اند,
كه خارج شدگان از حيطه نظام تقسيم كار را, نبايد در
جامعه رها كود, هبمني خاطو قانون بيمه بيكاري و غريه
را وضع كودند. الزم به ذكو است كه هدف قانون بيمه
هاي اجتمالي در كشورهاي سومايه داري, تنها رفاه
و حفظ فود در كارگوان نيست, بلكه هدف آن, كنرت
سيستم است تا آشوهباي اجتمالي را دامع نزند. نتيجه
اي كه درايع حبث مي توان از فلسفه اخالق دوركيمي گوفت
ايع است كه آسيبهاي اجتمالي را بايد با توجه به
نظام اجتمالي بوطوف منود. زيوا كه اخالق فودي در پوتو
اخالق مجعي معنا مي يابد(مهان منبع: 23).
نظريه ساترلند
فوهنگي انتقا چگونگي درباره ساتودند ادويع
كجووي اظهار مي دارد كه كجوفتاري از طويق يك جويان
ارتباطات اجتمالي حاصل مي شود در واقع او اصطالح
ياربد ( )Bad companionرا زنده مي كند. فوضيه اصلي
ساتودند ايع است كه رفتار احنوايف مثل سايو رفتارهاي
اجتمالي از طويق مهنشيين و پيوستگي با ديگوان آموخته
مي شود. به نظو او رفتار احنوايف نه روانشناخيت است نه
ارثي, بلكه مهانگونه كه مودم در مصاحبت و معاشوت با
يك جويان جامعه پذيوي كه بو افواد سازگار در طو
قوام و مقبوديت هنجارها دارد, به سازش و انطباق با
ارزشهاي اجتمالي مي شوند. اگو در جويان جامعه پذيوي
ختطي از هنجارها را بياموزند به سوي كجوفتاري كشانده
مي شوند.
زندگي خويش از طويق با ايع توتيب هو فود در طو
پيوستگي و ارتباط با ديگوان, انگيزه ها, گوايشات و
ارزشها را فوا مي گريد و ممكع است به راست رفتاري يا
كجوفتاري منجو شود.
در هو گووه اجتمالي هم افوادي هستند كه قانون را
و طبيعي مي دانند و هم به لنوان پديده اي قابل قبو
ال
افوادي كه چنني فكو مني كنند. اما معموً مودم توكييب
از ايع دو حادت را در خود دارند.
با كه ارتباطي و مهنشيين نسبت به مودم پس
هنجارشكنان دارند كجوفتار مي شوند و لواملي نيز بو
ايع تاثري پذيوي موثو است:
و اقوام و نزديك دوستان طويق از افواد 4.
كساني كه با آهنا در ارتباط هستند, كجوفتار مي شوند.
و كودكي ايام در ديگوان از پذيوي تاثري 2.
جواني بسيار قوي است.
نسبت متاس با كجوفتاران در مقايسه با متاس 8.
با افواد سازگار, در کجوفتاري موثو است.
از بزهكاري, متودد هيچكس با آگاهي و اطال 1.
مني شود, بلكه از يك شخص و يا يك گووه به ديگوان
منتقل مي شود(آقاخبشي, 2184: 88)
بوخي از انديشمندان بو ايع لقيده اند كه هنجارها
و ارزشهايي كه بيشرت در دسرتس باشند, سويعرت پذيوفته
مي شوند. نظويه پيوند افرتاقي كه توسط ادويع ساتودند
مطوح مي شود, در واقع بو مهني نكته تاكيد دارد كه
رفتار احنوايف مثل سايو رفتارهاي اجتمالي از طويق
يادگريي فوآيند شود. مي آموخته ديگوان با مهنشيين
رفتار جمومانه بوسيله دوستان فود جموم تعيني مي گودد.
چهار گام زيو فوآيند نظويه پيوند افرتاقي را به
اختصار نشان مي دهد :
رفتارهاي ديگو مانند تبهكارانه, رفتار 4.
معمويل در اثو واكنش متقابل با ديگوان بويژه گووه
دوستان آموخته مي شود.
يادگريي مستلزم هم جمومانه رفتار فواگريي 2.
ها, سائقها و انگيزه هم و جوم ارتكاب تكنيكهاي
گوايشهاي متناسب بواي بزهكاري است.
فواواني كه شود مي جموم سبب بدان انسان 8.
امكانات قانون شكين به حمدوديتهاي نامسالد آن بچوبد
از اينوو, اگو ارزشهاي يك نفو و ارزشهاي افوادي كه
بو او تاثري شديد دارند جباي محايت از رفتار غري حمومانه
ال
از رفتار تبهكارانه محايت كنند. احتماً آن شخص جموم
خواهد شد.
پيوند تبهكارانه يك شخص مي تواند از جنبه 1.
مدت و شدت ايع متاسها هاي خاصي مهچون فواواني, طو
متفاوت باشد و در تعيني تاثري ايع پيوندها بو شخص به
ما كمك مي كند. نظويه پيوند افرتاقي را ميتوان به
ال
متعدد جوم و بزهكاري نسبت داد. مثً بوخي از انوا
شواهد مبني آنست كه لده اي از جوانان شهوي ممكع است
بواي نشان دادن صفات يكدنگي و جوات حادثه جويي كه
روي خمدر مواد به است ارزمشند بسيار آنان بواي
بياورند.
نظريه الكاساين
شهو قانوني پزشكي استاد ()A. Lacassagne الكاسايع
ديون (فوانسه), لقيده دارد كه بزهكاري يك ميكووب
اجتمالي است. ايع ميكووب در حميطي كه آمادگي بواي
پووراندن تبهكار نداشته باشد. بووز مني كند و جومي
اتفاق مني افتد. او مي نويسد هو جامعه بزهكاراني
دارد كه شايسته مهان جامعه است زيوا حميط اجتمالي بو
اثو لوامل خمتلف در فود اثو منوده او را به طوف
ارتكاب جوم مي كشاند. وي تفاوت بني جوامي ارتكابي در
شهو و روستا را ناشي از اختالف آب و هوا, طوز تغذيه,
وضع زندگي, آموزش و پوورش, خصوصيات اخالقي, التقادات
مذهيب و باالخوه آداب و رسوم در جامعه بيان منوده
است(اقليما, 2384: 21).
سبب شناسي
مقدمه
كه حاصل تعامل شبكه پديده فوار دخرتان از منز
للييت پيچيده اي از لوامل موثو اجتمالي و رواني در
سطح خانواده و جامعه است. آمار نشان مي دهد انگيزه
زندگي حميط و حتصيالت سع، جنس، فواري بوحسب افواد
انگيزه هايي نظري اثبات متفاوت است. اما در جممو
توجه اطوافيان و اجبار آهنا بواي اجواي وجود و جلب
و خشونتها از رهايي خويش، خواسته هاي و متايالت
آزارهاي خانواده و كسب آزادي لمل در رفتارهاي فودي
و اجتمالي و جلاجت با خانواده و سلب آرامش و اجياد
قواردادن حتت فشار و آنان بواي مشكل يا بدنامي
ديگوان بواي حتقق خواسته هاي خود درخصوص زندگي آينده
و موقعيت هبرت اقتصادي در افواد فواري ديده مي شود. و
اما در مورد تبيني لوامل مؤثو در فوار دخرتان بايد
گفت: آسيب هاي اجتمالي نظري فوار از خانه, داراي
التقاد به هستند. خمتلفي ابعاد و زمينه ها
صاحبنظوان، خانواده در شكل دهي به زندگي و رفتار
فود تاحد زيادي مؤثو است. اگو خانواده با مشكالت و
جامعه پذيوي روند باشد، مواجه لديده اي آسيب هاي
الضاي خانواده خمتل مي شود.
شوايط زندگي پوفشار نيز، از مجله پومجعيت بودن،
فقو، انزواي اجتمالي، فقدان نظامهاي محاييت و حبواهناي
حميطي ممكع است سطح فشار رواني را در خانواده هاي
آسيب پذيو افزايش دهد كه پيامد آن مي تواند فوار از
باشد. مهچنني لوامل رواني اثوگذار كه معطوف به منز
در سلوك و رفتار است. ايع شخصييت و اختال لدم تعاد
خودشيفته، ضداجتمالي، شخصييت داراي ا
لمدتً افواد
بوون گوا و روان رجنور مي باشند.
شديد و حمدوديت دخرتان به دديل فشار خانواده, كنرت
معاشوت با دوستان دست به فوار مي زنند و به خانه
دوستان, پاركها يا اماكع لمومي پناه مي بوند. مهچنني
ميزان فقدان احساس حضور پدر در كانون خانواده, اجياد
به فوزندان بواي رلايت افواط فشار فزاينده نامعقو
گونه بوخي مسايل, التياد مهسو, پدر, مادر يا هو دو,
شغل يا مشاغل پدر و مادر يا مهسو, وجود ناراحيت ها و
بيماري هاي خاص كه جمواي گويز از حميط هاي حبوان زاست,
وجود مشكالت حاد اقتصادي در خانواده و اثوات ناشي از
آن, تعارض ديدگاهها و نگوشهاي بني افواد و به كار
خشونتهاي روحي ر نگوفنت شيوه منطقي بواي حل و الما
جسمي توسط افواد ذكور در خصوص زنان و دخرتان جوان
آن كننده تشويق تاثريات و خاص اجتمالي هاي حميط
بورفتار گويزگونه زنان و دخرتان, فويب خوردن افواد
واهي دستيابي يكباره به سودجو و فوصت طلب و خيا
و آرزوها, اثوات سوء آموزشهاي غلط اطوافيان به آما
طوح و اجتمالي و فودي قهويه قواي دوستان, ويژه
توسط رسانه هاي داخلي و خارجي مسئله فوار از منز
به لنوان اموي جذاب و مفيد از مجله مواردي هستند كه
از سوي بوخي صاحبنظوان مسائل اجتمالي به لنوان لامل
شناخته شده اند. فوار از منز
كانو در مقاده اي حتت لنوان شناخت فوار نوجوانان
را به شوح زيو مي و پيشگريي از آن للل فوار از منز
داند:
4 اجتناب از لواقب و نتايج ناخوشايند رفتار يا
-
المايل كه فود انتظار دارد, در آينده با آن مواجه
شود. مثل هتديد به تنبيه و يا تنبيه وادديع در مقابل
شكست حتصيلي فوزند.
و مستمو اي جتوبه با مواجهه ادامه از 2 فوار
-
پيشوونده نامطلوب, دردناك يا سخت در زندگي مثل آزار
جسمي و جنسي در منز .
8 پيشگريي از توك فعاديت ها , ارتباطات يا دوسيت
-
هايي كه بواي فود مهم و با ارزش به نظو مي رسند مثل
جلوگريي وادديع از معاشوت نوجوان با دوستاني بدون
جايگزيع و يا حتكم.
ايشان زغم به كه افوادي با بودن منظور 1 به
-
هستند مثل زندگي با مهساالن. محايتگو , مشوق و فعا
1 بواي بودن با افواد يا مكان هايي كه آهنا را از
-
مشكالت ديگو در زندگيشان دور مي سازد.
اجنام است يا قوار 3 تغيري يا توقف آنچه كه در حا
-
هتديد با توام نامناسب ازدواج مثل گريد اجنام است
وادديع.
وي معتقد است مشكالتي كه خطو بووز فوار مهچنني
كودكان و نوجوانان را افزايش مي دهد لبارتند از:
4 كودك آزاري يا غفلت نسبت به كودك.
-
2 استفاده از ادكل يا مواد خمدر.
-
8 طالق يا جدايي كه مواجهه با آن به درسيت اجنام
-
نشده است.
1 رفتار متضاد و معاند وادديع كه با ختيالت نامناسب
-
نوجوان توكيب شده باشد.
1 آميزش با يك گووه مهسان ضد اجتما .
-
3 موگ يكي از الضاي خانوده كه مواجهه با آن به
-
درسيت اجنام نشده باشد( كانو , 4222 ر 4 و 2 به نقل از
گدازنده، 2384 , 3 و 9 ).
آسيبهاي اجتمالي نظري فوار از خانه داراي زمينه
ها و ابعاد خمتلفي هستند و لوامل گوناگوني از مجله
لوامل فودي ، خانوادگي و اجتمالي در شكل گريي آن
موثو مي باشد .
Feitelو مهكاران(2994) در حتقيقشان بيان كوده اند،
مشكالت خانوادگي دخرتان از لوامل مهم موثو بو فوارشان
است. خبشي از ايع مشكالت لبارتند از: بي از منز
خانه, داخلي هاي كشمكش فقو, خانواده, ثباتي
ناسازگاري خانوادگي, سوء استفاده احساسي و جنسي و
متود.
استبداد لليه بو دخرت فوارها, از بسياري در
واددينش طغيان مي كند. در حتقيقي(اردالن, 2384) كه بو
روي اسرتسورهاي رواني ر اجتمالي دخرتان فواري اجنام
شده است. اسرتسورهاي مشاهده شده لبارت بودند از :
خانواده به شدت از هم گسيخته(21 درصد موارد), جنگ و
در خانواده, وادديع طالق گوفته يا داراي زندگي جدا
جداگانه, نگواني هاي مايل, موگ يكي از الضاء مهم
خانواده(88 درصد موارد), استفاده از مشووبات ادكلي
يا مواد خمدر در منز ( 28 درصد موارد), درگريي الضاء
خانواده با پليس( 22 درصد موارد), توس از كتك خوردن
يا جمووح شدن, سابقه جمووحيت در خانه, مضووب شدن لضو
قوار گوفنت(21 جنسي آزار مورد خانواده, در ديگوي
درصد موارد).
مشكالت است كوده بيان حتقيش در (9394) Shane
منانده خانوادگي كه بالث مي شود دخرت نوجوان در منز
و فوار منايد لبارتند از: از هم پاشيدگي خانواده,
درجات باالي ناسازگاري و اختالفات در خانواده, التياد
به ادكل يا سايو مواد خمدر, مشكالت اقتصادي, مجعيت
جدا يا ادوقو قويب يا قبلي طالق خانواده, زياد
زندگي كودن وادديع, ازدواج جمدد وادديع, جاجبايي حمل
سكونت, موگ سوپوست, خشونت, اختالف بني كودك و وادديع,
سطح پايني هبداشت رواني و فيزيكي, مشكالت قانوني در
خانواده, سوكشي كودك.
مومين(2384) در حتقيقش ذکو مي کند که دخرتان جوان و
نوجوان بيش از ديگو افواد حتت تاثري لوامل اجتمالي،
گووه جوانان و غريه هستند. ايع حميط به طور مستقيم
آنان را حتت فشار اجتمالي قوار مي دهد و ايع احتما
که نوجوانان از ايع نريوهاي مهار کننده رهايي يابند
کم است. آنچه بالث مي شود انسان شبکه گسرتده روابط
اجتمالي را بپذيود نيازهاي وي بواي زيسنت است. از
ايع رو بورسي انگيزه ها و حموکهايي که انسان را به
سوي تالش بواي تامني نيازمنديها مي راند اموي ضووري
است. بي گمان لوامل طبيعي انسان را به سوي بوخي
نيازها مي راند اما در ايع زمينه لوامل اجتمالي
بسيار نريومندتوند. لوامل اجتمالي خود در بودارنده
نداشنت حمووميت، بيکاري، فقو، شامل اقتصادي لوامل
گوسنگي، تورم، شامل اقتصادي حبوان و سامل: تفويح
درماندگي، و لامل مهاجوت شامل آوارگي و تعارض فوهنگ
هاست.
مشكالت ديگوي که مي توان به لنوان لوامل فوار
بومشود لبارتند از: دخرتان از منز
ماجواجويي و يافنت راه تازه اي بواي زندگي, مورد
آزار قوار گوفنت, مورد بي توجهي قوار گوفنت, ناخواسته
بودن, شوم تلقي شدن, جستجوي فوصت شغلي, رفتارهاي
مشكل زا مثل استفاده از ادكل يا مواد خمدر و سيگار.
بنابوايع لوامل تاثريگذار در فوار دخرتان را مي توان
حميط و فودي ويژگيهاي خانواده، کلي دسته سه در
اجتمالي طبقه بندي منود که شوح و بيان هو يک به
تفصيل در زيو آمده است.
خانواده
خانواده طبيعي تويع، گوم تويع و مطمئع تويع حميط
با وادديع شرييع تويع زندگي بواي كودكان است. تعاد
و ددنشني تويع تعامالت بواي كودك است. للي رغم ايع
واقعيت ها ، بايد ديد كه چوا بوخي از كودكان فوار
از خانه و زندگي با بيگانه و لواقب زيانبخش آن را
و زندگي با وادديع خود توجيح مي بو ماندن در منز
دهند. حتت چنني شوايطي چه آسيب هايي متوجه كودكان به
در و شد، خواهد جامعه قشو پذيوتويع آسيب لنوان
آينده ايع قشو آينده ساز چه جايگاه و نقشي در جامعه
خواهد داشت؟ با اتكا به جتارب گذشته مي توان گفت كه
آسيب ديدگان امووز آسيب رسانندگان فوداي كشورند،
وقيت جامعه امووز كودكان خود را دچار آسيب مي سازد
مي توان پيش بيين كود كه مهني جامعه فودا در معوض آسيب
آنان قوار خواهد گوفت. ايع دور باطل سالمت و امنيت
آيندة چنيين جامعه اي را هتديد مي كند( لبدادلهي،4384:
88).
ا
طبيعتً فوزند در سايه پدر و مادر است كه احساس
سوبلندي، غوور و سوافوازي مي كند. ايع پدر و مادر
ا
هستند كه مشرتكً مي توانند به شخصيت كودك، انسجام و
متاميت خبشند. سايه پدر و مهو مادر است كه از بچه،
فوزندي سامل، متعهد، مفيد و پوبار مي سازد.
دخرتان فواري تعدادي از دخرتاني هستند كه به داليل
گوناگوني، مانند التقاد به ايع كه در خانواده به
آهنا بي توجهي شده يا حتت تاثري ساز و كارهاي رواني و
ذهين بواي رسيدن به امنيت رواني و رهايي از سلطة
قدرتي يافنت پي در خود ناسازگار حتميلي و وادديع
شايسته تو از وادديع خويش بو مي آيند تا با تسليم و
اطالت از آهنا نگواني و اضطواب دروني خود را كاهش
دهند.
فوار از خانه يكي از بازتاهباي خشونت خانگي است
كه به دديل تأثريات اجتمالي آن قابل تأمل است. اغلب
نوجواناني كه قوباني خشونت هاي خانواده مي شوند، با
لقده هاي رواني دست به گويبان هستند. احساس مي كنند
كه آدمهاي بدخبيت هستند كه روي هيچ راحيت، آسايش و
و اضطواب توس، حادت در مدام نديده اند. خوشبخيت
ناامين هستند و بيشرت مواقع با خود تصميم مي گريند كه
از ايع حميط دهشتناك بگويزند.
خشونتهاي روحي، جسمي از سوي الضاي دذا الما
خانواده لامل بسيار مهمي در فوار بوخي از دخرتان
است. بسياري از وادديع آگاهانه يا ناآگاهانه با
موجب اختالف بني آهنا و ددسودي از تبعيض بني فوزندان،
زندگي مي شوند. تبعيض در مواجه با خطاها و اشتباهات
فوزندان دخرت و پسو و لدم اختاذ رويه منطقي بواي
تبعيض آميز تنبيه و فوزندان خطاهاي با بوخورد
بواساس بوتوي پسو بو دخرت يا بادعكس موجب سلب التماد
به نفس و بدبيين فوزندان نسبت به وادديع مي شود.
اگو در شيوه توبييت خانواده ها، فوزندان از آزادي
و اختيار الزم، متناسب با سع و شوايط خويش حمووم
شوند، دچار احساس نارضاييت، حتقري، تنفو و سوخوردگي از
خانواده مي شوند، دذا از هو فوصيت جهت لدم پريوي از
هنجارهاي خانواده هبوه مي بوند و درصدد هستند با
از ايع حمدوديت ها رهايي يابند و فوار از خانه،
بادعكس نيز، توجه بيش از حد متعارف و در اختيار
هم (فوزندساالري) فوزند سين حد فوق امكانات بودن
مي تواند زمينه مسايلي چون فوار از خانه را اجياد
منايد.
نوجواني كه بيشرت خواسته هاي وي حمقق شده است، به
حمض اجياد مشكالت و حبواهنا و فشارهاي زندگي كه اجواي
خواسته هاي او را مشكل مي كند، خود را مي بازد و
راه چاره را در فوار مي بيند يا جواني كه به متام
خواسته هاي خود رسيده است، به حمض آنكه با يك خواسته
ناجباي وي خمادفت كنند به دديل روحيه غريمنطقي فوزند
نازپووري و كاهش دامنه استقامت و آستانه حتمل در
ً
بوابو خمادفت وادديع از مكانيسم قهو و فشار و هنايتا
فوار از خانه استفاده مي كند. در واقع شيوه توبييت
كه حمبت افواطي و بيش از حد را در پيش گوفته است،
موجب مي شود جتوبه رجنها و مشقات و فواز و نشيب هاي
زندگي از فوزند دريغ شود و او نتواند به خودسازي
رفتاري بپودازد. ايع خانواده ها كودكاني خودخواه،
بي توجه و بي ضابطه را بزرگ كوده اند دذا در مواجهه
با كوچكرتيع خمادفيت، سويع تويع راه، يعين فوار از خانه
را انتخاب مي كنند.
)4993( Goldscheider & Goldscheiderدر مطادعه اي گذشته
ملي پيمايشي حتقيقات از حاصل روي اطاللات بو نگو
درباره خانواده هاي آمويكايي در طي ساهلاي 3394 - 1394
دريافتند كه «لدم ثبات در خانواده» و « نقش وادديع
ا
در جتوبيات منفي فوزندان »، قويً ادگوي توك خانه را
در جوانان تعيني مي كند. وجود شوايط فوق، مهواه با
داشنت پايگاهي در خارج از خانواده كه از نوجوان يا
جوان محايت منايد، توك خانه را توسط نوجوان يا جوان
تسهيل مي كند و سولت مي خبشد. متايل به شكل دادن
خانواده هاي غري سنيت نظري مهزيسيت بدون ازدواج انوا
رمسي و يا زندگي به صورت گووهي و غريه نيز خود مي
باشد. اما تواند يكي از للل فوار جوانان از منز
بايد توجه داشت « از هم گسيختگي خانواده » و « فوار
از خانه» آن مهواره در ارتباط نزديكي با يكديگو قوار
دارند.
« داشنت دو وادد » در ساختار خانوادگي كه حكايت
از ثبات خانوادگي مي كند چنانچه توام با منابع و
سومايه هاي فوهنگي و مادي بيشرت در خانواده و مهچنني
موفقيت كودكان را در بعد كمرت خانوار باشد، احتما
بزرگسايل افزايش مي دهد. كودكان چنني خانواده هايي
دارد كه سومايه هاي آموزشي را كه بواي بيشرت احتما
توك يك شغل موفق و مطمئع الزم است كسب كنند و احتما
در چنني شوايطي از سوي جوان كمرت و فوار از منز
دادند، نشان خود بورسي در حمققني ايع بود. خواهد
جواناني كه جتارب نامطلوبي در كودكي داشته اند و به
ويژه در دوران نوجواني دچار از هم گسيختگي خانواده
زندگي خود به نيز شده بودند، خانه را در ساديان او
هو طويق ممكع توك كوده بودند. ايع امو خود بالث مي
شود كه آهنا بعد از خووج از خانه دچار ثبات و محايت
كمرتي شوند. هو چند بوخي از ايع جوانان خانه را به
توك مي كنند، اما ايع حادت نيز قصد داشنت استقال
خانه از فوار با بسياري شباهتهاي داراي
است(اردالن،2384 :9).
به دهي شكل در خانواده صاحبنظوان، التقاد به
اگو است. موثو زيادي حد تا فود رفتار و زندگي
خانواده با مشكالت و آسيبهاي لديده اي مواجه باشد،
روند جامعه پذيوي الضاي خانواده خمتل مي شود. كلمع
آسيب بواي خانواده نام مي بود كه (2394) از چهار نو
بو كنشهاي ناهبنجار فوزندان موثو است:
الف ا خانواده بي كفايت
روانشناخيت يا جسماني منابع فاقد خانواده ايع
موثو بواي سازگاري با لوامل تنيدگي زندگي هبنجار است
و مني تواند با مسائل زندگي خانوادگي مقابله كند.
ب ا خانواده ضد اجتماعي
با مغايو شدت به ارزشهايي واجد خانواده ايع
ارزشهاي اجتمالي مي باشند و رفتارهاي نامطلوب را
ها خانواده بوخي شوايط واقع در كند. مي تشويق
ناهبنجاري را تاييد مي منايد.
ج ا خانواده آشفته
نظري رفتاري اختالالت و كنشها با خانواده ايع
غريمنطقي بودن، دلوا، تعارض و … مشخص مي شود و
الضاي آن داراي شخصيت هاي خموب و غريلادي هستند كه
فضاي خانه را به اضطواب و تنش مي كشاند. هو چند
وادديع در چنني خانواده هايي حضور فيزيكي دارند، اما
فضاي حاكم بو خانواده توام با طود فوزندان ، لدم
حمبت و بي توجهي به مسائل آهنا مي باشد. فود به دديل
كمبود حمبت و توبيت ناصحيح در مواجه با يك حمبت كاذب
اقدام به فوار مي كند. وادديع چنني خانواده هايي در
و ندارند فعا حضور خانوادگي ارتباطات كانون
خود رها شده اند و روابط آهنا فاقد فوزندان به حا
نظارت صحيح مي باشد و كاركود توبييت و كنرت هو نو
غريرمسي خانواده تضعيف شده، آرزوهاي بي حد و آنوميك
شدت يافته و زمينه هنجارشكين فوزندان فواهم است.
خانواده، فاقد سومايه اجتمالي است و مني ايع نو
تواند به لنوان يك منبع كنرت ، مانع رفتارهاي تند
جوانان از مجله فوار از خانه شود.
د ا خانواده از هم گسيخته
ايع خانواده به دديل از دست دادن پدر و مادر
خانواده بو اثو موگ ، طالق و جدايي در اكثو موارد
بواي توبيت فوزندان و سازگاري اجتمالي آهنا دچار
مشكل مي باشد.
در چنني خانواده هايي فود با احساس ناكامي و
حمووميت، كمبود حمبت و خالء واكنش لاطفي مواجه است و
در صورتي كه فودي جانشني وادديع خانواده شود، احتما
در هويت خانوادگي و لدم پذيوش او از سوي اختال
فوزندان و سازگاري با وي و فوزندان ناتين وجود دارد
كه مهني امو مي تواند زمينه اختالالت رفتاري مانند فوار
از خانه را فواهم كند(معتمدي،2384: 132).
خانوادههاي نابسامان و پرستيز
كودك از طويق حميط كوچك خانواده با دنياي خارج
آشنا مي شود و با كودكان ديگو و سايويع متاس پيدا مي
كند, طوز معاشوت با ديگوان را مي آموزد, اخالق, ايده
آهلا, راه زندگي و فلسفه اجتمالي را مي آموزد و درك
مي كند, و از مشاهده رفتار پدر و مادر ياد مي گريد
جدي و خونگوم يا بادعكس با سهل انگاري و خونسودي
باشد.
به نظو مي رسد نابساماني و تنش در خانواده از
است. كودك با بدرفتاري وقو خطو لوامل مهمرتيع
ناسازگاري و ستيز دائمي بني پدر و مادر و اطوافيان
در روان كودك آثار شومي مي گذارد و اثوات رواني حميط
انوا بلوغ با و كودكي دوران در خانواده متشنج
بيماريها و اختالالت رواني ظاهو مي شود و كودك را
دچار لدم آرامش رواني, بي لالقگي به كار و حتصيل و
مضطوب و پويشان مي سازد آثار ايع ناراحتيها ممكع است
در بزرگسايل به صورت لصيان , پوخاشگوي, سوكشي و شكست
در زندگي زناشويي و طالق ظاهو شود و غادبا" خانواده
هاي از هم گسيخته را پديد مي آورد كه كودكان آنان
و مدرسه فواري مي شوند. نيز از منز
داميي در مطادعات نشان داده اند كه جنگ و جدا
خانه, اثو معكوس روي روحيه بچه ها مي گذارد امكان
اينكه در خانواده هاي لاري از لشق و شادي يعين جايي
كه مهيشه صحنه جنگ و ستيز است بچه ها گوفتار مشكالت
رفتاري و شخصييت گودند, به مواتب بيشرت از حميط هاي
ديگو است.
فوزندي كه در خانواده هاي از هم جدا شده بزرگ مي
شوند, در مقايسه با خانواده هايي كه پدر و مادر
كشاكش هستند مشكالت رفتاري كمرتي مهيشه با هم در حا
هاي خانواده در كه هايي بچه است بديهي دارند.
پويشان بزرگ مي شوند, چنانچه پدر و مادر دوستانه از
هم جدا مي شدند, از نظو رواني ساملرت بار مي آمدند.
ايع سنت قدميي كه توجيح دارد پدر و مادر به خاطو
التبار ديگو دهند ادامه را زندگي فوزند, سعادت
ندارد.
كودك با مشاهده رفتار وادديع به تدريج آنان را
مي شناسد و با تقليد از آنان راه و رسم زندگي را مي
آموزد .
در بورسي به لمل آمده در ارتباط با ديدگاههاي
كودكان بو روي كيفيت و كميت روابط خانوادگي نشان
داده است كه كودكان بيشرت به كيفيت و فوآيند تعاملي
روابط خانوادگي مي انديشند تا حفظ ساختار خانواده (
جمله للمي ر اياالت متحده, 1394).
جتزيه و حتليل پژوهشهاي اجنام شده بو روي تاثري فوضي
خانوادههاي از هم پاشيده (تك واددي) و طالق، ونيز
بو زمان، طو در كشمكش زوجني و ستيز ناسازگاري،
بزهكاري كودكان، منجو به يافتههاي زيو شده است:
بدون توديد، در لني اينكه طالق، جدايي، خانوادههاي
تك واددي و ازدواج جمدد، بازمناي منابع رنج، اضطواب و
هستند. به طور كلي، حتليل پژوهشي در توديد از هو نو
مورد نقش خانواده منجو به ايع نتيجهگريي شده است كه
لوامل رابطهاي نقش تعيني كنندهتوي از لوامل ساختاري
دارد. بهلبارت ديگو، يك خانه از هم گسسته, كمرت از
وادديين كه روابط مشكل زايي بايكديگو دارند، امهيت
دارد. بيشرت وجود تعارض جدي بني وادديع كودك است كه
بالث ميشود او به طور بادقوه متخلف شود تا ايع
مساده كه آيا آهنا با هم زندگي كنند يا جدا از هم.
درون جو كه ميدهند نشان پژوهشها ايع بو لالوه
خانواده تاحدودي وابسته به مشكالت اجتمالي- اقتصادي
است ودذا خانوادههايي بيشرت در معوض خطو هستند كه
درآهنا توكييب از تعارض وادديع و ناامين اقتصادي وجود
دارد.
خانواده از هم گسيخته
بورسي پيشينه خانوادگي گووه دخرتان فواري مورد
مطادعه نشانگو ايع است که ايشان داراي خانواده هاي
از هم گسيخته و ناهنجار بوده اند. در چنني بسرتي
جمموله اي از ارزشها و هنجارهاي نامناسب و منفي شکل
مي گريد و از آن مجله مي توان به حنوه اسناد دادن
دخرتان فواري به لنوان منونه اشاره کود و به ديگو
سخع، خانواده هاي ايشان به لنوان يکي از مهمرتيع
شخصيت، رشد گريي شکل روند در گذار تاثري لوامل
باورها، انگيزه ها و نگوش ها بوده اند، که از توبيت
غفلت ورزيده اند(اردالن، آهنا به لنوان انساهناي مسئو
2384: 18)..
بيشرت بزهكاريهاي نوجوانان و جوم و جنايت جوانان
و خانوادگي ناسازگاريهاي در ريشه بزرگساالن و
رفتارهاي ضد اجتمالي دارد.
طالق پديده اي است قواردادي كه به زن و مود امكان
مي دهد تا حتت شوايطي پيوند زناشويي خود را گسسته و
از مهديگو جدا شوند. طالق از نظو جوم شناسان از لوامل
بزه است. ميزان طالق جوم زا حمسوب شده و موثو در وقو
اجتمالي در يك جامعه نشان دهندة لدم ثبات و تزدز
آن جامعه است. لده اي از جامعه شناسان معتقدند تاثري
طالق وادديع از موگ يكي از وادديع بدتو است.
متاسفانه در جامعه ما, مشار جدايي زن و شوهوها رو
به افزايش است. شايد اگو ايع زن و شوهوها فوزندي
نداشتند و دشواريهاي توبييت و حتصيلي آنان مطوح نبود,
به تنها و منود مني ناگوار و سخت چندان جداييها
سوخوردگي يا افسودگي زودگذر آن دو پايان مي يافت.
مهمرتيع كشمكشي كه خودساالن پس از طالق با آن مواجه
هستند توس از دست دادن پدر و مادر با هم است. توس
كودكان از ايع است هنگامي كه به حمبت پدر و مادر
نياز دارند از آن حمووم مبانند و وادديع آهنا را توك
كنند يا تنها بگذارند. ايع توس طبيعي از تنهايي و
رها شدن غادبا" با جدايي پدر و مادر افزايش پيدا مي
كند و كودك ناگهان مي بيند باالتويع وحشت او در
زندگي جنبه حقيقت به خود گوفته است و پدر و مادر
ارزمشندي كه مهة دنياي او را تشكيل مي دادند حقيقتا"
از او دور شده اند. در واقع كودك به ايع نتيجه مي
رسد كه رابطه ها پايدار و مهيشگي نيست و او هم ممكع
است روزي رها شود(متدن, 2184 : 31).
طبق حتقيقات به لمل آمده اكثو جمومني, يا قوبانيان
طالق بوده اند و يا در خانواده اي ستيزه جو رشد
يافته اند. آسيب پذيوتويع افواد درگري مساده طالق,
فوزندان آن خانواده هستند. كودكان ايع خانواده ها,
بواي رفع كمبودهاي لاطفي خويش قدم در حميط جامعه مي
گذارند و به اودني كسي كه سو راه وي قوار گوفت و به
او حمبت كود متمايل مي شود.
للل تويع لمده از يكي اجتمالي شناسان آسيب
مي دانند و خانواده در ستيز را كودكان بزهكاري
لقيده دارند جدايي وادديع نقش بسيار منفي و ويوانگو
ارتكاب بواي را زمينه و دارد كودكان شخصيت در
بزهكاري در آنان فواهم مي آورد. اكثو بزهكاران آغاز
بزهكاري و سوكشي را جدايي پدر و مادر و اختالفات
خانوادگي و متشنج بودن خانواده ذكو كوده اند.
جوم, نوجوان, لاطفي اختالالت چون مسائلي طالق
خودكشي, بي قيدي در امور جنسي و شكست زندگي مشرتك
خواهد داشت( آمار آينده را بواي كودكان به دنبا
سومشاري 2222 ر 1994 كانادا ).
در حتقيق ربيع زاده(1184) به وجود 22% موارد فواري
از خانه در منونه اشاره شده است كه در اكثو موارد
نامادري يا ناپدري در خانه حضور داشته است و موارد
متعددي از طالق نيز به لنوان مسبل ناسازگاري در ايع
منونه ها وجود دارد , به طوري كه در مهني حتقيق 3/21
درصد از الضاي منونه سابقه طالق در خانواده را مطوح
كوده اند و 48 درصد آهنا نيز شخصا" چنني جتوبه اي
داشته اند.
جلز(9394) در بورسي ملي بو روي 3 هزار خانوادة
امويكايي دريافت كه وادديع تنها, بيش از خانواده
هاي دو واددي, از شكلهاي آزاندة خشونت استفاده مي
كنند.
قاچاق مواد خمدر و اعتياد خانواده
قاچاق، توزيع و مصوف مواد خمدر امووز به لنوان يک
بالي جهاني جامعه بشوي را هتديد مي کند. در ايوان به
دديل مهجواري با بزرگ تويع توديد کننده مواد خمدر
جهان(کشور افغانستان) و قوار داشنت در شاهواه اصلي
توانزيت مواد خمدر به اروپا و سايو نقاط جهان و نيز
وجود بوخي زمينه هاي داخلي از مجله فقو و بيکاري
مسئله مواد خمدر و التياد در راس نگواني هاي ددسوزان
جامعه قوار گوفته است. امهيت ايع مسئله لالوه بو متامي
ضوبه هاي وارد بو جنبه هاي گوناگون جامعه از ناحيه
مواد خمدر، هدف گريي ايع معضل خامنان سوز به مست جوانان
جامعه ، که سومايه هاي اصلي کشور هستند منايان مي
شود(حسيين، 4384: 93).
در مطادعه اي(خاکي، 4184) که اثو التياد وادديع
بو فوزندان و خانواده مورد بورسي قوار گوفته چنني
آمده است که فوزندان رفتار وادديع خويش را به صورت
مستمو تقليد مي کنند و حيت زشت تويع لادات آنان را
لاقالنه و منطقي مي پندارند و به تدريج که رشد مي
يابند، بو اثو کنجکاوي در صدد آزمايش مواد خمدري بو
مي ايند که وادديع مصوف مي کنند و از ايع مسري به
جوگه منحوفان راه يافته به رف تار جمومانه دست مي
ايع نشانگو معتادان خانوادگي وضعيت بورسي زنند.
واقعيت تلخ است که پدران معتاد گاهي سبب احنواف مادر
و حيت دخرت يا فوزندان پسو شده اند تا الضاي خانواده
ال
را زايل کوده، مهکاري و تعاون را لمً از بني مي بود و
در هنايت موجب مي شود تا نوجوانان از ايع حميط پوتنش
به جوگه دوستان پناه بوند و در بسياري از موارد نيز
آسيب ببينند.
فوزندان خانواده هاي پدر معتاد با مهساالن لادي
خود سازگاري ندارند, ارتباط آهنا با وادديع توام با
احرتام متقابل نيست. آهنا معموال" توك حتصيل يا افت
حتصيلي دارند. روابط خارجي واجتمالي الضاي خانواده,
بستگي زيادي به كنشهاي پدر در خانواده دارد. در
خانواده هاي پدر معتاد, ناسازگاري الضاء افزايش مي
يابد. روابط اجتمالي اينگونه خانواده ها با مهو و
لطوفت مهواه نيست و خشونت بو رفتارهاي اجتمالي آهنا
حاكم است( آقاخبشي , 3184 ).
زنداني بودن والدين
حميط خانواده و شوايط زندگي در اجياد جوم لامل
وادديع خانواده را در معوض موثوي است. سسيت و تزدز
خطو قوار مي دهد. خانواده اي كه يكي از وادديع در
و شود مي نابساماني دچار بود مي سو به زندان
رفتاري و شخصييت اختال در نابسامان هاي خانواده
كودكان نقش بسزايي دارند. فوزندان چنني خانواده اي
افواد ناتوان و بدبني و بدگمان خواهند بود.
دغزش و جوم وادديع از بابت بدآموزي و تقليد كودك
توبيت در خموبي لامل فوزندان شومساري احساس و
فوزندان حمسوب مي شود.
نوجوان يا كودكي كه در كنار حبوان هويت يابي و
بلوغ جنسي از حمبت و حضور يكي از وادديع به للت
زنداني شدن او حمووم است. مهواره در درون خود و بني
ديگوان احساس سوشكستگي ذدت و حقارت مي كند. او با
احساس گناه, حمووميت, ناامين و احساس طود شدگي از سوي
وادديع و جامعه بزرگ مي شود و بار مي آيد.
بديهي است غيبت وادديع به هو للت كه باشد به
ويژه در صورتي كه زندان مطوح شود، اثوات سوء و
زياهنايي بو شخصيت و روحي كودك خواهد داشت. وقيت غيبت
وادديع به خاطو زندان و جوم باشد, اثوات سوء مضالف
مي شود و كودك لالوه بو لدم بوخورداري از حمبت و توجه
و ارشادهاي وادديع بايد متحمل كنايه ها, حوف و سخوه
ها باشد.
يكي از اثوات سوء رواني و اجتمالي زنداني شدن
وادديع بو روي فوزندان تغيري در سوپوسيت است. در صورت
زنداني شدن پدر, امكان طالق مادر و ازدواج جمدد او
افزايش مي يابد. در ايع صورت اگو بچه ها با مادر
باشند داراي ناپدري مي شوند و به خوبي مي دانيم كه
ناپدري با تبع خود چه مشكالت فواواني را اجياد مي
كند. در صورتي كه مادر مسئوديت فوزندان را به لهده
بگريد, معموال" لمو, پدربزرگ, دائي لهده دار مسئوديت
بچه ها مي شوند كه باز هم تغيري در سوپوسيت و بووز
مشكالت موبوط به خود است.
تغيري اما در صورتي كه مادر زنداني شود, احتما
سوپوسيت از ناحيه مادر به مواتب بيشرت از حادت قبل
بيشرت مادران زيوا بود. شده زنداني پدر كه است
دارد كه ازدواج نكنند و بچه ها را نگهداري احتما
منايند ديكع بواي پدران بد و راز مهسو, نگهداري بچه
ها ظاهوا" دشوارتو است و دذا با ازدواج جمدد, بچه ها
داراي نامادري مي شوند.
اثوات سوء رواني, شخصييت و به تبع آن اجتمالي
تغيري سوپوسيت به للت زنداني شدن وادديع بسيار گسرتده
است و در متون گوناگون به صواحت يا تلوحيا" و متنو
مورد اشاره قوار گوفته است( لبدي, 4184).
كودك طي دوران رشد و بلوغ بواي زندگي اجتمالي و
ارتباط و تعامل با ديگوان آماده مي شود, اما كودكي
كه از حضور يكي از وادديع و گاهي هو دو حمووم است ر
آهنم به للت زنداني شدن ر از آجنا كه از حلاظ رواني و
شخصييت دچار مشكالتي مي گودد, در بزرگسايل مني تواند به
خوبي با ديگوان ارتباط بوقوار كوده و به لنوان يك
لضو جامعه داراي روابط اجتمالي سامل و سازنده شود.
در واقع از آجنا كه منش، شخصيت و وضع رواني ما بو
ما حيات و زندگي هاي جنبه و كاركودها مهه روي
تاثريگذار است, بووز و وجود مسئله ضعف يا كاسيت در
ابعاد در مشكالتي شخصييت, موجب و رواني هاي جنبه
اجتمالي مي گودد. ايع مسئله تنها يك وجه اثوات سوء
زندان بو اجتمالي شدن فوزندان مي باشد. كودكي كه
يكي از واددينش در زندان به سو مي بود, از حلاظ
پذيوش اجتمالي در بني مهساالن هم مدرسه اي ها و سايو
موقعيتهاي اجتمالي با مشكالت لديده اي روبوو مي شود
و مهواره يك احساس حقارت, شكست و سوخوردگي, خود كوچك
بيين و خودپنداره منفي را با خود محل مي كند و متامي
قوار مي روابط اجتمالي و انساني اش را حتت ادشعا
دهد.
از مجله مسائل اجتمالي كه بواي فود بووز مي كند,
سازگاري اجتمالي است. فود يا نوجوان ناسازگار, قادر
و خواهان پذيوش مسئوديت متناسب با سع خود نيست. فود
ناسازگار قادر به حل مسائل و مشكالت خود نيست بواي
اشتباهات خود دديل تواشي مي كند و لذر و هبانه مي
آورد. جباي پذيوش اشتباه و تالش بواي رفع آن (نوابي
نژاد, 2184).
تسليم به اميد ازدواج
در حتقيق دفرت امور اجتمالي وزارت كشور(3184) لامل
29 درصد احنوافات جنسي دخرتان, تسليم به اميد ازدواج
بو حاكم فوهنگي بافت دديل به است. شده قلمداد
جامعه, به حمض مشاهده جزئي احنواف, دخرت از خانواده
طود مي شود و زمينه سقوط او فواهم مي گودد. موارد
بسياري از فوار دخرتان از خانه ناشي از چنني شوايطي
چنني شوايطي امكان است كه با توجه به سع آهنا قبو
پذيو است, ايع فوارها لمدتا" به اغواي مود و به
اميد ازدواج بوده و يا بعد از پيمان شكين مود, دخرت
از توس جمازات توسط افواد خانواده, جمبور به فوار از
خانه شده است (ربيع زاده, 1184).
ويژگيهاي فردي
بورسي ها نشان داده است كه افواد فواري اختال
منش دارند, افوادي ضعيف االراده اند, احساس و زودرنج
اند, لقب ماندگي درسي دارند, بواي امور غريدرسي ارزش
بيشرتي قائلند, بوخي از آهنا لقب ماندگي ذهين دارند.
شخصيت تلقني پذيو داشته و يا به احنوافات و اختالالت و
بيماري هاي رواني از مجله صو , اسكيزوفوني, پارانويا
و ثبات شخصيت, تكويع لدم للت به و هستند مبتال
انضباط اجتمالي ندارند. اگوچه افواد باهوش هم در بني
آهنا اندك نيست و حيت در بني آهنا نوابغ هم ديده مي
شود. بوخي از اينان كه ادبته بيشرتشان نوجوانند،
دچار رنج لصيب هستند, بي خوابي دارند, احساس گناه
و آنان را آزار مي دهد. دسته اي از ايع اطفا
لادي و سامل رواني و جسمي وضع حلاظ از نوجوانان
هستند(دانش, 2184).
شخصييت و ايع دسته از لوامل معطوف به لدم تعاد
در سلوك و رفتار است كه به بوخي از آهنا اشاره اختال
مي شود.
شخصيت هبم شخصيتهاي ضداجتماعي: ويژگيهاي ايع نو
رخيتگي ارتباط ميان انسان و جامعه و ارتکاب رفتارهاي
ً
جامعه نيست, ويل معموال نزد ناهبنجار است که مورد قبو
لامل آن در اصل و يا در مواقعي خاص ناپسند مشوده مني
شود.
مقوارت و هنجارها به نسبت رجنور روان افواد
اجتمالي بي تفاوت بوده و کمرت آهنا را رلايت مي کنند.
مي کند و ايع افواد نظام اجتمالي را متزدز الما
مي رلايت ارزشهاي اخالقي را به پايني تويع سطح تنز
دهد. از مشخصات بارز شخصيت هاي ضداجتمالي خودحموري،
فويبندگي سطحي و ظاهوي، لدم احساس مسئوديت، فقدان
بينش نسبت به انگيزه هاي لمل مي باشد. آهنا به طور
تکانشي لمل ميکنند, به پيامد لمل خود مني انديشند،
در كارهاي خود بي پووا و بي مالحظه هستند و در پند
گوفنت از جتوبيات ديگوان، بسيار بوده و در قضاوهتاي
ا
شخصيتها لمدتً از حميط خود يكسويه مي باشند. ايع نو
خانه و مدرسه فوار مي کنند(اهبوي,2384: 43).
شخصيتهاي خود شيفته: ايع شخصيتها متايل شديدي به
خودحموري وجود دارد و پيوسته به متجيد و توجه ديگوان
نيازمندند و در روابط خود با مودم به نيازها و
احساسات ديگوان بي توجه هستند و با آهنا مهدردي و
لالقه نشان مني دهند. ايع افواد اغلب با رؤياهايي در
مورد موفقيت ناحمدود و درخشان، قدرت، زيبايي و روابط
هستند. ايع گووه ممكع است مشكالت لشقي آرماني مشغو
خود را منحصو به فود بپندارند و احساس کنند که فقط
افواد هم سطح خودشان آهنا را درک مي کنند(ساراسون,
وادديين افواد ايع اغلب 341). 4184: جي, ايوون
داشته اند كه نسبت به آهنا حمبت باثباتي نداشته يا
سود و طودكننده بوده اند يا بيش از حد به آهنا ارج
هناده اند. ايع نوجوانان خودشيفته، چون خواسته ها و
ً
متايالت دروني آهنا در خانواده ارضاء نشده است، معموال
گوايش به فوار از خانه دارند.
شخصيت هاي برون گرا: آيزنک معتقد است بني ويژگي
شخصييت افواد با رفتار ناهبنجار آهنا رابطه وجود دارد.
دذت جويي آني است و دم را فود بوون گوا به دنبا
ميهماني ها و غنيمت مي مشارد، دوست دارد كه در انوا
جشع ها شوكت كند، تشنه هيجان و ماجواجويي است, کمرت
منايد قابل التماد است, مني تواند احساس خود را كنرت
و بدون تأمل لمل مي كند(اهبوي,2384: 32).
جلب افواد ايع نزد هيسرتيک(منايشي): شخصيت هاي
توجه ديگوان اودويت خاصي دارد. دوست دارند پو جنب و
خووش صحبت کنند. مشخصه بارز آهنا بيان اغواق آميز ,
هيجاني , روابط طوفاني بني فودي, نگوش خودمدارانه و
تاثري پذيوي از ديگوان است. توجه کايف به درک موقعيت
پاسخ لاطفي تعميم با دارند متايل و ندارند
دهند(ساراسون, ايوون جي, 4184: 141). ايع افواد بواي
هو جتوبه اي را نظري فوار از آنكه خود را ثابت كنند،
خانه، حيت اگو بواي آنان گوان متام شود و مشكالتي را
اجياد كند، اجنام مي دهند.
کنجکاوي, طليب, تنو ماجواجوئي, طليب, هيجان
طليب افواطي, دذت گوائيکوتاه مدت, و ارضاي استقال
متايالت آني, خودباختگي احساسي و غلبه کنشهاي احساسي
بو کنشهاي لقالني از مجله مشکالت رفتاري است که فود را
به سوي موقعيتهاي خطو زا نظري فوار از خانه رهنمون
مي شود(معتمدي, 2384: 232).
در حتقيق Feitelومهكاران (2994) سه چهارم نوجوانان
را ذكو كوده اند، بيش از افسودگي در گذشته يا حا
زندگي شان يك سوم بيان كوده اند كه در متام طو
افسوده بودند. نيمي از آنان احساس بي ارزش يا گناه
داشته اند و 22 درصد نيز اظهار كوده اند خانه را به
ايع منظور كه مي خواستند مستقل باشند توك كوده اند.
درايع مطادعه نشان داده شد كه اكثو منونه هاي مورد
مطادعه داراي سوابق حمووميت هاي شديد لاطفي و سوء
استفاده هاي جنسي و جسمي بودند. 29 درصد منونه ها
داراي اختالالت هيجاني و رفتاري بودند. 91 درصد داراي
سلوك، 11 درصد افسوده، 41 درصد سابقه تصميم به اختال
خودكشي و كمرت از 12 درصد اقدام به خودكشي كوده
بودند.
Greeneو مهكاران (9994) در حتقيقاتشان بيان كوده
اند كه رفتارهاي مشكل زاي دخرتان از لوامل مؤثو بو
آنقدر گاهي دخرتان بطوريكه هستند. منز از فوار
خودشان را ضعيف مي پندارند كه به راحيت حتت تأثري قوار
خود داخلي كنرت در زمينه فواري دخرتان گريند. مي
در نوجوان كمرت بسيار ضعيف هستند. هو چقدر حس كنرت
افزايش و رفتارهاي نااميد كننده باشد، فواراز منز
يابد.
افسردگي و عزت نفس پائني
فوار تالشي است تا نياز به حمبت و صميميت را موتفع
بو خود ) (Selfكند. در چنني كنرت منايد و از سويي الما
وضعييت خانواده به لنوان يك سيستم توبييت موزهاي هويت
شخصي افواد را از بني مي بود چوا كه واجد تضاد، بي
نظو ايع از است. غفلت و طود آشفتگي، سازماني،
جوانان فواري از چنني خانواده هايي داراي خود پنداره
ضعيف، احساس لدم كفايت و اضطواب بوده و از حتويك
پذيوي رنج مي بوند. هم چنني، )4998( Emery & Lioyedدر
مورد ديده كه آزار افواد يافتند در خود حتقيقات
غفلت، طود و تبعيض واقع شده اند، در معوض لزت نفس
پايني، افسودگي و دست آوردهاي اندك (حتصيلي و … )
قوار دارند. هم چنني )4993( Deniبو لزت نفس پايني،
شكست حتصيلي، تغيريات سويع در رفتار و شخصيت و Feitelو
مهكاران (2994) بو وجود افسودگي در نزد ايع نوجوانان
اشاره مي كنند، كه حدود يك سوم كل زندگي شان را در
آن بسو بوده اند. در ايع زمينه احساس بي ارزشي يا
گناه، اقدام به خودكشي در كنار آسيب هاي جسمي و
فيزيكي معنادار بوده است. مهچنني )4934(Shaneنيز به
وجود سطح پايني هبداشت رواني و فيزيكي به مهواه خشونت،
آزار، بي توجهي و آزار و شوم تلقي شدن اشاره مي
كند. هم چنني Greeneو مهكاران (4994) به خود پنداره
دروني آنان و مشكالت موجود در ضعيف دخرتان فقدان كنرت
ارتباط ميان لوامل شخصييت و خانوادگي آنان اشاره مي
منايد. در ايع زمينه در حتقيق اردالن (4384) حدودً 13
ا
درصددخرتان فواري داراي سابقه افسودگي، 11% سابقه
اضطواب و 23% منونه ها داراي سابقه تصميم به خودكشي
قبل از اودني دفعه فوار بودند. هم چنني در ايع منونه
ها 11% قبل از اودني فوار اقدام به خودكشي كوده
بودند. در حتقيق راهب (2384) نيز دخرتان فواري لمدتا
ً
و اسكيزوفونيا پايني، نفس لزت منش، اختال داراي
پارانويا بوده اند. الزم به ذكو است بو اساس رويكود
شخصييت درباره فوار و هم چنني ويژگي هاي اختالالت شخصييت
موبوط به فوار ارائه شده توسط ،)4991( Van der Pleog
ا
نوجوانان فواري لمدتً دچار لزت نفس پايني، داراي
بريوني و روش مقابله نامناسب هستند. در منشأ كنرت
متام شيو ميزان نيز (4384) روشنايي حيات حتقيق
شاخصهاي لدم سالمت رواني در نوجوانان فواري باالست،
چنانكه از ميان لوامل خمتلف نقش وادديع و شيوه هاي
بوخورد آنان با فوزندان و نابساماني هاي خانوادگي
لمده بوده است. در تصميم نوجوانان بواي توك منز
بنابوايع بسياري از نوجوانان و جوانان فواري از يك
سو طيف وسيعي از اختالالت جسماني و رواني رنج مي بوند
و از سوي ديگو به دديل شوايط نامطلوب خانوادگي مني
توانند از التماد به نفس الزم بوخوردار شوند.
مشکالت اقتصادي ( فقر )
لمده للت را اقتصادي مشكالت صاحبنظوان بوخي
مفهوم به ايع ادبته مي دانند، اجتمالي آسيب هاي
نگوش تك لاملي در تبيني احنوافات مني باشد. به التقاد
آنان لوامل اقتصادي در چگونگي زندگي فودي و اجتمالي
تأثريگذار است. در شوايطي كه يك قشو از جامعه ما به
آساني ثووهتاي كالن و بادآورده دارند و شخصيت انساهنا
با ثووت و دارايي آهنا سنجيده مي شود و طبقات ضعيف
جامعه، مدام احساس حمووميت، فقو و ناكامي مي كنند،
ا
مسلمً سعي خواهند كود كه به هو طويق ممكع به اهداف
و آرزوهاي مادي خود دست يابند يا تصميماتي بگريند كه
مشكالت اقتصادي آهنا بوطوف شود. مهني فشارهاي اقتصادي
مضالف نان آوران خانواده در مشاغل كاذب يا اشتغا
وادديع كه طوري به است. داده افزايش را غريجماز
دوشغله نسبت به نيازهاي جوانان، رفع مشكالت روحي و
رواني و توبيت صحيح و شايسته آهنا كم توجهي شده است.
در شغل دوم، لدم حضور مؤثو در خانه و ضعف يا اشتغا
فقدان نظارت بو روابط و رفتار الضاي خانواده الما
ضداجتمالي نظري فوار از خانه را افزايش مي دهد.
فقو و توزيع نالادالنه ثووت, به مهواه فقو فوهنگي
رفتارهاي ناهبنجار است. «ژان دوالرد زمينه ساز انوا
به للت كشمكش » معتقد است انساهنا به طور معمو
دروني ناشي از حمووميت, لكس ادعمل هايي نشان مي دهند
اما نكته قابل تامل آنست كه حمووميت هاي اقتصادي,
لكس ادعملهاي تند و ضد اجتمالي راحتويك مي كند زيوا
فقو, توس از جمازات را به حداقل مي رساند و فود حمووم
مسئوديت لمل ضد اجتمالي خود را متوجه بي ساماني
اجتمالي مي داند.
در شوايطي كه يك قشو از جامعه به آساني ثووت هاي
كالن و بادآورده در دست دارند و شخصيت انساهنا با
ثووت و دارايي آهنا سنجيده مي شود, طبقات زيويع هوم
طبقاتي مهواره خود را با طبقات باال مقايسه مي كنند و
از ايع توزيع نالادالنه, احساس حمووميت مي منايند, مهني
احساس حمووميت نسيب موجب مي گودد كه فود سعي كند به
هو طويق ممكع به اهداف و آرزوهاي مادي خود دست يابد
يا تصميماتي بگريد كه مشكالت اقتصاديش بوطوف شود.
به طور منونه در زمان بيكاري و حبوان اقتصادي در
خانواده, پدر يا جانشني پدر تصميمات نامناسيب نظري
اجبار دخرت به ازدواج با مود مسع ثوومتند يا اجبار
در مشاغل غري جماز مهانند خويد و فووش دخرت به اشتغا
نيز خانواده دخرت و كند مي اختاذ را خمدر مواد
متعاقبا" در صدد خواهد بود كه خود را از ايع وضعيت
اقتصادي دست يابد, مهني اسف بار جنات دهد و به استقال
امو انگيزه فوار از خانه را در او تقويت مي كند,
غافل از آنكه رو به سوي سياهي در حوكت است.
دو شغله امووزه فشارها و مشكالت اقتصادي, احتما
نان آوران خانواده در مشاغل كاذب يا بودن يا اشتغا
غريجماز را افزايش داده است. مهني مسئله منجو به كم
توجهي آهنا نسبت به نيازهاي جوانان, رفع مشكالت روحي
و رواني و توبيت صحيح و شايسته آهنا گوديده است. به
التقاد « اسگود » در شوايطي كه لضو مقتدر خانواده
حضور در شغل دوم, ديو وقت در منز به واسطه اشتغا
داشته باشد و نظارت او بو الضاي خانواده كاهش يابد
ضد اجتمالي نظري فوار از خانه در جامعه رو , الما
به گسرتش خواهد بود.
در ايع جهت انعكاس شوايط افسانه اي بوخي زندگي
ها و منايش فاصله هاي طبقاتي توسط رسانه ها نقش
موثوي در ازدياد ايع مشكل دارند(معتمدي،2384: 212).
در بوخي كشورهاي آسيايي، خانواده ها به دديل فقو
شديد، كودكان خود را در معوض فووش مي گذارند كه از
آهنا در فاحشه خانه ها، هتيه صور قبيحه و فيلمهاي
مستهجع استفاده مي شود و پا به لنوان جاذبه توريسيت
بواي بوخي توريستها مورد سوء استفاده قوار مي گريند،
مهچنني بوخي افواد كه داراي احنوافات جنسي هستند، از
ايع كودكان سوء استفاده مي كنند.
در است. ناكامي نوجوانان بزهكاري للل از يكي
شدن بوآورده و ارضاء جهت در خانواده كه صورتي
نيازهاي نوجوان خود تالش نكند و نوجوان با ناكامي
هاي شديد و متعدد مواجه شود، دچار حادت سوخوردگي
شده و احساس شكست، نااميدي، پوچي و او دست مي دهد
كه ممكع است بواي جربان ايع كمبودها و ناكامي ها، به
هو كاري دست بزند( نوابي نژاد، 2184).
با را كودك با بدرفتاري ارتباط مطادعات اكثو
لواملي چون فقو، درآمد پايني، محايت اجتمالي كم، و
بيكاري سوپوست خانواده تائيد كوده اند.
فشارهاي رواني مهواه با فقو مانند زندگي پومجعيت،
بواي هتيه غذا، مسكع، پوشاك، رفاه و هزينه كمبود پو
را افزايش مي دهد. رفت و آمد خطو فوار از منز
كساني كه در فقو زندگي مي كنند مهيشه بواي بقاي
حيات مبارزه مي كنند. تامني غذا و آب كايف، سوپناه و
مواقبت هاي اوديه هبداشيت چادشي است روزانه. امور
موبوط به طبقه متوسط مانند آموزش، امنيت لمومي،
تفويح و مشاركت سياسي به كلي خارج از دسرتس آهناست.
بسياري از افواد فقري مني توانند تغذيه كايف و اميين در
بوابو لناصو طبيعي را بواي خود تامني كنند، چه رسد
و زندگي خصوصي مايل، ذخريه پزشكي، هاي مواقبت به
امكانات آموزشي، محل و نقل كايف و يا داشنت نظوي در
امور جامعه يا كشور خود.
بديهي است كه در چنني خانواده هايي بزرگساالن و
كودكان در شوايط تنش آفويع زندگي مي كنند. بزرگساالن
مني توانند به كودكان خود توجه شخصي داشته باشند و
غذاي مناسب، امنيت فيزيكي، اميين در بوابو بيماريها و
انگيزه هايي بواي پيشوفت آنان فواهم كنند. بيشرت
كودكان واداشته مي شوند كه خواهوان و بوادران كوچكرت
خود را بزرگ كنند و درآمدي تكميلي بواي خانواده
بدست بياورند. فشار بواي كسب درآمد، كودكان را به
و يا خدمت در خانه ها خياباهنا يا كارخانه ها، مزار
مي راند.
بو اساس گزارش Fisherو مهكارانش (1994) زنان بي
خامنان اغلب در مشار فقريتويع طبقات جامعه هستند. هو
چند كه خانواده اصلي آهنا داراي منزديت متفاوت از
پايني تويع تا باالتويع طبقات هستند. در ايع زمينه
التياد وادديع به مواد خمدر و ادكل نيز بالث ضعف
شبكه محايت اجتمالي آهنا شده و آنان را بيشرت مستعد بي
خامناني كوده است. لوامل مذكور به مهواه جتوبه دوره اي
از آزار منجو به بيماري رواني در زنان و به ويژه
افسودگي شده و ايع لوامل منجو به از دست دادن كار،
ا
فقو و هنايتً بي خامناني مي شود. وضعيت خانواده اصلي
زنان نابسامان وضعيت در زيادي تاثريات نيز فود،
آزار احساسي. بدني و جنسي دارد، چنانكه وجود انوا
با وجود نابوابوي اقتصادي ر اجتمالي، مهواره توسط
ايع دسته از زنان گزارش شده است.
تاثري فقدان شبكه هاي محاييت غري رمسي زنان بو وضعيت
نابسامان و نامطلوب آنان توسط مطادعاتي چون مطادعه
)4992( Dattalo & Bendaمورد نظو قوار گوفته اند. ضعف
ايع شبكه ها به مهواه وجود خشونت در خانواده ها بو
زنان تاثريگذار بوده است. از نظو ايع دو حمقق زنان
فواري و بي خامنان در مشار حمووم تويع گووههاي اجتمالي
هستند. آنان اغلب به طور وسيعي قوبانيان لملكود
نامطلوب پوورشي وادديع مثل خشونت و آزار هستند كه
موجب شده از دست يابي به توفيقات حتصيلي نيز حمووم
شوند و دچار شكست هاي مكور حتصيلي، بووز مشكالت در
زمينه كار و تداوم آن گودند. لالوه بو مشكالت فوق در
خانواده اصلي، وجود تبعيض در حميط كار و فقدان فوصت
هاي مطلوب بواي زنان نيز مزيد بو للت است.
مهچنني )4991( Van der Pleogمدلي است بو طبق حتقيقات
صورت گوفته اغلب جوانان فواري و بي خامنان داراي
هستند، پائيين خانوادگي اجتمالي ر اقتصادي منزدت
پايني طبقات به آنان متعلق پدران سوم دو چنانكه
( شامل كارگوان نيمه ماهو و ماهو ) هستند اجتما
چنانكه يك سوم از ايع پدران بيكار و يا ناتوان از
اجنام كار مي باشند.
در ايع زمينه سايو حمققني به لوامل مذكور اشاره مي
كنند چنانكه )4992( Feitelبه فقو، )4939( Shaneبه
اقتصادي فشارهاي به (1994) Janus اقتصادي، مشكالت
خانواده، راهب (2384) به فقو مايل و فوهنگي و صنعيت
(3184) نيز به فقو و حمووميت در بووز رفتار فوار در
نزد نوجوانان اشاره مي كنند. چنانكه در ايع زمينه
صنعيت در حتقيق خود اذلان داشته است كه 23 درصد از
داراي و بضالت بي هاي خانواده از فواري دخرتان
مهچنني هستند. اندك اقتصادي و فوهنگي هاي سومايه
مومين(2384) نيز بو تاثري لوامل فقو، بيكاري، حمووميت،
حبوان اقتصادي، تورم، گوسنگي، درماندگي، مهاجوت و …
بو خانواده دخرتان فواري اشاره مي كند چنانكه حميط
آسيب زاي مذكور به لنوان لاملي فشارزا بو دخرتان
فشار مي كند و آنان را به سوي فوار سوق مي الما
دهد.
مهچنني مجشيدي(4384) به فقو اقتصادي به مهواه اقتصاد،
شديد و حمدوديت معاشوت به لنوان لوامل التياد، كنرت
مهم فشار بو دخرتان فواري در خانواده تاكيد مي منايد.
نشان (4184) جوجاني پژوهش چون ديگوي هاي پژوهش
دهندةوضع اقتصادي و فوهنگي پائني دخرتان فواري و حممد
سعيدي (1184) نيز به كمبود سومايه هاي فوهنگي و
حتصيالت در خانواده دخرتان فواري را لامل مهم در وضعيت
نابسامان آنان مي دانند. در حتقيق اردالن (4384) يك
سوم منونه هاي دخرتان فواري اظهار داشته اند كه فقو و
داشنت مشكالت مايل، تبعيض در خانواده و … در فوار آهنا
دخيل بوده است. خانواده اغلب منونه هاي هتواني ايع
حتقيق به مناطق موكز و پائني شهو تعلق داشته و داراي
سومايه هاي فوهنگي اندك بوده اند( به نقل از اردالن،
2384).
فقر فرهنگي
روانشناسان اجتمالي جوم و كجوويهاي اجتمالي را
سوپيچي از هنجارها، سنتها، رسم ها و قوانني جامعه مي
دانند.
دارد. جوم اجياد در اساسي نقش فوهنگي فقو
ا
بطوريكه جمومني اكثوً از طبقه بي سواد يا كم سواد
جامعه هستند و در اثو فقدان امكانات رشد فكوي بواي
پيشوفت و توقي خود از شيوه هاي ديگو مانند هبوه گريي
از توامننديهاي جسمي استفاده مي كنند.
آزار و سوء استفاده جنسي
فوار از خانه يكي از بازتاهباي خشونت خانگي است
كه به دديل تاثريات اجتمالي آن قابل تامل است. الما
الضاي سوي از جنسي و جسمي روحي، خشونتهاي
يا پدر جانشني يا پدر توسط جنسي خانواده(جتاوزات
بوادر تين يا ناتين) لامل بسيار مهمي در فوار بوخي
دخرتان است. بسياري از دخرتاني كه قوباني ايع نو
خشونت ها هستند به دديل توس از آزاردهندگان و آبووي
خويش جوات اظهار مشكالتشان را ندارند، دذا از خانه
فوار مي كنند و در شوايطي كه از سوي نريوهاي امنييت
جمبور به بازگشت شوند، متايلي به ايع كار ندارند،
زيوا از حميط ناامع خانه مي هواسند.
كودك در هنگام تودد موجود ناتواني است كه بواي
و محايت به مربمي نياز مستقل زندگي مسري كودن طي
ً
مواقبت خانوادگي دارد به طوريكه اگو ايع محايت خصوصا
در ساهلاي اوديه زندگي، خدشه دار شود، ادامة زندگي
سامل كودك با خماطوه بسيار جدي مواجه مي شود. در ايع
دوران حساس، كودك زندگي مستقل، توجه به ديگوان،
رلايت حق و حقوق سايو افواد، نظم و انضباط و … را
در يك حميط پويا و صميممي خانوادگي فوا مي گريد.
دذا قوار گوفنت كودك در يك حميط خانوادگي پو اسرتس
و يا در معوض خطو آزار و اذيت، مي تواند مانع رشد
جسمي و فكوي كودك گودد.
متاسفانه گاهي كانون خانواده لوصه اي بواي بووز
حاضو گسرتدگي پديده خشونت و درد و رنج است. در حا
كودك آزاري موضولي جهاني است. كودكان ممكع است حتت
فشارهاي شديد روحي و هيجاني قوار گريند، مورد محله و
ضوب و شتم وادديع واقع شوند، به قتل بوسند و يا
ا
فووخته شوند. متاسفانه تقويبً در سواسو جهان هنوز
در انضباطي روش يك لنوان به كودكان بدني تنبيه
خانواده رايج است و گاهي قانون نيز آنان را محايت مي
كند.
طوالني سابقه و نيست جديدي پديده آزاري كودك
دارد، در رم قدمي كشنت فوزند حق قانوني وادديع بوده
است. الواب قبل از روي آوردن به ديع مقدس اسالم،
دخرتان خود را زنده به گور مي كودند و فووش دخرتان در
چني قدمي رايج بوده است.
وادديع ماميلك از جزئي كودكان تاريخ، طو در
پنداشته مي شدند. از ايع رو پدر و مادر به خود حق
داشته خويش كودك با را رفتاري هو كه دادند مي
باشند(كمپ، 3194).
ويژه به كشورها، از بسياري در نيز اكنون هم
كشورهاي افويقايي و آسيايي كودكان در سنني خمتلف ديده
مي شوند كه كاسةگدايي در دست دارند. در ايوان نيز
شاهد استفاده از كودكان بواي گدايي هستيم. كودكاني
كه در كنار گدايي و هبوه كشي كاري، در معوض آزارهاي
ديگوي از مجله آدودگي به مواد خمدر قوار دارند و
نبود و تغذيه سوء مانند توجهي بي موارد انوا
مواقبتهاي هبداشيت نيز رنج مي بوند(نوروزي، 2384 :1 ).
هبوه كشي جنسي از كودكان نيز مهچون سايو انوا
آزار پيشينه اي طوالني و قدميي دارد. بسياري از مواسم
مذهيب و اجياد حق در متدهناي باستان مستلزم فعاديت جنسي
تاريخ آغاز از اند. بوده كودكان بزرگساالن و بني
شده و فووش خويد روسپي لنوان به كودكان تاكنون
اند(هداييت، 3884).
بسياري از كودكان آزار ديده يا حمووم، سواجنام پس
از توك حميط خصمانه خانه، تنها و ناتوان در جتديدنظو
در لقايد خويش رها مي شوند. مطادعات نشان داده اند
كه بوخي از ايع كودكان به اندازه اي افسوده هستند
كه اقدام به خودكشي مي كنند.
تداوم آزار بدني يا بي توجهي با گذار فود به
آمدن بوجود سبب است ممكع نوجواني، بلوغ و مواحل
رفتارهاي نامطلوبي چون فوار از مدرسه و يا خانه
گودد (كمپ و كمپ, 3194).
ادبته خشونت لليه كودكان مي تواند در بريون از
خانواده توسط افواد غويبه يا هنادهاي اجتمالي نيز
صورت گريد. بطوريكه اجواي روشهاي انضباطي مستبدانه و
سوكوبگوانه در مدارس و موسسات نگهداري كودكان نولي
خشونت حمسوب مي شود. دودتها موظفند روشهاي سنيت الما
را كه به سالمت جسم و روان كودك آسيب مي رساند حذف
منايند و تضمني كنند كه ادارة امور مدارس طبق شأن
انساني كودك و بو طبق مواد پيمان نامه حقوق کودک
باشد.
پيمان نامه حقوق كودك ملل متحد شامل 41 ماده است
كه 38 ماده آن شامل حمافظت در حقوقي است كه حكومت
كشور لضو موظف به تضميين آن است.
بوخي از مواد لبارتند از:
ماده 11 ر آزار و بي توجهي: كشور لضو موظف است از
يا بدني آزار يا آسيب نو هو بوابو در كودكان
رواني، هبوه كشي توسط وادديع يا افواد ديگو حمافظت
كند و بونامه هايي بواي پيشگريي و درمان ايع موارد
فواهم آورد.
ماده 22 ر كار كودك: حق حمافظت از كودك در بوابو
هبوه كشي اقتصادي و درگري شدن در كارهايي كه متضمع
هتديدي نسبت به سالمت، آموزش و رشد كودك است. كشور
لضو موظف است حداقل سع اجنام كار و مقورات شوايط كار
را تعيني كند و ضمانت اجوايي موثوي بواي آن فواهم
آورد.
ماده 32 ر هبوه كشي جنسي: كشور لضو موظف است از
مجله از جنسي، آزار و كشي هبوه بوابو در كودكان
روسپيگوي ) ( Prostitutionو شوكت در هوزه نگاري حمافظت به
لمل آورد.
ماده 32 ا كشور لضو موظف است از فووش، داد و ستد
و ربودن كودكان جلوگريي به لمل آورد.
ماده 32 ا سايو هبوه كشي ها: كشور لضو موظف است از
كودكان در بوابو سايو شكلهاي هبوه كشي حمافظت به لمل
آورد.
ماده 32 ا شكنجه، تنبيه شديد و حمووميت از آزاري:
كشور لضو موظف است از كودكان در بوابو شكنجه يا
سايو رفتارها يا تنبيه هاي بي رمحانه، غريانساني. يا
خوار كننده، جمازات شديد يا حبس ابد بواي جواميي كه
موتكب مي شود، و حمووميت غريقانوني يا شخص زيو 34 سا
خودكامانه از آزاري حمافظت به لمل آورد. بايد با
كودكاني كه از آزاري حمووم شده اند، با انسانيت و
احرتام رفتار شود. ايع كودكان بايد از بزرگساالن جدا
نگه داشته شوند، با الضاي خانوادة خود در متاس باشند
و كمكهاي قانوني، بي درنگ در دسرتس آنان قوار گريد.
ماده 12 ا مواقبت توانبخشي: كشور لضو موظف است
كودكان اجتمالي جمدد پذيوش و و رواني جسمي هببود
يا شكنجه، كشي، هبوه توجهي، بي آزار، قوباني
بوخوردهاي نظامي را تامني كند.
مطادعات بي مشاري مويد ايع مطلب هستند كه در اغلب
خانواده هاي نوجوانان فواري سابقه كودك آزاري و طود
و غفلت از كودك وجود داشته است. در ايع مورد Van der
رانده شدن به كودك آزاري، )4991( Pleogدر قادب مد
بكارگريي روش هاي توبييت نامطلوب طود و غفلت و آزار،
فقدان محايت احساسي و لاطفي از سوي خانواده را به
لنوان لوامل فوار جوان از خانه ذکو مي كند. مهچنني
Grigsbyو مهکاران(2994) وجود خشونت در خانواده را از
للل بووز فوار از خانه مي دانند.
Willisو مهکاران(2994) نيز بو تأثريات طوالني مدت
كودك آزاري بو افواد، رفتار پوخاشگوانه و …. در
خانواده اشاره مي كنند كه بالث كاهش لزت نفس، دست
آوردهاي اندك حتصيلي و هنايتً فوار مي شود. )4993(Deni
ا
به انكار، متود و خشم، كودك آزاري در خانواده و
)4991( Whitbeckبه ويژگي هاي مواقبت وادديع، محايت و
گومي يا طود وادديع و اختالالت سلوك و سطوح پايني
مواقبت وادديع از كودكان نوجوان به لنوان للل مهم
فوار اشاره مي كنند. در ايع زمينه Baoو مهكاران
(2222) نيز در بورسي خود به روي نوجوانان فواري
آمويكايي نشان دادند هفتاد درصد آنان به طور فيزيكي
و جنسي مورد سوء استفاده قوار گوفته اند.
Feitelو مهكاران (2994) به سوء استفاده احساسي و
Shane جنسي، متود و كشمكش در خانواده دخرتان فواري،
(9394) به وجود خشونت، آزار و بي توجهي نسبت به كودك
و )4998( Janusبه خشونت هاي فيزيكي و جنسي طوالني مدت
توسط وادديع به لنوان للل مهم فوار تأكيد كوده اند.
در ايع زمينه مطادعات )2224( Connerو farrowو مهكاران
(2994) نيز مؤيد مطادب باالست.
در حتقيقات خمتلف كه به بوخي از آهنا در زيو نيز
اشاره مي شود، آزار جسمي، رواني، جنسي يا بدرفتاري
توسط شخصي كه مسئوديت قوار گوفنت كودك زيو 34 سا
نگهداري، مواظبت او را بو لهده دارد (2994 ,Willis
& )Holden, Rosenbergبه لنوان يكي از لوامل مهم موثو بو
نشان آزاري كودك بو روي حتقيقات است. مطوح فوار
ميدهد كه تاثريات كودك آزاري بو كودكان طوالني مدت و
رفتار معوض در گونه افواد ايع چنانكه است. خموب
پوخاشگوانه، لزت نفس پايني، افسودگي و دست آوردهاي
اندك حتصيلي هستند( 3991 .)Lioyed & Emery
اطاللات مجع آوري شده از 914 فواري در سنني 14 تا 22
نشان داده است كه 38 درصد پسوان فواري و 81 درصد سا
از دخرتان فواري مورد سوء استفاده جنسي قوار گوفته
اند(مك كورماك و ديگوان 3394).
دخرتان از تيمي هستند معتقد (3194) كمپ و كمپ
فواري مورد آزار جنسي قوار مي گريند و بسياري از آهنا
آزار بدني را نيز جتوبه مي كنند.
)4991( Malos & Hagueدر حتقيقي بو روي 41 زن فواري و
بي خامنان گزارش كوده اند كه دديل لمده توك خانه از
سوي آنان، خشونت و آزار شوهوان بوده كه با لوامل
ديگوي مهچون وظايف سنگني خانه داري، فقدان دست يابي
به منابع مايل، فقدان حقوق بوابو و روابط نابوابو
قدرت در خانواده نيز مهواه بوده است. ايع زنان كه
آزار فيزيكي، رواني و جنسي قوار گوفته مورد انوا
آزار بودند، آزارهاي احساسي و رواني را بدتويع نو
ذكو كوده و بيان داشته اند كه اثوات آهنا تا مدت هاي
مديدي باقي مانده اند. در ايع حتقيق 21 زن به وسيله
مهسوان يا سايو كساني كه با آهنا زندگي مي كودند،
مورد آزار قوار گوفته بودند. در بعضي از موارد بچه
هاي آهنا نيز مورد آزار واقع شده و آماج محالت فيزيكي
بوده اند. 23 نفو از زناني كه با افواد آزاررسان
زندگي زندگي مي كودند، تا هنگام توك موقعيت آسيب زا
در معوض خشونت قوار داشتند. ايع زنان گزارش كوده
بادغ مي شده مدت آزار به ساديان سا بودند كه طو
است. در طي ايع مدت آنان تالش مي كودند كه جايي بواي
اسكان خود بيابند و بوخي از آهنا گاه بواي مدتي
منوده موقت هاي مكان در اقامت به اقدام كوتاه،
بودند. در ايع حتقيق زنان اظهار داشته اند، خشونت
بالث شده بود فكو تالش بواي اجياد سوپناه جديد بواي
خود و بچه هايشان در آهنا از بني بوود. زيوا وضعييت كه
در آن بسو مي بوده اند، آرامش ذهع و لزت نفس شان را
خمتل كوده بود. مهم اينكه احساس ايع زنان درباره از
بو وجود غمي بزرگ بوده دست دادن زندگي شان، دا
است.
وجود فشارها و خشونت هاي خانوادگي بو لليه زنان
ا
قويً موتبط با فوار ايشان است. بواي مثا ، توك خانه
به للت آزار و اذيت از سوي الضاء خانواده در حتقيق
)4992( Brown & Ziefertبه لنوان لامل كليدي مطوح شده
است كه مي تواند منجو به فوار زنان شود. 81 درصد از
زنان دچار گذشته اي بودند كه در آن آزار جنسي، آزار
فيزيكي و رواني را جتوبه كوده بودند. ايع زنان دچار
خمتل شده انزواي اجتمالي شده و ارتباطشان با اجتما
بود. ايع مسئله منجو به احساس درماندگي و بي قدرتي
در آنان شده بود. مهچنني يك سوم زنان بي خامنان كه در
پناهگاه هاي هلند مورد مصاحبه واقع شدند خانه هاي
خود را به خاطو روابط خشونت آميز توك كوده بودند و
يا 22 درصد از زنان بي خامنان در آدباني و نيويورك
نيز خشونت خانوادگي را به لنوان لامل اصلي فوار از
خانه بيان منوده اند.
Janusو مهكاران (1994) در حتقيقاتشان خشونت را به
لنوان لامل موثو بو فوار معويف كوده اند و بيان منوده
مي تواند ناشي از خشونت هاي اند كه فوار از منز
فيزيكي طوالني مدت باشد.
گزارش كانادا در (1994) مهكاران و » جانوس «
دادند كه 33 درصد مجعيت نوجوان فواري مورد آزار بدني
قوار مي گريند.
وسائل ارتباط مجعي
لامل ديگو، وسائل ارتباط مجعي هستند، كه از دو
طويق مي توانند گوايش به فوار را در فود اجياد كنند.
يكي آنكه ارزشهاي خانوادگي و اجتمالي را در نظو فود
منسوخ شده و بي التبار مي كنند و رفتارهاي احنوايف را
به منايش مي گذارند و از سوي ديگو مي توانند موضو
كنند، منعكس جزئيات متام ذكو با را دخرتان فوار
(ادبته ايع كار اغلب با هدف جذب خماطب اجنام مي شود).
ايع اقدام موجب مي شود كه خماطبني ايع رسانه ها نسبت
به وضعيت دخرتان فواري كه شوايط نامسالد و بغونج
مطلع شوند و آهنا نيز با خانه را حتمل نكوده اند،
مهذات پنداري با شخصيت مهني فيلم لمل را در مواجهه با
مسايل خانواده تكوار كنند. فيلم نيز چاره فود را
فوار از خانه نشان مي دهد و از سوي ديگو قبح مسئله
تاحد بسيار زيادي در اذهان شكسته مي شود و به لنوان
يك لمل لادي جلوه مي منايد. درواقع ايع فيلم ها مشوق
طليب استقال روحيه توويج هستند، خانه از فوار
طليب، لدم رلايت احرتام غريمنطقي در سنني نوجواني، تنو
به نظوات وادديع و پوخاشگوي نسبت به بزرگرتها، توويج
فوزندساالري، منايش فوار مجعي از جوانان، بدون منايش
ايع صحيح پشيماني و ندامت آهنا، مي تواند در شيو
پديده مؤثو باشد.
بو منايش فيلم هاي لاشقانه در كشورهايي لدم كنرت
چون هند و آمويكا تاثري لميقي بو فوار نوجوانان از
خانه داشته است. بطوريكه 8/11 درصد نوجوانان در هند
اظهار داشته اند كه حتت تاثري فيلم هاي لاشقانه و
بواي ديدن جاذبه هاي شهوي به مهواه دوست خود از خانه
گوخيته اند(اقليما، 2384: 814).
رسانه هاي نوشتاري و ديداري داراي كاركودهاي سه
رساني هستند. زماني كه رسانه ها گانه از مجله اطال
فوار دخرتان را با ذكو متام جزئيات منعكس مي موضو
كنند (ادبته ايع كار اغلب با هدف جذب خماطب و فووش
بيشرت اجنام مي شود).
نقش رسانه هاي مجعي به ويژه ماهواره و اينرتنت در
با هنجارهاي مقابله اخالقي، باري بند و بي رواج
اجتمالي، لدم پايبندي مذهيب و بلوغ زودرس نوجوانان
در مسائل جنسي حائز امهيت است(معتمدي،2384: 332).
دوستان و مهساالن
نياز به مهاهنگي با مهساالن در اوسط دوران کودکي
کودکان بني حلاظ ايع از ادبته است. مشهود ال
کامً
تفاوهتاي فودي بسياري وجود دارد. به دديل امهيت بسيار
گووه مهساالن در دوران نوجواني انگيزه بواي مهنوائي با
ارزش، آداب و رسوم گووه مهساالن در ايع گووه افزايش
مي يابد. ايع مهنوائي با مهساالن با در نظو گوفنت جنس،
سطح اقتصادي-اجتمالي، روابط وادديع و لوامل شخصي
متفاوت است. هو چه روابط لاطفي و لميق کمرتي ميان
فوزندان و وادديع وجود داشته باشد، پيوند ميان آهنا
ضعيف شده و مهساالن در رشد رواني آهنا نقش حساسي مي
يابند. مهساالن با امکاناتي که بواي يادگريي مهارهتاي
و مشکالت گذاشنت ميان در رفتار، کنرت اجتمالي،
احساسات مشابه فواهم مي کنند، در زندگي نوجوان امهيت
بسياري دارند.
ارتباط با دوستان سهم مهمي در كسب مهارت هاي
اجتمالي(از طويق جتوبيات مشرتك) دارد. بنابو تئوري
انطباق محايت اجتمالي) ،(Matching Theory Of Social Supportsيك
مكانيسم محاييت مؤثو بستگي به انطباق بني منبع محايت
كننده و اسرتسورهاي زندگي دارد. بنابوايع در صورت
لدم وجود مكانيسم محاييت مؤثو در خانواده، نوجوان
نسبت به وادديع يا سوپوست سلب التماد كوده و بواي
كسب كمك به آهنا تكيه مني كند و متايل نوجوان بواي
ارتباط با دوستان وكسب محايت هاي اجتمالي از آهنا
بيشرت مي شود. متعاقب آن نوجوان محايت را از مهساالني
كسب مي كند كه شوايطي مشابه وي دارند.
گووه مهساالن لامل مهمي در اجتمالي شدن كودك تلقي
مي شود. در واقع كودك در دو جهان زندگي مي كند.
جهان وادديع و سايو بزرگساالن و جهان مهساالن. ايع دو
جهان مي توانند در كنار يكديگو، در حايل كه خبش مشرتك
كوچكي نيز دارند وجود داشته باشند. دنياي مهساالن
خوده فوهنگي است كه از بسياري جهات حتت تاثري فوهنگ
بزرگرتي است كه كودك در آن زندگي مي كند ويل در لني
تارخيچه، سازمان اجتمالي و نيز ابزار انتقا حا
آداب و رسوم خود از نسلي به نسلي ديگو را دارد.
بسياري از مطادعات آزمايشگاهي و طبيعي نشان مي دهد،
بسياري از دانسته هاي كودك درباره رفتار اجتمالي و
چگونگي بوقواري ارتباط با ديگوان از طويق مهساالن به
كودك منتقل مي شود نه بزرگساالن.
مدرسه نيز لامل ديگوي است كه در اجتمالي شدن
كودكان و نوجوانان دخادت مي كند. مدرسه هنادي است
اجتمالي و به كودك جهان بيين و لادات و رسوم و مهارت
و دانش خاصي را منتقل مي كند. مدرسه نظام كوچكي است
كه كودك در آن قوالد اخالقي، لوف اجتمالي، نگوشها و
شيوه هاي بوقواري ارتباط با ديگوان را مي آموزد.
ا
مدرسه غادبً شبكه اي از گووه مهساالن بواي كودك مهيا
مي كند.
دوره اي از زندگي كه دانش آموز در دبريستان مشغو
به حتصيل است مصادف با دوره نوجواني است. دوره اي كه
مهزمان با تغيريات و حتوالت زياد شخصيت و رفتار نوجوان
است. مهچنانكه خانواده تاثريات خود را از طويق لوامل
خمتلف خود مانند شيوه هاي توبييت، داد وستدهاي لاطفي،
طوح ارزشها و نگوشها و ايده آهلا به جا مي گذارد،
مهم و اساسي، جتديد سازمان هويت و شكل گريي موضو
هويت موبوط به نوجواني مطوح مي شود. در هويت جديد
و افواد فود، اجتمالي جايگاه گريي، شكل حا در
گووههاي مهسع و سا ، مسائل حتصيلي، شغلي و حوفه اي
آينده و مسائل متعدد ديگو از موضولات مهم حموري مورد
بورسي نوجوان هستند.
و گوايش به گووه مهساالن دوسيت با افواد مهسع و سا
از ويژگي هاي بارز دوره نوجواني است. دوسيت و رفاقت
در ايع دوره لالوه بو اينكه كاركود لاطفي و هيجاني
خود را دارد و روابط صميمانه را بواي نوجوان به
ارمغان مي آورد از كاركودهاي اجتمالي و شناخيت هم
بوخوردار است . از طويق مهانندسازي با مهساالن، تكويع
ويژگي هاي شخصييت حمقق مي شود و بالث مي شود كه بوخي
از ادگوهاي مطلوب خود را در ميان مهساالن بيابد. دوسيت
و مهانندسازي با مهگنان، دوسيت با كسي است كه مهان
مسائل را دارد مهان نكته ها و توديدها، مهان طغياهنا،
مهان اشتياقها و لالئق و تشويشها و اضطواهبا رو به
است. گويبان به دست آهنا با شخص خود كه روست
مهانندسازي با كسي كه انسان خود را در او مي يابد و
سهيم كودن او در احساسات و حاالتي كه حتملش بواي فود
سنگني است ، كمك ارزمشندي در بوخورد با مشكالت و حتوالت
دروني به مشار مي رود.
در دوره جواني، دوست حامي « مع » يا به لبارت
ا
صحيح تو يك مع ديگو است. لمومً در بيشرت موارد دوست
صورت آرماني پيدا مي كند. به مهني للت پيوندهاي دوسيت
در شخصيت جواني تاثري بسيار مي گذارند.
آرمانگوايي، مانند: هايي ويژگي پودازان نظويه
خواهي. گوايش به مباحث نظوي، مطادعات للمي و استقال
سو اجتمالي، فعاديتهاي به گوايش فلسفي، هاي حبث
زندگي، قابليت ادراك و آگاهي حسي باال، شوخ طبعي و
… را در دوره جواني قائل هستند(افتخاري، 2384 :
124).
فوار از خانه ممكع است به تنهايي و يا گووهي
(باند) اجنام گريد. يكي از الضاي گووه كه مصمم تو و
بي باك تو از ديگوان است گووه را اداره كوده و
دستورات الزم را بواي اجواي نقشه هاي طوح شده صادر
مي كند (دانش, 2184). حميط كوچه و خيابان و زندگي در
ميان الضاي باند مهساالن و مهسانان و مورد تاييد آنان
قوار گوفنت و احساس نريومندي و امنيت منودن, رضايت
خاطو كودك فواري را فواهم مي سازد. كودكان در باند
احساس مي كنند كه مهگي به يكديگو وابسته اند و متامي
و باند, ودگود در كودكان پيكوند. يك الضاي آهنا
صف بندي مي كنند, گستاخ مي شوند, در بوابو اجتما
رقابت و هم چشمي در آنان نريو مي گريد. احساس تعلق به
باند, احساس جموميت و احساس اضطواب و قيود اخالقي و
لنايت به مسايل و جواني را در آنان از بني مي بود.
وقيت نوجوان تعامل مثبت و صحيحي با الضاي خانواده
ندارد و احساس شكاف نسلي و لاطفي با وادديع مي كند،
به طوري كه تصويو پدر و مادر در ذهنش افوادي منفور،
مستبد و خشع است به سوي ارتباطات بريون از خانه
توغيب مي شود و سعي مي كند جايگزيين را بواي روابط
لاطفي خود با پدر و مادرش بيابد. در اكثو ايع موارد
نيز دخرتان به سوي گووه هاي ضداجتمالي و احنوايف كشيده
مي شوند و از آجنا كه ناهنجاري رفتاري، طبق نظويه
ا
فوهنگي «ساتودند»، لمومً از طويق گووههايي انتقا
نظري دوستان يا خانواده آموخته مي شود، زمينه هاي
احنوافات اجتمالي در فود شكل مي گريد. فود اكثو اوقات
مي گذراند، دوسيت ناسامل گووه هاي ايع در را خود
پارتي هاي شبانه، جشع هاي خمتلط و گشت و گذارهاي دو
دنياي سوي به گوايش مقدمه مجعي.... يا نفوه
نابساماني است. «اسگود» معتقد است هو چقدر ميزان
گذران جوان با گووه هاي مهسع خود كه امور خالف در آهنا
آهنا مهانند و مهونگ فود باشد، بيشرت است، هنجار
به رفتارهاي گووه، احرتام در كسب بواي و مي شود
فود مي شود. تشويق خانه از فوار نظري خودمنايانه
نادرست ارزشهاي ناباب، گووه هاي در يافته لضويت
هني و امو با بوخورد و مقابله حنوه ازمجله گووه
و خواستها نشاندن كوسي به و حنوه خمادفت وادديع،
با و مي كند دروني خانه در را نفساني اش متايالت
دسرتسي به فوصتهاي نامشوو ، آهنا را به موحله لمل
مي رساند. بواساس نتايج بدست آمده از حتقيقات حدود
خود دوستان با مهانندسازي به جوانان درصد ۱۴
مي پودازند(رفيع پور،3184: 23).
دوست داشنت و عشق
در حتقيق ميلو و مهكاران نيز بو گويز از خانه و
از نقل ( است شده تاكيد ازدواج اميد به تسليم
پوالدي, 3184). خوش بيين و التماد بيجا و ناآگاهي از
دسايس و توفندهاي كساني كه ولده ازدواج به دخرتان مي
دهند نيز از مجله داليل غلطيدن به باتالق روسپيگوي
تلقي شده است. افزون بو 28 درصد منونه موكز پژوهش
هاي قوه قضائيه ايع لامل را مطوح كوده اند.
نتايج بدست آمده(زهوا حممدي) از يک جامعه آماري شامل
120 دخرت فواري در هتوان نشان مي دهد 5/22 درصد از
دخرتان فواري حمور اصلي انگيزه فوار خود را داشنت دوست
55 درصد از فواريان از پسو لنوان کوده اند. مهچنني
کار خود پشيمان شده اند ويل به دديل توس از
خودداري کوده بوخوردهاي خانواده از بازگشت به منز
اند. 5/22 درصد نيز از روي غفلت دست به چنني کاري
زده اند (خربگزاري سينا _ شبنم آذر 50 آبان، 1210).
شهرنشيين
بافت اجتمالي شهوهاي بزرگ و پيچيدگي روز افزون
مجعيت در بودن ناشناخته و گمنامي شهوي، زندگي
ميليوني شهوهاي بزرگ و كاهش نظارت رمسي و غريرمسي، دور
قانون و لدم شناسايي دقيق متخلفان بودن از چنگا
فوصت ارتكاب جوامي و رفتارهاي ضداجتمالي را فواهم مي
كند.
جاذبه شهوهاي بزرگ، رفاه، جتمالت شهوي و امكانات
مادي، انگيزه در اختيار داشنت آهنا و زندگي در ايع
حميط را مضالف مي كند و سيل لظيم مجعيت با هدف يافنت
شغل و دستيابي به امكانات فوق مهاجوت مي منايند و
شهوهاي بزرگ را با خوده فوهنگهاي خمتلف در هم مي
آميزند و بديع توتيب پايبندي به آداب و رسوم كاهش
مي يابد و آزادي لمل فود نيز بيشرت مي شود. گاهي مهني
سواب زندگي موفه شهوي و آزادي لمل، دخرتان را به سوي
شهوها متواري مي منايد(معتمدي،2384: 332).
افزايش ميزان بزهکاري و نيز سايو مسائل موبوط به
از هم پاشيدگي وحدت جامعه و يکپارچگي نوجواني معلو
بزهکاري در جاهايي وقو خانواده گسرتده است. احتما
ال
که ايع پيوندها حفظ شده باشد، مثً در شهوهاي دور
افتاده و کوچک بسيار کمرت است.
نزديک ميزان مطلق بزهکاري در حمله هاي رو به زوا
چنني در است. حد باالتويع در بزرگ شهوهاي مواکز
مناطقي که از مشخصه هاي آن فقو، ازدياد مجعيت و بي
سازماني کلي است، امکانات بسياري بواي آموخنت رفتار
ضد اجتمالي از مهساالن بزهکار و از افواد و دسته ها
وجود دارد(ياسايي، 1184: 143).
تغيري ارزشها
انساهناي دنياي امووز در چهارراه سوگوداني و تضاد
ارزشها گوفتار آمده اند و مني دانند به كدامني سو
حوكت كند . از يك سو جامعه بسرت نويين از ارزشهاي
اجتمالي مدرن را مقابل ديدگان افواد قوار مي دهد و
از سوي ديگو فود را با بع بستهاي بسياري در دستيابي
به اهداف جديد مواجه مي كند . جوان امووز در ايع
شوايط با مشكل حبوان هويت ، كهش پايبندي به ارزشهاي
ديين و اجتمالي و شكاف نسلي بني خود و واددينش مواجه
به طور لملي به او مي است . گاه آنچه كه اجتما
آموزد با ارزشهاي خانوادگي سنخييت ندارد و حيت در
تناقض آشكار مي باشد و مهني امو شخصيت او را دچار
دوگانگي مي منايد . دخرتان امووز دچار خود درگريي مي
شوند. و بواي فوار از ايع حادت به شيوه هاي خمتلفي
نظري فوار از خانه متوسل مي گودند(قابضي، 9184: 44).
پيامدهاي فوار دخرتان
مقدمه
هنگامي كه دخرتي به هو دديلي (منطقي يا غريمنطقي)
از خانه فوار مي كند، خود و پريامونش، يعين خانواده و
معوض در خمتلف طوق به وسيع شعالي تا را جامعه
آسيب ها و خطوات بسيار زيادي قوار مي دهد. فوار،
آغاز بي خامناني است و مهني امو، زمينه ارتكاب بسياري
از جوائم را فواهم مي كند. دخرتان فواري بواي اموار
معاش به سوقت، تكدي گوي، توزيع موادخمدر، مشووبات
ادكلي و كاالهاي غريجماز، روسپيگوي، لضويت در باندهاي
با شكارچيان مي كنند. اقدام فحشاء و اغفا خموف
ايع دخرتان كه اغلب شهوستاني، ساده و بي آاليش اغفا
شهوهاي بزرگ خرب ندارند، و احوا هستند و از اوضا
شان را به سوقت مي بوند و پس از جتاوز به متام اموا
لنف، آهنا را رها مي كنند و يا پس از شكنجه و آزار
به دديل ناشناخته بودن و غوبت، مي كشند. بوخي از
دخرتان فواري به باندهاي فحشاء نيز اقدام به انتقا
آهنا بدن اجزاي فووش و سكس جتارت ديگو، كشورهاي
مي كنند. مهچنني فوار دخرتان مي تواند بزرگرتيع دطمه و
ضوبه به حيثيت و شوافت خانوادگي فود باشد. ايع لمل
توبيت در خانواده ناكارآمدي از نشانه اي ال
اوً
شكاف نسلي بني وادديع و فوزندان و اختالفات فوزند،
ا
خانوادگي است و ثانيً از آجنا كه فوجام فوار دخرتان
در اكثو موارد چنانچه ذكو گوديد گوفتار آمدن در
جوامي ارتكاب و و فحشاء فساد باندهاي تنگ دايوه
اخالقي است، دذا فوار به مفهوم دكه ننگ بواي خانواده
حمسوب مي شود.
فوار دخرتان در واقع تعوض به قالده كهع و موسوم
زماهناي ديووز و امووز است كه خانه را حمل امع و
آرامش افواد مي داند, نه حملي كه بايد از آن گوخيت.
ايع تعوض و جدا , جامعه را حتويك كوده و آشفتگي هاي
خاصي را دامع مي زند. هنگامي كه دخرتي به هو دديل
و خود كند, مي فوار خانه از غريمنطقي يا منطقي
پريامونش, يعين خانواده و جامعه را تا شعالي وسيع به
طوق خمتلف در معوض آسيب ها و خطوات بسيار زيادي قوار
و خانوادگي فودي, بعد در پيامدها ايع دهد. مي
اجتمالي قابل بورسي است.
پيامدهاي فردي
فوار, آغاز بي خامناني و بي پناهي است و مهني امو,
زمينه ارتكاب بسياري از جوائم را فواهم مي كند.
دخرتان فواري بواي اموار معاش به سوقت تكدي گوي ,
توزيع مواد خمدر , مشووبات ادكلي و كاالهاي غريجماز,
و روسپيگوي, لضويت در باندهاي خموف و كثيف, اغفا
فحشا اقدام مي كنند. بوخي از ايع دخرتان پس از فوار
در ساختماهناي مرتوكه, پارك , خانه هاي فساد ... شب
را به صبح مي رساند و از مكاني به مكان ديگو در
حوكت هستند , فقط بواي آنكه بتوانند زنده مبانند.
آهنا با اسامي مستعار و تيپ پسوانه و كارهاي مودانه
در مجع دوستان (دخرت و يا پسو) روزگار فالكت باري را
ايع دخرتان كه اغلب سپوي مي كنند. شكارچيان با اغفا
و شهوستاني ساده و بي آاليش مي باشند و از اوضا
شهوهاي بزرگ خرب ندارند, متام اموادشان را به احوا
سوقت مي بوند و پس از جتاوز به لنف, يا آهنا را رها
مي كنند و يا پس از شكنجه و آزار به دديل ناشناخته
بودن و غوبت, مي كشند. بوخي از باندهاي فحشا نيز
دخرتان فواري به كشورهاي ديگو, جتارت اقدام به انتقا
سكس و فووش اجزاي بدن آهنا مي كنند. دخرتان فواري متام
پلهاي پشت سو خود را خواب و ويوان مي كنند. ارتكاب
جوائم و فساد اخالقي موجب مي شود كه دچار به انوا
بيماريها و اختالالت روحي ورواني شوند و بوخي انوا
از آهنا به دديل سوافكندگي ناشي از جتاوزات, دست به
خودكشي مي زنند.
پيامدهاي خانوادگي
فوار دخرتان مي تواند بزرگرتيع دطمه و ضوبه بواي
حيثيت و شوافت خانوادگي فود باشد. ايع لمل اوال"
نشانه اي از ناكارآمدي خانواده در توبيت فوزند,
شكاف نسلي بني وادديع و فوزندان و اختالف خانوادگي
است و ثانيا" از آجنا كه فوجام و سواجنام فوار دخرتان
در اكثو موارد چنانچه ذكو گوديد گوفتار آمدن در
جوائم ارتكاب و و فحشا فساد باندهاي تنگ دايوه
اخالقي است دذا فوار به مفهوم دكه ننگ و بدنامي بواي
خانواده حمسوب مي شود و بديع حلاظ است كه فوار دخرتان,
كمرت توسط خانواده ها گزارش مي شود و اغلب پس از بي
نتيجه ماندن جستجوها و تالشهاي خانوادگي, فوار دخرتان
به مواجع قضايي گزارش مي شود.
و تباهي به را آنان آينده زندگي دخرتان فوار
تشكيل خانواده بواي دخرت سياهي مي كشاند. احتما
فواري به دديل هتديد سالمت رواني, جسمي و جنسي (به
للت رفتار خالف اخالق ر خواسته يا ناخواسته) و خدشه
دار شدن اصادت و شوافت خانواده به حداقل ممكع كاهش
يافته و در اغلب موارد به صفو مي رسد.
از طوف ديگو دخرتان فواري با درگري شدن در مسائل
غرياخالقي, مني توانند به خانواده باز گودند, مگو آنكه
خانواده به ايع نكته توجه منايد كه لدم پذيوش فود به
معناي فوو غلتيدن هو چه بيشرت او در منجالب فساد و
تباهي است, دذا با اكواه وي را در خانواده جاي مي
خانواده از دهند يا آنكه خانواده دخرت فواري از نو
هم گسيخته است و بود و نبود دخرت فوق چنداني ندارد.
زندگي دخرت فواري در صورت بازگشت به در هو حا
زيوا بود, خواهد مضالف مشكالت با مهواه نيز منز
خالف, بيشرت از گذشته خانواده, وي را به دديل الما
مستعد كجووي و رفتارهاي احنوايف مي داند, دذا قيود
خود را بيشرت خواهد منود, ضمع آنكه دخرت نيز به دديل
جتوبه آزادي هاي خارج از خانه كه متناسب با سع و
موقعيت او نبوده, حميط خانه را غريقابل حتمل تو مي
داند.
پيامدهاي اجتماعي
آسيبهاي جامعه: رواني و اخالقي هبداشت هتديد
اجتمالي از مجله فوار مهچون امواض و ويووسهايي هستند
كه اخالقيات و حيات اجتمالي را با خطو مواجه كوده و
هنجارهاي از ختطي اخالقي, حوميت بي رواج به منجو
اجتمالي واجياد فضاي مسموم در جامعه مي شود كه مي
توانند ضمع دكه دار كودن منودن لفت لمومي و شكسنت
حوميهاي اخالقي, هبداشت روحي و رواني الضاي جامعه را
هتديد منوده و آسيب هاي جدي بو سالمت جامعه وارد منايند
.
حتميل هزينه هاي اجتماعي: فوار دخرتان هزينه هاي
فواواني را به دوش جامعه و خانواده مي گذارد, به
طوري كه اقداماتي نظري دريافت گزارشات و شناسايي
دخرتان فواري توسط نريوهاي چندگانه امنييت, بازجويي و
اجنام مواحل قضايي, اجياد مواكز خمتلف مانند كانون
كه دخرتان فواري ساماندهي مواكز و توبيت و اصالح
متاما" هزينه هاي شگفيت را بو جامعه حتميل مي منايد
(معتمدي،2384: 832).
شناسان جامعه اجتماعي: آسيبهاي نرخ افزايش
معتقدند پديده هاي اجتمالي مهچون حلقه هاي زجنري به هم
متصل و وابسته اند, به طوري كه افزايش نوخ آسيبهايي
چون طالق, بيكاري التياد و ... منجو به افوايش آسييب
نظري فوار دخرتان مي شود و نكته قابل توجه تو آنكه
نوخ آسيبهاي افزايش به نيز خانه از دخرتان فوار
اجتمالي نظري فعاديت باندهاي جتارت دخرتان, باندهاي
منتهي مي گودد كه فحشا و روسپيگوي, التياد و ...
ضمع دكه دار منودن لفت لمومي و شكسنت حومي هاي اخالقي،
هبداشت رواني الضاي جامعه را هتديد منوده و آسيب جدي
بو سالمت جامعه وارد منايند.
قاچاق زنان و دخرتان
و نيست جديدي مطلب ايواني دخرتان قاچاق موضو
تنها منحصو به ايوان هم نيست. باندهاي قاچاق با فويب
دخرتان و زنان در بوخي آرايشگاه ها، پارک ها، مقابل
مدارس و در بوخي ميهماني ها ايع دخرتان را با ميل و
رغبت خودشان از ايوان خارج مي کنند. بو اساس حتقيقات
اجنام گوفته از سوي مواجع بني املللي قاچاق فووش زنان
سازتويع جتارت کثيف پس و قاچاق انسان در رده دوم پو
از مواد خمدر قوار دارد. قاچاق ايع افواد با شيوه هاي
جاسازي خمتلف در داخل بارها، جاسازي داخل اتوبوس ها
و کاميون ها مهچنني داخل دنج هاي باري و مسافوي صورت
مي گريد.
کارشناسان مسايل اجتمالي معتقدند روساي باندهاي
هاي کالني که از ايع راه به دست آورده قاچاق با پو
سوء از آهنا دخرتان ضعف نقاط از استفاده با اند
استفاده مي کنند و قوبانيان خود را به مسلخ مي کشند.
سرقت
« رابوت تون » در نظويه بي هنجاري خود مي گويد
كه، افواد جامعه سلسله هدفهاي پذيوفته شده فوهنگي
مي كنند كه جهت نيل به آهنا يك سلسله ابزار را دنبا
و وسائل نياز دارند. هنگامي كه افواد به شيوه هاي
به آن از رسيدن به هدفها و يا وسائل حصو مشوو
هدفها، مايوس مي شوند به نوآوري و طغيان و شورش دست
مي زنند. زيوا وقيت در جامعه بو هدفها تاكيد مي شود
و وسائل رسيدن به آن هدفها ناديده گوفته مي شود،
جوم به طور الم قابل سوقت به طور واضح و وقو وقو
پيش بيين است چواكه سوقت نولي نوآوري در رسيدن به
هدف تلقي مي شود.
ناكامي اصطالحي است كه در زمينه شكست در ارضاء
نيازها و متايالت بكار مي رود و مواد از آن لدم نيل
فواواني سوقت و ديگو كجووي ها در به هدف است. شيو
ميان گووههاي فقريتو و افزايش آن در دوران تنگدسيت را
بايد واكنشي در بوابو ناكامي دانست.
وضعيت نا امين و خمشوش خانواده، اختالف بني وادديع،
رفتار خشونت آميز وادديع از مهمرتيع لللي است كه
جوان را دچار ناامين كوده و به كناره گريي از ديگوان
و به ويژه پدر و مادر مي كشاند. جوان در چنني شوايطي
روابط خود را با پدر و مادر قطع كوده، گاه در نتيجه
ارضاي جهت شود مي جمبور دروني درخواست يا فشار
نيازهاي مادي و معنوي خود يا بواي انتقام گوفنت از
وادديع خباطو حمدوديتها و سختگريي هاي ناجباي آهنا از
خالف فوار كوده و دست به سوقت بزند يا به الما منز
ديگو كجوويهاي اجتمالي دست بزند.
روسپيگري
در حتقيقي كه منونه آن از مواكز بازپووري انتخاب
الضاي بني طالق سابقه آنان درصد 1/23 بود، شده
خانواده را گزارش كوده اند. يك يافته مويد پاشيدگي
در روابط نامشوو و فقدان انسجام در خانواده، شوو
سنني زيو 14 سادگي بني 21 درصد الضاي ايع منونه بوده
است. مهچنني موارد فوار از خانه بني ايع افواد به 23
درصد بادغ مي شود (دفرت امور اجتمالي وزارت كشور،
3184).
در آمويكا، انگلستان و آملان مطادعه فواحش خودسا
نشان داده است كه اكثويت آهنا پس از فوار از خانه
آورند(كيدنز، مي روي فحشاء به زندگي تامني بواي
1994).
از ديگو پيامدهاي ناگوار فوار دخرتان, روسپيگوي و
بيماريهاي مقاربيت از مجله ابتال به ابتال به انوا
ويووس ايدز است. هو چقدر مدت زمان فوار فود طوالني
تو باشد و با افواد بيشرتي متاس داشته باشد, خطو ابتال
به ويووس ايدز افزايش مي يابد(لبدادلهي، 4384).
روسپيگوي به معناي بوقواري رابطة جنسي با هدف
كسب دستاوردهاي مادي، گونه اي از آسيب هاي اجتمالي
و طوالني بسيار تارخيي ريشة روسپيگوي پديدة است.
گسرتده اي دارد. با اينكه مودان و زنان هو دو در به
وجود آوردن پديدة روسپيگوي مشاركت داشته و دارند،
ويل غلبة فوهنگ مودساالري سبب شده است تا ايع لنوان
نو هو اينكه وجود با شود. اطالق زنان به بيشرت
مشاركت در فوآيند پيدايش و گسرتش پديدة روسپيگوي
داراي قبح اخالقي و اجتمالي است، ويل روسپيگوي در
بوخي از جوامع امووزي سازمان و تشكيالت نويين دارد و
به طور رمسي يا غريرمسي و آشكار و پنهان مورد محايت
دودت ها قوار گوفته است.
در ايوان هم با وجود ايع كه روسپيگوي داراي منع
ا
اخالقي و قبح اجتمالي است، ويل اخريً رو به گسرتش هناده
هاي كجووي از يكي لنوان به امووز كه طوري به
اجتمالي مورد توجه صاحب نظوان، مودم و مسئوالن قوار
گوفته است. در زمينة روسپيگوي هم، نظري سايو آسيب
هاي اجتمالي، پژوهش جامعي در سطح ملي اجنام نشده
است. بنابوايع هنوز مباني نظوي يا چارچوب مفهومي و
روش شناسي مناسيب بواي ايع مسئله شكل نگوفته است.
مطادعات و حتقيقات اجنام شده بيشرت موردي و موضعي بوده
اند. به مهني دديل، اطاللات للمي معترب و قابل توجهي در
باب كم و كيف ايع مسئله در دست نيست. آنچه بو اساس
فواحتليل منابع موجود و مجع بندي نتايج اودني مهايش ملي
آسيب هاي اجتمالي در ايوان در حمور روسپيگوي(لليايي
زند، خواط ها، كامكار، 2384) مي توان گفت ايع است كه
ميانگني سين روسپيان كه در ساهلاي قبل از انقالب حدود
تقليل پيدا بوده است. امووز به زيو 22 سا 18 سا
كوده است. حدود نيمي از اينگونه زنان تا قبل از 22
سادگي به روسپيگوي كشانده مي شوند. خبش قابل توجهي
از آنان از خانواده هايي بو مي خيزند كه يا از حلاظ
مشكل خمدر مواد به آنان التياد وادديع يا فقدان
داشته اند به طوري كه فوزندان آنان صوف نظو از
حمووميت از تعامالت دوستانه و حمبت آميز خانوادگي در
معوض آزار جسمي، سوء استفاده جنسي و ضايعات رواني
فواري دخرتان از بوخي بنابوايع اند، داشته قوار
حداكثو بعد از دو روز از تاريخ فوار مورد جتاوز و
سوء استفاده جنسي قوار گوفته اند. لالوه بو ايع، خبش
قابل توجهي از آنان نيز به التياد كشانده شده اند.
در بريون از خانه در معوض بديع سان، فواريان از منز
مهان آسيب هايي قوار گوفته اند كه در خانوادة خود با
آهنا رو به رو بوده اند، ويل ايع بار با چنان شدت و
حدتي كه امكان بازگشت آنان را نه فقط به زندگي لادي
بلكه حيت به زندگي خانوادگي قبلي خود نيز مشكل تو
ساخته است. بوخي از اينگونه زنان متعاقب ازدواج هاي
مصلحيت و ناموفقي كه داشته اند به روسپيگوي كشانده
شده اند. اينان با مهسوان خود كه اغلب افوادي فقري،
بيكار، معتاد، مهاجو و غريبومي حمل زندگي خود بوده
و جدايي و طالق از پس و كوده پيدا درگريي اند
تبهكار گووههاي دام در سوپناهي بي و سوگوداني
افتاده اند و مورد سوء استفاده قوار گوفته اند.
ال
اينان پس از تكوار كجووي ها و احتماً التياد به
با مهكاري شوايط بيشرت پو به نياز و خمدر مواد
تبهكاران را پذيوفته اند و بنابوايع بواي پنهان
نگاهداشنت كژكوداري ها به هو گونه ذدت و خواري از
مجله روسپيگوي تع داده اند.
پيشگريي
مقدمه
در بورسي هاي اجنام شده در متون داخلي و خارج از
بونامه جامعي كه هدف آن پيشگريي از فوار كشور،
بطور خاص باشد، يافت نشد. ديكع ايع دخرتان از منز
با سايو ال
پديده اي ايزوده نبوده و معموً پديده،
تنهايي، هتامجي، رفتارهاي مثل زا مشكل رفتارهاي
ارتكاب جوم يا سوءمصوف مواد مهواه است. لالوه بوآن،
سابقه باوجود اغلب فوق زاي مشكل رفتارهاي
سوءاستفاده و غفلت در خانواده، طودشدن دخرت از مدرسه
ً
و فقدان محايت از سوي يك شبكه اجتمالي مناسب و هنايتا
و نامناسب دوستان اجتمالي از به شبكه او پيوسنت
جوامي ارتكاب مشوق كه ضداجتمالي خصوصيات داراي
مهواه مي باشد. خبش مهمي از پديده فوار از هستند،
مي تواند نتيجه روند جامعه پذيوي احنوايف باشدكه منز
و نوجوانان در مشكالت رفتاري و تقويت اجياد موجب
جوانان مي شود. بنابوايع، مي توان روشهاي پيشگريي از
فوار را در مهان رويكودها، اقدامات و بونامه هايي كه
بواي پيشگريي از مشكالت رفتاري درميان نوجوانان و
جوانان وجود دارند، جستجو منود. درايع خصوص بونامه
هايي را مي توان يافت كه هدفشان پيشگريي از اجياد
موقعيت هاي تكاملي يا پوورش خطوناك بواي كودكان در
حميط خانه، مدرسه يا جامعه است. مهچنني بونامه هايي را
مي توان مشاهده كود كه بواي پيشگريي از اجياد مشكالت
ال
رفتاري خاص در نوجوانان طواحي شده اند. مثً بونامه
هاي ويژه پيشگريي از ارتكاب جوم، سوءمصوف مواد و ا
بونامه هايي يا دكل، توك مدرسه، بارداري و غريه.
كه در جستجوي تعيني سطوح لوامل خطو در خانواده هاي
نوجوانان به منظور پيشگريي در مواحل اوديه هستند.
اسرتاتژي هاي اصلي كه بطور موفق لوامل خطو پيش
نياز تشديد يا بووز مشكالت رفتاري و رواني – اجتمالي
نوجوانان را اصالح مي كنند، مي توانند بواي پيشگريي
از فوار و بي خامناني نيز مفيد واقع شوند. با پيشگريي
از بووز مشكالت رفتاري بطور خودكار مي توان از بووز
اجتمالي – رواني نامناسب لملكودهاي بعدي مواحل
موتبط و بويژه فوار و بي خامناني پيشگريي منود.
حبث و بورسي ها درباره فوار و بي خامناني در ميان
نوجوانان چنني نشان مي دهد كه متعاقب خصوصيات رواني-
مشكالت رفتاري كه اجتمالي زيو، خطو پيشوفت انوا
منجو به فوار مي شوند، افزايش مي يابد:
4- شوايط كامً نامناسب خانواده مثل سوء استفاده
ال
هيجاني و رفتاري وا ازكودك، غفلت، بدرفتاري، مشكالت
دديع, بي لالقگي وا دديع و فقدان مهارهتاي موبوط به
توبيت كودك.
2- اجياد سندرم مشكالت رفتاري چند جانبه در كودك
مثل پوسه زني، رفتارهاي ضد اجتمالي، ختلف، سوء مصوف
مهواه با ال
مواد و ا دكل، رفتارهاي خماطوه آميز احتماً
بي ثباتي هيجاني.
مشكالت خانوادگي و سندرم مشكالت 8- سع پايني شوو
وجود دائمي ايع لوامل خطو در رفتاري نوجوانان و
متام سري جامعه پذيوي نوجوان .
1- موفقيت كم در مدرسه، لالقه نداشنت به مدرسه و
انتظارات پايني در كسب موفقيت هاي حتصيلي.
1- مقاومت كم نسبت به تاثريات دوستان و مهساالن
كه دوستاني با آسان ارتباط و به اخالق غريپايبند
رفتارهاي ضداجتمالي دارند و يا رفتارهاي غرياخالقي را
تشويق مي كنند.
– اقتصادي وضعيت از حمووم شوايط در زندگي 3-
اجتمالي پايه مثل زندگي در مناطق حمووم يا زندگي در
فوهنگ غين است. خانواده اي كه فاقد
موارد فوق حيطه هاي اصلي هستند كه مي توان بواي
پيشگريي از چوخه اي كه كودكان، نوجوانان و جوانان در
آن دچار مشكل شده، رفتارهاي مشكل زا در آهنا تكويع
ا
مي يابند، از جامعه طود مي شوند و هنايتً فوار مي
كنند و در خيابان زندگي مي منايند، اقدام كود.
اقداماتي كه مووري مي كنيم بو اصو در ادامه
موثو واقع مي توانند بواي پيشگريي از فوار از منز
شوند:
انواع اقدامات پيشگريي پايه
مداخالت مبتين بر خانواده ()Family–based interventions
شوو با موور 8 حيطه اويل كه در باال ديست شدند،
مداخالت در سنني پايني بواي پيشگريي اوديه و ثانويه
منطقي مي باشد و به نظو مي رسد زمان مناسب آن دوره
مطوح است كه ا
پيش از مدرسه باشد. ويل هنايتً ايع سئوا
قوار گريند؟ كدام اسرتاتژي ها بايد مورد استفاده
هنوز ثابت نشده است كه اقدامات پيشگريي اوديه لمومي
مثل توصيه هايي در زمينه توبيت، يا جلسات آموزش
وادديع بو مبناي ، Adlerianزمينه هاي رواني-حوكيت يا
مي توانند با موفقيت از مشكالت جدي رفتاري، انتخابي
فوار در بني خانوادگي و توبييت كه پيش از اجياد
پيشگريي منايند. ويل نوجوانان و جوانان بووز مي كنند،
از سوي ديگو ثابت شده است پيشگريي هاي اوديه ويژه اي
كه به خانواده هاي در معوض خطو مي پودازند و چگونگي
موفق بودن به لنوان وادد و مهچنني روشهاي حل مشكل را
به وادديع بواساس تعديل شناخيت – رفتاري مي آموزند،
بونامه هاي قوي موثو لمل مي كنند. در ايع زمينه،
طواحي شده اند كه در بومبناي چارچوب Perry Pre-School
آهنا آموزشگواني كه دوره هاي الزم را ديده اند، به
ويزيت هاي خانگي پوداخته و به وا دديع در زمينه
مهارت هاي متناسب وادد بودن در ارتباط با مشكالت و
نيازهاي روزموه خانواده آموزش مي دهند. مهچنني بونامه
رفتارهاي مشكل زاي كودك و هايي نيز كه چگونگي كنرت
چگونگي تشخيص و ختم پووسه استبداد در خانواده مستبد
را آموزش مي دهند، موفق بوده اند.
رفتاري مشكالت از پيشگريي در موفق اسرتاتژيهاي
بو مبتين رويكود او موحله در فوار، با موتبط
خانواده را مورد توجه قوار مي دهند. در ايع رويكود
خانواده پايش مي شود و آموزش هايي بواي موفق بودن
خانواده در مشكل حل هاي مهارت و وادد بعنوان
وادديع، كودكان و شناخيت- رفتاري به بومبناي اصو
نوجوانان درمعوض خطو داده مي شوند. ايع بونامه هاي
در زندگي روزموه مشكالت با موتبط بايد آموزشي
و پيگريي جلسات باشند. خطو درمعوض هاي خانواده
يادآوري نيز بايددرطي متام دوره جامعه پذيوي پيش از
(يعين ورود مدرسه تا جواني، خبصوص در زمان هاي انتقا
كه هايي زمان و دبريستان) يا ابتدايي دوره به
نوجوانان و خانواده هايشان به نظو مي رسد مشكلي را
جتوبه مي كنند، بوگزار شوند.
خانواده "حفظ رويكودهاي از نيز مطلوبي نتايج
( ")Family preservationگزارش شده اند، خبصوص آهنايي كه مبتين
شناخيت- رفتاري بعنوان بو خانواده هستند و از تعديل
لاملي بواي تغيري استفاده مي كنند و درارتباط نزديك
خطو درمعوض هاي خانواده روزموه واقعي مشكالت با
هستند. در ايع راستا، تاكيد مي شود كه خدمات حفظ
خانواده مي توانند نقش كليدي در پيشگريي از فوار و
ويژه بطور خدمات ايع منايند. ايفا خامناني بي
دراختيار نوجوانان درمعوض "خطو حتمي" با هدف پيشگريي
از "جايگزيين خارج از خانه" قوار مي گريند. نوجوانان
درايع بونامه ها بيشرت از متوسط جامعه درمعوض توبيت
بيشرت بنابوايع و دارند قوار نامناسب مواقبت و
ا
اجياد و پيشوفت مشكالت رفتاري كه هنايتً منجو احتما
بنابوايع بايد مي شود، در آهنا وجود دارد. به فوار
هو چه سويعرت كمكهاي مورد نياز را دريافت منايند. ا
دبته هدف كلي پيشگريي موبوط به حفظ خانواده مهيشه
مورد حبث مي باشد زيوا پناه دادن به كودكان به نسبت
نگاهداشنت آهنا در حميط توبييت كه رشد و تكاملشان را به
شدت آسيب مي زند بيشرت توصيه مي شود.
مداخالت مبتين برمدرسه ()School-based interventions
كسب موفقيت هاي كم در مدرسه، لدم وجود لالقه و
انتظارات پايني بواي حتصيل و آينده شغلي از لوامل مهم
در بووز مشكالت رفتاري در نوجوانان هستند كه خطو
و بي خامناني را افزايش مي دهند. مد فوار از منز
هاي اميدواركننده اي وجود دارند كه قابليت تغيري
اثوخبش در زمينه پيوند بني دانش آموزان و مدارس را
ها مي توان بواي امكان پذيو مي سازند. ازايع مد
طواحي بونامه هاي مداخله اي كه مي توانند از پيشوفت
و مي شوند زودرس حتصيل توك كه منجوبه رفتارهايي
درهنايت منجو به فوار مي گودند، استفاده منود. در ايع
مدارس سازماندهي امهيت به ابتدا در ها مد
دموكواتيك تاكيد مي شود. مدارس بايد مكان امين باشند
كه بواي كسب موفقيت آكادميك امهيت قايل شوند و حميط
تامني نيازها و بواي را مناسيب و مسئوالنه فواگريي
منايند، فواهم آموزان دانش هاي ظوفيت به پوداخنت
مهچنني بواساس يك سيستم اصالح كننده با قوانني روشع و
شوايط ارتقاء كنار در منايند. وظيفه اجنام مشخص
دموكواتيك مدارس سايو اقدامات را نيز مي توان اجنام
داد. در سطح كالس درس روشهاي متعددي وجود دارند كه
تاكنون نتايج مطلوبي را در كسب بيشرت موفقيت حتصيلي و
داشته اند، ايع روشها اخالق مثبت اجتمالي به مهواه
آموزش و فواگريي مشاركيت لبارتند از: اداره كالس،
مهواه با نظارت در سالات اسرتاحت دانش آموزان، وجود
قوانني ويژه بولليه رفتارهاي ضداجتمالي در كالس، حبث
در كالس درباره مشكالت رفتاري، مشاوره با متخلفني و
قوبانيان خشونت و جلب مشاركت وادديع.
فعا ديت هاي پيشگريي بايد با درسطح دانش آموزان،
مشكالت ويژه دانش آموز درمعوض خطو متناسب باشند.
درايع زمينه مي توان از اقدامات زيو استفاده منود:
4- نظارت بوغيبت ها.
توسط معملني ويژه. 2- راهنمايي هاي remedial
8- ارائه مشاوره هاي فودي به دانش آموزان
1- آموزش هاي مهارت هاي اجتمالي درصورت وجود نقص
در توانايي هاي اجتمالي دانش آموز يا بووز رفتارهاي
جمومانه.
1- آموزش مهارت هاي شناخيت در هنگامي كه دانش آموز
اشكا اجتمالي هاي موقعيت از شناخيت ارزيابي در
دارد.
به بونامه هاي آموزشي 3- مشاوره خانواده يا ارجا
و محايت از وادديع چنانچه حبوان هاي داخل خانواده
كودكان مي شوند. منجو به بووز مشكالت
به مدارس جايگزيع، مواكز مواقبت روزانه 1- ارجا
يا مدارس ويژه بواي آموزش remedialبواي رسيدگي به
پوسه زني مكور و مشكالت رفتاري جدي .
متام اقدامات فوق موبوط به شوايط فودي، مدرسه و
خانواده هستند كه خطو توك حتصيل زودرس و مهچنني سايو
خطوات متعاقب آن را افزايش مي دهند. بووز ايع خطوات
درصورت مقاومت كم نسبت به تاثريات دوستان غريپايبند
به اخالق تشديد مي شوند. درايع موارد سازمان هايي كه
فعاديت گووهي بعد از مدرسه را هدايت مي كنند مي
اجتمالي مثبت رفتارهاي ارتقاء به منجو توانند
مثبت دوستان و مهساالن از كه شوند هايي درگووه
بواي اطمينان از موثوبودن شده اند. اجتمالي تشكيل
مداخالت مطوح شده در باال، متام اقدامات بايد متناسب
با نيازهاي ويژه هو دانش آموز باشند. بنابوايع قبل
از هوگونه اقدام بايد خطوات ويژه اي كه رشد و تكامل
دانش آموزان را هتديد مي كنند به دقت جتزيه و حتليل
شوند و بواساس آن مداخالت متناسب توصيه شوند.
ال
معلمني لادي معموً مهارت الزم بواي چنني جتزيه و
حتليلي و مهچنني دانش الزم درباره تعيني و انتخاب مداخله
بكارگريي با بايد دذا ندارند. را مشخصي اصالحي
متخصصني جموب و كارآزموده در زمينه حتليل خطوات رواني
و مواقبت از كودكان اثوخبشي بونامه ها را – اجتمالي
افزايش داد.
بر قراري ارتباط با جامعه ()Community linkage
رويكودهاي چندخبشي با فعا ديت هاي تكوار شونده،
پايدارتوي را بيش از فعاديتهاي مقطعي يكباره نتايج
درپي خواهند داشت. لالوه بوايع، اقدامات پيشگريانه
موفقيت را دارند كه در جوامعي زماني بيشرتيع احتما
كه نوجوانان و جوانان درمعوض خطو زندگي مي كنند،
بكارگوفته شوند. بواي پيشگريي از بووز مشكالت رفتاري،
و نوجوانان بني در فوار هنايتً
ا و جامعه از طود
جوانان، جامعه بايد حداقل هاي اجتمالي پايه را بواي
امكان مشاركت آهنا در جامعه فواهم منايد. به لبارت
ديگو، موقعيت هاي كايف شغلي، مسكع مناسب و درآمد
مداوم را بواي نوجوانان و جوانان و خانواده ايشان
تامني كند. بنابوايع متام سازماهنا و افوادي كه شوايط
مي كنند بايد اقتصادي و اجتمالي يك جامعه را تنظيم
خودشان را درگري اقدامات پيشگريي بواي فوار از منز
اجتمالي، سازماهناي مدارس، ها، خانواده بدانند.
شخصيت هاي حملي و دنياي جتارت موسسات سالمت و رفاه،
اجتمالي محايت زيوا شوند. درگري خصوص درايع بايد
گسرتده و فواگري، مهمرتيع فاكتوري است كه مي تواند
فوار و بي خامناني اجياد و پيشوفت مشكالت جدي رفتاري،
را دربني نوجوانان مهار منايد.
تقسيم بندي مداخالت برمبناي مفاهيم پيشگريي
پيشگريي اوليه ()Primary prevention
شامل مداخالتي است كه قبل از بووز مشكالت جامعه
پذيوي اجنام مي گريند و هدف آن پيشگريي از اجياد موقعيت
هاي ناسامل توبييت و مهچنني كمك به اجياد و ارتقاء يك
حميط مناسب بواي تكامل كودكي سامل است. از ايع روش
"مجعيت لمومي" مي توان در سطح پيشگريي در قدم او
()General populationاستفاده كود. ديكع مي توان از آن
خطو يادرمعوض مستعد زيوگووههاي در موثوتو بطور
باسطح هاي خانواده نوجوانان، مادران مثل جامعه
هاي خانواده سايو و يا پايني اقتصادي – اجتمالي
درمعوض خطو استفاده منود.
"پيشگريي اوديه در سطح مجعيت لمومي " مي تواند شامل
موارد زيو باشد:
4- ارائه اطاللات لمومي و پندو اندرز در مورد
توبيت و پوورش كودكان.
2- محايت هاي لمومي از خانواده و آموزش وادديع.
"پيشگريي اوديه متموكز بو جوامع در معوض خطو" مي
تواند شامل موارد زيو باشد :
و پيش از مدرسه. 4- مداخالت در سطح كودكان خودسا
بواي ويژه آموزشي هاي بونامه و ها محايت 2-
خانواده.
8- مداخالت مبتين بومدرسه شامل: سازماندهي مدارس،
غين سازي بونامه ها، آموزش دانش آموزان و معلمني.
1- خدمات ويژه شامل: مشاوره، وجود موبي، خدمات
هبداشيت و كارهاي داوطلبانه.
نوجوانان و جوانان شامل 1- بونامه هاي اشتغا
بونامه هاي آموزشي در زمينه جتارب شغلي و كارهاي
داوطلبانه.
3- بوقواري ارتباط بني جامعه، مدرسه و خانواده :
شامل خدمات جامع چندخبشي.
پيشگريي ثانويه ()Secondry prevention
تاكيد ايع دسته از مداخالت بو زمان بووز اودني لالمي
مشكالت است و هدف آن رفع مشكل يا حداقل پيشگريي از
ال
بدتوشدن آن است. پيشگريي ثانويه معموً خود داراي دو
موحله است.
تعيني مشكالت. 4- فاز او :
اجنام مداخالت. 2- فاز دوم:
درفاز تعيني مشكالت، گووههاي درمعوض خطو و سطوح
هوچه لوامل خطو تعيني مي شوند و در فاز مداخالت،
مهانند شود. مي پوداخته مشكالت آن رفع به سويعرت
پيشگريي اوديه، اودني مداخالت بو روي مجعيت لمومي اجنام
ال
مي گريد. مثً مي توان مدارس را در يك جامعه بصورت
مشكالت رفتاري و هيجاني يا دوره اي از نظو وقو
شوايط جامعه پذيوي نامناسب غوبادگوي كود و به دانش
آموزان درمعوض خطو كمك منود. مهچنني مداخالت مي توانند
مثال مي توان بو روي جوامع در معوض خطو اجنام شوند،
دانش آموزان دبريستان ها يا خانواده هاي داراي سطح
اجتمالي = اقتصادي پايني و يا نوجوانان داراي سابقه
غوبادگوي ختلف را از نظو زمينه هاي جامعه پذيوي
كود. از آجنايي كه مشكالت رفتاري نوجوانان اغلب ناشي
از تاثريات مشكالت خانواده در سنني اوديه مي باشد،
اغلب بونامه هاي مداخله اي پيشگريانه بو روي خانواده
هاي درمعوض خطو بااليي كه داراي كودكان كم سع و سا
هستند، اجنام مي گريند. پيشگريي ثانويه ميتواند اقدام
پيشگريي از جايگزيين با هدف "حفظ خانواده اصلي
" را اجنام دهد. خارج از منز
اقدامات پيشگريي عمومي
تامني شوايط پايه بواي تكامل انسان هوگونه حبث در
مورد پيشگريي هاي لمومي بايد با تاكيد بو امهيت حياتي
تامني حداقل نيازهاي اجتمالي كه انسان بدون وجود آهنا
مني تواند درتوبيت و پوورش فوزندانش موفق باشد، اجنام
و انساني حميط يك در كودكان پوورش بواي گريد.
شايسته، خانواده ها بايد به درآمد پايه، مسكع، شغل،
حتصيالت، مواقبت هاي هبداشيت و امنيت اجتمالي دسرتسي
داشته باشند. بدون تامني ايع نيازهاي اوديه، هوگونه
تالش بواي پيشگريي از مشكالت جدي خانواده و كودگ با
حداقل شكست روبوو خواهد شد. بنابوايع لالوه بو تامني
از اي جمموله منود سعي بايد پايه، اجتمالي هاي
طواحي شوند تا شانس استانداردهاي پيشگريي لمومي نيز
تكامل سامل كودكان و نوجوانان در خانواده ها افزايش
اجتمالي، – رواني پيشگريانه اقدامات اهداف يابد.
ارتقاء توان و ثبات خانواده است تا وادديع از امكان
ايفاي نقش خود، خلق حميطي با ثبات و پوورش و تكامل
خدمات پيشگريانه فوق به كودك اطمينان حاصل منايند.
كه شوند مي ارائه لمومي مجعيت در بادغي افواد
وجودشان بواي رشد و تكامل كودكان حياتي است، مثل:
وادديع, پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و سايو افوادي
كه سوپوسيت كودك را بعهده دارند. اسرتاتژي هاي اصلي
ً
كه در اينگونه بونامه ها استفاده مي شوند معموال
محايت از وادديع يا حتصيالت آهنا را حتت پوشش قوار مي
در دهند. ايع اسرتاتژي ها شامل ارائه اطاللات لمومي
موارد زيو مي باشند:
- رشد و تكامل كودكان.
- حنوه مواقبت از كودكاني كه وا ددينشان شاغل
هستند.
- غوبا دگوي اوديه تكامل كودكان.
- نظارت بو كودكان.
- آموزش هبداشت بواي وا دديع و كودكان.
طيفي از فعا ديت هاي مبتين بوخانه و مبتين بو موكز
(ازتوصيه هايي در زمينه اسباب بازي هاي مناسب سع
كودك گوفته تا روش توبيت كودك).
متعاقب ايع فعا ديت ها وادديع درباره مهارهتاي
مل سا كودكاني پوورش بواي خانواده در نياز مورد
آگاهي كسب مي كنند. مهچنني مي توان بونامه هايي را
درنظوگوفت كه وا دديع زيونظو متخصصني، كسب مهارت
منايند و در مورد مشكالت آموزشي و جتوبيات خود با
ديگو وا دديع و موبيان حبث منايند.
آموزش عمومي والدين
وادديع لمومي آموزش هاي بونامه ويژگي مهمرتيع
آنست كه پدر و مادر لملكود متقابل در خانواده و
مهارت هاي اساسي كه بواي توبيت كودك الزم است را
مشكالت بواي ها بونامه ايع واقع در بياموزند.
شوند، مني طواحي خاصي هيجاني يا رفتاري تكاملي،
هوچند مي توانند آهنا را نيز مورد توجه قوار دهند.
مورد در وادديع آموزشي، لمومي هاي بونامه در
رفتارهاي پايه اي كه بواي رشد و تكامل كودك (بسته
به سع او) الزم است، آموزشهايي را دريافت مي منايند.
ال
به ايع منظور معموً از راهنما هاي ساخت يافته اي
استفاده مي شوند كه حيطه هاي اصلي پوورش كودك را
نظري مواقبتهاي پايه كودك (هبداشت، دباس، پوشانيدن،
رفتارهاي مناسب اجتمالي، حل غذا دادن وغريه)، آموزش
مشكل، نظم و انظباط شامل خودكنرتيل و اطالت، محايت هاي
پوشش مي دهند. هيجاني شامل ددبستگي، درك و مهديل را
لالوه بواينها وادديع بايست، رفتارهاي مناسب توبييت
موبوط به تكامل كودك (متناسب با سع او) را متويع
منايند.
بونامه هاي آموزش لمومي وادديع معموال بو اساس يك
زيومي يا توكييب از 8 اصل فواگريي خمتلف شامل انوا
باشند :
بونامه هاي آموزش لمومي وا دديع بومبناي او نو
شناخيت " قوار دارند. تئوري" فواگريي رفتاري - اصو
هاي موفق درا يع خصوص بونامه بونده شدن يكي از مثا
است. در ايع بونامه به وادديع استفاده از رفتارهاي
با متقابل پوورش و توبيت در شده تعديل و اصلي
كودكانشان را آموزش مي دهند. وادديع مهارهتاي توبييت
تقويت كه رفتارهاي پسنديده اجتمالي در كودكان را
مي فوا آهنا مثا بواي منايند. مي متويع كند، مي
گريندكه چگونه حتسني كنند، توجه منايند، جايزه بدهند و
رفتارهاي پسنديده را ستايش كنند. آهنا مهچنني روش كاهش
رفتارهاي ناپسند و ضد اجتمالي در كودك را آموزش مي
بينند. در ايع خصوص، ايشان تكنيك هاي ناديده گوفنت،
قطع جايزه و تنبيه رفتارهاي ناپسند را مهلت دادن،
متويع مي كنند.
بونامه هاي پيشگريي در آموزش لمومي وا دوم نو
" رواني– حوكيت" استوار است. دديع بو زمينه هاي
منونه موفق ايع بونامه، "بونامه آموزش موثو وا دديع
" است كه توسط Gordonدرسا 2194 ارائه شده است. ايع
بونامه ريشه در "روانشناسي انساني " دارد و ارتباط
درماني احرتام و درك متقابل رابعنوان حمور تغيريات
تثبيت لملكودهاي متقابل و بكار مي بود. هدف آن،
وادديع و كودك در زندگي روزانه است. ايع امو متعاد
بواي رشد سامل كودك ادزامي است. در ابتدا هم وادديع
و هم كودك بايد بياموزند كه چگونه در مورد ارزش ها،
نيازها و متايالت بطور موثو صحبت كنند. بعنوان مثا
وا دديع بايد بياموزند كه چگونه بني مشكالت خودشان و
طويق ايع از شوند. قائل افرتاق كودكانشان مشكالت
كودكان و وادديع فوا مي گريند كه هو كدام مشكالت
خودشان را دارند و مهچنني فوا مي گريندكه چگونه مشكالت
را توسط خودشان رفع منايند. اينكار منجو به افزايش
مسئوديت التماد به نفس وادديع و كودكان و درجممو
بايد وادديع شد. خواهد خانواده الضاي پذيوي
واكنشي و بدون پاسخگويي بياموزند كه جباي الما
ال
(مثً هتمت زدن يا ديكته كودن نصيحت ها) در هنگامي كه
آهنا كه كنند درك شوند، مي مشكل دچار كودكانشان
چگونه كه بياموزند مهچنني و گويند مي چه ا
واقعً
كودكانشان را درحل مشكالت توسط خودشان حتويك منايند.
ايع اموبالث ارتقاء ظوفيت حل مشكل توسط كودكان و به
قابل و مستقل زندگي يك ريزي پي بالث خود نوبه
اطمينان درآينده مي شود. مهچنني وادديع مي آموزند كه
چگونه ايع مهارهتاي ارتباطي را به سايو روابط روزموه
الضاي سايو با مهسوشان، با (مثً
ال دهند تعميم شان
خانواده، روسايشان در حميط كار، اودياي امور وغريه).
و باالخوه وا دديع و كودكان مي آموزند كه چگونه در
هاي خواسته و يكديگو نيازها با هايي كه موقعيت
ال
ناسازگار دارند، بوخورد منايند (مثً تصميم گريي در
هدف ايع بونامه مورد اوقات فواغت و يا تعطيالت).
اجنام متويع و كسب يك سوي مهارت هاي تصميم گريي در
زمان اجياد مشكل است، بطوري كه " هيچ كس نبازد ".
مي كودكان و وادديع هدف، ايع به دستيابي بواي
آموزند كه چگونه لاليق ناسازگار و نامهاهنگ خود را
روشع منوده و فهوست بندي منايند و چگونه راه حل ها و
پيشنهاداتي ارائه دهند كه بواي هو دو طوف مورد قبو
و پذيوش باشند.
بونامه هاي پيشگريي آموزش لمومي وادديع سوم نو
از زمينه هاي تئوري متفاوتي استفاده مي كنند. در
بونامه هاي يادگريي "رواني – حوكيت" و اينجا اصو
مي شوند. با يكديگو توكيب "شناخيت – رفتاري"
ال
در ايع بونامه التقاد بو ايع است كه انسان اصوً
زندگيش يك فود مسئوديت پذيو و اجتمالي است كه درطو
و آگاهانه سعي در تشخيص اهداف مسئوالنه بطور فعا
شخصيت ايع روند دستيابي به اهداف، دارد. در طو
انسان ضمع مواجهه با موفقيت ها و شكست هاي پيش رويش
هدف از رشد و تكامل كودك دست يافنت به شكل مي گريد.
اجتمالي، پذيو مسئوديت فود بعنوان كه است رشدي
فودي كه شجا ، مهاهنگ و مهكار با ديگوان تلقي شود.
ا
ذاتً معتقد به ارزش هنادن به جامعه و مشاركت فعاالنه
كودكان بايد در آن است. بواي رسيدن به ايع اهداف،
در يك حميط دموكواتيك پوورش يابند. بواساس ايع دسته
از بونامه ها، فواگريي كودكان بيشرت از طويق نتايج
شود. مي حاصل رفتاريشان اقدامات بديهي و منطقي
تنبيه توسط وادديع يا فشار بو كودكان كه بطور منطقي
اساس از باشد مني كودك رفتار به موبوط طبيعي و
اشتباه مي باشد. زيوا خباطو ماهيت اجباري بودن آهنا،
وادديع مني توانند در كودك انگيزه هاي غويزي و يا
رفتارهاي مسئوديت پذيوي اجتمالي را اجياد يا تقويت
منايند. بونامه هاي آموزشي نيز بواي وادديع وجود
درماني "منطقي- هيجاني" توكيب شده دارند كه با اصو
و افكار رفتارها، ها بونامه ايع بواساس اند.
احساساتي كه منجو به ناكارآمدي يا سد كودن تكامل
فود از نظو رفتار مسئوديت پذيو اجتمالي مي شوند،
مي توانند بطور موثوتو با حبث هاي متقابل منطقي جباي
حبث هاي غريمنطقي اصالح شوند.
لوامل سايو به موبوط پيشنهادات از ديگو بوخي
اجتمالي است كه در كاهش فوار دخرتان دخيل مي باشد:
- نظارت, ارزشيابي و باز تعويف وظايف دستگاه هاي
ذيوبط در امور موبوط به اقشار آسيب ديده و آسيب
پذيو جهت مهاهنگي و وحدت رويه و هبينه سازي و حيت
ادغام آهنا.
و آمار آوري مجع جهت توامنند موكز يك - تاسيس
اطاللات منطقه اي, كشوري, بني املللي دخرتان فواري و
شبكه هاي موبوطه.
- توبيت نريوي پليس انتظامي از بني بانوان متعهد و
متديع جهت ايع مسئله خاص.
- ضوورت آشنايي نريوهاي نظامي به ويژه پليس زن با
مسائل روانشناخيت دخرتان فواري و خوده فوهنگ آهنا.
جمازاهتاي بسيار سنگني, للين و جدي ( در مأل - الما
و جتارت جنسي. لام ) بواي باندهاي فساد, اغفا
- قانومنند منودن حنوه درج اخبار موبوط به خبش حوادث
و ممانعت از سوء استفاده از بيان جزئيات فوار به
دديل بدآموزي و اشاله منكوات و جلوگريي از قهومان
سازي مطبولاتي از ايع لاملني.
- به كارگريي نريوهاي مودمي و سازماهناي غريدوديت جهت
رساني به امداد به دخرتان حتت خشونت خانواده و اطال
نريوهاي امنييت.
نيز و دوديت و رمسي اجتمالي نظارهتاي - تقويت
نظارهتاي مودمي و حملي از مجله امو به معووف و هني از
آزاديهاي تعديل و جامعه فضاي پاكسازي جهت منكو
اجتمالي.
حبث و نتيجه گريي
به لنوان مكانيسمي دفالي با فوار كودكان از منز
واكنش جرباني و رهايي خبش مطوح است كه كودك به خاطو
خود به خيابان پناه رهايي از رنج و آالم درون منز
هورناي » آن را نولي تضاد دروني مي بود كه « كار
فود مي داند. « سو » نيز بو شانه خايل كودن از زيو
بار مسئوديت و يافنت اوقات فواغت بيشرت تاكيد دارد. «
هاروكس » رشد احنواف را در سخت گريي هاي بيجا و غري
» ميل به رهايي از قيود منطقي بزرگساالن و « دوئالكو
خانواده و «زائدوشسرتم » هم متايل به فوار از زيو
فشارهاي خانوادگي و اجتمالي را مطوح مي كند.
دخرت فواري گوفتار دو احساس متضاد لشق و نفوت از
قدرت است و خوئي تسليم جويانه دارد. يعين مي خواهد
سوگوداني خود را در بريون از خانواده در کنار افوادي
ادامه دهد که او را دوست بدارند و محايت کنند، اما
از جتوبه به او مي آموزد که التماد نکند و بواي دفا
حقوق خود مهيشه بگويزد، زيوا مني تواند وضعيت موجود
را بپذيود و چنني است که او زا " ضد اجتمالي " و
اصالح ناپذيو مي دانند(رستم خاني، 4384: 334)..
در سنني نوجواني, نولي فوار ناشي از بيماري رواني
انزواجويانه ممكع است در فود پديد آيد. آنچنانكه به
گوشه اي رفته و زندگي آرامي را آغاز كند. افواد
فواري از نظو فودي, خانوادگي و اجتمالي داراي ايع
شوايط هستند:
ضعيف افوادي دارند, منش اختال فردي: نظر از
االراده اند, حساس و زودرنج هستند, لقب ماندگي حتصيلي
دارند و بواي امور غريدرسي ارزش بيشرتي قائل اند,
بوخي از آهنا لقب ماندگي ذهين دارند, شخصيت تلقني پذيو
داشته و يا به احنوافات و اختالالت و بيماري هاي رواني
از مجله صو , اسكيزوفوني و پارانويا مبتال هستند و به
اجتمالي انضباط و ثبات شخصيت, تكويع لدم للت
ندارند. اگوچه افواد باهوش در بني آهنا اندك نيست.
بوخي از اينها كه بيشرتشان نوجوانند دچار رنج لصيب
هستند بي خوابي دارند و احساس گناه آهنا را آزار مي
دهد. دسته اي از ايع افواد از حلاظ وضع جسمي و رواني
سامل و لادي هستند. ممكع است حتت تاثري حميط خانوادگي
وحميط حتصيلي بواي تفويح و خوشگذراني و يا تقليد از
فيلم و ماجواجويي اقدام به فوار كنند.
ازنظر خانوادگي: به للت نفاق, ناسازگاري, التياد
پدر ومارد, تشنج در حميط خانوادگي, طود و حتقري, كمبود
حمبت, از هم گسيختگي خانواده, طالق, جدايي, فوت, لدم
مواقبت و بي توجهي وادديع و سوپوستان نسبت به امور
حتصيلي خمصوصا" در خانواده هاي پومجعيت, توس از تنبيه
در صورت لدم موفقيت در حتصيل, اقدام به فوار از منز
نازپوورده كه دائم حتت و توك حتصيل مي كنند. اطفا
مواقبت, نظارت شديد قوار دارند بواي كسب آزادي و
از خانه فوار مي كنند. استقال
از نظر اجتماعي: اغلب در حميط و منطقه اي زندگي
مناسب شوافتمندانه حيات داشنت بواي كه اند كوده
نبوده است. در حميط اجتمالي شان رفتار ضد اجتمالي,
آدودگي و التياد وجود داشته است. با تيپ بي بند و
بار و پوخاشگو مواجه بوده اند. بدآموزي در زندگي
شان بسيار بوده است. مشكل انضباطي و اخالقي داشته
ها خواري شكست, منطقة شان زندگي منطقه اند.
سوافكندگي ها بوده و ايع خود زمينه را بواي حمدود
ساخنت فود و حوزة معاشوتي را فواهم كوده است.
مهه انساهنا در جائي که بسو مي بوند, چه خانه و حمل
کار, اگو احساس رضايت نکنند و فضاي حاکم بو حميط
موجب رنج و لذابشان شود به فکو فوار مي افتند. در
ايع ميان درصد کمي فکو خود را لملي مي کنند و آهنائي
که مانده اند سعي کوده اند مشکالت و موجبات ناراحيت
خود را در حميط بو طوف کنند يا خود را با شوايط
و حتمل پذيو موجود تطبيق دهند تا حميط قابل قبو
گودد.
متايل به فوار از حميط در مورد جواهنا خبصوص افواد 24
تا 22 ساده قويرت و جدي تو است. فوار از خانه بواي
نوجوان نتيجه يک مسئله غامض و الينحل, بواي خانواده
يک مسئله موبوط به روابط متقابل و بواي جامعه يک
مسئله اجتمالي است.
شده معموال" از سع 9 سادگي شوو قصد فوار از منز
رود. مني مشار به خطوناكي حادت او دفعة بواي و
کودکان و يا جواناني كه فوار مي كنند پس از سالتها
سوگوداني با حادت افسوده و پويشان با نگواني به
ً
احتماال شديد, تنبيه صورت در مي گودند. بو منز
اقدام به خودكشي يا فوار جمدد مي كنند. فوار از
مدرسه با غيبت هاي مكور, غريموجه و يا بطور غري مرتقبه
اجنام مي گريد. غيبت ممكع است بدديل اتفاقي از قبيل
حاضو نكودن درس, اجنام ندادن تكاديف, متاشاي صحنه
هايي درسو راه مدرسه و يا مالقات با دوستان باشد.
غيبت هاي مكور غريموجه, حاديت خطوناك است و باالخوه به
توك حتصيل منجو مي شود.
کودکان و نوجوانان حتت تاثري لوامل حميط خانوادگي,
حميط حتصيلي و لوامل جسمي و رواني, اقدام به فوار از
خانه مي كنند. دخرتان فواري به دديل نداشنت خانواده
حتت يا نامادري, ناپدري, با هستند جمبور متشكل,
سوپوسيت ديگوان زندگي كنند. فقو مايل و نامناسب بودن
اقتصادي و اختالالت و تنش هاي خانوادگي, سبب اوضا
لدم موفقيت آهنا در امو حتصيل مي شود. لدم بوخورداري
از كانون گوم خانواده, فقو اقتصادي و فوهنگي و مهچنني
مصاحبت و رابطه با افواد نامناسب, از لوامل موثو در
فوار دخرتان هستند.
فوار نوجوان از خانه منود آشكاري از وجود مسئله
اي لميق تو و پيچيده تو به نام « مسئله ارتباط
نوجوان با وادديع » است. نوجوان گاه بواي رهايي از
رنج و ناراحيت, جنات از سوزنش هاي مداوم و حتقريهاي
مكور و خود شدن شخصيت خود از خانه مي گويزد, گاه
بواي مقابله و تنبيه وادديع و گاه بواي داشنت احساس
بي پناهي و لدم امنيت. پشت پا زدن به لواطف و پاي
بندي هاي موجود در خانواده و ناديده گوفنت انتظارات
هبنجار طبيعي و لادي رفتار نو يك مسلما" جامعه
و رويارويي هبنجار و طبيعي ادعمل لكس ويل نيست.
حميط در موجود كنندة خسته آور كسادت بوخوردهاي
ناهبنجار خانوادگي است.
صنعيت (3184) در حتقيقش ذكو مي كند, شكاف بني پدر و
مادر و تشنجات خانوادگي فود را به فوار دلوت مي
لوامل از يكي شده دستگري فواري دخرتان اكثو كند.
فوارشان از خانه را (مهمرتيع لامل) اختالفات خانوادگي
ذكو مي كنند. حضور زن پو يا نامادري نامهوبان و يا
احساس تبعيض ميان فوزندان و مواردي از ايع قبيل كه
در سع نوجواني حبوان زاست بالث مي شود دخرت به بيگانه
روي ديگو اشتباه لامل يك اجنام با و بوده پناه
بازگشت به خانواده و خانه نداشته باشد. خانواده هاي
ستيزه گو و نابسامان به دديل امو و هني و سخت گريي
هاي وادديع و بي مهوي در كودكي و حمووميت از رفاه و
اخالقي, از لوامل امنيت, لصبانيت وادديع, سسيت اصو
اند. شده حمسوب بزهكاري به گوايش اوديه و اصلي
يا وادديع مشاجوات از الم خانوادگي, منازلات
مشاجوات بني فوزندان با وادديع, ازدواج هاي مكور و
وجود بوادران و خواهوان ناتين, حسادت و تبعيض بني
فود را به شورش و طغياني وا مي فوزندان, طالق و ...
دارد كه شدت ايع لوارض رواني و سوكشي ها به خارج از
خانه منتقل شده و اثوات سوء خود را در وراي خانه
نشان مي دهد.
طالق و جدايي بني پدر و مادر سبب اضطواب و نگواني
و تشويش خاطو فوزندان مي شود. در اثو حمووميت از
احساس فقدان رنج آوري مي ديدار پدر يا مادر اطفا
كنند كه لكس ادعمل ناراحيت هاي رواني مذكور بعدا" به
صورت لصبانيت, بداخالقي, متود از اوامو پدر و مادر
وديگوان و باالخوه ناسازگاري و لدم انطباق اجتمالي
خواهد بود. فوت يكي از وادديع نيز در لدم تعاد
روحي موثو است. حميطي كه طفل بايد در آن به سو بود
ناخودآگاه او را بي ثبات و مضطوب مي كند( زندگي در
خانه ناپدري, يا نامادري). پس از طالق كودكان يك
موتبه دچار حبوان رواني, توس و اضطواب شده و تبديل
به نوباوگاني درمانده, بيمار و بزهكار مي شوند. در
صورت نبود مادر طفل دچار كمبود حمبت شده و در صورت
نبود پدر, فود دائم از خانه و خانواده دوري جسته و
كمرت از مادر اطالت و حوف شنوي مي كند.
از طويف نيز ريشة بسياري از ناسازگاري هاي جوانان
را بايد در روش هاي توبييت وادديع به ويژه در مواحل
اوديه كودكي جستجو منود. در صورت تامني نيازمندي هاي
بووز نوجواني سنني در لديده مشكالت كودكان لاطفي
خنواهد كود. جوان هنگامي كه با مسائل زندگي روبوو مي
شود واكنش هايي از خود بووز مي دهد كه منبع اهلام
آهنا, واكنش هاي وادديع او در چنني شوايطي است. كودك
در خنستني ساهلاي زندگي بيش از هو زمان ديگو احتياج به
امنيت و حمبت دارد. اگو ددبستگي نباشد توبيت در آهنا
تاثريي ندارد ودو آنكه مستموا" حتت نظارت و مواقبت
باشند. در صورتي كه كودك شاهد اختالفات ميان وادديع
خود باشد نسبت به يكي از آهنا كينه پيدا مي كند و
بعدها كه بزرگ شد ايع كينه را نسبت به مهه منتقل مي
كند. چواكه ايع تقليد و مهانندسازي را از خود آنان
فوا گوفته است. روابط پدر و مادر و بوادر و خواهو
مسئله اصلي بعدي دوران كودكي است. روابط اجتمالي و
فعاديتهاي يادگريي پايه تويع اساسي آن يادگريي
اجتمالي را شكل مي دهد. سازش با خانواده و گووه
خانوادگي مقدمه اي بواي سازش با گووه حتصيلي و سپس
گووه حوفه اي خواهد بود و خالصه اينكه سازش اجتمالي,
اساسا" در خانواده پايه گذاري مي شود(صنعيت, 3184).
مي که هستند مهمي لوامل از وادديع بنابوايع
توانند به نوجوانان کمک کنند تا از لهده آنچه الزمه
است بوآيند و به بزرگسايل توانا، متکي به خود استقال
شوند. نوجواناني که و داراي تصويو مثبت از خود مبد
قوباني بدرفتاري شديد هيجاني وادديع و نابساماني
ا
هستند شخصً در التماد کودن به ديگوان و اجياد رابطه
شديدي نياز که چند هو و اند، مشکل دچار لاطفي
حمض به کنند، مي بوقوار رابطه وقيت اما دارند،
کوچکرتيع سوخوردگي دچار احساس لدم التماد مي شوند.
در يکي از جنبه هاي مهم رفتار وادديع اقتدار و کنرت
بوابو خود خمتاري است. رفتار وادديع ممکع است در ايع
است آنان ممکع باشد. داشته اي گسرتده تنو دامنه
ا
خودکامه باشند و صوفً به نوجوان بگويند چه بايد
بکند. ممکع است مساوات طلب، مقتدر يا دمکوات باشند.
هو چه از ساخت خودکامگي وادديع به طوف ساخت بي بند
و باري وادديع حوکت کنيم مي بينيم که نوجوانان نقش
بيشرتي در هدايت خود به لهده مي گريند و وادديع هم در
تصميم گريي هاي موبوط به نوجوان کمرت دخادت مي کنند.
مطادعات خمتلفي که در آمويکا و کشورهاي ديگو اجنام
و دمکوات، قاطع وادديع اند کوده ثابت است، شده
زياد فوزنداني داراي التمادبه اطمينان خبش به احتما
نفس، لزت نفس، مستقل و احساس مسئوديت دارند و احساس
واددينشان حمبت و مهو مورد که کنند مي
هستند(اردالن،2384: 21).
صورت به كه است هايي شاخص مجله از بيسوادي
غريمستقيم در ارزيابي چگونگي استحكام ارزشها و لواطف
خانواده موثو است. وقيت دخرتي توك حتصيل و به دنبادش
فوار مي كند, نبودن نريوي لاطفي خانوادگي را مي توان
در پي آن جستجو كود. تشنجات داخلي خانواده و خانه
سبب مي شود كه دخرت بدون قصد ازدواج, كار و درس, قيد
حتصيل را بزند و به برياهه بيفتد. وادديع با كثوت
اوالد مني توانند چندان سهمي در پيشوفت حتصيلي فوزندان
خود داشته باشند. خانواده هايي كه داراي فوزندان
متعدد هستند مني توانند كامال" پاسخگوي نيازهاي لاطفي
مي شوند. آهنا باشند و از ايع رو دچار تزدز
بعنوان گاه و اصلي لامل بعنوان گاه نيز فقو
انگيزه و زماني به صورت شوط ارتكاب بزهكاري مطوح مي
امكانات از بودن حمووم فقو واقعي مفهوم گودد.
ابتدايي و ضووري بواي ادامه زندگي است. نداشنت حداقل
شوايط و امكانات بواي يك زندگي نسبتا" آسوده و لدم
توانايي در تامني احتياجات, موجب مشكالت متعدد جسمي و
رواني بواي فود مي شود و فوصيت بواي درك ارزش هاي
اجتمالي باقي مني ماند.
تعارض ميان فوهنگ خانواده و سخت گريي هايش با
فوهنگ مهساالن و دوستان نيز بالث احنواف و كجووي مي
در بسيار مهمي نقش مدرسه از خانواده, پس گودد.
زندگي اجتمالي كودك و نوجوان بو لهده دارد. فود در
حميط حتصيلي كه از گووههاي خمتلف مذهيب, نژادي, منطقه
اي, اقتصادي و اجتمالي تشكيل شده قوار مي گريند. لدم
رضايت از حميط حتصيلي حتت تاثري لوامل جسمي و رواني و
يا حميط خانوادگي و يا وضع حتصيلي, گذشته از فوار از
پوخاشگوي, سوكشي, انضباطي, بي به منجو مدرسه,
بداخالقي, بدرفتاري, بي التنايي به مقورات و اجياد
و ودگودي و ضور و زيان و باالخوه فوار از منز
فاسد و تبهكار, ارتكاب جوائم مي شود. گاه اجتما
فويب با آهنا كشاند. مي بزهكاري به را نوجوان
هاي نيازمندي رفع مثل خمتلف راههاي از نوجوانان
طبيعتا" دارند. مي بزهكاري وا به را آهنا آنان,
نوجواني كه به خانه و مدرسه لالقه مند نيست, به
تكيه گاه و پناهگاهي مي گودد و در بوخورد با دنبا
ايع گووهها به سهودت تسليم مي شود و بواي گوفنت
ضد انتقام از وادديع و اودياي مدرسه موتكب الما
اجتمالي خواهد شد.
پيشنهادها
8194 با هدف موسسه "سيين آشا" CiniAsha Centerدر سا
و بواي درمان ر درماني هبداشيت خدمات منودن فواهم
كودكان طبقات حمووم آغاز به كار كود و ايع خدمات را
اكنون در كلكته و 23 روستاي اطواف آن ادامه مي دهد.
9394 ايع اجنمع فعاديت هاي محاييت خود را بواي در سا
كودكان حمووم خياباني آغاز كود.
طي حتقيقاتي كه در ايستگاه راه آهع به لمل آمده
مشخص شد كه للت فوار كودكان از خانه تنها فقو نيست
بلكه لمل ديگوي از مجله التياد پدران, جدايي پدر و
مادر, داشنت خانواده هاي نابسامان موجب فوار آهنا مي
شود. هدف سيين آشا هببود كيفيت زندگي كودكان حمووم شهو
است, لمومي بسيج و هبداشيت خدمات آموزش, طويق از
گووههاي مورد هدف كودكان شاغل ساكع حاجي آبادها,
كودكان خياباني و فوزندان روسپي ها هستند. به منظور
دستيابي به هدف خود از راهربدهاي زيو استفاده كوده
است:
4- اجياد سوپناه هاي باز در ايستگاههاي راه آهع,
بسياري از كودكان فواري يا كودكان كه با خانواده
خود به كلكته مهاجوت كوده اند, در ايستگاههاي راه
آهع زندگي مي كنند. سيين آشا ابتدا با مهكاري يك
سازمان غريدوديت ديگو اقدام به راه اندازي يك سوپناه
باز در ايستگاه سيلدا Cilda Centerمنود و اكنون سوپناه
باز را وادار مي كند در ايع سوپناه ها غذا, محام,
بواي شخصي قفسه و بازي وسايل و مشاوره آموزش,
كودكان فواهم مي شود.
2- اجياد سوپناه هاي شبانه بواي كودكان خياباني كه
از هيچ گونه محاييت بوخوردار نيستند. بسياري از ايع
آزارها قوار مي گريند. دذا كودكان شبها مورد انوا
سيين آشا با مهكاري يك سازمان غريدوديت ديگو اقدام به
اجياد سوپناه هاي شبانه منوده است. در ايع سوپناه ها
حملي امع, غذا, محام, مشاوره, وسايل بازي و ... بواي
خود غذا طبخ و هتيه بواي شود. مي فواهم كودكان
كودكان تصميم مي گريند و اقدام مي كنند و موسسه پو
الزم را به ايع منظور در اختيار آنان قوار مي دهد.
به آهنا پيوسنت امكان كه كودكاني شناسايي 8-
خدمات منز , از بازديد است. موجود خود خانواده
امكان ثبت نام در مشاوره اي فشوده بواي كودكان
مدرسه, خدمات مشاوره اي بواي وادديع, بازگوداندن
كودك نزد خانواده, پيگريي مستمو, جلب محايت جامعه حملي
از جلوگريي لدم به منظور ها خانواده توغيب بواي
ادامه حتصيل فوزندانشان.
به نظو مريسد كه بواي دخرتان فواري پس از فوار
ليين و ملموس مي شود واقعيت هاي زندگي به ايع صورت
كه: شهووندي هستم نيازمند به پو ، به دديل بي توجهي
هاي خانواده، از يادگريي مهارت هاي فودي و اجتمالي
حمووم بوده ام، در مقابل قدرت جسمي مودان، ضعيفم و
كنم، مني توامن در جامعه شغلي مني توامن از خودم دفا
پيدا كنم يا سوپناهي فواهم آورم، با طود اجتمالي
مواجهم، زيوا دخرتم. اما پسوان مهسع و هم موقعيت مع
كه مني توانند با خانواده خود به تفاهم بوسند، داراي
ابزار قدرت اند، آن ها توامنندي جسمي دارند و كسي مني
تواند به آن ها تعوض كند. از مهارت هاي فودي و
اجتمالي بوخوردارند و حيت اگو از حموومرتيع خانواده ها
باشند مي توانند شغلي بابند و درآمدي داشته باشند و
با آن سو پناهي هتيه كنند. از مهه مهم تو ايع كه
تأييدشان ميكند و كسي بواي آن ها مزامحيت اجياد اجتما
مني كند. در ايع اوضا ، راهي جز تسليم در بوابو
كساني كه داراي ابزار قدرت اند، يعين مودان جامعه
باقي مني ماند. در روابط متقابل در هم تنيده اجتمالي
قوانني دارد، وجود جامعه مودهاي و ها زن بني كه
اجتمالي نيز، به جاي آن كه افواد متجاوزي را كه از
ديگوان به رساندن آسيب بواي جامعه امكانات مهه
(زنان) و روابط اجتمالي (فحشاء) استفاده مي كنند
حمكوم كند، فود ناتوان و فاقد قدرت (زنان) را تنبيه
و بازجويي مي كند، به مهني دديل، دخرتان فواري دستگري
ميشوند، اگو از خانواده شكايت كنند، جمبورند باز
گودند و حتمل كنند. اگو از مودان متجاوز جامعه شكايت
كنند بيشرتيع ضوبه شالق را خودشان بايد خبورند.
دخرتان فواري اگو به خانه بازگودند، با پدري
ا
سلطه جو و غادبً بيمارمواجه اند و اگو در جامعه
مبانند با موداني متجاوز، اما آزاد درگريند.
آهنا حتت تعقيب قانون و جموم شناخته مي شوند، در
حاديكه پدران متجاوز و سلطه گو و مودان متجاوز در
جامعه آزادند و منع قانوني بواي روش زندگي اي كه
انتخاب كوده اند ندارند.
در چنني اوضالي دخرتان فواري در دام احنواف
جنسي و فحشاء گوفتار مي شوند، اما باز هم به نام
روسپي مورد طود اجتمالي و منع قانوني هستند(رستم
خاني،4384).
با که هستند خمتلف اقشار بني از فواري دخرتان
انگيزه ها و للل گوناگوني اقدام به فوار مي كنند و
هتديد را جامعه و خانواده آنان فوار پيامدهاي
منظور به زيو پيشنهادهاي راستا ايع در مي كند.
مقابله قطعي تو نسبت به معضل فوار دخرتان از خانه
ارايه مي گودد:
نظو به اينكه با استناد به اطاللات و حتقيقات،
بيشرت دخرتان فواري از بني خانواده هاي نابسامان بوده
و اغلب فوزندان طالق هستند، به كارگريي متام متهيدات
جهت پيشگريي و كاهش نوخ طالق از طويق تقويت مواكز
مشاوره و فوهنگسازي جهت شوكت در كالسهاي آموزش حقوق
ً
و تكاديف مهسوان قبل از لقد رمسي، ضووري است. هنايتا
چنانچه خانواده اي به دديل خمتلف از هم گسسته شد،
وضعيت حضانت و كه موظف منود را خانواده مي توان
توبيت فوزندان را به سازماني كه از سوي دودت مشخص
مشكالت در رفع سازمان ايع و منايد گزارش مي شود،
فوزندان چنني خانواده هايي تالش منايد و نسبت به رفع
خشونتها و مشكالت ايع خانواده ها اقدام منايد. الما
للين و جدي بواي باندهاي جمازات هاي بسيار سنگني،
درج حنوه منودن قانومنند جنسي، جتارت اغفا ، فساد،
اخبار موبوط به خبش حوادث و ممانعت از سوء استفاده از
بيان جزئيات فوار به دديل بدآموزي و اشاله منكوات و
ايع از مطبولاتي قهومان سازي از جلوگريي
لاملني؛ بكارگريي نريوهاي مودمي و سازماهناي غريدوديت جهت
رساني از وضعيت دخرتان حتت خشونت و نيز محايت هاي اطال
مايل به كودكان بي سوپوست؛ تقويت نظارهتاي اجتمالي
تعديل و جامعه فضاي پاكسازي جهت دوديت و رمسي
پيشنهاداتي است كه اگو به كار آزادي هاي اجتمالي،
گوفته شوند مي توانيم ايع معضل اجتمالي را تا حدود
زيادي مهار كنيم.
لدم فوهنگسازي مناسب به منظور پيشگريي از فوار
نوجوانان توسط هنادها و ارگاهنا و رسانه هاي مجعي و
نيز اکوان سينماها و منايش فيلم هاي تلويزيوني از
مجله لوامل تشديد کننده معضل فوار نوجوانان از خانه
اخري در رابطه با است: بوخي فيلم هايي که طي دو سا
فوار نوجوانان ساخته شده است مهه داراي پاياني خوش
هستند، در ايع فيلمها نوجوانان فواري به سامان مي
به لنوان مثا رسند و زندگي خوبي پيدا مي کنند.
فوار دخرتي که به خاطو سخت گريي هاي وادديع از منز
مي کند، با ورود به جامعه از روي شانس با افواد
خوبي بوخورد مي کند و سواجنام نيز با ازدواج با
آينده اي جواني ثوومتند و توفيق يک زندگي ايده آ
مناسب مي يابد.
پديده فوار دخرتان از خانه يک آسيب اجتمالي جدي
است و رسانه ها بايد واقعيت زندگي ايع دخرتان پس از
فوار از خانه را به تصويو بکشند و با ايع کار
دخرتاني را که قصد فوار از خانه را دارند حيت بواي يک
حلظه هم که شده به تفکو و تامل وادار کنند. به
التقاد کارشناسان تعيني دقيق لوامل موثو بو فوار از
الم از شوايط خانوادگي و يا رواني دخرت، تالش منز
بواي بوطوف کودن و يا کاهش لوامل منجو به فوار از
سطح محاييت در و مددکاري اي، اقدامات مشاوره مجله
خانواده و در سطح مدرسه در خصوص شيوه بوخورد با
بازگشته، اطمينان از حفظ امنيت و دخرتي که به منز
سالمت دخرت و مهچنني امکان ارتباط آسان دخرت با مواکز
مشاوره اي و محاييت از دخرتاني که خانواده به هو دديل
حاضو به پذيوش آهنا نيست، از مجله راهکارهاي پيشگريانه
از اقدام جمدد دخرتان از خانه است.
اجياد حميط امع و سامل از حلاظ لاطفي و جسماني، گوش
فوصتهاي آوردن فواهم فوزندان، صحبتهاي به دادن
مناسب بواي فوزندان جهت يادگريي، تصميمگرييهاي مثبت و
سازنده، محايت فوزندان در زمان احساس تنهايي، پوهيز
از انتقاد بيش از حد و متسخو و تنبيه، تشويق فوزند
از فوزند با گفتوگو در صداقت و موفقيت كسب در
راهكارهاي پيش روي خانوادهها بواي جلوگريي از فوار
دخرتان است.
داشنت يک هدف مشخص در زندگي و پايبندي به سنتها و
ارزشهاي ديين و اجتمالي مي تواند در باال بودن درک و
فهم نوجوانان در حتمل و يا تغيري شوايط نامطلوب به
شيوه درست راهگشا باشد، بطوري که آنان ديگو فوار را
به لنوان هبرتيع و ساده تويع راه انتخاب نکوده و پيش
از هو تصميمي لواقب شوم ايع اقدام را در نظو بگريند.
مسائل هبداشيت در ايع افواد به لنوان يکي از کنرت
وظايف دستگاههاي هبداشيت و يا هبزيسيت تعويف نشده است و
ابتال به بيماري هاي از ايع رو ايع افواد با خطو
ايع از بوخي هستند. مواجه درمان ديو و پيشوفته
افواد دچار ضايعات جربان ناپذيو جسمي مي شوند و از
طويق روابط جنسي بيماري خود را به ديگوان منتقل مي
يکي از بيماريهاي حاصل روابطي از ايع نو کنند.
ايدز است.
در حايل که هو ساده ايع پديده با روند افزايشي
مواجه است، خانواده ها شوايط و حميط خانه را بواي
پذيوش دخرتان خود فواهم کنند، مهچنني رسانه ها بايد از
طويق فوهنگسازي راه بازگشت به خانه را مهوار تو کنند
امان در مساده ايع ناپذيوتو جربان لوارض از تا
مبانند.
وادديع مي توانند اقدامات زيو را اجنام دهند:
وادديع زماني را به فوزندان خود بواي گوش 4 -
دادن به حوفهايشان بدهند.
را خود فوزندان با آزاد گفتگوي امكان 2 -
مهواره باز گذارند.
آهنا و… سوزنش و نصيحت ، مولظه از 8 -
بپوهيزند.
دائمي و باز گفتگوي اي مدرسه پوسنل با 1 -
داشته باشند.
به لنوان يك وادد در جويان مسائل فوزندان 1 -
خود باشند.
وادديع يك وادد غري رمسي باشند، بدان معنا 3 -
كه قبل از هو چيز دوست فوزندان خود باشند.
وادديع در خانه قوالدمهمي را پايه ريزي 1 -
منايند. زيوا بوخالف باور لموم ، بچه ها به قوالد و
اصويل در خانه نيازمندند كه به طور دائم بدان لمل
شود.
آموزش شيوه هاي صحيح توبييت به وادديع در زمينه،
حنوه بوخورد با فوزندان, شيوه هاي لمومي رفتار و
بوخورد با مشكالت زندگي, تبيني نيازها و خواسته هاي
و نوشتاري هاي رسانه طويق از جواني و جواني
و نيازها ايع رفع راههاي ارائه و غرينوشتاري
رويارويي با آهنا, تاسيس كانوهناي ختصصي محايت خانواده
در زمينه هاي خمتلف مثل محايت مايل, شغلي و مشاوره اي
شامل مشاوره خانواده, روانشناسي, حقوق و ... و جهت
و شوايط تناسب به خمتلف هاي خانواده افواد دهي
نيازها در مسري صحيح زندگي، تاسيس كانون هاي ختصصي
از محايت منظور به گسسته هاي ازخانواده محايت
فوزنداني كه يا بدون پدر و مادرند يا با يكي از آهنا
زندگي مي كنند و آموزش صحيح افواد جايگزيع پدر و
مادر در ايع خانواده ها از مجله پيشنهاداتي است كه
درخصوص پيشگريي از اشاله سايو معضالت اجتمالي ارائه
شده است. بعالوه باال بودن سطح فوهنگ لمومي جامعه
بواي از بني بودن و رفع شوايط حبوان زاي خانواده هاي
بدسوپوست, اجياد دفاتو خودسازي روحي با محايت مايل
دودت و هنادهاي خصوصي, محايت اقتصادي و قانومنند از
خانواده هاي داراي شوايط خاص و تالش جهت كاهش خشونت
هاي خانگي لليه زنان و كودكان و پيگريي قانون افواد
ضارب به لنوان جموم نيز از ديگو مواردي است كه با
توجه به ضوورت پيشگريي از معضالت اجتمالي به لنوان
پيشنهاد مطوح شده اند.
فهرست منابع:
4 -آقاخبشي, حبيب (3184). نظويه هاي آسيب شناسي اجتمالي، جزوه
،دانشگاه للوم هبزيسيت و توانبخشي.
2 -آقاخبشي, حبيب (3184). التياد و آسيب شناسي خانواده (رويکود
مددکاري اجتمالي). انتشارات دانشگاه للوم هبزيسيت و توانبخشي.
8 -اهبوي، جميد (2384). للل و لوامل آسيبهاي اجتمالي، انتشارات
پشوتع.
1 -اردالن، للي(4384). بورسي فوار دخرتان از منز ، طوح حتقيقاتي
دانشگاه للوم هبزيسيت و توانبخشي.
1 -اردالن، للي(8384). بورسي لوامل موثو بو فوار زنان و دخرتان از
منز ، طوح حتقيقاتي مشرتک بني دانشگاه لوم هبزيسيت و موکز مشارکت
زنان.
3 -افتخاري، لبدادوضا رکع ادديع(2384). چگونگي مشارکت دادن جوانان
و نوجوانان در بونامه ريزي موبوط به خود. دانشگاه للوم هبزيسيت و
توانبخشي.
1 -اقليما، مصطفي(2384). بورسي لوامل موثو در بازگشت جمدد زنان و
دخرتان آسيب ديده اجتمالي به مواکز بازپووري سازمان هبزيسيت. طوح
حتقيقاتي دانشگاه للوم هبزيسيت و توانبخشي.
3 -بابايي, ناصو و مهكاران(9384). نگوشي بو پديده بي سوپوسيت و
مشكالت فوزندان دور از خانه و خانواده, هتوان انتشارات سازمان
هبزيسيت كشور
9 -بواهين و مهكاران, 3184). تومجه: زمينه روانشناسي، تاديف:
اتکينسون و مهکاران. انتشارات رشد.
24 پوالدي، حممد للي و مهکاران(3184). بورسي للل و لوامل ارتکاب جوم -
زنان زنداني خوزستان. دفرت کميسيون بانوان استانداري خوزستان.
44 تقوي، سيد حممد رضا و هامشي، الدن(4384). بورسي لوامل موثو در -
فوار دخرتان از خانه، مطادعه موردي در شهو شرياز با استفاده از روش
کيفي، چکيده مقاالت خنستني کنگوه سواسوي آسيب شناسي خانواده در
ايوان. ناشو : دبري خانه کنگوه.
24 متدن، توراندخت (2184). بچه هاي طالق، ناشو مرتجم، چاپ دوم.
-
84 حسيين، سيد رضا (4384). بورسي آمار جوائم در ايوان، مقاالت اودني -
مهايش ملي آسيبهاي اجتمالي در ايوان. اجنمع جامعه جامعه شناسي
ايوان، جلد يکم.
14 حسينيان، سيمني(2384) بورسي خصوصيات دموگوافيک نوجوانان فواري و -
خانواده هاي آنان به منظور پيش بيين و پيشگريي از رفتار فوار.
چکيده مقاالت خنستني کنگوه سواسوي آسيب شناسي خانواده در ايوان.
ناشو : دبري خانه کنگوه.
14 محيدي، فويده(8384). بورسي ساخت خانواده، ددبستگي در دخرتان -
فواري و اثو خبسي خانواده درماني و درمانگوي محاييت در تغيري آهنا.
چکيده مقاالت خنستني کنگوه سواسوي آسيب شناسي خانواده در ايوان.
ناشو : دبري خانه کنگوه.
34 حيات روشنائي، افسانه(4384). بورسي رابطه فوار دخرتان از منز -
با وضعيت خانوادگي، شيوه هاي توبييت وادديع و ميزان التماد به نفس
زنان، خالصه مقاالت اودني مهايش ملي آسيبهاي اجتمالي در ايوان، ناشو:
دبري خانه مهايش.
14 خواط ها، سعيد(2384). ساختار روسپيگوي در حمله قوبت، جمموله -
مقاالت اودني اودني مهايش ملي آسيب هاي اجتمالي در ايوان. هتوان:
انتشارات اجنمع جامعه شناسي ايوان، جلد پنجم.
34 دانش، تاج زمان (1184). جموم کيست؟ جوم شناسي چيست؟ انتشارات -
کيهان، چاپ او .
94 درخشان نيا، فويبا (4384). بورسي نگوش مودم نسبت به نگهداري -
دخرتان فواري در مواکز هبزيسيت. پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه
للوم هبزيسيت و توانبخشي.
22 راهب، غنچه(2384). بورسي لوامل خانوادگي موثو در گوايش -
نوجوانان دخرت ساکع شهو هتوانبه بزهکاري، پايان نامه کارشناسي
ارشد، دانشگاه للوم هبزيسيت و توانبخشي.
42 ربيع زاده، سوسع(1184). بورسي وضعيت زنان جموم و بزهکار شهو -
هتوان. جمله اصالح و توبيت، مشاره 21
22 رستم خاني، معصومه (4384). بورسي نقش وادديع در فوار دخرتان، -
مقاالت اودني مهايش ملي آسيبهاي اجتمالي در ايوان. جلد پنجم، اجنمع
جامعه جامعه شناسي ايوان.
82 رفيع پور، فواموز(3184). آنومي يا آشفتگي اجتمالي، نشو سووش. -
12 زواره اي, فاطمه(2384). بورسي للل خانوادگي و اجتمالي فوار -
دخرتان 14 تا 22 ساده از منز , پايان نامه كارشناسي ارشد, دانشگاه
للوم هبزيسيت و توانبخشي.
12 شجا رضوي، حممدرضا (1184). بيداري وجدان در كودكان ناسازگار, -
انتشارات آستان قدس رضوي, چاپ چهارم.
32 صمدي راد، انور (1381). بورسي لوامل اجتمالي و خانوادگي موثو -
بو فوار دخرتان از خانه ناشو: دبري خانه مهايش آسيبهاي اجتمالي
12 صنعيت، ف.(3184). لوامل اجتماالي و فوهنگي موثو بو فواردخرتان 24- -
32 ساده از منز ، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه آزاد اسالمي.
32 لبادي ، شرييع(9384). حقوق كودك. انتشارات روشنگوان، جلد او . -
آن در 92 لبدادلهي، حممد (4384). آسيبهاي اجتمالي و روند حتو -
ايوان، مقاالت اودني مهايش ملي آسيبهاي اجتمالي در ايوان. اجنمع
جامعه جامعه شناسي ايوان، جلد يکم.
28 لبدي، لباس (4184). آسيب شناسي اجتمالي تاثري زندان بو زنداني, -
انتشارات نور.
48 لبدي، لباس (8384). جمازات زندان و ارتکاب جمدد جوم، جمموله مقاالت-
اودني اودني مهايش ملي آسيب هاي اجتمالي در ايوان. هتوان: انتشارات
اجنمع جامعه شناسي ايوان، جلد پنجم.
28 لليايي زند، شهني(2384). لوامل زمينه ساز تع دادن زنان به -
روسپيگوي، جمموله مقاالت اودني اودني مهايش ملي آسيب هاي اجتمالي در
ايوان. هتوان: انتشارات اجنمع جامعه شناسي ايوان، جلد پنجم.
88 قابضي، للريضا (9184). پوستوهاي بي آشيان، بورسي للل فوار -
دخرتان،جمله اصالح و توبيت.
18 كامكار، مهديس(2384). روسپيگوي و بي مباالتي جنسي، تفاوت و -
تشابه مهواه با گزارش يک مورد مطادعاتي، جمموله مقاالت اودني اودني
مهايش ملي آسيب هاي اجتمالي در ايوان. هتوان: انتشارات اجنمع جامعه
شناسي ايوان، جلد پنجم.
18 گدازنده، زهوا(2384). حبوان و فوار(تعويف، للل و پيشنهادهائي -
بواي پيشگريي و درمان)، مقاده، موکز مداخله در حبواهناي اجتمالي
شهيد نواب صفوي
38 الرنس ا, پوويع (1184). روانشناسي شخصيت، تومجه: حممد جعفو جوادي -
و پوويع كديور، انتشارات رسا جلد او .
18 - معتمدي، سيد هادي (2384). اودويت بندي آسيبها و مسائل اجتمالي
در ايوان. طوح حتقيقاتي دانشگاه للوم هبزيسيت و توانبخشي.
38 معظمي، شهال (2384). فوار دخرتان، چوا؟ هتوان: نشو گوايش.
-
98 مقدسي، مومي (9184). بورسي للل فوار دخرتان نوجوان از خانه. -
پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه للوم هبزيسيت و توانبخشي.
.21 مومين، م (2384). بورسي للل و لوامل فوار دخرتان و تبعات آن -
.پايان نامه کارشناسي، دانشگاه آزاد اسالمي
41 مهدويان، للريضا (2384). بورسي للل فوار دخرتان، طوح حتقيقاتي -
.مشرتک بني دانشگاه لوم هبزيسيت و جهاد دانشگاهي
41 21 ناجمويان، فويده (9184). بورسي لوامل موثو بو فوار دخرتان جمود -
.تا 34 ساده ساكع در موكز مداخله در حبوان هبزيسيت استان خوزستان
.پايان نامه
.81 جناريان, هبمع و مهکاران (4184). روانشناسي موضي، نشو رشد -
11 نوابي نژاد، شکوه (2184). رفتارهاي هبنجار و ناهبنجار، انتشارات -
.ابتكار، چاپ چهارم
،11 نوروزي، مهناز(2384 ). کودک آزاري و بي توجهي به کودک -
.انتسارات دانشگاه آزاد اسالمي
31 هداييت، هادي(3884). تارخ هوودت، انتشارات دانشگاه هتوان، جلد -
. او
، 11 ياسائی، مهشيد و مهکاران(3384). روانشناسی رشد کودک، چاپ او -
انتشارات پنگوئع
48- Allison M. Sabatelli R (1999). Differentiation and individation as mediators of identity
and intimacy in Adolescents. Journal of Adolescent Research.43-4 :8 .
49- Bao WN. Whitbech LB. Hoyt D .)2222( Abuse, support, and depression among
homeless and runaway adolescents .Journal of Health and Social Behavior.41: 408-420.
50- Bende and Dattalo (1990). Homeless woman and men. Journal of women and social
work. 5.
51- Brown kS, ziefert M (1990). A feminist approach to working with homeless women.
Journal of Women and Social Work; 5:6-20.
52- Conner MG.Understanding and preventing teenage runaways .
http://www.crisiscounseling.com/.
53- Crespy T.Sabatelli R(1993).Adolescent runaways and family Strife. Adolescence.
28:112-118.
54- Farrow JA. Diesher RW. Brown R. Kulig JW. Kipke MD (1992). Health & health needs
of homeless and runaway youth. Journal of Adolescent Health. 13:717-726.
55- Feitel B. Margetson N. Chamas J. Lipman C (1992 .)Psychological background and
behavioral and emotional disorders of homeless and runaway youth .Hospital and
Community Psychiatry. Feb, 3(2): 155- 159.
56- Gelles, R. J. (1989). Child abuse and violence in single- parent families : parent absence
and economic deprivation. Journal of Orthopsychiatry, 29 (4) , 492- 501 .
57- Goldscheider FK .Frances K .Goldscheider C (1998). The effects of childhood family
structure on leaving and returning home. Journal of Marriage and Family. 60:
58- Gordon JS (1963). Running away. In J. S. Gordan and M. Beyer, Reaching troubled
youth, Rokville, MD: National Institute of mental Health.
59- Greene JM. Ennett ST. Ringwalt CL (1999). Prevalence and correlates of survival sex
among runaway and homeless youth. American Journal of Public Health. Sep;89(9):1406-
1409.
60- Grigsby C, Baumann D, Gregorich SE, Roberts-Gray C (1990). Disaffiliation to
enrichment:a model for understanding homelessness. Journal of Social Issues;46:141-56.
61- Hjelle L, Ziegle DG (1992). Personality theories: Basic assumptions research and
applications .Mcgrow Hill, ed 3.
62- Janus MD .Archambault FX. Brown SW. Welsh LA (1995). Physical abuse in Canadian
runaway adolescents. Child Abuse & Neglect. 19(4): 433-447.
63- Kennel,J.H.& klaus,M.H.(1998).Bonding:Recent observations that Alter Perinatal care,
US,Academy.
64- Kempe. C.H. ( 1987 ) . Sexual abuse. Anather hidden pediatric problem .
65- Kempe, r.s. and Kempe C.H.(1978). Child abuse mussochsetts. Havard University Press.
66- Kurtz PD. Kurtz GL. Jarvis SV (1991). Problems of maltreated runaway youth .
Adolescence. 26(103): 543- 555.
67- Lane coco, E(1998). A family systems approach for preventing adolescent behavior
runaway.(www.findarticles.com/cf/cf_o/m2248/n/30-v33/21072050/jhtml(1992)pages1-2
68- Lioyed S A. Emery BC (1993). Abuse in the Family, infamily relations,ed, TH Brubaker:
129-152. Newbury Park,CA: Sage Publication .
69- Malos E (1995). The politics of housework. Cheltenham: New clarion press.
70- Malos E, Hague G (1997). Women, Housing, Homelessness and Domestic violence.
Womens Studies Imternational Forum; 20 (3) : 397-409.
71- Maxwell BE (1992). Hostility, depression and self-esteem among troubled and homeless
adolescents in crisis. Journal of Youth and Adolescence; 21: 139-150.
72- Mucchielli.L.(2003). Questioning the “Parental Abdication“ theory.what research shows.
(CNAF).
73- Rotheram MJ. Mahler KA. Koopman C. Langabeer K .)4993( Sexual abuse history
and associated multiple risk behavior in adolescent runaways. American Journal of
Orthopsychiatry. 66(3): 390-400.
74- Shane PG (1989). Changing patterns among homeless and runaway youth. American
Journal of orthopsychiatry. Apr; 59(2): 208-214.
75- Schaffner L (1998). Searching for connection:a new look at teenaged runaways .
Adolescence.321-349: )484(88.
76- Sharlin SA. Mor-Barak M(1992 .)Runaway girls in distress:motivation,
background,and personality .Adolescence. 27(106): 387- 405.
77- Statistics Canada 1997 and 2000 national survey of giving, voluntesing and participation .
78- Stefanidis N. Pennbridge J. Mackenzie RG. Pottharst K (1992). Runaway and homeless
youth; The effect of attachment history on stabilization. American Journal of Orthopsychiatry.
62(3) : 442- 446.
79- Tetlin, parice. February(1990) " Reflections of risk: A report on the health and well being
of adolescent girls in Minnesota"
80- Van der Ploeg J, Scholte E (1990). Victims of society. Rotterdom: Lemins: DSWO Press.
81- Van der Ploeg J. Scholte E(1997). Homeless Youth. Sage Publication. 1st ed.
82- Willis Diane JE. Holden W. Rosenberg M (1992). Child Maltreatment Prevention:
introduction and historical overview. In prevention of child maltreatment: Developmental and
ecological perspective, ed. Diane. J.
83- Whitbeck LB. Hoyt DR. Ackley KA (1997). Families of homeless and runaway
adolescents: a comparison of parent/caretaker and adolescent perspectives on parenting,
family violence, and adolescent conduct. Child Abuse and Neglect. Jun;21(6):517-28.